سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 128724
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۳۹۶
تعداد نظرات: . نظر
خانه » یادداشت » جایگاه سینما در راهبرد نفوذ امریکا علیه ایران
Print This Post
خانم ساندرز در کتاب نقش سازمان سیا در نبرد فرهنگی امریکا علیه شوروی ،‌یک بخش اصلی فعالیت های سازمان سیا را در بخش هنر و بویژه سینما برمی شمارد. وی ...

خانم ساندرز در کتاب نقش سازمان سیا در نبرد فرهنگی امریکا علیه شوروی ،‌یک بخش اصلی فعالیت های سازمان سیا را در بخش هنر و بویژه سینما برمی شمارد. وی فعالیت سازمان سیا را در این زمینه دو بخش اصلی می دداند . یک بخش در تعیین رویکرد تهیه کنندگان امریکایی به گونه ای که این تهییه کنندگان ترغیب و تطمیع می شدند تا به اصطلاح چهره امریکا را برای مردم داخل و خارج بزک کنند. و چهره شوروی را مخدش نمایند و البته یک بخش هم در جذب هنرمندان شوروی بود ،‌به صورت مستقیم یا غیر مستقیم و اساسا ممکن بود که چنان چارچوب های فکری این هنرمندان را دستکاری کنند که در ظاهر هیچ گونه جذبی به صورت رسمی انجام نشده است اما هنرمند اهل شوروی حرفی را میزند که امریکا می خواهد. این بحث تنها قسمتی از راهبرد نرم امریکاست .
امروز و بعد از آن که مقامات امریکایی رسما اعلام کردند که رویکرد امریکا نسبت به ایران همان رویکرد جنگ سرد است که از آن با عنوان پیروزی بدون جنگ یاد میکنند، شاهد رویه ای مشکوک در سینمای ایران هستیم که طیفی از تهیه کنندگان روشنفکر ماب سردمدار آن هستند و به دلایلی که بدان خواهیم پرداخت متاسفانه جولان می دهند و صدای خود را با ساخت فیلم های سیاه و سیاه تر که نه تنها فرهنگ ملی بلکه به صورت مستقیم منافع ملی را تهدید می کند ،‌بالاتر می برند.
یکی از نمونه های اخیر نمایش فیلم سینمایی ضد ایرانی «لرد» ساخته محمد رسول‌اف در جشنواره فیلم کن است که تاکنون حاشیه‌های فراوانی داشته است. لرد داستان جوان دانشجویی است که از دانشگاه اخراج شده و نظام به او حتی اجازه زراعت هم نمی‌دهد! این جوان که در فیلم سعی می‌شود فردی فرهیخته و نماینده‌ جامعه روشنفکر جا زده شود، به طور پیاپی مورد اذیت و آزار افرادی قرار می‌گیرد که گویا همه وابستگان نظام هستند و آمده‌اند تا حتی حق حیات را نیز از این دانشجوی اخراجی بگیرند!
البته چندین نمونه از این دست وجود دارد که فیلم لرد نه اولین است و با توجه به این رویکرد آخرین هم نخواهد بود. توجه به چند نکته در این خصوص ضروری به نظر می رسد :
۱- متاسفانه راجع به این مسائل چنان فضا سازی دقیق انجام گرفته است که به منتقدین به ولنگاری فرهنگی دولت و ضرورت مقابله با راهبردنرم غرب انگ های ناروا بسته می شود . در حالی که به عنوان مثال همین جشنواره فیلم کن از نحوه تشکیل تا اداره آن توسط نهاد های سیاسی و امنیتی باید حجت را بر تصمیم گیران و تصمیم سازان کشور تمام کند که تصمیمات این جشنواره تحت تاثیر سیاست است. چگونه است که فیلمی مانند محمد (ص) که یک اثر فاخر از فرهنگ اسلامی است نادیده گرفته می شود اما اثری مانند فروشنده که تنها نکته آن توهین به ایران و ایرانی است شایسته تقدیر می شود ! چرا این انتخاب ها را مسئولین فرهنگی در راستای همان راهبرد نرم به حساب نمی آورند یا لااقل وزیر محترم ارشاد بفرمایند که مصادیق عمل امریکا در صنعت سینما برای راهبرد نرم کجا نمود پیدا می کند؟
۲- نکته دیگر و البته تاسف دیگر ورود این بحث تخصصی به کارزار سیاسی انتخابات است. وقتی نامزد های محترم در مناظرات انتخاباتی بزرگ ترین افتخار خود را بر حمایت از این گونه آثار می گذارند و باعث تاثیر بر افکار عمومی می شوند چگونه می توان انتظار داشت که دیگرانی که سودای شهرت دارند راه کوتاه و در دسترس ساختن فیلم های سیاه (هرچند بی کیفیت) را انتخاب نکنند؟
۳- در سیمنای هالیود یکی از بدیهیات به کارگیری صنعت سینما در جهت سیاست های کشور امریکاست . اما همین امریکا مروج شعار هنر برای هنر در کشور های دیگر است. متاسفانه صنعت سینما در کشور ما گاها نه تنها در جهت سیاست های کشور نیست بلکه راهبرد نفوذ غرب باعث شده که آرام آرام شاهد دست بالای تفکر ضد نظام نیز هستیم. نمود بارز این ادعا را در دو جنبه کاری در سینما می شود ملاحظه کرد : اول در تضعیف فیلم هایی که در راستای سیاست های نظام هستند مانند عدم همکاری آشکارا با فیلم هایی است که در خصوص فتنه ۸۸ ساخته می شود و دوم در حمایت از فیلم های ساختار شکنی که ضد منافع ملی است .حال با وجود اهمال وزارت ارشاد و سازمان سینمایی ، نهاد هایی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی باید وارد گود شوند و این وضعیت نابسامان را با اسناد بالادستی بهبود بخشند
یادداشت: مصطفی برزکار

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار