سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 17099
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۹۲
تعداد نظرات: ۳۲ نظر
خانه » اخبار برتر » گفتنی های حاج علیداد عدالتجو از 45 سال هیئت داری/ برای امام حسین باید خرج کرد / همه هیئت های شهر، بچّه های من هستند/ جرقه نخست تشکیل هیئت قمر بنی هاشم چگونه زده شد؟
Print This Post
گفتگوی سلام دلفان با مؤسس نخستین هیئت عزارادی شهرستان دلفان؛ (29 نظر)

همین چندسال پیش نزدیک محرم، هیچ پولی دستم نبود که هیئت را دایر کنیم. گفتم خدایا چکار کنم؟ نمی شود که هیئت امام حسین را تعطیل کنیم. مانده بودم چکار کنم که یک فردی که بدهکارم بود و بدهی اش را پرداخت نمی کرد، آمد و…

pic001اشاره: حاج علیداد عدالتجو اسمی آشنا برای مردم دلفان است. مرد 74 ساله و خنده رویی که همه مردم از بزرگ و کوچک به او احترام می گذارند. وی بیش از هر چیز دیگری به هیئت قمربنی هاشم شناخته شده است.

در روزگاری که در این شهر هیچ خبری از هیئت و برپایی مراسم عزا نبود، وی آستین هایش را بالا زد و نخستین هیئت عزای حسینی را دایر کرد. اسمش را هم به دلیل ارادت خاصی که به حضرت ابوالفضل علیه السلام داشت، قمر بنی هاشم نهاد. از این رو بی شک قسمتی از خاطرات دوران کودکی و نوجوانی اهالی شهر نورآباد را خاطرات مربوط به حضور در هیئت قمربنی هاشم رقم زده است.

با اینکه سالیان زیادی از شور و حال دوران جوانی وی سپری شده، امّا هنوز هم با همان شور و حال، دوشا دوش جوانان، بساط هیئت قمر بنی هاشم را پهن می کند.

او می گوید وقتی هیئت قمربنی هاشم را دایر کرده، شهر نورآباد بیشتر از 200 نفر جمعیّت نداشته.

او در بیان حالات خود در ماه محرم می گوید با آغاز محرم به همسرم می گویم که من دیگر تو را طلاق داده ام و این دهه در خدمت امام حسین علیه السلام هستم.

مکّه رفتن حاج علیداد عدالتجو هم ماجرای جالبی دارد که در متن گفتگو آمده است. او دیداری هم با مرحوم آیت الله گلپایگانی در تهران داشته است.

وی که پدر شهید است، وقتی سخن به فرزند شهیدش می رسد و از او حرف می زند، بغض می کند و اشک در چشمانش حلقه می زند.

شنیدن سخنان این خادم قدیمی امام حسین برای مخاطبان خالی از لطف نخواهد بود.

در آستانه ماه محرم دقایقی را با حاج علیداد عدالتجو به گفتگو نشستیم که سلام دلفان در آستانه تاسوعای حسینی و بزرگداشت مقام علمدار رشید کربلا؛ قمر بنی هاشم، این گفتگو را منتشر می نماید.

 

سلام دلفان: لطفاً در ابتدا توضیحی درباره سابقه فعّالیّت هایتان در هیئت و مراسمات مذهبی بفرمایید

– عدالتجو: بسم الله الرحمن الرحیم. بنده علیداد عدالتجو  هستم، متولد 1318

آنچنان که به خاطر دارم بنده از سن پنج سالگی در هیئات شرکت کرده ام. زمانی هم که ساکن کرمانشاه و مدّتی هم در کنگاور بودیم، همیشه در هیئت حضور داشتم. حتّی یادم می آید آن موقع که در یکی از روستاهای کوچک اطراف کنگاور زندگی می کردیم، آنجا یک هیئت را خودم پایه گذاری کردم و اهالی روستا که سی چهل نفر بودیم، جمع می شدیم و عزاداری می کردیم.

سلام دلفان: آنموقع چند سال سن داشتید؟

– عدالتجو: هجده، نوزده سال داشتم.

حتّی یادم می آید که در آن هیئت یک نوحه هم خواندم.

سلام دلفان: پس نوحه خوانی هم می کردید…

– عدالتجو: نه به آن صورت، همان یک دفعه بود.

سلام دلفان: چرا دیگر نخواندید؟

– عدالتجو: خب چون صدای خوبی نداشتم! آن یکدفعه هم چون خودم بانی هیئت بودم خواندم(با خنده)

سلام دلفان: اسم آن هیئت هم یادتان می آید؟

– عدالتجو: هیئت ابوالفضل بود. فکر کنم ادامه اسم به قمر بنی هاشم ختم می شد.

سلام دلفان: شاید برای مردم جالب باشد که بدانند قدیمی ترین هیئت شهرستان دلفان چگونه تأسیس شد. در این خصوص لطفاً توضیح دهید

– عدالتجو: سال 1339 که آمدیم نورآباد، اینجا هیچ هیئتی وجود نداشت. آنموقع جمعیّت شهر حدود دویست نفر بود.

سلام دلفان: واقعاً جمعیّت اینقدر کم بود؟

– عدالتجو: بله

اوّل انقلاب یادم می آید که جلوی سپاه یک تابلو نصب شده بود و جمعیّت شهر نورآباد 3160 نفر اعلام شده بود. خُب حساب کن که سال 39 جمعیّت چقدر بوده.

سلام دلفان: می فرمودید…

– عدالتجو: سال 46 یک آقایی بود به اسم طاهری که کارمند بانک کشاورزی و اهل ملایر بود؛ بسیار آدم متدینی هم بود. یک روز به من گفت فلانی بیا تا یک هیئت تشکیل دهیم.

 pic006

سلام دلفان: پس جرقه اوّلیه تشکیل هیئت را آن کارمند ملایری زد؟

– عدالتجو: بله، نخستین بار ایشان این پیشنهاد را مطرح کرد. بنده آنموقع سن زیادی نداشتم؛ 28 ساله بودم.

خلاصه من و آقای طاهری و یک بنده خدایی که بعداً از ما جدا شد و نمی خواهم اسمش را ببرم، کار را شروع کردیم. هیچ امکاناتی هم نداشتیم.  رفتم تهران و یک بلندگوی دستی به مبلغ صدتومان خریدم. محرم که شروع شد، آموزش و پرورش هم آمد گفت یکی از این بلندگوها برای ما بخر. یعنی آن بلندگو، اولین بلندگویی بود که به شهر ما آمده بود.

آقای طاهری بعد از دو سه سال انتقالی گرفت و به ملایر رفت و من تنها شدم. فکر کنم سال 49 بود که دیگر مستقل شدم. بعد از آن هم دیگر کسی را به عنوان شریک نگرفتیم. با خدا هم عهد کردم که هیئت را با هزینه خودم اداره کنم و هیچ پولی هم از کسی نگیرم. و در این مدّت، هیچ پولی هم از کسی نگرفتم. مگر اینکه کسی پولی آورده باشد تا مثلاً خرج چای یا شربت برای پذیرایی از عزاداران کرده باشد.

چندسال که از انقلاب گذشت، حاج ابدال هم یک هیئت تشکیل داد. ایشان آن زمان عضو هیئت ما بود و شب هفتم با هزینه خودش به عزاداران شام می داد.

خلاصه از سال 58 تا 64 چند هیئت دیگر هم تشکیل شد.

الان در شهر نورآباد 64 هیئت و در کلّ شهرستان 240 هیئت وجود دارد. من همه این هیئت ها را زاده هیئت قمربنی هاشم و اعضای آن ها را بچّه های خودم می دانم، چون همه اینها یک روزی عضو هیئت ما بوده اند. هر موقع که جلسه می گذاریم، به آنها می گویم همه شما بچّه های من هستید.

یک نکته دیگر اینکه من از ابتدا زیرزمین ساختمان مان را به نیّت حسینیه ساختم، امّا جمعیّت شرکت کنندگان در مراسم آنقدر زیاد است که نمی شود آنجا برنامه گرفت.

الان دو سه شب آخر دهه اوّل جمعیّت خیره کننده ای در هیئت حاضر می شوند و به چندهزار نفر می رسد.

سلام دلفان: از اینکه هیئت تان شلوغ باشد و جمعیّت زیادی بیاید خوشحال می شوید؟

– عدالتجو: از این لحاظ که وسیله ای باشیم برای جذب افراد به سمت اهل بیت، بله خوشحال می شویم. امّا اگر  نیتمان بد باشد و وارد چشم و هم چشمی و ریاکاری و مسائلی از این قبیل بشویم هیچ فایده ای ندارد.

 pic003

سلام دلفان: حاجی یعنی تا قبل از سال 46 هیچ عزاداری در شهر نمی شد؟

– عدالتجو: اصلاً وجود نداشت. فقط روز دهم علی آقا عزیزی به همراه یک نفر دیگر یک چیز ساده و ابتدایی شبیه تعزیه اجرا می کردند.

سلام دلفان: چطور شد که اسم هیئت را قمر بنی هاشم گذاشتید؟

– عدالتجو: آن دوران که ما جوان بودیم، بیشتر به حضرت ابوالفضل علیه السلام توسل می شد. معتقد بودیم آن حضرت غضبناک است و محال است کسی را رد کند. به همین خاطر اسم هیئت را قمربنی هاشم گذاشتیم.

سلام دلفان: اوّلین مداح را یادتان می آید چه کسی بود؟

– عدالتجو: اولین مداح محمود صالحی؛ رئیس بانک ملّی بود. فرد دیگری به اسم رضا که هرسینی بود نیز مداحی می کرد. صالحی هم نورآبادی نبود.

سلام دلفان: اوّلین مداح نورآبادی چه کسی بود؟

– عدالتجو: راستش یادم نمی آید، اگر یادم افتاد خدمتتان عرض می کنم.

سلام دلفان: به خاطر دارید کدام یک از شهدا به هیئت قمر بنی هاشم می آمدند؟

– عدالتجو: کسانی که یادم می آید؛ شهید نظری، شهید محمّدعلی یوسفوند، شهید طهماسبی، شهید زمانی، شهید احمدی و…

سلام دلفان: نوحه هم می خواندند؟

– عدالتجو: نوحه خوانی نه؛ امّا شهید یوسفوند سخنرانی می کرد و روضه هم می خواند.

سلام دلفان: آن زمان هزینه های برگزاری هیئت کلاً چقدر می شد؟

– عدالتجو: تقریباً دویست تومان

سلام دلفان: الان سالی چقدر هزینه می کنید؟

– عدالتجو: حدود پانزده، بیست میلیون تومان. برای امسال پانزده شانزده تومان خرج کرده ایم، فکر می کنم پنج شش تومان دیگر هم خرج بشود. برای امام حسین باید خرج کرد.

سلام دلفان: از جایی هم به شما کمک می شود؟

– عدالتجو: هیچ کمکی نمی شود. بنده عضو شورای هیئات مذهبی هستم، اگر کمکی آمده، زیر دست خودم بوده و از آن مطلعم. امسال یک میلیون تومان از استان برای شورا آمده که سیصدتومان آن را خرج پذیرایی گردهمایی هیئات و کارت دعوت هایی که برای هیئات ارسال کرده ایم، شده است. هفتصدتومان باقی مانده را هم قرار است به قید قرعه به 14 هیئت هرکدام مبلغ 50 هزار تومان بدهیم.

البته ده، دوازده سال پیش هفده میلیون و پانصدهزار تومان آمد که به هر هیئت مبلغ صدهزارتومان دادیم.

 pic004

سلام دلفان: چه سالی به مکّه مشرف شدید؟

– عدالتجو: سال 49 بود. یک خاطره هم از موضوع مکّه رفتنمان یادم افتاد که عرض می کنم. آنموقع سیّدی بود به نام حاج آقا شجاعی که روحانی مسجدجامع بود. مسجد روشنایی نداشت و فقط یک لامپ ضعیف وجود داشت.

 بدون اینکه کسی متوجه شود رفتم چند عدد لامپ خریدم و مسجد روشن شد.

 آقای شجاعی آمد بالای منبر گفت هرکسی اینجا را روشن کرد، خدا مکّه را نصیبش کند. همان شب نیّت کردم و پس از ده پانزده روز سفر خانه خدا نصیبم شد.کلّ هزینه های رفت و برگشت و سفره ای هم که انداختیم 4 هزارتومان بیشتر نشد.

یک خاطره دیگر هم از مسجدجامع دارم و آن اینکه سال 56 که جمعیّت شهر بیشتر شده بود، می خواستیم مسجدجامع را گسترش دهیم. به حاجی موسی خان رحمانی گفتم حاجی حاضری تا دست به کار شویم؟ گفت حاضرم.

 25 هزارتومان پول برای خرید آهن داشتیم، امّا کمبود آهن بود و اصلاً گیر نمی آمد. و به همین خاطر با ماشین دوکابینی که داشتم رفتیم تهران. این خودروی دوکابین هم البته ماجرای جالبی داشت.

آن ماشین را درب یک بنگاه دیدم و به دلم نشست. هی می آمدم و می رفتم و به ماشین نگاه می کردم که صاحب ماشین گفت آقا بیا ببینم، ماجرا چیست؟ گفتم راستش، این ماشین به دلم نشسته امّآ فقط 25 هزارتومان دارم که با آن می خواهم آهن بخرم. گفت اشکالی ندارد ماشین را بردار و برای خودت ببر!

بدون اینکه کوچکترین آشنایی نسبت به بنده داشته باشد آن دوکابین را مجانی به من داد.

تهران که رفتیم، آنجا خدمت مرحوم آیت الله گلپایگانی مرجع بزرگوار تقلید رسیدیم و خدمت ایشان عرض کردم که ما می خواهیم مسجدمان را وسعت دهیم، پول هم داریم، امّا آهن گیر نمی آید..

خلاصه در همان سفر، با یکی از سرمایه دارهای تهران که با ما سابقه آشنایی داشت برخورد کردیم. به ما گفت اینجا چه می کنید؟ گفتیم آمده ایم آهن بخریم، قیمت بیست شاخه آهن چقدر می شود؟ گفت یک تریلی بردارید ببرید. گفتیم ما 25 هزارتومان بیشتر پول نداریم، یک تریلی خیلی بیشتر از اینها پول می خواهد. گفت بردارید ببرید هیچ پولی هم از شما نمی گیرم. ما هم یک تریلی آهن را برداشتیم آوردیم نورآباد.

سلام دلفان: امام حسین علیه السلام تاکنون چه عنایاتی به شما داشته؟

 – عدالتجو: همین چندسال پیش نزدیک محرم، هیچ پولی دستم نبود که هیئت را دایر کنیم. گفتم خدایا چکار کنم؟ نمی شود که هیئت امام حسین را تعطیل کنیم. مانده بودم چکار کنم که یک فردی که بدهکارم بود و بدهی اش را پرداخت نمی کرد، آمد و 8 میلیون پول برایم آورد و خلاصه با آن پول و مقداری دیگر که به دستم آمد هیئت را دایر کنیم.

این را هم نمی خواستم بگویم، امّا الان می گویم؛ همین امسال هم در اینچنین وضعیتی قرار گرفتم که باز امام حسین خودش جور کرد.

سلام دلفان: مراسم دعای ندبه از کی در نورآباد برگزار شد؟ ظاهراً از قدمت زیادی برخوردار است…

– عدالتجو: سابقه دعای ندبه بیشتر از هیئت است. دعای ندبه از سال 39 دایر بوده.

 دعای ندبه در مسجدجامع برگزار می شد که تصمیم گرفتیم به شکل دوره ای و در منازل برگزار شود. دوره ای که شد، آمدند منزل ما و یادم می آید که صبحانه کلّه پاچه دادیم. دیدم اینطور فایده ندارد؛ گفتم آقا دیگر نمی خواهیم دوره ای باشد، در همان مسجد برگزار بشود بهتر است (با خنده)

سلام دلفان:  درباره روال برنامه هیئت هم توضیح بفرمایید

– عدالتجو: این هیئت متعلق به مردم است. ما الان 200 نفر خادم داریم. همه چیز طبق برنامه ریزی پیش می رود. متصدی طبل، سنج، سیستم صوت، زنجیرزن، سینه زن، موتور برق؛ همه چیز جداست. همه وظیفه خودشان را هم بلدند.

برنامه هم با قرائت قرآن و زیارت عاشورا شروع می شود.

سلام دلفان: حاجی از آن سالی که سقف هیئت فرو ریخت چه خاطره ای دارید؟

– عدالتجو: آن قضیه یک معجزه بود. علائم آن هنوز روی کاپوت ماشینم هست.

آن سال ها برف زیادی می بارید و ما گفتیم هیئت را مسقف کنیم تا مردم راحت تر بتوانند عزاداری کنند. سال اوّل که این کار را کردیم جواب داد، امّا سال دوم چون برف زیادی بارید، سقف فروریخت. همان موقع چند تا بچّه زیر آن مشغول بازی بودند که به لطف خدا و امام حسین هیچ آسیبی به کسی نرسید، فقط کاپوت ماشین خودم مقداری آسیب دید و هفتصد هزارتومان هم هزینه اضافه به داربستی دادیم، یک ذره هم ناراحت نشدم.

من آنموقع منزل بودم که این خبر را شنیدم، خدا می داند اصلاً نگران نشدم، چون می دانستم هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد.

 pic015

سلام دلفان: در این ایّام چه حال و هوایی دارید؟

– عدالتجو: نزدیک محرم که می شود به خانمم می گویم؛ من دیگر تو را طلاق داده ام و این دهه را خدمت امام حسین هستم.

روزهای عادی معمولاً هشت، نه ساعت می خوابم، امّا الان شب ها تا ساعت یک و دو با بچه ها کار می کنیم و بعد تا نماز صبح می خوابیم. بعد از نماز هم دیگر خوابم نمی بَرَد و دوباره سراغ کارهای هیئت می رویم.

سلام دلفان: حاج علیداد عدالتجو چه آرزویی دارد؟ چه چیزی از خدا می خواهد؟

– عدالتجو: دیگر از امثال من گذشته که آرزوی شخصی داشتنه باشیم، فقط آرزو می کنم که همه جوانان مردم و فرزندان خودم به راه خیر هدایت شوند، پیرو عباس و امام حسین باشند.

سلام دلفان: ارتباط شهید حمیدرضا با هیئت چگونه بود؟

pic002

– عدالتجو: حمیدرضا مسئول برگزاری تعزیه هیئت بود.

سلام دلفان: نقش چه کسی را بازی می کرد؟

– عدالتجو: نقش عباس را بازی می کرد. سال 62 که شهید شد، بعد از آن چندبار تعزیه را برگزار کردیم، امّا دیگر ادامه ندادیم.

سلام دلفان: چرا؟

– عدالتجو: چون دلم نمی آید؛ به یاد او می افتم و بغض می کنم… (با حالت بغض)

حمیدرضا سه چهار مرتبه به جبهه رفته بود، سری آخر که می خواست برود، گفتم تو چند بار رفته ای، دیگر نرو. رفته بود پیش امام جمعه (که فکر می کنم آنموقع آقای ناهیدی بود) و ماجرا را با او مطرح کرده بود. خلاصه برای بار آخر هم به جبهه رفت…

سلام دلفان: از وقتی که در اختیار ما قرار دادید بی نهایت سپاسگزاریم.

pic001

pic005

pic004

pic016

pic014

pic013

pic012

pic011

pic010

pic009

pic008

pic007

  1. نویسنده دیدگاه: ن-ل
    آبان ۲۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۸:۲۴

    باسلام به مسئول محترم سایت سلام دلفان.وعرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن عاشورای حسینی(ع).بدون شک هر کسی که سنگ ارادت ودوستی خاندان مرتضی علی (ع)را خالصانه وعاشقانه برسینه بزند وبه این خاندان که خون پاکشان همه به ناحق برزمین ریخته تا بیدارگر انسانهای جاهل وخفته باشند،دوستی خالصانه بورزد،بدون شک برنده وقهرمان ارادت ورزی به این خاندان معظم خواهد شد .اما اگر خدای ناخواسته کوچکترین خلل وناخالصی در این ارادت ودوستی ایراد شود انسان خوار وذلیل ومنکوب وانگشت نمای خلق خدا خواهد شد.پس بیایید همه از سر ارادت خالصانه به علی وآل علی ارادت بورزیم.یاعلی مدد

    • نویسنده دیدگاه: دوست دار اهل بيت
      آبان ۲۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۳:۴۹

      جناب ن ل اين گوي و اين ميدان و بدان كه جامعه منتظر يا علي مدد حضرتعاليست!!!!!!!!!!
      برخي اعمال و رفتار خوب و خداپسندانه همچون برپائي خيمه آقا امام حسين(ع) هر چند از روي تظاهر و ريا چون كه خود نوعي امر به معروف و نهي از منكر است و در واقع چراغ راهي به سمت اهل بيت و خداوند عالميان است و افراد زيادي را از انحراف نجات ميدهد مفيد و موثر مي باشد و اميد است به جاي تخريب همديگر به فكر بهبود و اصلاح باشيم

  2. نویسنده دیدگاه: مهر
    آبان ۲۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۳:۳۰

    با تشکر و سپاس از سلام دلفان. حاج آقا عدالت جو انسانی وارسته و خدایی است که نماد محرم در شهر است و انصافا زحمت می کشند انشالله اجر ایشان با ابا عبدالله الحسین

  3. نویسنده دیدگاه: ن-ل
    آبان ۲۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۵:۴۸

    جناب دوستدار اهل ییت سلام خدمت شما وهمه ارادتمندان به اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام .بدون شک هرکسی هم اگر به ظاهر ازاین خاندان دم بزند تأثیر شگرف خواهدداشت اما اعمال ناخالص واز روی ریا نه تنها بی ثأثیر است بلکه متظاهر را نابود می کند.بدون شک آقای عدالتجو از روی ارادت وخلوص این امر مهم را شروع کردند انشاءالله که خداوند به ایشان توفیق روز افزون عطا فرماید.اما مهم آن است که در این مسیر خطیر تا به آخر جز به ارادت ونوکری این خاندان عظیم الشأن نگاه نکردوتوقعی جز به جلب رضایت آنان نداشت!!!حال همه ما خود دانیم وخدای خود!!!

    • نویسنده دیدگاه: نام شما...
      آبان ۲۲, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۰:۴۰

      جناب ن-ل با سلام خدمت شما و تسلیت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به همه عزاداران حسینی, ادبیات مودبانه شما قابل تحسین است و این خود ثمره ارادتمندی شما به اهل بیت علیهماسلام میباشد, مهم این جمعیت کثیری است که به واسطه زحمات ایشان برای عزاداری آقا امام حسین(ع) گرد هم جمع شده و دست به دعا میشوند و به فلسفه قیام عاشورا می اندیشند.

  4. نویسنده دیدگاه: هر طا
    آبان ۲۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۸:۰۷

    ممنون از بچه های عزیز سلام دلفان بابت مطلب به روزتون ازتئن تشکر میکنم. من به شخصه هر وقت حاجی رو میبینم نوکری خالص برا امام حسین ع و خییر بودن برام تداعی بشه. اجر شما و حاجی با ارباب وفا ابوالفضل ع …

  5. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    آبان ۲۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۸:۲۰

    احسنت

  6. نویسنده دیدگاه: محسن رضایی
    آبان ۲۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۰:۳۰

    اسم نیک حاجی وخیر خوایهایش همیشه در شهر جاودانه خواهد ماند
    خدا حفظش کنه

  7. نویسنده دیدگاه: حسین رحمانی
    آبان ۲۲, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۰:۴۷

    مطلب جالبی بود واقعاً نوستالژی محرم در نوراباد با آقای عدالتجو رقم میخوره دست سلام دلفان درست.

  8. نویسنده دیدگاه: علی نوروزی
    آبان ۲۲, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۵:۲۲

    سلام ایکاش کامنت آقای ن -ل رو تایید نمیکردید حداقل حرمت محرم رو نگه میداشتید این کامنت مستعد وآبستن سوتفاهم است.اما ایکاش هراز چند گاهی با ریش سفیدان شهر تاریخ این شهر را ورق بزنید .هم جداب وخواندنی خواهد بود وهم خدمتی است به تاریخ این شهرستان.

  9. نویسنده دیدگاه: محسن
    آبان ۲۲, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۶:۰۰

    ممنون عالی بود ! عکسای قدیمی خیلی باحال بود . نام اون شخصی که پیش حاجی هستش کیه اگه بنویسید ممنون میشم . / بعدش هم اگه آدم بخواهد به خاطر اینکه به ریا کاری متهم نشه هیچ قدم خیری برنداره ؛ باید اسم اون جامعه را جامعه ی مردگان گذاشت .

  10. نویسنده دیدگاه: محمدجواد
    آبان ۲۲, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۷:۴۷

    ضمن عرض سلام و خسته نباشید به خدمت تمامی بچه های سلام دلفان و همچنین بچه های هیئت انصار قمر بنی هاشم(ع).
    بنده از نزدیک شاهد عملکرد حاج آقای عدالتجو چه در ایام محرم چه در مناسبتهای دیگه هستم.
    واقعا” ایشون از جون و دل مایه میذارن و هیچموقع برای مجلس عزای آقا امام حسین کم نذاشتن.
    براشون آرزوی توفیق و سربلندی و همچنین طول عمر با عزت رو دارم.
    و امیدوارم همواره در راه امام حسین باشن و همیشه سایه شون روی سر تمام بچه هیئتیای نورآباد باشه.

  11. نویسنده دیدگاه: ن-ل
    آبان ۲۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۸:۲۶

    دوستان عزیز ومحترم چرا خدای ناخواسته برداشت بد از عرایض بنده میفرمایید .منظور حقیر شخص خاصی نیست.حالا که در این خصوص مهم درگاهی توسط مسئول محترم سلام دلفان باز شده چراحقایق رانگوییم؟ انصافا شهر های بزرگی همچون زنجان واردبیل و…این همه تکیه و دستجات براه انداخته اند؟!!!یا هماهنگ وگاهی واحد عموم مردمشان خالصانه در کنار هم تجلی عشق وارادت ورزی واقعی به سرور وسالار شهیدان ویاران مظلومش میشوند؟چرا شهر کوچکی مثل نورآباد بایستی 64هیات داشته باشد؟وموضوع از حالت خود خارج شده ومبدل به چشم وهم چشمی شود.همه میدانیم تنها هیات نورآباد هیاتی بود که آقای عدالتجو بنا نهاد .ارادتمندی وعشق ورزی آحاد مردم نورآباد به خاندان عصمت وطهارت چنان است که اگر تلاش میشد هیاتها واحد وهماهنگ عمل مینمودند.اکنون شهر کوچک نورآباد نیز نمونه ای میشد برای سایرنقاط کشور.وچشم همه را خیره می کرد!!!!

    • نویسنده دیدگاه: محمدجواد
      آبان ۲۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۹:۰۶

      آقای ن-ل!
      شما تا حالا هرچی نظر تو سایت گذاشتی من خوندم و به وضوح شاهدم که قصد خیری نداری!
      یه ذره به خودت بیا .مثلا” با این حرفا میخوای چیو ثابت کنی؟
      حاجی تاج سر همه بچه هیئتیای نورآباده و همه بچه هیئتیای نورآباد بچه هاش هستن و تمام هیئتا مشثق گرفته از هیئت ایشون!
      لطفا” کمتر ازین نظرای و احترام خودتو نگهدار و گرنه…….

      • نویسنده دیدگاه: نام شما...
        آبان ۲۶, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۲:۲۵

        شما تو این حرفها توهین دیدید!؟ خداوتد به حق این ایام شفاتون یده

  12. نویسنده دیدگاه: همشهری
    آبان ۲۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۷:۳۸

    سلام ضمن تشکر ازمصاحبه جالبتون،من حاجی رو سالهاست می شناسم ایشون خالص،بی ریا،مهربان،خندان هستن وعاشق مردم دلفان وخادم واقعی آقاابوالفضل وامام حسین،لطفا حرمتشو تاابد داشته باشین.

  13. نویسنده دیدگاه: ارش ف
    آبان ۲۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۷:۵۴

    باسلام و عرض تسلیت0یکی از مهمترین توصیه های امامان و پیامبر حسن خلق و سعه صدره . که شهادت میدم حاج عدالتجو جفتش رو به حد اعلا داره من بیش از ده ساله ایشون رو میشناسم واقعا خادم امام حسین و اباالفضله خدا حفظش کنه انشااله با اقا اباالفضل محشور شه

  14. نویسنده دیدگاه: خانم
    آبان ۲۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۸:۰۸

    باسلام وتسلیت.من 19سال پیش از هیأت حاج علیداد حاجت گرفتم وصاحب بچه شدم الان پسرم وخودم هرسال به هیأت میریم.حاجی اهل تقواست وپاک وبی ریاست. خدانگهدارش باشه.حرفاش وخاطراتش هم مثل خودحاجی دوست داشتنی بودن از شمابخاطر این مصاحبه ممنونم

  15. نویسنده دیدگاه: جواد
    آبان ۲۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۸:۱۸

    برادر ن ل قصدبی حرمتی نداشتی؟؟؟پس یک بار دیگر پیامت را بخوان حاج عدالتجو مایه مباهات دلفان است حتی اگروضع مالیش هم مثل گذشته خوب نباشد،شهرت حاجی به مروت ومحبتش است می خواهی شهر یکپارچه باشدچراحرمت شکنی می کنی؟ای دوستدار دلفان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • نویسنده دیدگاه: نام شما...
      آبان ۲۶, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۲:۴۲

      فقط خواسنم به مسئولین سایت بگم من ریاضبم ضعیفه جمع و ضربهای سایت سخته برام!

  16. نویسنده دیدگاه: ن-ل
    آبان ۲۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۹:۱۲

    دل گفت مرا علم لدنی هوس است#تعلیمم بده اگر ترادست رس است#گفتا که الف گفت دگر هیچ مگوی#در خانه اگر کس است یک حرف بس است….

  17. نویسنده دیدگاه: یاسین
    آبان ۲۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۲:۲۸

    محرم با حسین است نام دارد
    وگرنه کی محرم نام دارد !
    سلام بر محرم و محرم ها
    سلام بر عاشورا و عاشوراها
    سلام بر حسین‏(‏ ع )و حسینیان
    سلام بر هر کسی که یک قدم برای پاسداشت شعائر کربلا بر میدارد .
    سلام بر سلام دلفان
    و سلام بر پیر غلام شهرمان حاج عدالتجو که عمرش را پای خیمه امام حسین ع و نوکری این خاندان گذاشت .
    و سلام بر هر کسی که خیمه ای برای امام حسین ع برپا می کند اگر حتی چند نفر را دور آن جمع کند تا بگویند یا حسین .
    چه اشکال در شهرمان ۱۰۰۰ دسته باشد ؟
    هر محله ، صنف برای حسین و بیاد مظلومیت او ” علمی‏” برافرازند و دور آن جمع شوند و یادی از کوچه های بنی هاشم کنند که با پیام آور عاشورا همدردی می کردند .
    در این روزگار وانفسا که جهان را بیدینی فرا گرفته و ماهواره ها و رسانه های مجازی غرب برای مقابله با اسلام کهکشانی شده اند بکذاریم فرهنگ عاشورا رسالت زینبی خود را ایفا کند و گرنه یزدی می شویم.
    مگر نه این است که معصوم ع فرموده است : کل شهر محرم کل یوم عاشورا و کل ارض کرب بلا .
    بیاییم عاشورا را از جوانان نگیریم که خون بهای حسین ع است . و حسین ع همان ذبح عظیم است که خداوند در آیه ۱۵۷ / صافات بشارتش را به ابراهیم ع داد .
    پس حسین ع یعنی اسلام و پاسداشت او هم پاسداشت حسین ع است .
    یا حسین مظلوم 

    • نویسنده دیدگاه: یاسین
      آبان ۲۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۲:۳۹

      یاحسین ع
      جمله آخر : پاسداشت حسین پاسداشت اسلام است . حسین نوشته ام . تشکر

  18. نویسنده دیدگاه: زائر حسینی
    آبان ۲۵, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۱:۳۰

    خدایا خدمتگزاران به دستگاه امام حسین در هرشغل مقامی که هستند موفق بدار بنده ،خدا قسمت کرده 7باربه کربلا سفر کردم هربارسفر از سفرقبلی پربارتر وبامعنویت تر بوده است .خدایا زیارت (6)امام معصوم وحضرت ابوالفضل عباس در کشور عراق را نصیب همه ی شیعیان وارادتمندان به ائمه اطهار بفرما.آمین یارب العالمین. خدمتگزار زائران عتبات عالیات در شهرستان دلفان

  19. نویسنده دیدگاه: طالب
    آبان ۲۵, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۲:۰۶

    باسلام وتشکر از شما و حاجی بنده از کودکی زیر خیمه این هیأت بزرگ شدم خدا سایه حاجی و هیأتش رو سر ما نگهداره فکر نکنم ن ل هم منظورش حاجی بوده باشه چون هیچکس تو نوراباد نیست که خدمات حاجی تو این شهر رو ندیده یا نشنیده باشه خدا به همه خادمین امام حسین خیر بده انشاالله

  20. نویسنده دیدگاه: عرفان
    آبان ۲۶, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۰:۲۷

    واقعاتکلیف این هیئت بزرگ بعدازحاجی چی میشه …..میخواداونوبگردونه وامصیبتا

  21. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    آبان ۲۶, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۲:۲۷

    انشاالله که هدف همه هیئات مذهبی شهرمون فقط رضای خداوند باشه نه اینکه ….

  22. نویسنده دیدگاه: ن-ل
    آبان ۲۶, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۰:۳۷

    بادرود به دوستداران خاص وخالص خامس آل عبا حضرت اباعبدالله الحسین(ع)ویاران باوفا وخالصش دوستان عزیز وگرامی ارادت ورزی خالصانه وبدون ریا به اهل بیت پیامبر خصوصا امام حسین سلام وصلوات الله علیهم اجمعین احتیاج به تقدیر وتشکر ندارد چرا که از ماجز نوکری وابراز سرسپردگی محض به این خاندام معظم چه کاری بر می آید؟!!وواقعیت محض اینست که مابندگان خدا فقط برای عبادت خالصانه وارادت واقعی به اولیابرحق الهی آفریده شده ایم حال هرکس که داعیه خدمت گذاری خالصانه در این راه رادارداحتیاج به تعریف وتمجید ندارد وهر بنده ای نیز خود وخدای خود میداندکه تاچه اندازه درکارش خلوص وجوددارد بنده وشما فقط قیاس به ظاهر می کنیم.پس به خود آییم وبه خودپردازیم که آینده کارمان همه معلوم وعیان خواهد شد وآنگاه نقاب از چهره ها بر خواهد افتاد وحقیقت افراد معلوم خواهد شد.خداوند به همه خادمان حقیقی کوی حسین(ع)جزای خیرکرم فرماید.اگر این درنده خویی زطبیعتت بمیرد#همه عمر زنده باشی به نشان آدمییت.

  23. نویسنده دیدگاه: حافظ
    آبان ۲۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۱:۳۴

    آقای ن-ل :
    وای بر ما…وای بر ما که از نهضت عظیم امام حسین (ع) و از پیامی که او قصد داشت به گوش جهانیان برساند فقط و فقط خواهان بر پایی مراسمی هستیم و معرفت حرکت حسین(ع) به دست فراموشی سپرده شده و برای ما تنها تعداد دسته های عزاداری مهمند…
    چه تفاوتی است بین یک هیئت و 1000 هیئت در یک شهر؟؟؟؟
    اگر حسين (ع) هم اكنون در بين ما حاضر شود؛ از عملكردهاي ما در زنده نگهداشتن نهضت عظيمش چه مي
    بيند؟ او ما را نظاره خواهد كرد كه همچون قوم بني اسراييل كه در غياب موسي، گوساله ي سامري را بر سر دست بلند
    كردند ما نيز درغياب او علَم ها ساخته، كله هاي اژدهاي فلزي را بر طرفين آن قرار داده، مجسمه هاي فلزي ديگري را به
    جاي گوساله بر آن نصب كرده ايم و آن را بلند كرده، به هر سو مي كشيم و علَم نهضت او را به علم زورآزمايي تبديل نموده
    ايم. او ما را خواهد ديد كه باطن را فداي ظاهر كرده، كمتر در اين مراسم مهم به درس هاي عاشورا مي انديشيم اگر امروز
    حسين(ع) در بين ما بود و ما از آن حضرت سوال مي كرديم كه از ما عمل و وفاي به عهد مي خواهد و يا فقط گريه و زاري
    و بر سر زدن را، چه پاسخي به ما مي دادند؟
    کاش به خود می آمدیم و به جای فرافکنی و قضاوت دیگران سعی در درک پیام والای حسن(ع) میکردیم.

  24. نویسنده دیدگاه: فاضلي
    آذر ۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۸:۴۸

    تجليل از شخصيت‌هاي برجسته‌اي که ده‌ها سال از عمر پربرکت خود را در خدمت ترويج مکتب امام حسين(ع)بوده‌اند، تجليل از فرهنگ متعالي و حيات بخش عاشورا است. بنده شاهد تلاشها و زحمات واقعاً از روي اخلاص حاج عدالتجو در برپايي خيمه و محفل عزاي امام حسين بوده ام و از خداوند متعال براي ايشان آرزوي عمر با عزت و سربلندي و براي ساير عزيزان زحمتكش هيئت سلامتي و تندرستي آرزومندم: در جواب آقا محسن طبق گفته خود حاجي: اون شخصي كه در كنار ايشون در عكس شماره هفته مرحوم حاج ابدال اكبري باني هيئت ابا عبدالله الحسين (ع) است.

  25. نویسنده دیدگاه: بی نام
    شهریور ۲۲, ۱۳۹۳ در تاریخ ۱۸:۵۰

    60 سالمه حاجی راهم خوب میشناسم توی یک محل یک کوچه وگاهاً خانه یکی بودیم قبول آقام ابالفضل باشه زحماتش به حق زهرای مرضیه اما دررابطه با مداحان قدیمی نورآباد کم لطف بودن وازپیشکسوتان وبنیان گزاران هیئت هم یادی نکردن من قبل ازطاهری راهم یادم می آید یک پیشنهاد دارم انشاءاله بی اجرنمی ماند بنری ازخادمین اولیه هیئت که به رحمت خداوند رفته اند رانیزتهیه کند که این شتری است درخانه همه کس میخوابد

  26. نویسنده دیدگاه: عطاران
    آبان ۱۶, ۱۳۹۳ در تاریخ ۱۹:۰۴

    سلام عزیزان نورآبادی
    انشاالله که عزاداریتان مقبول و اجرتان با آقا امام حسین
    عرض به حضور مبارکتان من نه نور آبادی هستم نه لک و نه از دیار شما بلکه من اصالتا مشهدی و ساکن تهران هستم
    دست تقدیر باعث شد در بیست وسه سال پیش با حاج علیداد عدالت جو آشنا شوم . در زمان آشنایی ایشان انسانی وارسته . حق بین . حق نگر . والحق والانصاف مردی حق گو و با ایمان ایشان را دیدم . و زیر زمین منزل مسکونی اشان مملو بود از ابزار وادوات عزاداری امام حسین و جالب توجه اینکه در این وسایل تمامی البسه شبیه خوانی نیز وجود داشت . از جمله لباس شمر و تجهیزات متعلق به شمر برایم جالب بود بدانم که چه کسی در عزاداری امام حسین حاضر است در نماد شمر در شبیه خوانی حضور یابد هر چه اصرار کردم آقای عدالت جو حاضر نشد اسمی از ان شخص بیاورد . فقط گفت در هیت من شمر هم برای امام حسین اشک می ریزد . بیست سال است که از ایشان خبری نداشتم تا اینکه این مصاحبه را خواندم و آزرو میکنم که خدواند سلامتی و طول عمر با عزت به ایشان عنایت فرماید و اگر هییت ایشان یکی از هییت های مطرح نوراباد می باشد به لحاظ وجود مردم خوب و فهیم نوراباد و خلوص نیت بانی یان و توجه خاص اقا امام حسین می باشد
    و من الله التوفیق

ارسال دیدگاه

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک کنید.

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار