سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 3752
تاریخ انتشار: ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
تعداد نظرات: ۳ نظر
خانه » اخبار برتر » شوق شهادت چوب حراج را بر مغازه شهید نورکرم عزیزی زد
Print This Post
گزارش تفصیلی سلام دلفان از شهدای اردیبهشت ماه دلفان؛

بعد از حدود چهار ماه در عملیات های بعدی پیکر پاکش به وطن باز گشت،نکته قابل تاملی که پس از بازگشت پیکرمطهر این شهید همگان را شگفت زده کرد سالم ماندن پیکر مطهرش بعد ازگذشت حدود چهار ماه از تاریخ شهادت بود

گروه ایثار و شهادت –  گزارش تفصیلی سلام دلفان از شهدای شهرستان، به شهید والامقام نورکرم عزیزی تعلق دارد که در ادامه آمده است:

شهیدنورکرم عزیزی سال1336در روستای سرچغای شهرستان نورآباد در خانواده ای مذهبی و کم بضاعت متولد شد.

 به علت نبود امکانات آموزشی از تحصیل محروم ماند. سیزده سال داشت که مادرش را از دست داد،حالا او تنها پسر خانواده بود و زندگی مسئولیت های زیادی بر دوشش نهاده بود. سختی های خاص روستا نشینی، او را بزرگ پرورانده بود. پدرش خانه و خانواده را به شهر آورد تا زندگی بهتری بگذرانند. نورکرم که برای امرار معاش خانواده باید کار میکرد راهی کرج شد و مدت چند سال آنجا کار کرد. مقارن با انقلاب به واسته دوستان دانشگاهیش از قافله انقلاب عقب نماند و با جو دانشگاه در ارتباط بود و در بیشتر راهپیمایی ها شرکت می کرد. آتش زدن مشروب فروشی ها از اصلی ترین برنامه هایشان بود.

یک سال مانده به انقلاب به نورآباد آمد با مغازه ای کوچکی زندگی را بنیان نهاد وازدواج کرد.

  انقلاب پیروز شد و جنگ تحمیلی آغاز گردید. مغازه اش را تعطیل کرد و راهی جبهه شد. چند ماه بعد برگشت و مدتی در کنار خانواده ماند امّا چون دوری از قافله شهدا و دوستانش را تحمل نداشت چوب حراج را بر مغازه اش گذاشت و در 25/فروردین/1365 دوباره عازم جبهه ها شد اما انگار این بار با دفعه قبل متفاوت بود.

 عراق در سراسر جبهه ها دفاع متحرک خود را آغاز کرده بود. گردان امام حسین(ع) هم ماموریت داشت در ارتفاعات حاج عمران به یگان ارتش که در پدافند بود کمک کند، یک ماهی بود گردان در منطقه حضور داشت. 24/اردیبهشت/1365 روز دیدار یار بود؛عراق تک سنگینی وارد کرد به طوری که در هر ثانیه حدود یازده هزار انواع گلوله روی سر بچه ها ریخته می شد عراق تمام ارتفاعات را گرفته بود بچه ها از هر طرف در محاصره بودند؛ شهیدنورکرم بر زمین افتاده بود؛ هر چند دقیقه ای چند تیر شلیک می کرد؛ فرمانده متوجه زخمی شدنش شد خون زیادی از بدنش رفته بود رنگ صورتش سفید شده بود. شهیدحیدری که قد و قواره رشیدی داشت به تنهایی نورکرم را کول کرد تا به عقب ببرد یکی از رزمندها که امدی نام داشت هم برای محافظت همراه شد و سه نفری از ارتفاعات پایین رفتند. دو،سه دقیقه نگذشته بود که امیدی برگشت و خبر شهادت عزیزی و حیدری را داد؛ حالا دیگر نورکرم به آرزویش رسیده بود.

تمام ارتفاعات دست عراق افتاده بود، بچه ها عقب کشیدند 18 نفرشهیدشده بودند امکان برگرداندن پیکر شهدا وجود نداشت بچه ها از ارتفاعات حاج عمران پایین آمدند پیکر شهیدنورکرم عزیزی نیز باقی ماند. بعد از حدود چهار ماه در عملیات های بعدی پیکر پاکش به وطن باز گشت،نکته قابل تاملی که پس از بازگشت پیکرمطهر این شهید همگان را شگفت زده کرد سالم ماندن پیکر مطهرش بعد ازگذشت حدود چهار ماه از تاریخ شهادت بود با توجه به این که پیکرش در تابستان برگشت این یک امر نادر بود.

  1. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    اردیبهشت ۵, ۱۳۹۵ در تاریخ ۱۲:۰۲

    سلام علیکم شهیدعزیزی در حالی پیکرپاکشان بعدازپنج ماه از زیرافتاب داغ جبهه ان هم در تابستان به شهرنورابادبازگشت که به نحو معجزه اسایی کاملا سالم مانده بود

  2. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    اردیبهشت ۵, ۱۳۹۵ در تاریخ ۲۱:۰۸

    الله اکبر بعدها برادر این شهید در مورد راز سالم ماندن پیکرشان گفته بود شهیدعزیزی بسیاربه غسل جمعه مقیدو اهل نماز شب بودتشکر از شما پایگامحترم

  3. نویسنده دیدگاه: میرزاولی حیدری
    اردیبهشت ۶, ۱۳۹۵ در تاریخ ۰۹:۴۵

    یادشهدای فکه و حاج عمران بخیر اکثردرهمین اردیبهشت به شهادت رسیدند سلام خدا به روح بلندشان درودبر شماخبرنگارمحترم

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار