سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 55736
تاریخ انتشار: ۷ تیر ۱۳۹۶
تعداد نظرات: . نظر
خانه » اخبار برتر » کدام یک از شهدای هفتم تیر۱۳۶۰ اصالت دلفانی داشت؟
Print This Post
به بهانه سالگرد شهدای 7 تیر؛

شهید آیت الله محمد علی حیدری در سال ۱۳۱۵ شمسی در شهر قم در خانواده ای روحانی بدنیا آمد. پدرش مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد ولی حیدری یکی از علمای بزرگ حوزه بود که در یکی از روستاهای توابع بخش میربگ شهرستان دلفان بدنیا آمد.

به گزارش سلام دلفان؛ شهید والامقام آیت الله محمد علی حیدری در سال ۱۳۱۵ شمسی مصادف با ۱۳۵۸ ه.ق در شهر قم در خانواده ای روحانی بدنیا آمد. پدرش مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد ولی حیدری یکی از علمای بزرگ حوزه بود که در سال ۱۲۷۸ هجری شمسی در یکی از روستاهای توابع بخش میربگ شهرستان دلفان بدنیا آمد “پدرش ازخوانین معروف و بنام منطقه بود. و چون خانواده اش از خان های لرستان بود، لقب خان به آن افزوده شد .متاسفانه مادرجوانش که دختر یکی از خانواده های سرشناس محل بود پس از تولد او چشم ازجهان فروبست و فرزند دلبندش را در این دنیای بزرگ و بی رحم تنها گذاشت. پدرش قربانعلی خان فرزند حاجعلی خان یکی از سران طایفه معروف و سرشناس عشایر دلفان بود. عشایر لرستان درآن زمان در مقابل رضاخان پهلوی سرتسلیم فرو نیاورده و از او فرمان نمی بردند و از دادن مالیات و سرباز خود داری کرده و ازدستورات او سرپیچی می کردند . به این دلیل بفرمان رضا شاه مورد حمله ارتش قرار گرفته و پس از مبارزه و مقاومت دلیرانه سرکوب شده و سران آنها از جمله حاج علی خان پدربزرگ محمد ولی دستگیر و به دار آویخته شد.

hajaga2

hajaga2

محمد ولی را پدرش برای شیردادن به زنی ازعشایر سپرد. او کودکی اش را در دامن طبیعت بکر و پاک عشایر در خانواده ی، ساده و مهربان گذراند و بزرگ شد. محمدولی درکنار آن خانواده با فقر و تبعیض و تضاد وحشتناکی که در منطقه ، میان خانها و رعیتها حاکم بود آشنا شد. پنج ساله بود که به خانه پدر برگشت و درکنار نا مادری کودکیش را گذراند. او از آن زمان تحت تاثیر ظلم و ستمی که خوانین بر رعیتها روا می داشتند و استثمار سنگین و ستم مضاعفی که بر آنها فشار میاورد قرار گرفت و در خانه پدر وزیر دست نا مادری طعم تنهایی را چشید . این مسائل باعث شد از او کودکی متفکر و حساس و مبارز بسازد . او روزها به دامن طبیعت دلفان پناه می برد و به مسائل دردناک جامعه و فاصله طبقاتی که حاکم بود فکر میکرد و به راهی برای کمک به رعیتها و رفع ستم از آنها می اندیشید… رفتار خان ها با رعیت بسیار ظالمانه بود و این موضوع محمدولی نوجوان را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود. او خواندن و نوشتن را نزد پیرمردی که از شهر آمده بود تا به فرزندان خان ها درس بدهد، آموخت. نوجوانی باهوش ، حساس و متفکر و بسیار مهربان بود. برخلاف فرزندان خوانین با بچه های رعیت ها دوست می شد و با آنها بازی می کرد و تا آنجا که می توانست به آنها و خانواده هایشان کمک می کرد. طبق معمول و سنت خوانین سوارکاری، تیراندازی و شکار را افراد پدرش به او آموختند؛ تا به سن جوانی رسید. محمد ولی بسیار قوی، خوش قیافه و رشید و از نظرهوش و استعداد از هم سن و سالانش برتر و متمایز بود و با آنها تفاوت داشت. او ازجوانی درمقابل ظلم و ستم نمی توانست سکوت کند و در هر فرصتی با خانها مبارزه میکرد… ازخود خواهی ها و زورگوئی ها ی آنها متنفر و بیزار بود. او از کودکی به خدا ، مساوات و عدالت و راهی برای رفع تبعیض فکرمی کرد. تمایلات عرفانی اش او را بر می انگیخت که از آن اجتماع ستمگر و خودخواه بگریزد…

سرانجام محمد ولی جوان تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به قم برود. او به حوزه علمیه قم رفت و درآنجا به تحصیلاتش ادامه داد. او درمدرسه فیضیه قم در محضر اساتیدی چون حضرت آیت الله عبدالکریم حائری یزدی موسس حوزه علمیه قم و حضرت آیت الله بروجردی و حضرت آیت الله خوانساری… به کسب علم پرداخت و خیلی زود درجات تحصیلی را طی کرده و مورد توجه و اعتماد استادانش قرار گرفت. به زودی از طرف آیت الله بروجردی اجازه دریافت وجوهات و دخل تصرف در آنها به او داده شد. همچنین تابستانها او را برای تبلیغ به شهرستانها و روستاها می فرستادند. او پس از آنکه دروس سطح را در حوزه علمیه قم به پایان رساند برای ادامه تحصیل عازم نجف اشرف شد و سالها در آنجا به تحصیل ادامه داد. در این مدت از اصرار خانواده اش برای بازگرداندن او برای جانشینی و سرپرستی املاک پدر سرپیچی می کند و دست از تحصیل علوم دینی برنمی دارد. پس از چند سال تحصیل در نجف و تکمیل تحصیلات به قم باز می گردد . پس از آن تحصیلات خارج را با موفقیت به پایان رسانده و به درجه اجتهاد می رسید و نزد استادان خود مقام و ارجی خاص پیدا میکند

1-4
.

آیت الله محمدولی حیدری پس از کسب درجه اجتهاد، در سال ۱۳۱۵ هجری شمسی به دستور آیت الله بروجردی ایشان مامور می شوند برای تبلیغ و جمع آوری وجوهات و رسیدگی به امور فقرا و نیازمندان… به شهرستان نهاوند بروند و بر اجرای احکام دینی نظارت کنند. در آن زمان نهاوند جزء استان لرستان بود و منطقه ای مهم و حساس و پرجمعیت؛ به این دلیل وجود فردی روحانی مانند ایشان بخصوص که اهل همان منطقه بودند و به زبان اهالی آنجا آشنایی داشتند، بسیار لازم و ضروری بوده. طبق سنت منطقه، روحانیان علاوه بر تبلیغ نقش قاضی و مجری احکام اسلامی و مصلح اجتماعی را داشتند.عازم نهاوند شد و تبلیغ علوم اسلامی و بسط و گسترش مراکز علوم دینی، مساجد و حسینیه ها را در صدر برنامه های خود قرار داد . (متن کامل زندگی نامه آیت الله حاج شیخ محمد ولی حیدری).

شهید حجت الاسلام محمدعلی حیدری در چنین خانواده ای رشد و نمو یافت و در ۱۲ سالگی، تحصیل علوم دینی را پس از آموزش قرآن کریم در نزد پدر و گذراندن مقطع ابتدایی، در حوزه علمیه قم آغاز کرد. وی با گذراندن دروس مقدماتی سطح فقه و اصول در نزد مرحوم آیت الله مشکینی و آیت الله سلطانی،‌ شرح منظومه را به همراه شهید آیت الله مصطفی خمینی(ره)، در محضر آیت الله شیخ محمد فکور یزدی فراگرفت. او بخش عظیمی از کتاب «شفا» را در محضر مرحوم علامه طباطبایی آموخت و در درس خارج آیت الله العظمی شیخ محمد علی اراکی(ره) و آیت الله حاج سید محقق داماد شرکت می کرد. نبوغ ذاتی و حافظه فوق العاده قوی او به اندازه ای بود که به گفته برخی کسانیکه با او هم دوره بودند:‌«هرگاه عبارتی را دوبار می خواند آن را از حفظ می کرد.» او به سبب استعداد درخشانی که داشت از شاگردان ممتاز خارج حضرت امام خمینی(ره) و مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) به حساب می‌آمد. تلاش¬های مستمر و علاقه او به فهم درس خارج به گونه¬ای بود که مرحوم آیت الله العظمی بروجردی، یک دوره کتاب ارزشمند «وسائل الشیعه» را که در آن زمان نایاب و گران قیمت بود به وی هدیه کرد.

1-2

رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در خصوص شهید اینگونه فرموده اند: رحمت خدا بر شهید عزیز حیدری باد. با آن مرحوم از دوران تحصیل در قم دوست بودیم و از نزدیک شاهد برخی از فعالیتهای مبارزاتی ایشان در سال چهل و دو بودم. ایشان همچنین از شاگردان خوشفکر و با استعداد در درس فقه و اصول امام و درس فلسفه علامه طباطبائی بودند.
حجت الاسلام عباسی ساوجی یکی از دوستان شهید حیدری درباره نبوغ او چنین می گوید: «ما انتظار داشتیم شهید حیدری در آینده به درج او در خلال تحصیل علوم حوزوی، علم فلسفه و زبان و ادبیات انگلیسی را نیز به خوبی آموخته بود. در دورانی که شهید بهشتی مسئولیت سرپرستی امور دینی دانشجویان مسلمان را در مرکز اسلامی هامبورگ بر عهده داشت، از شهید حیدری دعوت کرد تا به آلمان سفر کند. اما شهید حیدری برای خدمت به پدر که در دوران کهولت به سر می برد،‌از رفتن به آلمان منصرف شد. ه مرجعیت برسد.» 

آیت الله محمدعلی گرامی که با شهید حیدری هم مباحثه و دوست صمیمی بوده است درباره دقت و ساده زیستی او چنین نقل می¬کند: «ما دوازده سال کتابها و دروس زیادی را با هم مباحثه کردیم، ایشان در دقت و ساده زیستی کم نظیر بود و معلومات بالایی نسبت به فلسفه غرب و شرق داشت… بعد از دوازده سال تحقیق و … دیگر در درس کسی شرکت نمی¬کردیم، این موضوع را محضر حضرت امام خمینی (ره) عرض کردیم، ایشان فرمودند: «حالا دیگر خودتان کار کنید و در همان ایام امام راحل یک سری از کارهای [علمی] خود را به ما محول فرمودند. آیت الله گرامی در ادامه چنین می گوید:‌شهید حیدری قبل از من، با آیت الله جوادی آملی و آیت الله سید محمد خامنه ای هم بحث بودند.»

1-7

 

شهید حیدری در کنار تحصیل علوم حوزوی به صورت متفرقه در امتحانات شرکت می کرد و موفق به اخذ دیپلم در رشته ادبی شد.
مرحوم استاد علی دوانی نیز درباره شهید محمدعلی حیدری چنین می گوید: «… نبوغ و هوش سرشارش دیگران را دچار شگفتی می کرد … یک بار تابستان که به نهاوند آمدیم، دیدیم در مدرسه نزد مرحوم حاج شیخ عزیزالله «مکاسب» شیخ انصاری را درس می¬گیرد و پی در پی به حاج شیخ اشکال می کند، به طوری که استاد از درخواست و هوش او تعجب می کرد و حتی می خندید که مهلت نمی دهد مطلب را تمام کند. در درس «شرح منظومه» حکیم سبزواری همراه شهید حاج آقا مصطفی خمینی(ره)، پیوسته نزد استاد مرحوم «شیخ محمد فکور یزدی» در حوزه علمیه قم اشکال می کردند و از استاد توضیح می خواستند… من در سال ۱۳۵۰ به تهران آمدم و ماندگار شدم. نمی دانم آقا علی حیدری در چه سالی به نهاوند برگشت و ماندگار شد… اگر در حوزه می ماند و تدریس می کرد یکی از مدرسین قابل و شاخص می شد و اگر تا امروز مانده بود از فقها و مجتهدین بنام به شمار می رفت.»
شهید حیدری در ادبیات فارسی، تفسیر قرآن و مسائل اجتماعی و فلسفی و در ردّ مکاتب کمونیستی و ماتریالیستی آگاهی کامل داشت. او دانشمند بزرگی بود،‌ اقتصاد را به بعضی از طلاب نوآموز تدریس می کرد. او در سن ۳۰ سالگی به درجه اجتهاد رسید و در جلسات هفتگی که پیش از تبعید امام عظیم الشأن برگزار می شد شرکت منظم داشت.
حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع مصلحت تشخیص نظام نیز درباره شخصیت علمی و مبارزاتی شهید محمدعلی حیدری این چنین می گوید: «شهید حیدری تحقیقاً‌ مجتهد بودند و مجتهد روشن و پر هوش و خروشی بودند. در کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی هم موثر بودند. البته من در کمیسیون نبودم،‌اما به خاطر این که رئیس مجلس بودم از کار ایشان مطلع بودم و رضایت بخش بود.»

2141_389

مبارزه بی امان با ظلم و ستم از ویژگی های بارز شهید
شهید حجت الاسلام والمسلمین حیدری مصداق بارز «رحماء بینهم و اشدا علی الکفار» بود. او در عین اینکه با مردم به دوستی و مهربانی رفتار می کرد،‌همچون دریایی پر تلاطم،‌در وقایع سیاسی و اجتماعی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای پیشبرد اهداف نهضت و تقویت مصالح نظام نو پای جمهوری اسلامی ایران، با موضع گیری های اصولی،‌ منشأ خدمات فراوان شد.
تهدیدها و شکنجه های قبل ار انقلاب از او مجاهدی نستوه ساخته بود و هرگز در برابر طاغوت و زیاده خواهان سر خم نمی کرد.
او روحی شجاع و بی باک داشت و در گفتن کلمه «حق و حقیقت» جز خدا به هیچ چیز دیگر نمی اندیشید. نقل شده است در حادثه زلزله سال ۱۳۳۷ در شهر نهاوند، شاه خائن که به اصطلاح برای سرکشی به منطقه رفته بود، با طلبه جوانی روبرو شد که بی هیچ ترس و واهمه از شاه و جلادانش،‌ناسیونالیسم به اصطلاح مثبت مورد ادعای شاه را به باد انتقاد گرفت.
حجت الاسلام والمسلمین رجائی (داماد شهید حیدری) نیز درباره این واقعه چنین می گوید: «شهید رو به شاه ملعون کرد و گفت: «… شاه باید بر قلب ها حکومت کند نه نشستن بر روی سرنیزه… که در این لحظه دست نشانده آمریکا در پاسخ گفت: مگر اینطور نیست؟‌ » به گفته شاهدان از همان تاریخ عمال رژیم پهلوی، شهید حیدری را تحت مراقبت و آزار و اذیت قرار دادند و همین موضوع مقدمه تحمل شکنجه، حبس و تبعید شد.
در قسمتی از اسناد ساواک آمده است: «…[شهید حیدری] از طرفداران سرسخت آیت الله خمینی بوده و در مساجد حاج آقا تراب و جوانان، پیش نماز می باشد و با افراطیون قم تماس دائم دارد، هر واعظی را که برای سخنرانی به نهاوند دعوت و معرفی می کند، عموماً به علت ایراد مطالب خلاف،‌ ممنوع المنبر شده و یا از نهاوند طرد گردیده اند…»

 

haydari21_381-686x1024

شهید حیدری و نهضت انقلاب اسلامی
شهید حیدری بواسطه کسب تعالیم معارف اسلامی و حضور چندین ساله در حوزه های علمیه، وجودش پر از عزم و اراده برای برقراری حکومت عدل اسلامی شده بود. با قیام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، وی مبارزاتش را تحت رهبری¬های پیامبر گونه امام راحل آغاز کرد و با سخنرانی ها و برپایی جلسات و تهیه اعلامیه، مردم را به مبارزه علیه رژیم آریامهری دعوت می کرد.
با دستگیری حضرت امام  خمینی(ره) از سوی جلادان رژیم، مردم انقلابی شهر قم با برپایی تظاهرات گسترده¬ای آزادی امام را خواستار شدند. شهید حیدری با پیوستن به صف روحانیون مبارز و تبیین علل قیام تاریخی ۱۵ خرداد و ابعاد شخصیتی امام و مقتدای خویش در جمع تظاهرات کنندگان در حرم مطهر حضرت معصومه(س) چنین می گوید: «… ای مردم مسلمان، اگر حضرت آیت الله العظمی روح الله الموسوی الخمینی را از میان شما برده اند، می دانید معنای این کار چیست؟‌ یعنی قرآن را برده اند؛ اسلام و شرف و مذهب را از بین برده اند»
با سخنرانی آتشین شهید حیدری،‌ مأموران ساواک سراسیمه برای دستگیری به جستجوی او پرداختند اما مردم دوستدار روحانیت او را پنهان کرده و با لباس مبدل و عمامه مشکی از طریق راه رودخانه قم او را به خانه بردند.
پس از تبعید امام راحل رژیم تصمیم گرفت تا روحانیون را که از عاملان اصلی بیدارسازی مردم بودند دستگیر و با ارعاب آنها را از ادامه مسیر بازدارند. شهید حیدری از جمله کسانی بود که در آن دوران توسط ساواک دستگیر شد. وی هنگامی که ماموران امنیتی رژیم در نیمه های شب منزل مرحوم آیت الله علی مشکینی(ره) را محاصره و تصمیم به دستگیری او داشتند از خانه بیرون آمده و با فریادهای اعتراض آمیز، در پی کشاندن مردم به خیابان ها برآمده بود. در پی این اقدام شهید حیدری، ماموران ساواک به منزل او یورش بردند و پس از دستگیری، او را به تهران منتقل و ۶  ماه در زندان قزل قلعه، تحت سخت ترین شکنجه ها قرار دادند.
شهید حیدری در سال ۱۳۵۲ (هـ.ش) در پی درگذشت پدرش با درخواست مردم نهاوند و با هدف آشنا کردن نسل جوان با نهضت امام خمینی(ره) به این شهرستان سفر کرد. حجت الاسلام محمدشفیع شفیعی یکی از دوستان شهید حیدری می¬گوید: «قبل از آمدن شهید حیدری به نهاوند، اکثر مردم منطقه نسبت به حضرت امام خمینی (ره) و قیام ۱۵ خرداد شناخت کافی نداشتند اما شهید حیدری و شهید قدوسی در این زمینه خدمات مهمی را انجام دادند.»
شهید حیدری با گروه انقلابی ابوذر که به رهبری «محمد طالبیان»  اداره می شد قبل و بعد از انقلاب همکاری و از آنان حمایت می کرد.
شهید حیدری همچنین در مدت اقامت در نهاوند با گروه های مسلح اسلامی دیگر نظیر «منصورون» و «انجمن اسلامی معلمان نهاوند» در ارتباط بود.
در سال ۱۳۵۶ (هـ .ش) و در پی وقوع «حادثه ۱۹ دی ماه شهر قم» شهید حیدری مردم را در مسجد جمع و دعوت به عزاداری نمود. بعد از پایان مراسم ماموران به خانه وی هجوم بردند تا حجت الاسلام موحدی قمی را که توسط شهید برای سخنرانی به این شهر دعوت شده بود، دستگیر کنند، اما وی پیش از اقدام ماموران با لباس مبدل از شهر خارج شده بود. روز پس از این حادثه ماموران وحشیانه به منزل حجت الاسلام حیدری هجوم بردند و ایشان را دستگیر و به همدان منتقل و ازآنجا به شهر بابک از توابع کرمان تبعید کردند.
شهید حیدری در ماه مبارک رمضان ۱۳۵۷ (هـ .ش) مبارزات خود علیه رژیم را قوت بیشتری بخشید و در حسینیه و مساجد به افشاگری دوباره پرداخت و حسینیه جوانان نهاوند را به صورت مرکز جنبش و حرکت ضد رژیم درآورد.

notg_shahid_391

شب پانزدهم ماه مبارک رمضان، شهید حیدری طی سخنرانی افشاگرانه، مردم را به جوش و خروش درآورد و  آنها به مراکز حیاتی رژیم در شهر حمله کردند. بعد از پایان درگیری مأموران نیمه شب به منزل وی ریختند و شهید حیدری را به همراه دامادش حجت الاسلام موسوی دستگیر و به همدان منتقل کردند که تا پایان ماه مبارک رمضان در ساواک همدان بازداشت بودند. پس از پایان ماه مبارک رمضان ایشان را تحویل دادگاه نظامی سنندج دادند. اما این ایام مصادف بود با روی کار آمدن دولت فریبکار و به اصطلاح «دولت آشتی ملی شریف امامی» و بنابراین دیری نپائید بسیاری از زندانیان سیاسی بخصوص روحانیان از زندان آزاد شدند که شهید حیدری نیز در میان این افراد بود.
در زمانی که رژیم حاکم بر عراق بیت امام خمینی (ره) را در نجف اشرف محاصره و محدودیت هایی برای ایشان ایجاد کرده بود، شهید حیدری تلگرافی به «حسن البکر» رئیس جمهور وقت عراق فرستاد. در قسمتی از این نامه آمده است «… اقدام اخیر دولت عراق در مورد محاصره منزل رهبر شیعیان جهان،‌ حضرت آیت الله العظمی آقای خمینی که مغایر با حقوق انسانی و نقض صریح قوانین و مقررات بین المللی است، موجی از خشم و نفرت در بین مسلمانان جهان به ویژه ملت ایران به وجود آورده و قلوب آنان را جریحه دار ساخته [است.لذا]  انتظار دارد هر چه زودتر در رفع آن اقدام نمائید و توجه داشته باشید که تکرار اینگونه اعمال، عواقب وخیمی در بر خواهد داشت…»
به دنبال مبارزات و فعالیت های پیگیر حجت الاسلام حیدری، برای اولین بار در سطح کشور مردم نهاوند، ‌مجسمه شاه خائن را سرنگون کردند که رژیم در مقابل این اقدام انقلابی به شدت عمل و سرکوب مردم روی آورد.
سفر به لبنان
در سال ۱۳۵۶(هـ.ش) حجت الاسلام حیدری از طرف بیت امام راحل در قم مأموریت یافت تا به لبنان برود. ایشان به لبنان رفت و پس از ملاقات با امام موسی صدر و رهبر شیعیان و سایر علماء و انجام مأموریت به «سرزمین وحی» سفر و پس از تشرف به مکه معظمه و مدینه منوره از مرز عربستان به کشور بازگشت.
مبارزه بی امان شهید حیدری در آن جو خفقان در سراسر کشور تا آنجا رسید که رژیم طاغوت تصمیم گرفت وی را از میان بردارد و یک شب برای انجام این توطئه وارد منزل ایشان شدند و تا صبح آنجا بودند، اما موفق نشدند و از آن پس جوانان انقلابی و مسلمان و بازاریان مبارز، منزل ایشان را تا پیروزی انقلاب اسلامی تحت حفاظت و کنترل داشتند.
۲۶ دی ماه سال ۱۳۵۷ روزی که شاه از ایران فراری شد، حجت الاسلام والمسلمین حیدری وعده ای از اطباء که با تصمیم مرکزیت مبارزه از طرف آیت الله طالقانی (ره) برای مداوای مجروحان به نهاوند آمده بودند با سر دادن شعار الله اکبر به خیابان ها ریختند و شور و شادی خود را اعلام کردند. جلادان رژیم که از این حرکت مبارزان عصبانی شده بودند،‌ جمعیت و خودروهای مردم را که در حال بوق زدن بودند، به رگبار بستند و حجت الاسلام حیدری ، بطور معجزه آسایی جان سالم به در برد.

تحصن در دانشگاه تهران
با قطعی شدن بازگشت حضرت امام خمینی(ره) به وطن،‌ شهید حیدری، همراه عده ای از مردم غیور نهاوند برای استقبال از معظم له به تهران آمد، با بسته شدن فرودگاه و به تعویق افتادن ورود امام به کشور،‌ شهید حیدری تا پایان تحصن دانشگاه تهران و در کنار شخصیت هایی مانند: حضرت آیت الله العظمی خامنه ای «مدظله العالی»، شهیدان بهشتی، مطهری و باهنر و هاشمی رفسنجانی بود.

خدمات اجتماعی و عام المنفعه شهید پیش از انقلاب اسلامی :
ـ تاسیس صندوق قرض الحسنه حضرت قائم (عج) در نهاوند با هدف حمایت از نیازمندان و مقابله با ربا خواران با همکاری جمعی از بازاریان متعهد.
ـ تأسیس دارالایتام و کمک به بی سرپرستان با همت برخی مومنان و خواهران و برادران فرهنگی.
ـ ساخت یک باب کتابخانه عمومی در حسینیه جوانان نهاوند و جمع آوری کتاب های نفیس،‌مستند و مرجع در آن.
ـ ساخت و بازسازی بیش از ۵۰ مسجد و حمام در سطح روستاها و تجدید بنای حسینیه جوانان که در کنار آن مسجد جوانان به شکل زیبایی ساخته شد.
ـ اعزام طلاب و مبلغین مذهبی در ماه رمضان، محرم و صفر به روستاها با هدف تبلیغ احکام شرعی و انتشار اخبار نهضت انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره).
ـ‌ برپایی جلسات منظم و منسجم سخنرانی در شهر نهاوند.
ـ دایر نمودن یک باب کتاب فروشی که در آن جو خفقان، نیاز شدیدی به آن بود و این کتاب فروشی مرکز پخش رساله عملیه امام،‌ پخش بیانات و اعلامیه های ایشان و نشر و توزیع کتب اسلامی و انقلابی شد.
ـ سرکشی به روستاهای محروم و رسیدگی به وضع معیشتی ساکنان این مناطق.

sh-majles_343

شهید حجت الاسلام والمسلمین حیدری پس از پیروزی انقلاب
پس پیروزی انقلاب اسلامی، شهید حیدری نقش موثری را در کنترل اوضاع شهر نهاوند داشت و همواره با جریانهای نفوذی و التقاطی نیز در حال مبارزه بود.
وی پس از پیروزی انقلاب مسئولیت های زیر را بر عهده گرفت:
۱٫ امامت جمعه شهر نهاوند: در مرداد ماه ۱۳۵۸ (هـ .ش) طی حکمی از سوی امام خمینی(ره) به این مسئولیت منصوب شد و اولین نماز جمعه این شهر را در روز قدس با شرکت دهها هزار نفر از مردم اقامه کرد.
۲٫ سرپرستی کمیته انقلاب اسلامی نهاوند: پس از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به اختلال در نظم امور شهرها، با تشکیل کمیته انقلاب اسلامی و با بدست گرفتن زمام امور در این شهر،‌کنترل و حفاظت و امنیت را بر عهده گرفت. انهدام شبکه تروریستی سازمان مجاهدین خلق (منافقین)‌در شهر نهاوند،‌ از خدمات این کمیته بود. بنابر اسناد اعلام شده کمیته مرکزی در تهران، کمیته انقلاب اسلامی نهاوند از کمیته های دقیق و منظم سطح کشور بود.
۳٫ سرپرست دادگاه های انقلاب اسلامی استان همدان: در تاریخ ۱/۹/۱۳۵۸ هـ.ش با حکم مرحوم آیت الله مشکینی(ره) به عنوان قاضی شرع دادگاه های استان همدان منصوب شد.
۴٫ سرپرستی بنیاد مسکن استان همدان
۵٫ عضویت در شورای سرپرستی جهاد سازندگی نهاوند
۶٫ سرپرست کمیته امداد امام خمینی شهر نهاوند
۷٫ عضویت در شورای سوادآموزی شهر نهاوند
۸٫ نظارت بر ژاندارمری، بهداری و سایر ارگانهای مهم دولتی شهر نهاوند
شهید حیدری همچنین در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا،‌ با حمایت صریح از اقدام انقلابی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام،‌ در این مقطع از انقلاب نیز، نقش موثری ایفا کرد. با آغاز فعالیت حزب جمهوری اسلامی به سبب ماهیت انقلابی و اسلامی آن به عضویت در حزب درآمد و با پذیرش کارهای تشکیلاتی، مدیریت خود را در اداره امور به عرصه ظهور رساند.

1-61

شهید حیدری در سنگر خانه ملت
با پیروزی انقلاب اسلامی و نزدیک شدن انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی و اهمیت و جایگاه آن از یک سو و تلاش عناصر خود فروخته منافقین و لیبرالهای سرسپرده به آمریکا از سوی دیگر، باعث شد تا شهید حیدری با پذیرش توصیه علماء و درخواست مردم، نامزد انتخابات شود. پس از برگزاری انتخابات شهید حیدری با رأی قاطع و اکثریت مردم مبارز و انقلابی نهاوند به خانه ملت راه یافت و با توجه به سوابق درخشان در علوم حوزوی و دارا بودن مقام اجتهاد به توصیه شهید بهشتی(ره) به عضویت در کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس نیز درآمد.
در انتخابات نخستین دوره ریاست جمهوری با وجود اینکه برخی مردم در آن زمان نسبت به بنی صدر خوشبین بودند و چهره پر از نفاق او را شناسایی نکرده بودند، شهید حیدری با صدور اعلامیه¬ای از نامزد جامعه مدرسین حمایت کرد. شهید حیدری به دلیل مبارزه با خط التقاطی،‌ همواره مورد تهمت و افترای مخالفان نظام بود و روزی نبود که رادیو بعثی عراق علیه او مطلبی نگوید. نشریه مجاهد (ارگان منافقین) نیز با سم پاشی او را به عنوان رهبر چماقداران نهاوند معرفی می کرد اما مقاومت سرسختانه شهید مانع از تحقق اهداف شوم دشمنان در این بعد شد.
او همواره معتقد بود برای سازندگی و توسعه کشور باید قدم برداشت. و تحقق اصل چهل و هفتم و اصل چهل و نهم و برخورد با کسانیکه از راه نامشروع و با مکیدن خون مردم و اموال بیت المال،‌زراندوزی کرده بودند، همواره مورد توجه وی بود. او معتقد بود: «‌… ما باید به مردم روحیه بدهیم، ما باید مردم ایران را مأیوس نکنیم و بدانیم آنچه را که اینجا صحبت می کنیم فقط در یک مجلس و در سطح ایران نیست، این صحبت ها در جهان منعکس می شود… امروز کشور ایران و رهبر انقلاب ما امید مستضعفان جهان است و آنها چشم به ما دوخته اند، ببینید وضع ما چطور است.»
شهید حیدری همچنین مقابله با جریان انحرافی بنی صدر را در صدر برنامه های خود قرار داده بود و بنی صدر را با استناد به آیات قرآن منافق معرفی می کرد: «… اگر منافقین و آنهایی که مرض قلبی دارند و قلبشان آلوده به گناه است و «مرجفون» یعنی آنهایی که با نشر اکاذیب و با اشاعه مطالب باطل ایجاد یأس و نگرانی و اضطراب در مردم می¬کنند، اگر اینها دست برندارند، ما پیامبر را علیه اینها بر می¬انگیزیم و جزای اینها قتل است…»
او همچنین خطاب به بنی صدر اینچنین می گفت: … اگر چنانچه ایشان [بنی صدر] در مقابل قانون تسلیم شود و دست از این تحرکات بر دارد و دست از حمایت گروهک های منحرف و جریان های انحرافی بردارد و بیاید رسمی در مقابل ملت متعهد شود که دست از این مفسده ها بر دارد. اما این را بدانید که بنی صدر هیچگاه حاضر نیست در مقابل قانون تسلیم شود و جمله ای را دارد که یکی از رادیوهای خارجی که همیشه از وی حمایت می کنند می گوید: «آقای بنی صدر اجازه ندارد سکوت کند.»
شهید حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی حیدری در سراسر عمر پر برکت خود همواره به برپایی احکام اسلام و تقویت نظام جمهوری اسلامی ایران اندیشید و هرگز به خود توجه نکرد. سر انجام این روحانی مبارز شامگاه خونین هفتم تیر سال ۱۳۶۰ همراه ۷۲ تن از یاران آفتاب در انفجار ساختمان مرکزی حزب جمهوری اسلامی،‌ به لقاء الله پیوست.
پیکر مطهر شهید حیدری با درخواست و اصرار مردم حق شناس نهاوند پس از تشییع امت حزب الله در تهران، به نهاوند منتقل و در کنار مرقد پدر بزرگوارش در حسینیه جوانان به خاک سپرده شد.
از او هم اکنون ۲ فرزند بنام های سعید (۱۳۳۸) و حمیده (۱۳۴۰) به یادگار مانده است و دو فرزند دیگر او بنام های سعیده و فریده پس از شهادت پدر به دیار باقی شتافته¬اند.
********************************************************

گردآوری پایگاه اطلاع رسانی سلام دلفان

منابع:

۱- سایت کانون قابیلیان

۲- سایت شهید آیت الله محمدعلی حیدری

 

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار