سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 93339
تاریخ انتشار: ۶ شهریور ۱۳۹۵
تعداد نظرات: . نظر
خانه » اخبار برتر » کودکان خیابانی و کار، افزایش می یابند
Print This Post
درپی بی تفاوتی مسئولین،

یادگیری فرهنگ خشن خیابانی از ویژگی های رفتاری و اخلاقی کودکان خیابانی است که باعث می شود به دلیل نقصان در فرآیند جامعه پذیری و فرهنگ پذیری نمی توانند رفتاری همسان گروههای سنی خود داشته باشند

به گزارش سلام دلفان، یکی از آسیب های جدی که جامعه ما را تهدید میکند گسترش روز افزون کودکان خیابانی است که به دلایل متفاوت بخشی یا همه اوقات خود را در خیابان ها سپری و عمدتا از طریق تکدی گری، بزهکاری و شغل های کاذب و فصلی امرار معاش می کنند. گرچه آمار دقیقی از تعداد این کودکان در دسترس نیست، آماری که بر اساس جمع آوری بخشی از این کودکان تهیه شده نشانگر عمق این فاجعه عظیم ملی است که صرفنظر از مشکلات و مسایلی که در حال حاضر ایجاد می کند پیامدهای ناگوارتری در آینده ای نه چندان دور برای جامعه در پی خواهد داشت.

در ایران این پدیده از نزدیک به یک قرن پیش با رشد بی رویه روند شهرنشینی و دگرگونی های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به روز نموده و رفته رفته با افزایش جمیعت از فرم طبیعی و استاندارد خارج شده و نمود عینی یافته است.

پدیده کودکان خیابانی نیز گرچه در نگاه اول متاثر از مشکلات تربیتی و اقتصادی درون خانواده ها به نظر. می رسد، چنان چه با ژرف نگری بررسی شود به خوبی میتوان تاثیر تحولات سریع اقتصادی و اجتماعی نظام و ناهمگونی آن را با بافت فرهنگی جامعه در آن دید.

کودکان خیابانی معمولا به کودکان زیر 18 ساله ای گفته می شود که در خیابان های به طریق های گوناگون مشغول زندگی هستند که طبق آمار پیمان جهانی حقوق کودک تعداد این کودکان در جهان بین 120 تا 150 میلیون در جهان تخمین زده شده است. این کودکان از طریق گدایی، بزهکاری و اشتغال به شغل های کاذب به زندگی ادامه می دهند و بسیاری از آنان نیز بی سرپناه محسوب می شوند.

این کودکان حاصل ازدواج های غیر صحیح، فقر و تنگدستی هستند که مشکل امرار معاش و نبود امکان دسترسی به مشاغل ثابت کودکان خیابانی و بیش از بیش در معرض استثمار شدن و نهایتا درگیر شدن در فعالیت ها و موقعیت های خطرناک و غیر قانونی قرار می دهد که بهره برداری های جنسی و نیز اعتیاد به مواد مخدر به منظور ایجاد وابستگی هر چه بیشتر به گروههای قاچاق مواد مخدر از آن جمله است.

پیامدهای این وابستگی ها ابتلا به بیماری های جنسی به خصوص بیماری ایدز و قرار گرفتن در معرض ویروس HIV است، شایان ذکر است که معمولا 15 درصد کسانی که در معرض این ویروس قرار می گیرند به بیماری ایدز مبتلا هستند و استفاده از مواد ترزیقی نیز در کنار سایر مواد مخدر نه فقط آنها را به اعتیاد مبتلا می سازد بله احتمال آلودگی آنها را به سایر بیماری های مسری بیشتر می کند.

یادگیری فرهنگ خشن خیابانی از ویژگی های رفتاری و اخلاقی کودکان خیابانی است که باعث می شود به دلیل نقصان در فرآیند جامعه پذیری و فرهنگ پذیری نمی توانند رفتاری همسان گروههای سنی خود داشته باشند، قطعا کودکانی که در محیط خانوادگی ناسالم و بیمار رشد می کنند و بیشتر وقت خود را در میان افراد بزهکار و مجرم می گذرانند نمی توانند از تربیت صحیحی برخوردار شوند و بالطبع در ایجاد ارتباط اجتماعی مناسب با دیگران ناتوانند.

برخی از این کودکان که عمدتا منبع در آمد خانواده هستند ممکن است در دام قاچاقچیان و خلافکاران مورد سوء استفاده های جنسی قرار گیرند، در واقع گذراندن زندگیم و امرار معاش راهی جز پیوستن به گروههای قاچاق مخدر پیش روی این کودکان قرار نمی دهد.این کودکان در همان اوایل شروع کار در دام این گروهها، مورد آموزش برای حمل و توزیع مواد مخدر قرار، تکدی گری، سرقت، کیف قاپی و جیب بری، بهره کشی و سوء استفاده جنسی، فروش کودکان برای تجارت اعضای بدن، به کار گیری در اماکن فساد و قمارخانه ها و دستفروشی قرار حق گیرند.

از عوامل موثر در گسترش پدیده کودکان خیابانی، میتوان بدرفتاری پدر و مادر، مهاجرت های بی رویه از روستاها به سمت شهرها که باعث سرگردانی روحی و معنوی اطفال در محیط های بزرگ و نامأنوس می شود، افزایش سرسام آور هزینه های زندگی خانواده ها در مرکز شهرهای بزرگ و برآورده نشدن نیازهای اولیه مثل غذا، پوشاک و مسکن، کمبود فرصت های شغلی و روی آوردن کودکان به شغل های کاذب نظیر واکس زنی، سیگار فروشی، دستفروشی و پاک کردن شیشه اتومبیل ها در سر چهارراه ها و نبود امنیت و احساس آرامش و وجود اختلافات خانوادگی از دلایل این هنجار اجتماعی دانست.

خانواده ها این را در نظر داشته باشند که با وجود رسانه های گوناگون فرهنگی و اجتماعی، می بایست بستری را برای یک زندگی ایمن و به دور از ناهنجاری های اجتماعی فراهم سازند تا فرزندان به تحصیل و آینده ای روشن سوق پیدا نماید و دولت نیز کودکان بی سرپرست را جمع آوری و تحت حمایت خود قرار دهد تا از ناهنجاری های اجتماعی حاصله از این کودکان کاسته شود و بستری برای ایجاد اشتغال برای آنها فراهم سازد.

نویسنده :مهدی زکی پور-و کارشناس جامعه شناسی

 

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار