به گزارش سلام دلفان، ایشان تازه از ماموریت برگشته بودند و هنوز دو روز اینجا نبودن که مادرم یکشنبه 12 مهر ساعت هفت شب بود تماس گرفتند و گفتند پدرتان می خواهد به ماموریت برود و حتما به منزل ما بیایید. وقتی رفتیم به آنجا ایشان حال و هوایی خاص داشتند و نورانیتی خاص را همه ما در چهره شان درک می کردیم. یک سری صحبت ها و توصیه هایی به من و برادرم داشتند و در بین صحبت هایشان گفتند این سفر من یک سفر بی بازگشت خواهد بود و من حتما شهید می شوم.
ادامه خبر را در اینجا [1] بخوانید
Powered by WPeMatico [2]