به گزارش سلام دلفان، هنوز چند دقیقه نگذشته بود که دیدم گوشی خانه مادرم زنگ زد. ”آقا ابوالفضل بود” بعد از احوالپرسی گفت: «این، خط دوستم است، کاری داشتی پیام بده.» دو روز قبل از شهادت آخرین تماسش بود، خیلی با هم صحبت کردیم. مثل همیشه! یادم هست که به او گفتم: «ببخشید اگر زن خوبی برایت نبودم.» گفت: «خدا دو تا نعمت بزرگ به من داد، زن خوب، پول خوب! بعد هم زد زیر خنده.»
ادامه خبر را در اینجا [1] بخوانید
Powered by WPeMatico [2]