سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 1023
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۳۹۰
تعداد نظرات: . نظر
خانه » آخرین عناوین » زندگی امام سجاد(ع) از منظر رهبر انقلاب
Print This Post
زندگی امام سجاد(ع) از منظر رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در كتاب 'پژوهشی در زندگی امام سجاد(ع)' ضمن بررسی زوایای سیاسی زندگی امام چهارم(ع) می نویسند: امام زین ...

زندگی امام سجاد(ع) از منظر رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در كتاب ‘پژوهشی در زندگی امام سجاد(ع)’ ضمن بررسی زوایای سیاسی زندگی امام چهارم(ع) می نویسند: امام زین العابدین(ع) برای نظام حكومتی مورد نظر خود كه حكومت علوی و الهی و اسلامی بود، تبلیغ و فرهنگ سازی می كرد. رهبر معظم انقلاب در این كتاب كه در سال 1361 منتشر شد، ابعاد مختلف زندگی امام سجاد (ع) را مورد بررسی قرار داده اند و به مناسبت بیست و پنجم محرم، سالروز شهادت علی بن الحسین (ع)، زندگی سیاسی آن امام را به قلم معظم له مرور می كنیم كه در پی می آید: برخی مطالب امام سجاد(ع) در روش موعظه، خطاب به عموم مردم و برخی دیگر خطاب به شیعیان است. در آنجا كه مخاطب، همه مردم هستند اولا غالبا به آیات قرآن استناد می شود و ثانیا صریحا دستگاه حكومتی مورد عتاب و انتقاد قرار نمی گیرد و صرفا بیان اندیشه و ایدئولوژی اسلامی به صورت پند و نصیحت است. ** موعظه های عمومی استناد به قرآن كریم از آن نظر ضروری بود كه عموم مردم، معرفت كافی نسبت به امام سجاد (ع) نداشتند و استدلال می طلبیدند و پرهیز از انتقاد صریح نیز برای رعایت تقیه بود. آن حضرت سخن را با لحن موعظه به این صورت آغاز می كند كه ‘ایها الناس اتقوا الله واعلموا انكم الیه راجعون’، تقوای خدا را پیشه كنید و بدانید كه به سوی خدا برمی گردید و سپس می فرماید ‘بدان كه وقتی نكیر و منكر به سراغ تو می آیند، اولین چیزی كه آن دو می پرسند، از خدای توست كه او را عبادت می كردی، از پیامبری كه به سوی تو فرستاده شده، از دینت كه به آن معتقد بودی و از كتابت می پرسند كه آن را تلاوت می كردی. آنگاه امام سجاد(ع) به نكته اصلی و محوری می رسد و می فرماید ‘و عن امامك الذی كنت تتولا’، از امامی كه تو ولایت آن را داری، می پرسند. در زبان و بیان ائمه (ع) مساله امامت یعنی مساله حكومت و در اینجا فرقی بین مساله امامت و مساله ولایت نیست. امامی كه در اینجا ذكر می شود، یعنی جانشین پیامبر كه هم متكفل ارشاد و هدایت دینی توست و هم متكفل هدایت و ارشاد امور زندگی در دنیا و امام یعنی رهبر جامعه. پس اطاعت از امام كه واجب است، هم در امور دنیوی و هم در امور دینی واجب است. امام سجاد (ع) وقتی می فرماید ‘از تو درباره امامت می پرسند’، یعنی به تو می گویند كه آیا امام درستی انتخاب كردی و آن كسی كه بر تو حكومت می كند و رهبر جامعه است، آیا به راستی انتخاب كردی؟ آیا خدا به امامتش راضی است؟ امام(ع) با این روش آرام و موعظه آمیز، مردم را درباره مساله امامت، بیدار و حساس می كند، در حالیكه بنی امیه اساسا میل نداشت كه بحثی درباره امامت و حكومت شود. در مورد موعظه های عمومی امام سجاد(ع) باید دو نكته را مورد توجه قرار داد: اول، این بحث ها صرف آموزش نیست بلكه بیشتر از آنكه تعلیم باشد، تذكر و یادآوری است. زیرا در آن زمان، انحراف و تحریف در اصول دین واقع نشده بود ولی مردم فراموش كرده بودند. یعنی زندگی مادی، توحید و نبوت و معاد را از یادشان برده بود. دوم، امام سجاد (ع) بر اساس همان خط مشی كلی و هدف نهایی كه قبلا ذكر شد، (تشكیل حكومت اسلامی به روش اهل بیت) بر مساله امامت تاكید خاص دارد. امام زین العابدین (ع) در موعظه های عمومی خود نیز مساله ولایت و امامت و حكومت را یادآوری می كرد. البته به صورتی كه حساسیت دشمن برانگیخته نشود و در عین حال، مردم متنبه شوند. ** موعظه های اختصاصی موعظه های اختصاصی امام سجاد(ع) آن مواعظی است كه خطاب به شیعه صورت گرفته است و كاملا مشخص است كه مخاطبان، از مخالفان دستگاه حاكم هستند. این موعظه ها برای كادرسازی است تا در صورت ایجاد حكومت اسلامی، مسوولیت های مهم را برعهده بگیرند. یك نمونه از این موعظه های اختصاصی در كتاب ‘تحف العقول’ ذكر شده و چنین آغاز می شود: ‘كفانا الله و ایاكم كید الظالمین و بغی الحاسدین و بطش الظالمین ایها المومنون’ خود این خطاب نشان می دهد كه امام و مخاطبان، در این جهت با هم شریكند كه مورد خطر و تهدید دستگاه حاكم هستند. سپس امام می فرماید: طاغوت ها و پیروان دنیاپرست آنها، شما را فریب ندهند. این حوادثی كه در زندگی شب و روز برای شما – در دوران خفقان و مبارزه – پیش می آید، دل ها را از نیت و جهتی كه دارند، باز می دارد و از آن انگیزه و نشاط لازم برای مبارزه می كاهد و هدایت موجود را از یاد می برد و شناخت اهل حق را به فراموشی می سپارد. امام سجاد (ع) سپس موعظه می كند و هشدار می دهد كه از همنشینی با گنه كاران بپرهیزید و ظالمان را یاری مكنید. روشن است كه امام (ع) عده ای از مومنین و هواداران را جمع كرده و با روش موعظه، آنها را دلگرم و امیدوار می كند و از نزدیك شدن به دستگاه ستمگر زمان (عبدالملك بن مروان) منع و نهی می كند و آنها را برای روزی كه وجودشان بتواند در راه حكومت اسلامی مؤثر واقع شود، شاداب و با طراوت و سرزنده نگه می دارد. امام چهارم (ع) با یادآوری تجربه های گذشته پیروان اهل بیت (در قیام عاشورا، واقعه حره، شهادت حجربن عدی و…) می خواست شیعه را در مبارزه ثابت قدم تر گرداند. لذا می فرماید: به جان خودم قسم! شما از جریان های گذشته در دوران های پیشین كه پشت سر گذاشته اید، از فتنه های انباشته و متراكم و غرق شدن در این فتنه ها تجربه هایی را می توانید از آن آزمایش ها استفاده كنید و بر اجتناب از گمراهان و اهل بدعت ها و مفسدین در زمین راه یابید. امام سجاد (ع) در اینجا به صراحت، مساله امامت و ولایت را مطرح می كند: فرمان خدا و اطاعت او را مقدم بدارید و همچنین اطاعت كسی را كه خدا، اطاعت او را واجب كرده است. اطاعت طاغوت ها -عبدالملك بن مروان ها – را بر اطاعت خدا و اطاعت رسول خدا و اطاعت اولوا الامر واقعی مقدم نكنید. امام زین العابدین (ع) با این بیان، در حقیقت برای نظام حكومتی مورد نظر خود كه حكومت علوی و الهی و اسلامی بود، تبلیغ و فرهنگ سازی می كرد. ** رساله حقوق امام چهارم (ع) رساله حقوق امام سجاد (ع)، نامه بسیار مفصلی به اندازه یك كتاب است كه به یكی از دوستانشان نوشته اند و در آن حقوق افراد و اشخاص بر یكدیگر بیان شده است. در این رساله، علاوه بر حقوق الهی و اعضاء و جوارح و همسایه و خانواده، حقوق متقابل مردم و حاكم اسلامی نیز بدون ایجاد تنش و به صورت آرام و بدون ذكر مبارزه برای ایجاد حكومت اسلامی در آینده، بیان شده است. در واقع این رساله برای آن تالیف شده است كه اگر در آینده حكومت اسلامی مورد نظر امام سجاد (ع) تشكیل شد، مناسبات و روابط و حقوق متقابل مردم و حاكم اسلامی، قبلا در ذهن مسلمانان شكل گرفته و معلوم شده باشد. ** پاسخ امام به ‘محمد بن شهاب زهری’ ‘عبدالملك بن مروان’ آنقدر تلاوت قرآن می كرد كه یكی از قاریان قرآن شناخته شده بود اما وقتی به او خبر دادند كه به خلافت و حكومت رسیده، قرآن را بوسید و كنار گذاشت و گفت ‘هذا فراق بینی و بینك’ یعنی ‘دیدار به قیامت!’ حقیقت هم همین بود، او دیگر به قرآن مراجعه نمی كرد و البته حفظ ظاهر را می كرد و هرگز آشكارا با اندیشه های اسلامی مخالفت نمی كرد. عبدالملك بن مروان برای حفظ ظاهر و توجیه ستمگری ها و جنایت هایش نیاز به عالمان درباری داشت و یكی از این عالمان، ‘محمدبن شهاب زهری’ است. او در دستگاه حكومت قرب و منزلت بسیاری داشت، به طوری كه نوشته اند یك بار محمدبن شهاب وارد مسجدالحرام شد و هیات حاكمه آنقدر برای او تشریفات چیده بودند كه عالمان و محدثان حاضر در مسجد همگی دچار شگفتی شدند. معمر می گوید: ما خیال می كردیم كه از زهری حدیث بسیاری نقل كرده ایم تا اینكه ولید (فرزند عبدالملك بن مروان) كشته شد. پس دفترهای زیادی را دیدیم كه بر چارپایان حمل و از خزانه ولید خارج می شد و می گفتند كه اینها دانش زهری است. یعنی زهری آنقدر كتاب و دفتر بنا به خواسته دستگاه دولت اموی، از حدیث پركرده كه برای حمل آن نیاز به چارپایان است. پس از آنكه محمد بن شهاب زهری وابسته به دستگاه خلافت شد، حتی برضد امام سجاد (ع) و اهل بیت (ع) نیز حدیث جعل می كرد. از جمله در كتاب ‘اجوبة مسائل جارالله’ اثر آیت الله ‘سید عبدالحسین شرف الدین’ دو حدیث مجعول از زهری نقل و نقد شده كه در یكی از آن دو، ادعا شده كه نعوذ بالله، امیرالمومنین علی(ع) جبری بود! و در دیگری حمزه سیدالشهداء شراب خوار معرفی شده است! روشن است كه زهری با این احادیث دروغین در صدد بود خاندان عصمت را تضعیف كرده و آنان را مسلمانی معمولی و بلكه پایین تر بشمارد و به اصطلاح باید گفت این گونه احادیث مجعول برای ترور شخصیت فكری، فرهنگی و معنوی اهل بیت (ع) بود. امام سجاد (ع) نامه ای كوبنده و آتشین دارد كه در ‘تحف العقول’ ذكر شده و در آن، محمدبن شهاب زهری و بدعت هایش مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. امام (ع) از جمله در این نامه می فرماید: كسی را به دوستی برگزیدی كه محارب با خداست. چیزهایی را كه به تو دادند و متعلق به تو نبود، از آنان گرفتی. سپس امام چهارم (ع) فرمود: بدان، كمترین چیزی كه برعهده گرفتی، این است كه وحشت ستمگران را تبدیل به راحتی و انس كردی و راه گمراهی را برای آنها هموار ساختی. آیا چنین نبود كه وقتی آنها تو را به خودشان نزدیك كردند، از تو محور و قطبی به وجود آوردند كه آسیای مظلمه های آنان بر آن قطب می گردد و پلی را ایجاد كردند كه از روی آن به سوی كارهای خلافشان عبور می كنند. آنها به واسطه تو در علما شك ایجاد می كردند و دل های جاهلان را به سوی خودشان جذب نمودند. آنگاه امام سجاد (ع) می فرماید: نزدیك ترین وزرای آنها و نیرومندترین یارانشان به قدری كه تو ‘فساد’ آنها را در چشم مردم ‘اصلاحات’ جلوه دادی، نتوانستند به آنها كمك كنند! ** نكته پایانی اگرچه امام سجاد (ع) در دوران امامت پربركت خود – كه 34 سال طول كشید – تعرض آشكاری به دستگاه خلافت نداشت، ولی فعالیت های فرهنگی آن بزرگوار و تعلیم و تربیت عناصر مومن و مخلص، بنی امیه را نسبت به آن حضرت بدبین كرد به طوری كه به آن امام تعرض هم كردند و دست كم یك بار آن حضرت را با غل و زنجیر از مدینه به شام بردند. این غل و زنجیری كه نسبت به امام سجاد (ع) معروف است، به طور یقین معلوم نیست كه در واقعه كربلا باشد اما در دوران امامت و از مدینه به شام، یقینی است. امام سجاد (ع) در موارد متعدد دیگری مورد شكنجه و آزار مخالفان قرار گرفت و سرانجام در سال 96 هجری در زمان خلافت ولید بن عبدالملك، به وسیله عمال خلافت، مسموم شد و به سعادت شهادت رسید. كتاب ‘پژوهشی در زندگی امام سجاد(ع)’ نوشته حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای در سال 1361 در 80 صفحه به چاپ رسید. منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار