سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 1227
تاریخ انتشار: ۷ دی ۱۳۹۰
تعداد نظرات: . نظر
خانه » آخرین عناوین » در گزارش مجلس مطرح شد: نقش محمد خاتمی و مهدی هاشمی در فتنه 88
Print This Post
حسین فدایی در تشریح گزارش کمیسیون اصل 90 از فتنه 88 به بررسی نقش مهدی هاشمی در انتقال اخبار و اطلاعات از خارج به ایران و همچنین نقش محمد خاتمی ...

حسین فدایی در تشریح گزارش کمیسیون اصل 90 از فتنه 88 به بررسی نقش مهدی هاشمی در انتقال اخبار و اطلاعات از خارج به ایران و همچنین نقش محمد خاتمی در معرفی میرحسین موسوی به عنوان فردی مناسب برای پیشبرد پروژه تغییر در ایران به طرف های غربی پرداخت.

به گزارش سلام دلفان در جلسه امروز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی گزارش کمیسیون اصل نود از فتنه 88 در آستانه حماسه 9 دی قرائت شد.

حسین فدایی عضو کمیسیون اصل نود در ابتدای قرائت این گزارش گفت: کمیسیون اصل نود گزارش چکیده ای را از رسیدگی به حوادث انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد 1388 که منجر به شکل گیری جریان فتنه شد ارائه می دهد.

فدایی افزود: با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، غرب که الگوی ناب اسلامی را به عنوان گفتمانی در مقابل لیبرال دموکراسی می دانست، به طور همه جانبه سعی در مخدوش کردن این نظام داشت تا مانع از الگودهی ملت ایران به دیگر ملت های جهان برای شکستن ساختار از پیش تعیین شده نظم جهانی شود. اما شکست های پی در پی نظام سلطه از جمهوری اسلامی ایران طی 32 سال گذشته و پیشرفت های چشمگیر ایران در این مدت منجر به طراحی شیوه های جدید مواجهه با ایران شد.

عضو کمیسیون اصل نود تصریح کرد: پیشرفت در رشته های گوناگون علمی و فناوری، تصویب راهبرد تهاجمی در سیاست خارجی، به انحراف کشاندن قدرت های استکباری، عدم تمکین ایران در قبال فشارهای بیرونی، تلاش برای گستش هرچه بیشتر جبهه مبارزه با رژیم صهیونیستی، قدرت های استکباری به ویژه آمریکا را به تلاش برای انتخاب گزینه های سخت، نیمه سخت و نرم علیه ایران وادار کرد به این امید که بتواند پروژه تغییر رفتار نظام ما را به عنوان گام اول پروژه تغییر به ثمر رساند.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در ادامه تصریح کرد: تجربه دوران حاکمیت جریان دوم خرداد که جرج بوش پسر هنگام ترک کاخ سفید آن را دورانی خوش خواند و از بابت به پایان رسیدن آن ابراز تأسف کرد، آمریکا و متحدانش را به این نتیجه رساند که بهترین و کوتاهترین روش برای ایجاد تغییر در رفتار ایران اسلامی، سرمایه گذاری بر روی جریان ساختارشکن و غرب گرای داخل ایران است. در طول دوران اقتصادی و سیاسی خود، خود به خوبی نشان داده بود روش ها و اهداف خود را کاملا بر مبنای تئوری ها و نیازهای غرب پیاده کرده است.

وی افزود: به همین دلیل بود که بلافاصله پس از پایان دولت اصلاحات برخی فرایندها شتابی روز افزون گرفت.

فدایی در تشریح این فرایندها اظهار داشت: فرایند مراکز تصمیم سازی برای تهیه راهبردهای عملیاتی علیه ایران، تصویب بودجه ویژه برای حمایت از اپوزیسیون، ایجاد و تقویت ساختار و شیوه رسانه ای جدید برای ایجاد، هدایت و تغزیه آشوب داخلی، تصویب قطعنامه های تحریمی علیه ایران، فعال شدن سرویس های اطلاعاتی برای تحقق دو پروژه اپوزیسیون واحد، با برداشتن مرزها میان گروه های مختلف اپوزیسیون و اپوزیسیون حرفه ای که اصلاح طلبان غرب گرا در سال 84 فقدان آنها را جزو ضعف های اساسی خود اعلام کرده بودند و گنجاندن آن در غالب پروژه شبکه سازی در محیط های واقعی و مجازی، تقسیم کار میان کشورهای غربی برای برقراری پیوندهای پنهان با اپوزیسیون داخلی، برنامه ریزی برای تبدیل انتخابات به هسته مرکزی یک فرایند کودتای مخملی بود.

وی تصریح کرد: اگرچه بسیاری از این فرایندها از سال ها قبل آغاز شده بود و عمر برخی از آنها به بیش از 20 سال می رسید، اما در این تردیدی نیست و مجموعه اطلاعات موجود هم نشان می دهد برنامه ریزی اصلی برای تبدیل این پروژه ها به فتنه داخلی پس سال 84 اوج گرفته است.

فدایی تصریح کرد: این گزارش تلاش می کند، چگونگی تکمیل این پروژه و تبدیل آن به یک فتنه سیاسی و اجتماعی با استناد به اطلاعات معتبر و آگاهی و روایتی دقیق از چگونگی مهار این فتنه دقیق ارائه نماید.

فدایی در بخش اول گزارش خود اظهار داشت: آنچه فردای پس از انتخابات سال 88 را رقم زد، فرصتی بود از سالها قبل و با برنامه ریزی مدون و منسجم بیگانگان و همراهی عناصر فریب خورده داخلی فراهم آمد.

وی افزود: فضای مطلوب سوء استفاده بیگانگان از طریق حاکم شدن فضای غیر عقلانی و تهییج احساسات، نادیده گرفتن تذکرات مقام معظم رهبری و نادیده گرفتن اخلاق و روابط انتخاباتی فضایی را فراهم کرد که دشمنان به پیاده سازی سناریوی از پیش تعیین شده خود بپردازند در این راستا می توان به عوامل داخلی و خارجی اشاره کرد.

فدایی در قسمت دیگری از گزارش خود، به تشریح زمینه و عوامل داخلی فتنه 88 پرداخت و گفت: مجموعه اسناد موجود نشان می دهد به طور کلی راهبرد غرب در قبال جمهوری اسلامی، مبتنی بر این پیش فرض است که در نهایت اجرای سناریوهای براندازه باید راهی به داخل ایران بیابد و هدف فشارهای بین المللی نیز در نهایت چیزی به جز اثر گذاری در داخل ایران و فعال کردن مجموعه نیروهای غرب گرا که همواره در مقابل اکثریت مردم مجموعه ای کوچک محسوب می شوند، نیست.

وی افزود: یکی از عوامل زمینه ساز فتنه 88 در زمانی به مدت 2 دهه از سال 84 بدین سو در غالب ساز و کارهایی صورت گرفته است که شامل: 1- برقراری ارتباطات پنهان، 2- کمک مالی، 3- حمایت علنی از چهارچوب پروژه‌های دیپلماسی عمومی، 4- فشار به نظام جمهوری اسلامی به منظور ایجاد فضای مانور برای جریان غرب گرا در داخل، 5- شبکه سازی اجتماعی در حوزه های مجازی.

وی افزود: در عین حال نکته مهم در این میان این است که غرب برای کلید زدن پروژه خود به آماده شدن مجموعه ای از شرایط داخلی نیاز داشت و به منظور هرچه کاملتر کردن پروژه از پیش برنامه ریزی شده، انتخابات را به عنوان یکی از مهمترین نقاط قوت جمهوری اسلامی هدف قرار داد.

فدایی اظهار داشت: بررسی دقیق فتنه 88 نشان می دهد عملکرد و سخنان سران داخلی و خارجی فتنه، الگو برداری کاملا دقیق از تئوری های پیش طراحی شده انقلاب های مخملی در مراکز تولید توطئه های جاسوسی در خارج از کشور و از جمله تئوری مبارزات خشونت پرهیز و روش های مسالمت آمیز نافرمانی مدنی که از طرف کسانی چون جین شاپ بوده است که در تمام نمونه های غربی خود از جمله موارد اجرا شده در اروپا و آسیای میانه به صورت انتخاب محور عمل کرده است.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: بر اساس اسناد موجود، کشورهای غربی و در رأس آنها دولت آمریکا بر مبنای مجموعه کدهایی که از داخل ایران دریافت کردند به این نتیجه رسیدند که مقطع انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال 88 بهترین فرصت برای اجرای کودتای مخملی در ایران است.

وی با برشمردن عواملی که موجب متقاعد شدن نظام سلطه برای انجام انقلاب مخملی در سال 88 شده است، گفت: این عوامل شامل:

1- مسافرت های خارجی افرادی چون محمد خاتمی که اغلب تلاش برای متقاعد کردن طرف خارجی به اینکه میرحسین موسوی فردی مناسب برای پیش بردن پروژه تغییرات ساختاری در ایران است، اختصاص داشته است. اسناد موجود نشان می دهد در تونس، ترکیه، استرالیا برای ترغیب خارجی ها به حمایت از موسوی تلاش کرده و موفق نیز شده است.

2- مسافرت مجموعه ای از عوامل اطلاعاتی خارجی در پوشش های مختلف به داخل ایران و برآورد اوضاع داخلی ایران به شناخت تاریخی از شخصیت میرحسین موسوی به دلیل حضور عوامل وابسته به سرویس های اطلاعاتی در کنار وی، مانند اردشیر امیرارجمند.

3- پیشبرد پروژه شبکه سازی با همراهی گروه هایی چون حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از سال 88 به این سو، که اصلی ترین مکانیزم اجرایی آن برگزاری دوره های متعدد براندازی نرم در خارج از ایران برای گروه های برانداز داخلی و مسافرت بیش از چند صد نفر از چهره های شناخته شده جریان دوم خرداد به خارج از ایران به منظور شرکت در این دوره ها در فاصله سال های 84 تا 88.

وی در تشریح آخرین عاملی که پیام هایی را به غرب برای برگزاری فتنه در سال 88 داده است، اظهار داشت: بر اساس اسناد موجود مهدی هاشمی نقشی عمده در ارسال پیام های خارج به ایران داشته و از جمله پیام های مستقیم وی برای آمریکا در اواخر سال 87 موجب شد آمریکا پروژه مذاکرات هسته ای با ایران که اهمیت حیاتی برای آنها داشت را تعطیل کرده و انرژی خود را بر پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات 88 متمرکز نمایند.

فدایی افزود: آنچه به عنوان عوامل خارجی زمینه ساز فتنه 88 مورد نظر است، صرفاً یک فاکتور تأثیرگذار بر سهل شدن بروز فتنه 88 نیست بلکه می توان به جد گفت؛ طرف غربی در برنامه ریزی، سازماندهی و هدایت ناآرامی های اجتماعی به سمت و سوی مورد نظر خود نقش اصلی را بر عهده داشته فلذا مدیریت فتنه 88 بر عهده طرف غربی بوده است.

وی تأکید کرد: در اثبات این موضوع شواهد بسیار قطعی در مواضع رسمی سکانداران غرب، مراکز تولید و توطئه آمریکایی و رسانه های دیداری و شنیداری غرب موجود است. آنچه در این بحث اشاره می شود، شواهد موجود از دخالت و مدیریت غربی ها در این 3 مقطع است.

این عضو کمیسیون اصل 90 مجلس در ادامه به تشریح نقش غرب در فتنه 88 پرداخت و اظهار داشت: بنیادهای غربی حامی براندازی ، به نتیجه نرسیدن جنگ سخت در ایران موجب شد نظام سلطه جهت پیگیری اهداف خود در ایران و خاورمیانه پرونده خاصی در اتاق های فکری خود برای ایران به وجود آورد. موید این موضع تعدد قابل ملاحظه تولیدات موسسات برانداز ایران است.

فدایی گفت: مرور پژوهش های انجام شده در بنیادهای غربی طی سال های نزدیک به 2009 نشان می دهد که تحلیلگران از عدم وجود یک استراتژی کلان نگر پیرامون ایران و غرق شدن در تاکتیک هایی همچون ایران منهای انرژی هسته ای نگران اند و به دنبال دستیابی به این استراتژی مدون هستند. به وجود آمدن چنین دیدگاهی موجب می شود که یکباره تعداد پژوهش ها پیرامون دستیابی به یک استراتژی کلان در برخورد با ایران و بازشناسی ارکان جمهوری اسلامی اوج گیرد.

 

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار