سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 12812
تاریخ انتشار: ۲۷ شهریور ۱۳۹۲
تعداد نظرات: ۲۱ نظر
خانه » اخبار برتر » روایتی از صعود غرورآفرین جوانان دلفانی به قلّه دماوند + عکس
Print This Post
روایت یک افتخار؛ (17 نظر)

همه دوستان که از سردرد رنج می بردند، تو این شرایط کسی میل به خوردن هیچ غذایی نداشت مگه سوپ و مایعات. ساعت 3 بامداد بیدار شدیم و یه صبحانه مقوی خوردیم و ساعت 4 صبح از جان پناه به سمت بالا حرکت کردیم.

سلام دلفان- هیئت کوهنوردی شهرستان دلفان اخیراً افتخار صعود به قلّه دماوند را کسب کرده اند. آنچه پیش رو دارید روایتی از این افتخار است که توسط یکی از اعضای این هیئت در اختیار سلام دلفان گذاشته شده است؛

صعود هیئت کوهنوردی شهرستان دلفان به قله 5671 متری دماوند، یادواره کوهنوردان فقید دلفان: احمدعلی جمشیدی و اسدعلی کبکی

هیئت کوهنوردی شهرستان دلفان در تاریخ 20 لغایت 23 شهریور موفق به فتح دماوند_ بزرگترین قله مخروطی جهان_ شد. در این صعود 10 نفر به اسامی: فضل اله زمانی(سرپرست گروه)، نعمت محمدی، صفر بدری محمدی، وحید فتح الهی، محمد مرادی، شریف مرادی، عبدالرضا نیازی، همت علی گنجی، ابراهیم کاظمی و قدرت اله کاظمی حضور داشتند.

pic001

pic002

pic003

pic004

شامگاه بیستم شهریور 92 بود. نیم ساعت از قرار گذشته و من طبق معمول، هنوز وسایل و کوله پشتی ام رو نبسته بودم. مرتب گوشیم زنگ می خورد، منم جواب نمی دادم. دوستام مجبور شدن خودشون با ماشین بیان دنبالم. سوار ماشین که شدم چهره عصبانی اونا رو دیدم. چندتا جوک براشون گفتم و خنده رو بر لبانشون جاری کردم.

  ساعت 9شب از دلفان حرکت کردیم. راننده مینی بوس، آقای باقر مهرپور جوانی خوش تیپ و سرحال بود خیلی هم سریع می رفت. حدود ساعت 3 به تهران که رسیدیم، ابراهیم کاظمی به گروه ملحق شد.  از مسیر رود هن، گردنه فیروزکوه را پشت سر گذاشتیم. از دور که ابهت این “دیو سپید” رو می دیدیم ترس خاصی بر وجودمان غلبه می کرد و به یاد شعر مرحوم ملک الشعرای بهار می افتادیم:

                                      ای دیو سپید پای در بند                           ای گنبد گیتی! ای دماوند!

ساعت 7 صبح از شهر پلور چندتا آب معدنی خریدیم. واقعا هوا سرد بود. مسیر جبهه جنوبی رو انتخاب کردیم، ساعت حدود 8 صبح به پناهگاه “گوسفندسرا” رسیدیم. یه جوان پیش من اومد و گفت: کوله هاتون رو با قاطر بیارم بالا؟ گفتم ما همیشه خودمون کوله ها رو میاریم و قبول نکردیم.  ما تنها تیمی بودیم که کوله هامون رو بر دوش داشتیم.

پس از صرف صبحانه، ساعت 9 صبح به سمت “بارگاه سوم” حرکت کردیم در بین راه با گروه هایی از شهرهای مختلف کشور برخورد می کردیم. حتی چند گروه از کشورهای اتریش و فرانسه رو دیدیم. من فقط تونستم چند جمله با اونا صحبت کنم اما خوشبختانه آقای فتح الهی به راحتی می تونست با اونا در مورد مسیر انگلیسی صحبت کنه.

 ساعت حدود 1 بعدازظهر به “بارگاه سوم” به ارتفاع 4200 متری رسیدیم. بیشتر همنوردان دچار سردرد ناشی از ارتفاع شده بودن. پس از خواب مفصل و صرف نهار، آقای زمانی (سرپرست تیم) گفت: که شب همین جا شام می خوریم و می خوابیم و بامداد به صعود ادامه میدیم.

 همه دوستان که از سردرد رنج می بردند، تو این شرایط کسی میل به خوردن هیچ غذایی نداشت مگه سوپ و مایعات. ساعت 3 بامداد بیدار شدیم و یه صبحانه مقوی خوردیم و ساعت 4 صبح از جان پناه به سمت بالا حرکت کردیم.

هوا خیلی سرد و تاریک بود.

 “نگه جز پیش پا را دید، نتواند

که ره تاریک و لغزان است.”   اخوان

pic005

pic007

pic008

pic009

 قبل از ما چند گروه حرکت کرده بودن. چندتا ستاره رو در اون بالا دیدیم، اما اونا ستاره نبودن. از بس شیب کوه زیاد بود کورسوی نور چراغ-پیشانی (هدلایت) کوهنوردان بالاتر از ما، این خطای دید رو برای ما در پی داشت.

بادهای بی رحمی که گهگاه با تازیانه و سیلی، دست وصورتمان را نوازش می کرد، ما رو به یاد شعر اخوان می انداخت:

“یادگار سیلی سرد زمستان است”

 از ارتفاع 5000متری به بعد سرعت صعود خیلی کند می شد. در این شرایط با افرادی از گروه های دیگه روبرو می شدیم، که تاب سرما و کمبود اکسیژن و ارتفاع را نداشته و از ادامه صعود منصرف شده و رو به پایین می اومدن. اما  نزدیک به آبشار یخی( 5100 متری) چند نفر از دوستان بیشتر از همه دچار سردرد و ارتفاع گرفتگی شدن. به “تپه گوگردی” (5400 متر) که رسیدیم گازهای سمی ناشی از آتشفشان های نیمه فعال و همچنین سوزش چشم ناشی از گوگرد و نیز باد شدید بازهم سرعت صعود را کم و کمتر می کرد. و بالاخره در ساعت 11 قبل ازظهر به قله رسیدیم. شور و شوق صعود به دماوند خستگی و سرما رو از یاد دوستان برد.

“به سان رود
كه در نشيب دره سر به سنگ مي زند
رونده باش
اميد هيچ معجزي ز مرده نيست زنده باش
.”  ه.ا. سایه

pic010

pic011

pic012

pic013

pic014

 تمامی افراد هیئت کوهنوردی دلفان موفق به صعود به بام ایران شدند. این پیروزی را به تمامی مردم دلفان تبریک می گویم.

 

“قدرت اله کاظمی مقدم”

  1. نویسنده دیدگاه: کوه
    شهریور ۲۸, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۹:۱۲

    زنده باد دلفان و فرزندان دلفان
    خسته نباشید همنورد

  2. نویسنده دیدگاه: شباهنگ
    شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۵:۰۹

    قهرمانان عزیز دلفان خسته نباشید . دست مریزاد.
    بسیار زیبا و جالب بود و مایه افتخار بنده و تمام مردمان دلفان شدید.
    امیدوارم همیشه سالم و سرزنده باشید

  3. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۱:۴۰

    با عرض شادباش و تبریک به علت آزادی عزیزان دربند:

    -آزادی زندانیان حوادث بعد از انتخابات ۸۸ حاصل همکاری دولت و مقامات موثر و عالی نظام است و ادامه این همکاری می‌تواند جامعه ایران را از بحران‌ها و چالش‌های ناشی از عملکرد افراطی دولت‌های نهم و دهم طی ۸ سال گذشته نجات دهد.

    -برای فهم علت آزادی زندانیان ۸۸ باید به نقطهٔ شروع مجموعه اتفاقات روزهای اخیر یعنی زمانی که رای مردم بدون هیچگونه کم و کاستی خوانده شد برگردیم.

    – آزادی زندانیان ۸۸ به نوعی پاسخ گویی به خواست مشروع مردم و یک اتفاق مبارک و امیدوار کننده است که از هماهنگی تصمیمات نظام و دولت با خواسته‌های مشروع مردم خبر می‌دهد.

    – نمی‌شد کشور را با دروغ، ارعاب و وحشت اداره کرد . اصرار جناح حاکم در دولت‌های نهم و دهم بر نگه داشتن شریف‌ترین انسان‌های این سرزمین در زندان، تنها به سود افراط گرایان تمام شد اما مردم در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، آنها را به تله انداختند.

    – مردم در انتظار رفع محدودیت‌های دو نامزد اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و آزادی همه زندانیان آن وقایع تلخ و تاسف بار هستند.

    – اگر نظام با مردم و نخبگان همراه شود تندرو‌ها فرصتی برای کار شکنی پیدا نمی‌کنند. تفاوت ایران با کشور‌های عرب زبان و مسلمان منطقه در همین مساله است. افراطی‌گری در ایران نه ریشه‌های اجتماعی بلکه ریشه های سیاسی دارد و اگر حمایت‌های سیاسی از گروه‌های تندرو قطع شود آن‌ها جایی در جامعه نخواهند داشت.

    – اگر در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی هر ۹ روز یک بار بحران درست نمی‌کردند مملکت به اینجا نمی‌رسید که روی شخصیت‌های برجسته نظام ضربدر کشیده شود. رد صلاحیت آقای هاشمی و ایجاد محدودیت برای آقایان موسوی و کروبی نتیجه اقدامات قبلی بحران سازان است.

    • نویسنده دیدگاه: goli moradis
      شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۳:۲۷

      درود فراوان بر شما پهلوانان دلفانی… دست مریزاد ،خداقوت، زنده باشین.

      • نویسنده دیدگاه: موسی
        مهر ۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۴:۵۸

        زنده باشید قهرمانان بر ریا……………….

    • نویسنده دیدگاه: شباهنگ
      شهریور ۳۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۶:۵۴

      سلام دوست عزیز فک کنم این کامنت رو اشتباهی رو این خبر زدی
      چون هیچ ربطی به صعود و دماوند نداره

  4. نویسنده دیدگاه: سحر
    شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۴:۰۴

    قهرمانان خسته نباشید.

  5. نویسنده دیدگاه: سیامک
    شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۴:۰۵

    ابی خو دیری مچی ولا

  6. نویسنده دیدگاه: ali
    شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۴:۰۹

    kheyli axaye khobi bod . merc .khaste nabashid ghahremana

  7. نویسنده دیدگاه: Saeed Moradis
    شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۳:۱۴

    درود بر شما کوهنوردان دلفانی. به قول هادی عامل: خسته نباشی دلاور، خدا قوت پهلوون، ….ایشالا برین اورست :))))))))))
    .
    .
    .
    .
    ناوات ناوات ——> اینم تقدیم به داداشای گلم

  8. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    شهریور ۳۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۳:۴۸

    کوهنوردان پیروز باشید همیشه موفق در صعود باشید
    دلفـان نامت جاوید بادا صعود دماوند برتو، پیروز بادا

  9. نویسنده دیدگاه: محک.الف
    مهر ۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۶:۱۷

    درود بر عزیزان هم شهری که عزمشان بر سرما و بلندای بام ایران فایق آمد، مخصوصاً عموزاده ادیب که با این متن ما رو شریک سفرش کرد.

    • نویسنده دیدگاه: قدرت کاظمی
      مهر ۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۰:۳۹

      سلام بر محک.الف
      متشکرم از لطف و ابراز محبتتون
      انشااله در صعودهای بعدی در خدمت شما و دیگر دوستان باشیم.

  10. نویسنده دیدگاه: مصطفی K2
    مهر ۲, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۳:۱۴

    کوه مصداق زندیگیه هر کس به اندازه افق دیدش اوج میگیره.
    همنوردان همیشه پاینده باشید

  11. نویسنده دیدگاه: شاهكار
    مهر ۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۱:۳۰

    سر کوه بلند

    سر کوه بلند آمد سحر باد
    ز توفانی که می آمد خبرداد
    درخت سبزه لرزیدند و لاله
    به خاک افتاد و مرغ از چهچهه افتاد
    سر کوه بلند ابر است
    و باران
    زمین غرق گل و سبزه ی بهاران
    گل و سبزه ی بهاران خاک و خشت است
    برای آن که دور افتد ز یاران
    سر کوه بلند آهوی خسته
    شکسته دست و پا ، غمگین نشسته
    شکست دست و پا درد است ، اما
    نه چون درد دلش کز غم شکسته
    سر کوه بلند افتان و خیزان
    چکان خونش از دهان زخم و ریزان
    نمی گوید پلنگ پیر مغرور
    که پیروز آید از ره ، یا گریزان
    سر کوه بلند آمد عقابی
    نه هیچش ناله ای ، نه پیچ و تابی
    نشست و سر به سنگی هشت و جان داد
    غروبی بود و غمگین آفتابی
    سر کوه بلند از ابر و مهتاب
    گیاه و گل گهی
    بیدار و گه خواب
    اگر خوابند اگر بیدار ، گویند
    که هستی سایه ی ابر است ، دریاب
    سر کوه بلند آمد حبیبم
    بهاران بود و دنیا سبز و خرم
    در آن لحظه که بوسیدم لبش را
    نسیم و لاله رقصیدند با هم
    شادروان اخوان ثالث

  12. نویسنده دیدگاه: ابراهیم
    مهر ۸, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۰:۱۶

    کوهنوردی ورزشی مفرح و زیباست و در عین حال سهمگین و سترگ، با راهی بس دشوار، لذا رهروانی عاشق می خواهد که از سردادن در رهش نمی هراسند. به قول زرین سخن آسمان ادبیات ایران زمین خواجه شیراز:

    حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عرش است

    کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد
    دوست و همنورد گرامی آقای کاظمی گزارش صعود قابل تحسین بود امیدوارم که در صعود های بعدی ادامه داشته باشه

    • نویسنده دیدگاه: قدرت کاظمی
      مهر ۱۰, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۵:۵۶

      سلام داش ابراهیم
      انتخاب شعرت عالی بود و پر محتوی
      متشکرم

  13. نویسنده دیدگاه: سامان
    بهمن ۲۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۳:۲۹

    قدرت جان درود
    تبریک و خسته نباشید به شما و دوستان. انشاالله در فتح قله های زندگی و کسب افتخار در همه عرصه ها چه برای خود و چه برای دیار و سرزمینمان همیشه سربلند و موفق باشید به یاری باریتعالی. باز هم تبریک و صد درود

  14. نویسنده دیدگاه: قدرت کاظمی
    اسفند ۲, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۰:۰۱

    سلام آقا سامان
    بسیار متشکرم انشااله در تعطیلات نوروز 93 در خدمت شما و دوستان صعود جدید داشته باشیم

  15. نویسنده دیدگاه: اسماعیل کرمعلی
    فروردین ۲۹, ۱۳۹۳ در تاریخ ۲۲:۳۶

    به امید روزی که پرچم نوراباد را بر بام جهان ،هیمالیا ببینیم . ان شا اله

  16. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    آبان ۱۵, ۱۳۹۳ در تاریخ ۲۱:۴۵

    سلام وصلوات بر انسانهای شجاع که مانند کوه استوار اند ودر دفاع از حق آرام ندارند ودر سختیها لب فرو نمی بندندودر لاک خود نمی خزند این چنین انسانهایی در اقلیت اما خوشا به احولشان که از ظلم متنفر وطرفدار حق آب باد ایران سرزمین کهن جای شیر مردان وآزدگان قهرمانان شهید همچون شهید همت باکریها وشهید چمرانها خدایا کسانی که با تند روی وافراط گری آرامش مردم را به هم می زنند وباعث تفرقه وجدایی مردم از انقلاب ونظام می شوند هدایت وبه آنها تقوا مهربانی وانسانیت محض عنایت بفرما آمین یا ربالعا لمین.

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار