سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 12858
تاریخ انتشار: ۲۸ شهریور ۱۳۹۲
تعداد نظرات: ۴ نظر
خانه » آخرین عناوین » اول برکناری بعداً جلسه هیئت امنا!
Print This Post
 سلام دلفان-  دستپاچگی برخی اعضای هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی برای برکناری رئيس این دانشگاه که در آخرین ساعات بعدازظهر دیروز صورت گرفته و اعلام شد، تردیدی باقی نگذاشت که خروج ...

 سلام دلفان-  دستپاچگی برخی اعضای هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی برای برکناری رئيس این دانشگاه که در آخرین ساعات بعدازظهر دیروز صورت گرفته و اعلام شد، تردیدی باقی نگذاشت که خروج مدیریت دانشگاه آزاد با سرمایه 250 هزار میلیارد تومانی از انحصار یک جریان قبیله‌ای تا چه اندازه برای آنان تلخ و ناگوار بوده است!
به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، حدود 10 روز پیش هنگامی که برخی رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها فاش کردند که تحرکات پنهانی از سوی برخی اعضای هیئت امنا برای کنار زدن فرهاد دانشجو در جریان است، این خبر از سوی همان گروه تکذیب شد! با این حال اکنون معلوم شده که نه تنها این تحرکات در جریان بوده بلکه حتی گزینه جایگزینی (حمید میرزاده، معاون اجرایی رئيس‌جمهور در دولت سازندگی) را هم معلوم کرده بودند.
آنچه در این میان جالب است فراخواندن فرهاد دانشجو به جلسه دیروز هیئت امنا برای پاسخگویی به برخی ابهامات است و حال آن که رسانه‌های طیف یاد شده پیشاپیش حکم را صادر کرده و قبل از شنیدن توضیحات فرهاد دانشجو، تصمیم خود را منتشر کرده‌اند یعنی اینکه ادعای «وجود برخی ابهامات درباره عملکرد رئیس دانشگاه» صرفا بهانه‌جویی است!
هاشمی‌رفسنجانی، سیدحسن خمینی، وزیران علوم و بهداشت، حمید میرزاده، حجت‌الاسلام محمدیان، بهمن یزدی‌صمدی، فرهاد دانشجو و فریدون عزیزی و جاسبی اعضای هیئت امنا هستند.
گفته می‌شود چهار تن از اعضای هیئت امنا در این زمینه عجله بیشتری داشتند. فرهاد دانشجو تنها 18 ماه (از اسفند 90) رئیس دانشگاه آزاد بوده و پیش از وی عبدالله جاسبی به مدت 29 سال رئیس این دانشگاه 250 هزار میلیارد تومانی بود. با تصمیم نهایی شورای عالی انقلاب فرهنگی موضوع وقف این دانشگاه منتفی شد.
3 تن از اعضای هیئت امنای دانشگاه آزاد پیش از این صورتجلسه‌ای را امضا کرده بودند که قرار بود با ارسال صورت‌جلسه به دفتر سه نفر دیگر از اعضا و امضا کردن آنها، محتوای آن رسمیت یافته و فرهاد دانشجو عزل شود.
یک فرد آگاه در هیئت امنای دانشگاه آزاد در هفته گذشته، از تلاش برخی اعضای هیئت امنا برای عزل دانشجو از ریاست دانشگاه آزاد خبر داد و گفت: طی روزهای گذشته 4 نفر از اعضای هیئت امنای دانشگاه آزاد با تهیه صورتجلسه‌ای، فرهاد دانشجو را از ریاست دانشگاه آزاد عزل و حمید میرزاده عضو هیئت امنای این دانشگاه را به سرپرستی آن منصوب کردند.(!) با وجود این تحرکات غیرقانونی، تازه هیئت امنا دیروز تصمیم گرفت جلسه‌ای تشکیل داده و ابهامات موجود را با رئيس دانشگاه مطرح کند!!
در این میان ظاهراً کلید معما را باید در سخنان محمود علیزاده طباطبایی وکیل خانواده هاشمی جست‌وجو کرد که به‌عنوان وکیل دانشگاه آزاد به روزنامه زنجیره‌ای آرمان گفته بود: به نظر می‌رسد هیئت امنا با ترکیب جدید تمایلی به باقی ماندن آقای دانشجو ندارند.
او همچنین گفته بود که: اکثر ابهامات مالی است. در ارتباط با برنامه‌های مالی دانشگاه و بودجه طرح‌های عمرانی!
وی می‌افزاید: پیشتر غلامعباس زارع سرپرست بازرسی ریاست جمهوری در دولت دهم در نامه‌ای به شماره 104805 خطاب به فرهاد دانشجو رئيس دانشگاه آزاد، خواستار پاسخ به 24 تخلف گسترده در این دانشگاه شده بود که ایشان اصلاً پاسخی ندادند.
یک ابهام در این باره همین نامه مورد اشاره است که علیزاده‌طباطبایی به تاریخ آن اشاره نمی‌کند. این نامه روز 12 مرداد 1392 یعنی در آخرین روز کاری دولت دهم ارسال شده و در آن آمده «نظر به اینکه عملکرد آن دانشگاه در این بازرسی تحت بررسی می‌باشد، لطفاً دستور فرمایید موارد زیر را با قید فوریت تهیه و ارسال نمایند.
1. گزارش عملکرد و صورت‌های مالی سال 91 و 4 ماهه سال جاری
2. گزارش بودجه مصوب سال‌های 91 و 92
3. اعلام اسامی اشخاصی که حق گشایش حساب‌های بانکی به نام دانشگاه را دارند
4. لیست و موجودی حساب‌های سپرده و جاری دانشگاه در بانک‌ها
5. علت جابجایی حساب‌های بانکی
6. علت متمرکز کردن وجوه نقد متعلق به سایر واحدها در حساب دانشگاه مرکزی
7. علت راکد نگه داشتن حساب سپرده‌های متمرکز شده
8. علت عدم تعهد به قرارداد بانک ملی
9. علت گشایش حساب در بانک پاسارگاد شعبه سعادت‌آباد
10. اعضای شورای دانشگاه و کمیسیون‌های آموزشی، پژوهشی و دانشجویی و…»
در واقع اغلب این محورها مطلقاً اتهام محسوب نمی‌شود و درباره ابهام نیز جای بررسی دارد. بنابراین مستند کردن کودتای بی‌سر و صدای طیف مشخص در هیئت امنا آن هم قبل از برگزاری جلسه هیئت به این نامه، نوعی سندسازی و عوام‌فریبی است حال آن که منطقاً پیش از برکناری باید توضیحات شنیده می‌شد.
غلامعباس زارع در تاریخ 19 اسفند 88 از سوی حجت‌الاسلام محمدعلی شهیدی رئيس بازرسی ویژه دفتر رئيس جمهور به عنوان معاون فرهنگی و اجتماعی منصوب شد. حجت‌الاسلام شهیدی 30 خرداد 90 برای نامزدی انتخابات مجلس نهم استعفا کرد.
و بالاخره این خبر شایان انتشار است که یکی از اعضای متنفذ طیف مورد اشاره در هیئت امنا که در تداوم مدیریت بدون نظارت 29 ساله دانشگاه آزاد- در پوشش وقف – ناکام مانده، قبل از همه این اتفاقات از رئیس دانشگاه آزاد می‌خواهد راساً استعفا دهد که با تعجب و مخالفت فرهاد دانشجو مواجه می‌شود! و سؤال این است که این توقعات ملوک‌الطوایفی راه به کجا می‌برد؟!

  1. نویسنده دیدگاه: عذرخواه
    شهریور ۲۸, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۹:۳۴

    قایان هاشمی رفسنجانی و همراهان
    الان دوباره می توانید به مأموریت های طولانی مدت و پر هزینه و بسیــــــــــــار مهم و حیاتی خود بنام دانشگاه آزاد در کشورهای مختلف مانند انگلستان و غیره ادامه دهید.
    خصوصأ از مهدی عزیزتان و فائزه خانم ، خانم خانما ،
    ملت ایران از اینکه مدتی در این مأموریت های خطیــــــــــرتان انقطاع ایجاد شد از شما خانواده محترم و عاشق وطن و عاشق چشم و ابروی مردم عذر خواهی می نمایند ببخشید به بزرگی بزرگتان
    دیزی باز است و شما هم پر اشتها
    میل بفرمایید
    نوش جانتان

  2. نویسنده دیدگاه: صادق
    شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۱:۲۹

    کنار گذاردن دکتر فرهاد دانشجو، نه شکستی برای اصولگرایان بود و نه موفقیتی برای اصلاح‌طلبان و نه حتی پیروزی برای آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان بنیانگذار دانشگاه آزاد. اگر پیروزی بود، این پیروزی برای گروه خاصی نبود چراکه قانون و به رسمیت شناخته شدن آن بود که در حقیقت پیروز شد. راستی را آن است که تصاحب و در اختیار گرفتن دانشگاه آزاد از جانب اصولگرایان در سال 1390 به زبان حقوقی یا از منظر حقوقی «تصرف عدوانی» بود. دانشگاه آزاد از زمان تشکیل آن به پیشنهاد آقای هاشمی رفسنجانی در سال 1361 تا سال 1390 که اصولگرایان آن را «تصاحب» کردند، یک ریال از بودجه عمومی نگرفته بود. صد البته که از امکانات دولتی در طی آن سه دهه استفاده کرده بود. همچنان که خیلی از نهادها، موسسات، صنایع و شرکت‌های کوچک و بزرگ در بخش خصوصی از انواع و اقسام امکانات دولتی استفاده می‌کنند از گرفتن زمین رایگان یا زمین ارزان قیمت، تا وام کم‌بهره، معافیت گمرکی و معافیت از مالیات و انواع و اقسام کمک‌ها و تسهیلات دیگر. اما هیچ یک از این کمک‌ها باعث آن نمی‌شود که دولت خود را شریک یا سهیم یا مالک آن موسسه خصوصی تعریف کند. دانشگاه آزاد هم ایضا اینگونه بود و کمک‌ها و تسهیلات دولت برخلاف استدلالی که اصولگرایان در سال 90 می‌کردند باعث نمی‌شد که دولتی شود. و بالاخره به این نکته ظریف باید اشاره کنیم که در مقایسه با بسیاری از دانشگاه‌های دولتی، دانشگاه آزاد هم از کیفیت علمی بالایی برخوردار بود به علاوه و باز برخلاف تبلیغات اصولگرایان میزان شهریه آن به مراتب کمتر از میزان شهریه‌ای است که دانشگاه‌های دولتی از دانشجویان نوبت دوم یا شبانه‌شان اخذ می‌کنند. واقعیت آن است که گرفتن دانشگاه آزاد از همان ابتدای پیروزی آقای احمدی‌نژاد در سال 1384 به دلیل مخالفت با آقای هاشمی رفسنجانی به صورت یک هدف درآمده بود و به‌رغم آنکه آقای احمدی‌نژاد در سال 1384 از نظر قدرت سیاسی و نفوذ در حد بالایی بود، اما همانطور که آمد با همه وجود به دنبال گرفتن دانشگاه آزاد بود. اما آقای هاشمی رفسنجانی به همراه هیات موسس دانشگاه آزاد آرام و بدون ایجاد سروصدا و زمینه سیاسی توانستند ایستادگی کرده و به استناد قانون نگذارند دولت بر دانشگاه آزاد مسلط شود. اما بعد از حوادث و رویدادهای 22 خرداد سال 1388 دیگر به نظر می‌رسید که هیچ نیرویی یارای مقاومت و ایستادگی در برابر اصولگرایان را ندارد. آقای هاشمی رفسنجانی به همراه هیات موسس دانشگاه آزاد عملا به این نقطه رسیده بودند که نه قانون، نه منافع ملی و نه حفظ و حراست از بزرگ‌ترین دانشگاه کشور قادر نیستند تا جلوی اراده‌ای ایجاد شده برای تصاحب دانشگاه آزاد را بگیرند. مابقی داستان را همه‌مان می‌دانیم به هر شکلی بود و بدون در نظر گرفتن به رسمیت شناختن اولین و بنیادی‌ترین حق که حق محترم شمردن مالکیت خصوصی است، اصولگرایان دانشگاه آزاد را در اختیار دولت آقای احمدی‌نژاد گذاردند. اقدامی که دولت احمدی‌نژاد در مورد دانشگاه آزاد انجام داد نوعی بی‌توجهی به قانون بود و آنچه دیروز اتفاق افتاد در حقیقت اعتبار بخشیدن به حرمت قانون است.

  3. نویسنده دیدگاه: زیبا
    شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۱:۳۲

    آنچه بيش از هر دليل و انگيزه ديگري در ذهن آقاي هاشمي رفسنجاني و ساير اعضاي موسسين و هيات امناي دانشگاه آزاد در جريان است، اين واقعيت است که بخشي از اصولگرايان در حقيقت در سال 1390، دانشگلاه آزاد را «مصادره» کردند. البته آقاي هاشمي روي مديريت دانشگاه آزاد، نحوه اداره آن ظرف دو سال گذشته و بسياري از تصميمات و عملکرد مديريت دانشگاه آزاد، حرف و گلايه هاي بسياري دارند. اما بيش از همه اينها، آنچه براي ايشان خيلي سنگين و غيرقابل قبول بود، نحوه «مواجهه» دانشگاه آزاد بود که با اصول و معيارهاي «اخلاق حقوقي» فاصله داشت. دانشگاه آزاد از همان ابتداي شکل گيري به پيشنهاد آقاي هاشمي رفسنجاني به مرحوم امام در ارديبهشت 1361 تا سال 90، يک ريال از بودجه دولتي استفاده نکرده بود. صدالبته که از امکانات، کمک ها و تسهيلات دولتي از زمان آغاز به کار، همواره بهره مند بود اما آيا اين کمک ها باعث مي شود دانشگاه آزاد، به تصرف «دولت» درآيد؟ بسياري از واحدهاي خصوصي، صنايع، کشاورزي، واحدهاي فرهنگي، بنگاه هاي خصوصي اقتصادي بزرگ و کوچک اعم از زودبازده و … هم کمک هاي فراواني دريافت کرده و انواع و اقسام تسهيلات در اختيار آنان قرار مي گيرد. اما آيا به صرف آنکه يک واحد توليدي در بخش خصوصي از امکانات دولتي برخوردار مي شود به معناي آن است که دولت در آن واحد توليدي يا کارخانه سهيم و شريک شود؟ در کشورهاي ديگر هم، دولت ها کمک هاي بيشماري در اختيار دانشگاه خصوصي خود مي گذارند. در ايران هم آخرين نمونه آن، برداشت 16 ميليارد تومان براي دانشگاه هنوز متولدنشده «ايرانيان» است. اما بسياري از اصولگرايان به اعتبار اينکه دولت به دانشگاه آزاد کمک هاي زيادي کرده، براي گرفتن دانشگاه آزاد خود را آماده کردند. در راس همه هم شخص آقاي احمدي نژاد بود که به واسطه قرارداشتن نام آقاي هاشمي بر سردر دانشگاه آزاد، از همان تير 84 عزم گرفتن آن را داشت. اما زماني که نتوانستند و هيات موسس دانشگاه آزاد قرص و محکم ايستاد، دولت سعي کرد به روش هاي ديگر، قطار دانشگاه آزاد را از ريل خارج کند. يکي از تاکتيک هايشان آن بود که گفتند دانشگاه آزاد شهريه زيادي از مردم مي گيرد. اما در عمل، دانشگاه هاي دولتي يا سراسري که به عنوان «نوبت دوم» يا «شبانه» دانشجو مي گرفتند، ميزان شهريه شان بيشتر از دانشگاه آزاد بود. اقدام بعدي دولت گذشته، گسترش سريع و ضربتي دانشگاه پيام نور بود اما اين راهکار هم راه به جايي نبرد. بسياري از واحدهاي دانشگاه پيام نور آنقدر سريع راه اندازي شده بود که حتي فاقد حداقل امکانات آموزشي بود. بعد از يکي، دو سال، دوباره داوطلبان دانشگاه آزاد، پيام نور را رها کردند و ترجيح دادند به همان واحدهاي خودشان بازگردند. با اينکه دانشگاه آزاد محيطي غيرسياسي داشت و دکتر عبدلله جاسبي اساسا مزاجش خيلي با اينکه اجازه فعاليت هاي سياسي و حتي صنفي به دانشجويان بدهد، سازگاري نداشت اما اصولگرايان مديريت دانشگاه را متهم کردند که از امکانات آن براي اهداف سياسي سوءاستفاده مي کند که آن هم راه به جايي نبرد. تا رسيديم به حوادث بعد از سال 88. از آن مقطع به بعد دولت در مقابل آقاي هاشمي و دانشگاه آزاد دست به «سياسي کاري» زدند و با همه توان، خواهان در اختيار گرفتن دانشگاه آزاد شدند و نهايت هم در سال 1390، موفق شدند. اما همانطور که گفتيم اساس و بنيان کارشان، در بهترين حالت، خلاف عرف و به رسميت نشناختن حقوق بخش خصوصي بود. آقاي هاشمي، نه آن روز نه امروز و نه در هيچ زمان ديگري، برخورد با دانشگاه آزاد توسط دولت را نپذيرفتند. ايشان اين اقدام توسط دولت را نه قانوني مي دانند نه شرعي نه اخلاقي و نه اساسا اين اقدام را در جهت تقويت و کمک به پيشرفت بنيان علمي و پژوهشي کشور مي دانند. ايشان نه تصميمات دولت و وزارت علوم دولت سابق را به رسميت شناختند نه موافقتي با فرهاد دانشجو داشتند و نه حکم او را به عنوان رياست هيات امنا، امضا کردند نه مراوده اي با وي پيدا کردند و نه هيچ ارتباط ديگري. در سوي مقابل، مديران جديد دانشگاه آزاد و مسوولان دولت دهم، آنقدر خود را قدرتمند و بي نياز از آقاي هاشمي و هيات موسس تصور مي کردند که ضرورت چنداني به ايجاد يا برقراري رابطه نه با آقاي هاشمي ديدند نه با هيات موسس. ظاهرا آنها تصور مي کردند که دولتشان «ابد مدت» خواهد ماند! اما اکنون، گويا، زمان پايان سياسي کاري در دانشگاه آزاد فرا رسيده است

    • نویسنده دیدگاه: مردانی
      شهریور ۲۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۸:۰۳

      چرندیاتت از بس زیبا کنار هم چیده شده که انسان در نگاه اول فکر میکند کاملأ منطقی و درست و واقعی است اما خودت هم خوب میدونی جز چرند چیز دیگری ننوشتی
      دانشگاه آزاد معدن سیاسی کاری و حتی در پشت پرده توسط اولاد اختاپوس معروف و با بودجه همان دانشگاه سیاست های ضد حکومتی و براندازانه شده بود و در آنسوی آبها کسانی بر موج ایجاد شده سوار شده بودند که زره ای با حقوق انسانی آشنا نیستند؛ یهودیان و همچنین دوستان همسفره اختاپوس و خانواده محترم یعنی عرب های پاپتی عربستان تمام تلاش خود را برای مبارزه با حکومت و انقلاب ما از راه سیاست های حاکم بر دانشگاه آزاد و حاکمان دانشگاه آزاد بکار گرفته بودند.
      دانشگاه آزاد با بودجه دولتی اداره نمیشد ؟
      این حرفت بسیار خنده دار بود یا ما رو احمق فرض کردی یا خودت رو به اون راه زدی
      قبول داریم که احمدی نژاد در دوران حکومتش خصوصأ دولت دهم از بودجه سرازیر شده به سوی دانشگاه آزاد کاهش داد اما هیچ دانشگاهی به اندازه دانشگاه آزاد در زمان حکومت خانوداه هاشمی بر مردم مظلوم ایران و همچنین زمان حکومت خاتمی از بودجه دولتی استفاده نکرد حتی دانشگاه دولتی
      و خنده دار تر اینکه میگویید شهریه دانشگاه آزاد از دیگر دانشگاه ها از جمله دانشگاه دولتی پایین تر بوده ، واقعأ اینجا دیگه صد در صد ما رو احمق فرض کردید
      بس کن کنید این چرندیات رو مردم می فهمند و با این حرف های صدمن یه غاز توجیه نمی شوند برادر عزیز
      هرچند دوباره حکومت دانشگاه داران دانشگاه آزاد شروع شد و استارت زده شد اهداف پشت پرده این ماجرا بعدها روشن خواهد شد.

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار