سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 13798
تاریخ انتشار: ۸ مهر ۱۳۹۲
تعداد نظرات: یک نظر
خانه » آخرین عناوین » چرخش معنادار یک روزنامه/ “خورشید” با همان “افراط” بر سر “اعتدال” می‌تابد! + عکس
Print This Post
سلام دلفان- در حالی که با روی کار آمدن دولت یازدهم، روزنامه دولتی ایران بلافاصله به مدیران جدید با سیاست‌های تازه تحویل داده شد، سایر روزنامه‌های دولتی رویه‌ای عجیب را ...

سلام دلفان- در حالی که با روی کار آمدن دولت یازدهم، روزنامه دولتی ایران بلافاصله به مدیران جدید با سیاست‌های تازه تحویل داده شد، سایر روزنامه‌های دولتی رویه‌ای عجیب را در پیش گرفتند به طوری که با همان رویه و افراط گذشته خود، به جناح سیاسی مقابل چرخیده‌اند!

به گزارش گروه سیاسی صراط، اضافه شدن دست کم سه روزنامه رنگی شیک و مرغوب (صرفا از نظر کیفیت کاغذ!) به سیاهه روزنامه های دولتی، خدمت ویژه (!) دولت احمدی نژاد بود که با پایان دولت او، دو دستی تقدیم دولت جدید شد.

این سه روزنامه، روزنامه‌های گسترش صنعت، خورشید و شهروند هستند که به ترتیب توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت، سازمان تامین اجتماعی و جمعیت هلال احمر اداره می‌شوند.

با این وجود به نظر می رسد دولت “تدبیر و امید”، “تدبیر” را در آن دیده است تا با همان “افراط” سابق این روزنامه‌ها، به تبلیغ “اعتدال” خود بپردازد!

در این میان روزنامه خورشید با اختلاف زیادی گوی سبقت را از دو روزنامه دیگر ربوده و با سرعت قابل ملاحظه‌ای، از “مردی که با گزگها می رقصد” به “سلام سیاسی به هاشمی” رسیده است!

مقایسه تیترهای اول این روزنامه که در موارد متعددی با سبک بسیار خاص، هدفدار، گمراه‌کننده و دوپهلو انتخاب می‌شود، قبل و بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم نتایج جالبی به همراه دارد.

خورشید که تبلیغات جدی انتخاباتی خود برای اسفندیار رحیم‌مشایی را زودتر از سایر رسانه‌ها آغاز کرده بود، اواخر اسفند سال 91 با تیتر عجیب “اسفند یارتان بهار می‌آید” آن هم با فونتی غیرمتعارف به جای آنکه چند روز زودتر به استقبال نوروز رفته باشد، سه ماه زودتر به استقبال انتخابات رفت!

این روزنامه در روزهای منتهی به ثبت نام و پس از آن تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، بارها و بارها برای اخباری مرتبط یا غیرمرتبط کلمه بهار – نماد و شعار انتخاباتی اسفندیار رحیم مشایی – را در تیتر خود جای می‌داد.

خورشید در آغاز سفرهای استانی هیات دولت در زمان تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری که سفرهای صدویکم به بعد احمدی نژاد به شمار می رفت، با تیتر “احمدی نژاد بالاتر از 100” به استقبال آن رفت و سپس در سفرهای بعدی، تیترهای “زنده بوو بهار زنده بوو گیلان” و “یاشاسین بهار یاشاسین آذربایجان” را بدون هیچ توضیح دیگری در صفحه اول خود قرار داد.

این روزنامه متعلق به تامین اجتماعی هنگام ثبت‌نام مشایی در انتخابات نیز تیتر “زنده باد بهار” را انتخاب کرد و هنگامی که استفاده تبلیغاتی برای مشایی از سفرهای استانی مورد انتقاد نمایندگان مجلس قرار گرفت ابتدا با تیتر “صدای منتقدان مشایی درآمد”  و سپس تیتر “مشایی: برخی اخبار تکذیبشان هم مشمئزکننده است” به استقبال آن رفت و سرانجام هنگام اعلام اسامی تایید صلاحیت شدگان نهایی انتخابات، با تکرار تیتر “زنده باد بهار” وفاداری خود به جریان خاص دولت دهم را اثبات کرد!

البته خورشید تا مدت ها همچنان به تغییر نظر شورای نگهبان و انجام یک حرکت انقلابی از سوی احمدی نژاد امیدوار مانده بود!

با این وجود تندروی خورشید در دولت یازدهم به قوت خود باقی ماند و تنها جهت آن به سوی “اعتدال” تغییر کرد!

خورشید با روی کار آمدن دولت یازدهم ابتدا در میانه این دو دولت گیر کرد و به ناچار تیتر “صد شکر که این آمد وصد حیف که آن رفت” را انتخاب کرد تا در میانه این تغییر در حالی که هنوز تکلیف روسای جدیدش مشخص نشده، کسی را از خود نرنجانده باشد!

اما یک روز بعد با “صبح روحانی‌تان به خیر” قدم در مسیر جدید خود گذاشت تا جایی که از تیترهایی چون “آیا هاشمی آیت‌الله است؟” و “موج هاشمی پشت سر خاتمی” و “تلاش برای تایید” به این نتیجه رسید که “هاشمی به تامین اجتماعی توجه ویژه دارد” و در نتیجه ضمن “سلام سیاسی به هاشمی”، “نشان صلح” را نیز “برای آیت‌الله” کنار گذاشت!

اما اوج افراط گری خورشید برای دولت اعتدال در روزهای اخیر در جریان است. این روزنامه بعد از سفر روحانی به نیویورک در حالی از “شارژ رویایی شاخص با یک تماس!” سخن گفت که پیش از آن با تیتری عجیب و دوپهلو سخنرانی روحانی در سازمان ملل و بازتاب های آن را با عنوان “دیپلماسی آمریکا تسلیم رهبر انقلابی شد” منعکس کرد در حالی که به وضوح عنوان “رهبر انقلابی” برای حسن روحانی در نظر گرفته شده بود!

این چرخش خارق العاده جایی جالب تر می شود که بدانیم تنی چند از مدیران این روزنامه سابقا احمدی نژادی، از نزدیکان و نور چشمی های اسفندیار رحیم مشایی و علی اکبر جوان‌فکر بوده اما اینک به هر طریقی و به واسطه انتصاب اقوامشان در برخی نهادهای مهم دولت، خود را به دولت “تدبیر و امید” نزدیک کرده اند.

هنوز معلوم نیست سیاست رسانه ای دولت یازدهم در خصوص روزنامه های دولتی دقیقا بر چه مبنایی است و آیا آنها قصد دارند با همین افراط به “اعتدال” خود ادامه دهند و یا تغییراتی در آینده در راه است؟

  1. محمد می‌گه:

    خبرنگاران خورشید داغ کردند
    از آغاز امسال تاکنون پرداخت حقوق خبرنگاران و کارکنان خورشید با تعویق های دو تا سه ماه پرداخت می شود که ادامه این روند در روزهای اخیر اعتراض شدید این افراد را در پی داشته است.
    این در حالی است که خبرنگاران جزو فعالان در بخش مشاغل سخت به شمار می روند و باید بیش از دیگران به آنها رسیدگی کرد.
    یکی از خبرنگاران این روزنامه در گفت و گویی با انتقاد از وضعیت موجود در این روزنامه اظهار کرد: ما خبرنگاریم و باید درد دیگران را انعکاس دهیم اما خود به دردی دچار شده ایم که هر چه فریاد می زنیم راه به جایی نمی بریم. در واقع کوزه گری هستیم که از کوزه شکسته آب می خورد.
    این خبرنگار که نخواست نامش فاش شود، افزود: جالب اینکه وقتی از سرپرست روزنامه خواستیم تا حقوق هایمان را بپردازند در جواب گفت تا قبل از این که سه ماه سه ماه حقوق نمی گرفتید چرا آن موقع حرفی نمی زدید. لابد ایشان با این ترفند می خواهند ما را ساکت کنند که یعنی اگر اعتراضی کنیم متهم می شویم با سیستم و دولت جدید مشکل داریم. یکی نیست بگوید آخر خوش انصاف ها!! امید داشتیم در دولت تدبیر و امید مشکلاتمان حل شود لحظه شماری کردیم و تلاش، تا انتخاباتی پرشور برگزار شود اما نتیجه چه شد؟ شما هم که با بی تدبیری ها امیدمان را ناامید کرده اید.
    وی اضافه کرد: از جمله دلایل اینکه مدیران روزنامه و موسسه آهنگ آتیه رنج و غم ما را درک نمی کنند آن است که همیشه افرادی در پست های مدیریتی این روزنامه و موسسه به کار گماشته شده اند و می شوند که یا بازنشسته هستند و مستمری ماهانه میلیون تومانی دریافت می کنند یا چند شغله هستند و با وجود درآمدهای میلیونی برای درآمدی بیشتر در اینجا مشغول به کار شده اند.
    این خبرنگار ادامه داد: آیا از چنین افرادی می توان انتظار داشت که درد ما اقشار ضعیف جامعه را درک کنند که با وجود تورم و گرانی های موجود تحت چه فشارهایی قرار داریم و با چه مصایبی دست و پنجه نرم می کنیم تا این اندک حقوق ششصد هفتصد هزار تومانی ماهانه را که البته با ده ساعت اضافه کاری اجباری به این رقم می رسد دریافت کنیم.
    وی گفت: آقای فیض اللهی مدیر احتمالی موسسه آهنگ آتیه دیروز آب پاکی را روی دستمان ریخت و گفت حالا حالاها انتظار حقوق نداشته باشید. مشکل از مدیران قبلی موسسه است و آنها باید پاسخگو باشند.
    به گفته این خبرنگار، بلافاصله پس از اظهارات آقای فیض اللهی جارچیان، اخبار روزنامه را به اطلاع مدیرمسئول سابق روزنامه رسانده اند و وی در پیغامی شفاهی به مدیران فعلی روزنامه گفته است ادعاهای خود را مبنی بر تخلف اینجانب مکتوب ارایه کنید تا من هم مکتوب پاسختان را بدهم.
    این خبرنگار در ادامه گفت: هر کس مشکل را به زمین دیگری می اندازد. این وسط ما هستیم که داریم ذره ذره از تشنگی هلاک می شویم، سیراب شدن پیشکش، حتی مسلمانی نیست که جرعه ای آب به ما بدهد تا از تشنگی نمیریم.
    وی افزود: لابد مدیر مسئول قبلی، مدیران فعلی و در رأس همه مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی دکتر نوربخش انتظار دارند ما با بادهوا روزگار بگذرانیم. من و زن و بچه ام این کار را بکنیم قطع یقین صاحبخانه این کار را نمی کند. ماه ها او را با وعده های توخالی امیدوار کرده ام که به زودی همه مشکلات حل می شود اما مدتهاست که مرا چوپان دروغگوی ثانی خطاب می کند. امثال من در روزنامه کم نیستند همکارانی را سراغ دارم که صاحبخانه شان حکم تخلیه گرفته و این شبها با این استرس می خوابند که فردا روز که خانه نیستند شاید صاحبخانه زن و بچه و اسباب و اثاثیه شان را وسط کوچه آواره کند.
    وی خطاب به مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی گفت: شما قول داده بودید مشکلات ما حل شود مرد است و قولش. خیلی ها به ما می گویند شما می خواهید ما آرام آرام خسته شویم و از اینجا برویم تامجبور نباشید حق و حقوقمان را بپردازید. اگر واقعیت دارد این کار به دور از مروت و جوانمردی است. قریب به یک سال است برای این مجموعه صادقانه تلاش کرده ایم و نباید چوب ندانم کاری های کسی را بخوریم.
    این خبرنگار که حتی امیدی به انعکاس این حرفها در جایی نداشت گفت: همه این مصایب در حالی است که امیدی به آینده شغلی در اینجا نداریم. از گوشه وکنار مرتب به ما خبر می رسد که سال آینده قراردادها تمدید نخواهد شد. اکنون نه راه پس داریم و نه راه پیش، نه می توانیم از حقوق مان بگذریم و برویم و نه توان ماندن داریم.
    وی در پایان گفت: اکنون که با شما حرف می زنم بسیاری از همکارانم در کمین نشسته اند تا فردی را پیدا کنند ده بیست هزار تومانی از او بگیرند مگر بتوانند خرج رفت و آمد چند روز آینده شان تأمین شود، بماند که بسیاری از فعالان در این روزنامه از راه های دور مانند کرج، شهریار و ملارد، ورامین و نقاط حاشیه تهران به امید کسب روزی به اینجا می آیند.

» ارسال نظرات

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار