سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 13844
تاریخ انتشار: ۹ مهر ۱۳۹۲
تعداد نظرات: ۷ نظر
خانه » اخبار برتر » تغییر لحن آمریکا تا زمانی که به تغییر رفتار منجر نشود،هیچ ارزشی ندارد/ بنای غرب بر امتیازگیری مطلق است
Print This Post
عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس در گفتگو با سلام دلفان؛ (7 نظر)

ما همچنان آمریکایی ها را در این اقدامات غیر صادق می دانیم و معتقدیم که علاوه بر تغییر لحن حتما باید اقدامات عملی از آنها مشاهده بکنیم.

سلام دلفان- عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس معتقد است  تغییر لحن آمریکا تا زمانی که منجر به تغییر رفتار نشود، هیچ ارزش عملیاتی ندارد.

13911008000176_PhotoL

بهرام بیرانوند دوشنبه شب در گفتگو با خبرنگار سلام دلفان سفر رئیس جمهور به آمریکا را  از جهت بیان مواضع جمهوری اسلامی با تاکید بر اصول و منافع مردم مثبت ارزیابی کرد و با اشاره به سوابق طولانی آمریکایی ها در عدم صداقت در روند مذاکرات گوناگون گفت: ما همچنان آمریکایی ها را در این اقدامات غیر صادق می دانیم و معتقدیم که علاوه بر تغییر لحن حتما باید اقدامات عملی از آنها مشاهده بکنیم.

وی افزود: تغییر لحن آمریکا امتیازی نیست که به هیچ کشوری داده شود و تا زمانی که این این تغییر لحن منجر به تغییر رفتار نشود، هیچ گونه ارزش عملیاتی ندارد. ما معتقدیم که تنها خردسالان ممکن است با اینگونه افعال سطحی سیاسی فریب بخورند.

نماینده بروجرد با اشاره به نرمش قهرمانانه مورد نظر رهبر انقلاب گفت: مبانی دینی ما تکلیف را در همه عرصه ها مشخص کرده است و ما همیشه مؤظفیم بر اصول پافشاری کنیم و هیچگاه از گذشته پر افتخار خود کوتاه نیاییم.

ما می توانیم با تکیه بر اصول و محکمات خودمان به دنیای غرب مخصوصاً آمریکا در حلّ معضلات بزرگی که امروز با آنها دست به گریبان هستند کمک می کنیم. ما این آمادگی را داریم که به یهودیانی که از سراسر دنیا به فلسطین اشغالی رفته اند کمک کنیم تا به وطن شان بر گردند.  ما این آمادگی را داریم که به ساکنین واقعی فلسطین اشغالی کمک کنیم تا رفراندوم برگزار کنند و حکومت را باب میل خودشان انتخاب کنند. ما همچنین آمادگی داریم کمک کنیم تا معضلات بزرگی که غرب برای خودش درست کرده از جمله دوری از خدا و معنویات، فاصله طبقاتی و فروپاشیده شدن بنای خانواده حل بشود. ما می توانیم این ها را به دنیای غرب هدیه بدهیم البتّه هرچه نگاه می کنیم دنیای غرب جز ساختمان و بتن و آسفالت چیز دیگری ندارد که در عوض بی منّت به ما بدهد. اگر هم در بحث علم و تکنولوژی احساس توانمندی می کنند ما معتقدیم که در فرصت کوتاهی می توانیم کمبودهای خودمان را در این زمینه جبران بکنیم. پس عملاً ما در شرایط عادی هیچ نیازی به دنیای غرب نداریم الا اینکه نیاز داریم آن را هدایت کنیم. فشاری هم که اکنون در بعضی از عرصه ها به ملّت ما وارد می شود ناشی از عملکرد غیر مسئولانه غربی هاست.

13910817151024755_PhotoL

عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس در توصیه ای به دستگاه دیپلماسی کشور گفت: مراقب حقّه بازان سیاسی باشند مخصوصاً اینکه دنیای غرب در عرصه سیاست خارجی بنای خودش را بر امتیازگیری مطلق قرار داده است و هیچ گونه امتیازی برای کسی قائل نیستند.

  1. نویسنده دیدگاه: جواد
    مهر ۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۱:۲۴

    اي كاش نماينده دلفان يك صدم نماينده بروجرد اقاي بيرانوند شجاعت داشت و كار مي كرد براي مردم.

  2. نویسنده دیدگاه: دلسوز
    مهر ۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۲:۳۳

    خدا نكنه نماينده ما مثل اين آقا باشه

  3. نویسنده دیدگاه: بیدار
    مهر ۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۷:۲۸

    درود خدا بر حاج آقای بیرانوند
    برای ایشان از حضرت باری توفیق روز افزون را خواهانیم

  4. نویسنده دیدگاه: نامه
    مهر ۱۰, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۱:۵۳

    نامه به آقاى عطاءالله مهاجرانى درباره‌ى مقاله‌ى «مذاكره‌‌ى مستقيم»

    بسمه تعالى‌

    برادر گرامى، آقاى عطاءالله مهاجرانى‌

    شنيدم بعضيها از حرفهاى امروز من، قصد طعن و توهينى نسبت به جناب‌عالى استنباط كرده‌اند و شايد بعضى خواسته‌اند يا بخواهند آن را مستمسكى براى اهانت به شما بسازند.

    اعلام مى‌كنم كه اين استنباط غلط است. من يك فكر را تخطئه كرده‌ام و نيت توهين به كسى نداشته‌ام و اگر بدون اراده‌ى من به شما توهين شده است، از شما عذر مى‌خواهم. من شما را ده سال است به صدق و صفا و طهارت می‌‌شناسم و مطمئنم جز دلسوزى و خيرخواهى، نظرى نداشته‌ايد.

    شما همچنان برادر خوب من هستيد و حداكثر آن است كه به توصيه‌ى شما در مقاله‌ى «مذاكره‌ى مستقيم» (۱) عمل نخواهيم كرد.

    والسّلام عليكم – سيّدعلى خامنه‌اى – ۱۲/۰۲/۱۳۶۹

  5. نویسنده دیدگاه: نامه
    مهر ۱۰, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۱:۵۵

    عطاء الله مهاجرانی در سایت خود به ماجرای یادداشت جنجالی خود در روزنامه اطلاعات پرداخته و با اشاره به مذاکره اخیر ایران و آمریکا، خواستار «اقناع جوانان پرشور انقلابی» شد.

    به گزارش «انتخاب» ؛ وی در این یادداشت نوشته است:

    سال ها پیش! در خرداد ماه سال ۱۳۶۹ مقاله ای در روزنامه اطلاعات منتشر کردم، عنوانش مذاکره مستقیم بود. محشر کبری شد. هر دو جناح وبرخی شخصیت ها با صراحت تمام هر چه خواستند گفتند و تا هر جا می توانستند تاختند. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب موتلفه و انجمن اسلامی اصناف و دفتر تحکیم و … بیانیه صادر کردند و مقاله را محکوم کردند. حتا بچه های دفتر تحکیم در صحن دانشگاه تهران تظاهرات راه انداختند . اگر همان یادداشت صمیمانه مقام رهبری نبود؛ روشن نبود سرانجام نویسنده آن مقاله به کجا می انجامید.

    مهاجرانی ادامه آورده است: اکنون این مذاکره مستقیم انجام شده است. گرچه پیش از این در سطوح مختلف با امریکایی ها مذاکره صورت گرفته است. منظورم مذاکره رویارو ست، مثل مذاکره با مک فارلین، و نه رد و بدل پیام ها که همیشه رفتار جاری هر دو دولت و یاکشور بوده است. این بار چند نکته قابل توجه به نظرم می رسد.

    یکم: جوانانی که در فرودگاه جمع شدند و لنگه گفش پرتاب کردند و شعار دادند. جوانانی پر شور و انقلابی هستند. می بایست آن ها را قانع کرد، با آن ها سخن گفت. تجربه خودم را برایتان می گویم. تبریز رفته بودم. قرار بود در مسجد طوبی – با همان گنبد زیبای خاطره انگیزش- صحبت کنم. از ماشین که پیاده شدم، با موجی از جوانان حزب الله روبرو شدم. با شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه به استقبال آمده بودند. با آن چنان شوری شعار می دادند که به نظرم رسید لحظاتی دیگر مرا به عنوان دشمن ولایت فقیه از صحنه زمین و زمان بر می اندازند. وارد شدیم. جمع ما به ناگزیر به قسمت خواهران رفتیم! یعنی راه دیگری هم نبود ، راهنمایمان هم دوستان تبریزی بودندبرادر بسیار عزیز آقای جباری نماینده تبریز هم همراهم بودند یا من همراه ایشان بودم. گفتم: به برادران حزب الله بگویید، تریبون مسجد از آن ها، من هم به عنوان شنونده می نشینم و دست اخر به همه پرسش ها جواب می دهم. مذاکره غیر مستقیم بود. سرانجام پذیرفتند. وارد سالن اصلی مسجد شدیم. . جمعیت موج می زد. یکی از برادران حزب الله صحبت کرد.
    صحبتش قابل پیش بینی بود. من هم پاسخ دادم. تاثیر کلام لا اقل در بین بخشی از جوانان مشهود بود…برق اشک در جشمان بچه های حزب الله!

    هنوز هم باور دارم که بایست با این جوانان و یا همان کسانی که برای این جوانان فکر و نظریه می سازند سخن گفت. همه ما شاهد بودیم که دکتر ولایتی با همان متانت همیشه اش چگونه پاسخ اقای جلیلی را در مناظره تلویزیونی انتخابات داد ، و کارنامه گروه مذاکره کننده را بر آفتاب افکند. اکنون هم به نظرم صدا و سیما، روزنامه ها، مساجد می بایست فرصتی فراهم کنند تا دو سوی این ماجرا با هم حرف بزنند.

    اکنون فرمانده سپاه، که البته قرار بود از جلد پاسدار سیاسی که لزومی ندارد، خارج شوند ؛ در همان جلد به تفسیر مذاکره دکتر روحانی پرداخته اند، منتها حرفشان بسیار مهم است. گفتگوی تلفنی را یک اشتباه تاکتیکی خوانده اند، پیداست ایشان با اصل گفتگو به عنوان یک استراتژی مخالف نیستند، یا حداقل با اصل گفتگو موافقند، اشکالشان به زمان و موقعیت است. آشکار است که تابوی مذاکره با شیطان شکسته است. اما شرایط ذهنی و استدلالی و اقناعی ان برای افراد حزب اللهی یا حرب اللهی هنوز فراهم نشده است. همانانی که آرزوی جبهه و جنگ را دارند تا در باغ شهادت دوباره باز شود و… نمی توان با زبان اتهام و طرد با این جمع سخن گفت. آن ها غیر از شوری انقلابی و احساساتی بی مهار متاعی ندارند. نه مبانی دینی را خوب می شناسند، نه تاریخ اسلام را و نه تاریخ معاصر جهان را. لکن اگر اقناع نشوند، دوباره نشست هایی از نوع دخمه شکل می گیرد. به تعبیر جناب آقای خاتمی ممکن است بازهم صدای گلوله به گوش برسد. سخن سعید عسگر یادتان است؟ در دادگاه می گفت: من که نمی خواستم سعید حجاریان را بکشم. می خواستم گلوله از دهانش رد شود تا دیگر از آن حرفا نزند. این جوانان هنوز هستند. اما می توان اندیشه و انگیزه آن ها را با گفتگوی اقناعی تغییر داد.

    دوم: البته کسانی هم هستند که دشمنی با امریکا، کار و کسب آنان است. در دوران مدیریت اقای نصیری در روزنامه کیهان، خبرنگار
    کیهان از بندر لنگه! اخبار غریبی به روزنامه می فرستاد. معمولا هم خبرهای او در گوشواره سمت چپ صفحه اول روزنامه چاپ می شد، مثلا: برژینسکی گفته است: باید استخوان های ملت ایران را خرد کرد! و از این قبیل. همان وقت نمایندگی ایران در نیویورک، همان خبر را دنبال کرد. برژینسکی چنان سخنی نگفته بود! اما سرانجام روشن شد که خبرنگار کیهان مامور سابق ساواک و لابد مامور بعدی موساد بوده است. می توان در آرشیو کیهان همان خبر های خبرنگار کیهان در بندر لنگه را پیگیری کرد ؛ وزارت اطلاعات هم اگر صلاح دید گزارش دستگیری و بازجویی همان خبرنگار را منتشر کند. منظورم این است، عده ای هستند که کار و کسبشان تیره کردن رابطه و برهم زدن فضای تفاهم است. پرچم پیدا و گاه ناپیدای چنین ماموریتی در دست اسراییل بوده و هست. رحمت ومغفرت خداوند بر ابوایاد، که سی سال پیش در الجزایر به ما گفت: ما افراطی ها را آزمودیم، یا خائن بودند و یا ابله… با این دو گروه دشوار می شود سخن گفت اما بایست جوانانی را دریافت، که رگ های گردنشان در تصویر ها درشت شده است و بر پلاکارد جلو فرودگاه نوشته بودند: آمریکا آمریکا مرگ به نیرگ تو!
    باید به همان جوانان و نویسندگان گفت: نیرنگ درست است و نه نیرگ

  6. نویسنده دیدگاه: سهرابي
    مهر ۱۰, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۵:۰۰
  7. نویسنده دیدگاه: نامه
    مهر ۱۰, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۷:۵۸

    چرا نامه رهبر در مورد مهاجرانی رو حذف کردید؟. واقعیت رو که نمیشه کتمان کرد

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار