سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 15788
تاریخ انتشار: ۴ آبان ۱۳۹۲
تعداد نظرات: ۱۴ نظر
خانه » اخبار برتر » داستانِ زورآباد…
Print This Post
( 5 نظر)

می خواهم این داستانم یک قهرمان بومی داشته باشد از این همه مهندس و دکتر بومی بیکار شهر زورآباد، تا یک روز خطاب به مقصرین این ظلم بیِّن در حق شهرش که نمی دانم چه کسانی هستند، بگوید:
مگر شما مسلمان نیستید؟

سلام دلفان- عبدالرضا اسدی خسروخانی: عجوز نابسامان، اندیشه اش آبستن غزلی است بی وزن و بی ردیف

که در کوران حوادثی تلخ قافیه باخته

غزلش عریان است

بیتی ندارد تا در آن بیاساید

غزلش؛ حتی یک مصرع نیست تاخویش را بیاراید

بیچاره غزلش… فقط یک واژه است

واژه ای به نام «درد»

سرد و بی روح… سوت و کور…

شاعر گفت: مضافِ دل و جانش می کنم این غزل را تا منظومه ای شود به نام «دردنامه»

ومی دانست که خواهند گفت: حد باید زد این شاعر غزل گو را چون آن شاعر یزدی

که تک واژه «نحسش » را غزل می نامد و صدالبته که حدخویش نمی داند.

پس چرا غزل؟… این روزها غزل گفتن دشوار است؛ چراکه باید ساعت ها روی مخ بی صاحب – که اگر هندوانه بود،سه کیلوهزارهم مشتری نداشت – فشار بیاوری تا یک بیت از آن بتکانی، آنوقت یک آدم بیکار که از شاعری فقط گیسوان بلند و عینک ته استکانی اش را دارد، بیاید و تخریبش کند.

همان بهتر که بزنیم تو کار داستان نویسی. آن هم  نه مثل مرحوم افغانی که کُلّی وقت گذاشت تا «شوهرآهو خانم » را بنویسد و طفلکی این روزها رُمانش،  کیلویی به نرخ همان هندوانه ای که ذکر خیرش گذشت، مشتری ندارد.

حقیقتش را بخواهید این روزها مردم، حوصله هایشان نازک شده مثل ابروی بعضی از پسرهای تازه به دوران رسیده که روز به روز نازک تر می شود تا به خیال خودشان خواستنی تر بشوند.

این روزها مردم حتی حوصله خواندن داستان کوتاه راهم ندارند؛همه چیزشان شده «ساندویچی» و ترجیحاً « تزریقی». خدا حفظ کند حاج آقا قرائتی را که در یک برنامه تلویزیونی می گفت: برخی حرف ها را باید تزریقی گفت تا وقت طرفت را زیاد نگیری.

من هم به جای گفتن « داستان کوتاه» ترجیح می دهم طرح یا ایده ی یک داستان را با ایجاز هرچه تمام تر بنوبسیم تا زیاد وقت ارزشمند خوانندگان عزیز را نگیرم.

داستان من، قصه ی شهری است با مردمانی باصفا، شریف و مومن.

می خواهم در این داستان مظلومیت های مردمان این شهر را به تصویر بکشم. اسم این شهر « زورآباد» است… بله اشتباه نخواندید،«زورآباد». نمی دانم که چرا اسمش را زورآباد گذاشته اند امّا این را می دانم که قطعاً دلیل نامگذاری این شهر به زورآباد، قدرت داشتن مردمانش نیست؛ چراکه دراین شهر مردم بسیار ناتوان و یا اصطلاحاَ «بی زور» هستند.

دراین شهر، مردم توی روز روشن درمقابل چشمان خودشان حقّشان پایمال می شود یا به قول خودشان حقّشان خورده می شود اما لام تا کام به زبان نمی آیند. با این که در این شهر جمعیّت جوانان بیکار ازجوانان شاغل خیلی بیشتر است اما نمی دانم چرا مردم این شهر، یک بار هم که شده از کسی نمی پرسند؛ این همه نیروی شاغل غیربومی در این شهر چه کاره اند؟

دراین شهر وارد هر اداره ای که بشوی قریب به اکثریت نیروهایش غیر بومی اند، البته خدا این نیروهای غیربومی را که زحمت مردمان این شهر را می کشند اجر بدهد اما مگر در این شهر جوانان بیکار وتحصیل کرده کم هستند که این همه نیروی غیر بومی استخدام می شود؟ مگر نه این است که این غیر بومی ها از ظرفیت استخدامی این شهر استفاده می کنند و جای جوانان بیکار این شهر را اشغال کرده اند؟

می خواهم این  داستانم یک قهرمان بومی داشته باشد از این همه مهندس و دکتر بومی بیکار شهر زورآباد، تا یک روز خطاب به مقصرین این ظلم بیِّن در حق شهرش که نمی دانم چه کسانی هستند، بگوید:

مگرشما مسلمان نیستید؟ مگر به قرآن اعتقاد ندارید؟ مگر نه این که در قرآن، ظلم و ستم تقبیح شده و خداوند فرموده است:[ و بزرگان عالم همه در پيشگاه عزت آن خداى حى توانا ذليل و خاضعند و (در آن روز) هر كه بار ظلم و ستم به دوش دارد سخت زبون و زيانكار است ؛ طه،111] پس چرا ظلم می کنید و فرصت های شغلی این مردم مظلوم را غصب می کنید؟ در شهرهای خودتان برای مناصب مختلف اعلام نیاز می کنید، نیروی کاری استخدام می کنید به نام شهر خودتان و سپس در کمال پررویی آنها را روانه زورآبادِ مظلوم می کنید. آیا نمی دانید در بین همین جوانان زورآبادی که حقشان را پایمال می کنید یتیمانِ مسکینی هم هستند که خداوند نسبت به اجحاف در حقشان شدیداً انذار می دهد که ؛[آنان كه اموال يتيمان را به ستمگرى مى‏خورند، در حقيقت آنها در شكم خود آتش جهنّم فرو مى‏برند و به زودى در آتش فروزان خواهند افتاد ؛طه ،10] آیا شما مسلمانید؟ آیا شما خداترسید؟ آیا شما شیعه و سینه سوخته اهل بیت هستید؟ از خدا بترسید و توبه کنید که او خود فرموده است که؛ [(ستمكاران عالم بايد بترسند) مگر كسى كه ستم و كار بد كند آن گاه به زودى (توبه كند و) نيكويى را جايگزين بدى كند (تا خدايش ببخشد) كه همانا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است ؛ نمل،11]

می خواهم قهرمان بومی داستانم، نترسد و صدایش را تا آنجایی بالا ببرد که صدایش شنیده شود و دادخواهی کند از وجدان های بیداری که ظلم و ستم را بر نمی تابند و بداند که مؤمن ولایت محور، ظلم و ستم و تعدی را به ناحقّ بر نمی تابد، که خداوند فرموده است؛[خدا دوست نمى‏دارد كه كسى به گفتار زشت صدا بلند كند مگر آن كه ظلمى به او رسيده باشد، همانا كه خدا شنوا و داناست؛ نساء 148.] و بداند که البته حقّ خواهی و حقّ گویی تاوان هم دارد و نترسد از عواقب این دادخواهی که خداوند دادگر فرموده است:[ و هر كس اعمالش نيكو است و (به خدا هم) ايمان دارد از هيچ ستم و آسيبى بيمناك نخواهد بود؛ طه،112.].

می خواهم قهرمان داستانم به آنهایی که در حقّ مردمان شهرش اجحاف و بی عدالتی کرده اندبگوید که؛ من بنده همان خدا و پیرو همان رسولم که به من امر فرموده اند که؛[ و هر كس پس از ظلمى كه بر او رفته انتقام طلبد، بر اينان هيچ گناه و مؤاخذه نيست؛ شوری،41.]

البته می خواهم قهرمان داستانم به این نکته هم آگاه باشد که به هر حال حضور نیروهای زحمت کش غیر بومی در هر شهری درحدّی که بیش از حدّ معمول یا مثل زورآباد، بسیار بسیار بیشتر از حدّ معمول نباشد، امری قانونی و معمول و مرسوم است و اعتراض به یک امر معمول و مرسوم و قانونی، ساختار شکنی و ناهنجاری است و من به هیچ وجه دوست ندارم که قهرمان داستانم ساختار شکن و ناهنجار باشد؛که در آن صورت آن قهرمان دیگر قهرمان نیست.

  1. نویسنده دیدگاه: کارشناس ارشد بیکار و خدمت رفته از دانشگاه تهران
    آبان ۵, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۴:۴۲

    بسیار زیبااااااااااااا بود
    اما درد این زورآباد را هیچ کس نمی فهمد

  2. نویسنده دیدگاه: غریبه
    آبان ۶, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۳:۱۵

    سلام
    استخدام نیرو در هر اداره ای به دو روش صورت می گیرد .
    1. شرکت در آزمون های تخصصی و استخدام در کادر دولتی بصورت پیمانی
    2. استخدام بصورت قراردادی
    یقین بدانید استخدام نوع اول در دستگاههای اداری کاملاً قانونی و به دور از هر گونه حق کشی صورت می گیرد . این امر به بنده که از جنس همین مردم هستم اثبات شده است .
    در مورد دوم دستگاههای دولتی با توجه به نیاز خود و با صدور مجوز اقدام به جذب نیروهای قراردادی می کنند . اختیار جذب نیرو در این مورد بدست مدیر اداره مربوطه خواهد بود و طبیعی است که در جامعه ی ما (شهر عزیزمان نوراباد) به دلیل وجود رانت خوارای افراطی افرادی جذب خواهند شد که دارای پشتوانه قوی تری باشند .
    بنابراین ای کاش بخاطر داشته باشیم انتخاب نماینده ی مجلس که مستقیماً در تمام این موارد موثر است حساس بوده و این خود ما هستیم که با انتخاب یک فرد لایق یا نالایق سرنوشت خودمان را تعیین می کنیم . کاش تلنگری به خودمان بزنیم شااااااید به خودمان بیاییم و متوجه شویم که ایراد از خود ماست نه از آن نیروی غیر بومی بدبختی که حقوقش را از دولت می گیرد و خدمتش برای ماست آنهم با این منتهایی که سرشان میگذاریم .

    • نویسنده دیدگاه: نام شما...
      آبان ۱۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۴:۰۸

      شما مطمئن باشید با شرایطی که ما در شهر مظلوممان با آن رو برو هستیم حقمان پایمال شده.شما پیگیر باشید شاید در هیچ یک از شهرهای استان تا این حدحق کشی نشده. البته مطمئناً بی تفاوتی خودمان در این مورد بیشترین نقش را در این مظلومیت دلفان داشته است.

    • نویسنده دیدگاه: آشنا
      آبان ۱۷, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۱:۰۳

      در جواب غریبه باید بگویم که اگر شما به قول خودتان از جنس همین مردم هستید چگونه تاریخ انتخابات دراین به اصطلاح زورآباد را نمیدانید ؟
      شما که میگویید ما خودمان با انتخاب افراد نالایق این سرنوشت را برای خود رقم زده ایم آیا مطمئن هستید که ما خودمان با رای سالم و صحیح به فردی نالایق 16 سال او را بر گرده این مردم سوار کردیم؟
      گمان نمیکنم شما از جنس همین مردم باشید اگر فکر کنید که در تمام این 4 دوره ای که ما عملا نماینده ای در مجلس نداشتیم با رای واقعی خودمان او را به مجلس فرستاده باشیم

  3. نویسنده دیدگاه: سجاد
    آبان ۷, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۲:۲۶

    دراین شهر، مردم توی روز روشن درمقابل چشمان خودشان حقّشان پایمال می شود یا به قول خودشان حقّشان خورده می شود اما لام تا کام به زبان نمی آیند.
    به زبان هم بیایند فرقی نمیکند برادر جان .مگر نه اینکه ۵ماه است از فرماندار بابت اینهمه تقلب پاسخ میخواهیم و اعتراض میکنیم اما انگار نه انگار …..مگر نه اینکه مهندس عباسپور را نقره داغ کردند وتماممردم معترض شدند چی شد؟هیچ…..مگر نه اینکه…..

  4. نویسنده دیدگاه: حسين ناصري
    آبان ۷, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۹:۰۴

    سلام برادر! خدا قوت
    نيروهاي ارزشي، دلسوز، زيرك و داراي سواد سياسي بايد هميشه در وسط ميدان باشند تا زالو صفتان ميدان‌داري نكنند.

    • نویسنده دیدگاه: نام شما...
      آبان ۱۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۴:۰۳

      سلام به شما عزیز بزرگوار . امیدوارم این اتفاق مبارک در شهر ما بیفتد و بزرگوارانی چون شما وارد عرصه شوند.

  5. نویسنده دیدگاه: فریادخاموشی
    آبان ۷, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۵:۴۶

    باتشکرازسلام دلفان
    می دانم اینقدرشهامت دارید که این کامنت راتاییدکنید.
    برادرجان یقین داشته باش تاوقتی که ازخدابی خبرانی چون (م.ج)(ع ح س)(ش ح)(م س)دراین شهروجوددارندواینکه کاری جزپرونده سازی برای نیروهای بومی ندارن ورسالت خودراتخریب دیگران می دانندوضعیت همین است.تااسم یک شخص بومی برای اداره ای مطرح می شودشروع به پرونده سازی وجوسازی می کنند.اما اگه یک شخص غیربومی ویا ازبرخی طوایف خاص نورابادباشد هیچ مشکلی ندارد.خداوندازسرتقصیرات این افرادوتمام کسانی که این وضعیت رابوجود آوردندنگذرد.هرچندیقین دارم که خداوندمنتقم است .دیروزوددارد اماسوخت وسوزندارد.
    آری این چنین بودبرادر……….

    • نویسنده دیدگاه: نام شما...
      آبان ۱۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۴:۱۱

      مطمئناً خداوند از سر تقصیر مسببین این امر نمی گذرد البته اگر توبه نکنند و به فکر جبران مافات نیفتند . به نظر من مهم این است که خودمان هم در این مورد کم کاری نکنیم به هرحال ظلم عللی دارد که یکی از آن ها کم کاری مظلوم است. موید باشید

  6. نویسنده دیدگاه: حقیقت گو
    آبان ۷, ۱۳۹۲ در تاریخ ۲۲:۵۴

    اقای فریاد خاموش 35ساله بصورت یکی در میان دونماینده اسبق ع ک و م م که بدست شما وامثالهم انتخاب میشوند پدر این شهرستان و در اوردند برادر چرا خودت و بجهالت میزنی علت عقب ماندگی تفکر بیمار و تعصب بیجای شماست کلیدعقب ماندگی شهر دست حاج گ حاج ع و م. ک است کلید دیگه حضرات کاظمی وسایر خوانین است الانم قطعا میدونم کی هستید بایه دونه رای به …… دنبال فلان پستی وبی شک از اقایان بالا بجهت اخذ رضایت ضربه خوردی علت بدبختی شهر ما همین منافع شخصی ست که تو الان دنبالشی ضمنا اری اینچنین بود برادر مرحوم دکتر وخوب مطالعه کن

    • نویسنده دیدگاه: نام شما...
      آبان ۱۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۳:۵۹

      سلام . کسی که پشتوانه حرفش خدا باشد نه به دنبال پست و مقام است و نه باچنین حرف هایی میدان خالی می کند فخداوند میگوید حق را بگو هرچند به زیان خودت باشد. امیدوارم بزرگواری مثل شما با همین جرقه ای که من زده ام پیگیر حق خودت بشی . درحدیث از معصوم داریم که ببین چه می گوید نه اینکه چه کسی می گوید.سپاس از شما

  7. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    آبان ۱۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۴:۰۰

    سلام . کسی که پشتوانه حرفش خدا باشد نه به دنبال پست و مقام است و نه باچنین حرف هایی میدان خالی می کند فخداوند میگوید حق را بگو هرچند به زیان خودت باشد. امیدوارم بزرگواری مثل شما با همین جرقه ای که من زده ام پیگیر حق خودت بشی . درحدیث از معصوم داریم که ببین چه می گوید نه اینکه چه کسی می گوید.سپاس از شما

  8. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    آبان ۱۲, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۳:۵۰

    باسلام .همه ما می دانیم که این حرفهایی که شما دوست عزیزِ دلفان دوست بیان کرده اید حقیقت تلخی است که ما دلفانی ها را جان به لب کرده که دلایل مختلفی دارد و مهمترین دلیل آن بی اطلاعی و بی تفاوتی ما نسبت به حق و حقوقمان است . چرا در شهرهای دیگر مثل الشتر و بروجردو ازنا و الیگودرز و… این همه بی عدالتی وجود ندارد . من خودم در جریان هستم که سه سال پیش سازمان کل طی بخشنامه ای نیاز سنجی کرده بود در مورد نیروهای پرورشی و امور تربیتی در آن سال نورآباد اعلام نیاز نکرد و حتی مازاد هم داشت اما شهرستان سلسله اعلام نیاز کرد و 10نیروی پرورشی از شهرستان سلسله جذب شد جالب اینکه 8نفر از همان نیروها را به نورآباد فرستادند و هیچ کسی نسبت به این ظلم اعتراض نکرد . چرا؟ چون آقایان در استان پارتی دارندوحرفشان خریدار دارد.

  9. نویسنده دیدگاه: م.ر
    آبان ۱۲, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۳:۵۸

    هرکسی روز بهی می طلبد از ایام
    مشکل آن است که هر روز بدتر می بینم
    جناب اسدی شما مطمئن باشید با این حقیقت گویتان دشمنانی بسیاری پیدا می کنید که حتی با آبرویتان هم بازی خواهند کرد . برای شما عقبه ی نامبارکی درست می کنند و خرابتان می کنند. من به شما توصیه می کنم سرتان را در لاکتان فرو ببرید هیچ بعید نیست که همه مشکلات دلفان را به شما نسبت دهند.

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار