سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 1746
تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۰
تعداد نظرات: . نظر
خانه » آخرین عناوین » پارك كدام ملت؟ كدام روشن‌فكر؟
Print This Post
رجانیوز؛ محمد حسن صادق‌پور- برنامه يكشنبه‌شب پارک ملت با حضور عماد افروغ، نماینده مجلس هفتم رنگ و بویی به شدت سیاسی به خود گرفت. هر چند شهیدی فر که خود ...

رجانیوز؛ محمد حسن صادق‌پور- برنامه يكشنبه‌شب پارک ملت با حضور عماد افروغ، نماینده مجلس هفتم رنگ و بویی به شدت سیاسی به خود گرفت. هر چند شهیدی فر که خود با دعوت افروغ، غائله را به پا کرده بود، به‎خاطر محکم نبودن ریشه‏ی برنامه نوپای پارک ملت هم که شده، تلاش کرد مسیر سخنان افروغ را تغییر دهد، اما افروغ با صراحت لهجه خود در فرصت نصفه و نیمه ای که آنتن در اختیارش قرار داده بود، دغدغه های همیشگی اش را گفت و شد آن چه شد…

در این میان و با عنایت به برنامه شب گذشته می توان چند نکته را ذکر کرد:

1- عماد افروغ از ابتدای برنامه به شدت تلاش می کرد، واژه “روشن‌فکر” را به خود نسبت دهد و با بیان این که روشن‌فکری وظیفه انبیاست، از این که جامعه فعلی ایران در دست روشن‌فکران نیست، به شدت انتقاد کرد. “من” گفتن های افروغ به شدت آزار دهنده بود و در ضمن تأکید بسیار او بر واژه روشن‌فکری ظاهراً نشان از بروز جلوه جدیدی از مدعیان روشن‌فکری در ایران، چه آنان که تحصیلات‌شان را در غرب گذرانده اند (مثل خود افروغ) و چه آنان که تحصیلات آکادمیک داخلی‌شان را نیز به سختی طی کرده اند (مانند علی مطهری) در حال شکل گیری است که وجه مشترک آنان، انتقادهای تند و تیز به ساختارهای حاکمیت است. این طیف روشنفکران در کنار روشنفکران دیگر ایرانی که ولایت الهی را مبنای ایدئولوژیک خود در جامعه شناسی و نقد درون گفتمانی انقلاب می دانند (مانند رحیم پور ازغدی، حمید پارسانیا، حسین کچوییان، حسن عباسی و…) در مقابل طیف روشن‌فکران دوران اصلاحات که عمده انتقادات‎شان متوجه اصل حاکمیت اسلام و نظام اسلامی بود، نشانه پیش‎رفت نظام اسلامی ایران در بحث های ایدئولوژیک و ساختاری است. خاصه این‌که چیزی که میان این طیف جدید روشن‌فکر مشترک است، تجدد ستیزی به معنای غربی کردن ایران است.

2- اما آن چه افروغ در این گفت‌وگو مطرح کرد، یعنی بررسی ساختارهای غلط اجتماعی و لزوم ایجاد نهادهای پاسخ‌گو و تحول به سوی آرمانی‌تر شدن جامعه، چیزی بود که توقع شنیدن غیر از این را هم نمی توان از یک روشن‌فکر داشت. اگر رسانه ملی افروغ را به پارک ملت دعوت کرده بود تا مثل بقیه برنامه های پارک ملت از زندگی روزمره و نقل خاطراتش استفاده کند، اشتباه بزرگی مرتکب شده بود که در نکته بعد بررسی می کنم، اما شیوه ابراز انتقادها از سوی افروغ که به صورت مسلسل وار مطرح می شد -هر چند شخصا بخشی از آن ها را قبول دارم- در موقعیت یک برنامه غیرتخصصی عامه پسند درست نبود.

البته افروغ همان ابتدای گفت‌وگو نیز تشریح کرد که مصلحت گرایی در جامعه ما مانع پیشرفت شده است و با بیان این مطلب، اعتقاد خود مبنی براین که “هر زمان، هر حرفی را که به گمان‎مان آمد درست است باید بگوییم” را نشان داد. اما حرف ولو درست را باید در جای درست زد وگرنه با ایجاد جنجال ها و سوء تفاهم های بیهوده، فضای کشور دچار درگیری ها و آشفتگی های غیر ضروری خواهد شد. این مصلحت گرایی مبتنی بر حقیقت گرایی امری است که نه تنها مذموم نیست بلکه، رهبر معظم انقلاب بارها رعایت مصلحت بر مبنای منطق را سبب آرامش و وحدت در فضای سیاسی کشور دانسته اند و حتی در شهریور ماه سال گذشته و در دیدار با خبرگان رهبری، برخی “گفتن ها”ی بی‎جا و بدون رعایت مصالح و از سوی دیگر برخی “سخن نگفتن‌ها”ی بی‎جا و مصلحت اندیشانه را مانع رفع غبار فتنه دانستند.

شاید عماد افروغ جامعه شناس خوبی باشد، اما هیچ‌گاه موقعیت شناس خوبی نبوده است. (اگر مواضع بعد و قبل از انتخابات 88 افروغ را نيز بررسی کنید، همین را نشان می دهد) از آن جا که موقعیت شناسی مهم ترین مؤلفه ورود به سیاست است، مهره هایی مانند افروغ هرگز در شطرنج سیاست در جای خود بازی نخواهند کرد و تنها منجر به هزینه خواهند شد. لذا باید خدا را شکر کرد که عماد افروغ در تصمیمی به‌جا نامزد ورود به مجلس نشد تا سازوکاری مانند جبهه متحد اصول گرایان که به جای خلوص بر وحدت و شمول گسترده تأکید دارد، با حمایت خود، وی را وارد مجلس بعدی کند که در آن صورت همانند رفیق دیرینه‎اش “علی مطهری” منجر به هزینه بر اثر ابراز تحلیل های بدون رعایت مصلحت می‌شد…

3- اما مهم‌ترین موردی که باید اشاره کرد، تحلیل هدف سازمان صداوسیما از دعوت افروغ بود. شاید صدا و سیما در ظاهر در راستای شور آفرینی در آستانه انتخابات مجلس می خواهد نظرات مختلف در رسانه ملی حضور یابند، اما حتی اگر حقیقتاً همین هدف را دارد، اما برای گزینش افراد در برنامه های مختلف به شدت بی دقت است.

صدا و سیما توجه نمی کند که جامعه شناسی مانند افروغ نظرات کارشناسی دارد و نظراتی مثل لزوم ایجاد ساز و کار برای نظارت بیشتر بر رهبری نظام، لزوم حضور روشن‌فکران دانشگاهی در مجلس خبرگان رهبری، عدم استقلال حوزه های علمیه در شرایط فعلی و ضرورت پافشاری فقهای حوزه برای مستقل شدن از حاکمیت و حتی آمادگی برای هزینه دادن در این راه، انتقاد از ساز و کارهای شورای نگهبان و روند فعلی انتخابات مجلس، اصرار بر این که در ایران در شرایط فعلی آزادی بیان مطلوب وجود ندارد، تصریح بر شکست خوردن طرح هدف‌مند کردن یارانه ها و سایر مواردی که وي کرد، نه تنها به ایجاد شور سیاسی در آستانه انتخابات منجر نمی شود، بلکه به ایجاد بدبینی مردم نسبت به حاکمیت، دولت و حتی انتخابات مجلس منجر می شود.

این صحبت ها حرف هایی نیست که کف یک برنامه عمومی شبانه که با توجه به اسمش مانند یک پارک، محل حضور تمام قشرهای مردم است، آن هم در این برهه مهم مطرح شود و قطعاً نیازمند یک برنامه تخصصی در شبکه چهار است تا این نظرات مطرح و بررسی و نقد صورت گیرد.

آن چه مسلم است این که صدا و سیما در شرایطی که به درخواست رهبر معظم انقلاب مبنی بر استمرار مناظره های تلویزیونی پشت کرد و برنامه هایی مانند “دیروز، امروز، فردا” را به تعطیلی کشید، هر از گاهی این تیپ های متفاوت را در تلویزیون دعوت می کند تا با ارائه نظرات متفاوت در یک برنامه پر سر و صدا، فضای کشور چند روزی ملتهب شود (مثل سخنان جنجالی آزاده نامداری یا حضور دانشجویان انجمن اسلامی غیر قانونی دانشگاه تهران و…) و آن گاه است که صدا و سیما در انتهای یک بازی خودساخته ادعا می کند که “دیدید گفتیم هنوز ظرفیت مناظره ها و اعلام نظرات متفاوت در فضای صدا و سیما وجود ندارد” و سپس با خیال آسوده مسیر کج خود را در پیش می گیرد تا ما سوال همیشگی‎مان را از رسانه داشته باشیم که “فاین تذهبون”؟…

» ارسال نظرات

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار