سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 19853
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۲
تعداد نظرات: . نظر
خانه » آخرین عناوین » نظر مطهری درباره رفع فیلتر فیس بوک
Print This Post

علی مطهری گفت: در مورد فیس بوک فعلا نظری ندارم و در حال تحقیق هستم ولی معلوم نیست که رفع فیلتر به نفع کشور باشد. چون فیس بوک تیغ دو دم است و ممکن است جنبه​های منفی آن بیش از جنبه​های مثبتش باشد.

به گزارش سلام دلفان، علی مطهری نماینده مردم تهران در گفت‌وگو با روزنامه خبر به مسائل سیاسی روز پاسخ داد.

او در بخشهایی از مصاحبه به حقوق شهروندی و تفاوت های خاتمی و روحانی پرداخت.

قسمتی از این گفتگو را در ادامه می خوانید:

 

توجه به حقوق شهروندی مردم از جمله شعارهای آقای روحانی در ایام انتخابات بود که در قالب تدوین منشور حقوق شهروندی سعی کردند به آن جامه عمل بپوشانند. الان که گزارشهای مختلفی از عملکرد 100 روزه دولت منتشر شده است، به نظرتان دولت آقای روحانی چقدر در زمینه این شعار خاص موفق بودهاند؟ اساسا مقوله حقوق شهروندی چقدر در حوزه اختیارات دولت است که بخواهد در آن مانور بدهد؟ ممکن است این مساله صرفا یک شعار برای ایام انتخابات باشد؟

 

قطعا تحقق حقوق شهروندی به طور کامل دست دولت نیست. ما اصل تفکیک قوا را داریم و قوای سه گانه نمی​توانند در کار یکدیگر دخالت کنند. ولی دولت بویژه شخص رئیس جمهور پشتوانه رای مردم را دارد و با نیروی افکار عمومی خیلی کارها می​تواند بکند. کما اینکه طبق اصل 113 قانون اساسی رئیس جمهور مسئول اجرای قانون اساسی است. البته نه با برداشت آقای احمدی​نژاد! ایشان می گفت من مسئول اجرای قانون اساسی هستم، لذا اگر خودم تشخیص بدهم که قانونی منطبق بر قانون اساسی نیست، اجرا نمی​کنم! این، برداشت غلطی بود چرا که مرجع تشخیص انطباق قوانین عادی بر قانون اساسی، شورای نگهبان است و قانونی که به تایید شورای نگهبان رسید رئیس جمهور چه آن را قبول داشته باشد و چه قبول نداشته باشد باید اجرا کند.

 

مسئولیت رئیس جمهور در اجرای قانون اساسی به این معنی است که اگر تخلفی در این زمینه دید، می​تواند تذکر بدهد. مثلا می تواند به مجلس تذکر بدهد که فلان قانونی که تصویب کرده برخلاف قانون اساسی است، یا به قوه قضاییه تذکر بدهد که فلان رفتارش خلاف قانون اساسی بوده است. دولت با این نوع تذکرها می​تواند در راستای حقوق شهروندی اقدام کند ولی بیش از این نمی​تواند کاری بکند.

 

در مورد عملکرد دولت در این 100 روز هم بگویم که قطعا دولت اولویت​ بندی​هایی در کارهایش دارد. مثل اولویت دادن به اقتصاد و دیپلماسی که با یکدیگر مرتبط هستند. به نظرم باید دولت مقداری جایگاهش را در این دو حوزه محکم کند و بعد وارد مقوله سیاست داخلی و حقوق شهروندی شود.

 

میتوان گفت بر اساس سخنان شما احقاق حقوق شهروندی نیازمند اجماع قوا است، همین طور است؟

 

ولی ممکن است به چنین اجماعی نرسند.

 

پس چطور میتوانند حقوق شهروندی را اجرا کنند؟

 

فشار افکار عمومی کار خودش را می​کند. حتی اگر سایر قوا و نهادها راضی به احقاق حقوق شهروندی نباشندگاهی فشار افکار عمومی دستگاه​ها را وادار به انجام کاری می​کند که تمایلی به آن ندارند.

 

* به نظرم روش آقای روحانی با آقای خاتمی متفاوت است. در دوره آقای خاتمی تندروی​هایی شد و برخی تندروها  ایشان را احاطه کرده بودند که خود آقای خاتمی هم از آنها گلایه داشت. اما آقای روحانی بیشتر بر گفت و گو و جلب نظر و جذب طرف مقابل اصرار دارد.

 

*(آقای خاتمی هم می​گفتند که باید با گفت و گو معاند را به مخالف و مخالف را به منتقد تبدیل کرد؟) بله ایشان می گفت اما روش بسیاری از هوادارانشان این نبود. کما اینکه در مطبوعات تندروی​هایی شد و عواطف مذهبی مردم تحریک شد. اما آقای روحانی روش متفاوتی دارد و به قشر متدین توجه کافی دارد و در این مدت هم از دولت، گذشته از چند مورد جزئی، رفتاری ندیدیم که عواطف این قشر را جریحه دار کند. می​بینید که ایشان به دیدار جانبازان می​رود و همچنین می​گوید که قانون عفاف و حجاب را اجرا می​کند. این نشان می دهد که او روش متفاوتی دارد و سعی می​کند که نهادهای خودسر در درون حکومت را با گفت و گو و استدلال  قانع کند. فکر می​کنم آقای روحانی با رابطه خوبی که با رهبری دارد بتواند تا حد قابل قبولی در این زمینه موفق شود. ولی اگر دائم از شعارهایش عقب نشینی کند، قطعا به سرنوشت آقای خاتمی مبتلا می​شود.

شما هم نگرانی­ هایی در حوزه فرهنگ دارید، آیا می­توان گفت که شما هم منتقد رویکرد فرهنگی دولت هستید؟

 

من در مباحثی همچون آزادی بیان و آزادی مطبوعات در اظهارنظر و نقد، رویکرد وزارت ارشاد را قبول دارم. به طور کلی در خیلی جاها با دولت در عرصه فرهنگ، هم نظرم. ولی مثلا در مورد حد و مرز نظارت دولت بر مسئله پوشش اسلامی شاید اختلاف نظر دارم. اخیرا وزیر کشور اعلام کرد که «گشت ارشاد به فضای بیمارستان ها، فضاهای فرهنگی، دانشگاه ها، فرودگاه ها و فروشگاههای بزرگ نباید ورود پیدا کند.» این یعنی محدود کردن حوزه آن بخش از امر به معروف و نهی از منکر که وظیفه دولت اسلامی است و البته خلاف قانون است،  مگر این که برای این اماکن متولی و ضابط خاص تعیین کرده باشند. یا در مورد فیس بوک البته فعلا نظری ندارم و در حال تحقیق هستم ولی معلوم نیست که رفع فیلتر به نفع کشور باشد. چون فیس بوک تیغ دو دم است و ممکن است جنبه​های منفی آن بیش از جنبه​های مثبتش باشد، لااقل تا زمانی که فرهنگ استفاده از فیس بوک در میان ما پیدا شود و قانون هم تکلیف اعمال مجرمانه در این حوزه را مشخص کند.

 

ولی راه دورزدن فیلتر بسیار زیاد است. با توجه به این که مردم با استفاده از فیلترشکن می توانند وارد فیس بوک بشوند، آیا فیلتر بودن آن باعث کاهش آسیبها میشود؟

 

من در این زمینه در حال تحقیق هستم و با اهل فن صحبت​هایی دارم. ولی هنوز به نظر قطعی نرسیده ام. البته اگر استفاده از ابزاری، جنبه مجرمانه​اش بیشتر باشد، حکومت می تواند دسترسی به آن را مشکل کند، گرچه نتواند استفاده از آن را غیرممکن سازد.

 

اما آقای دکتر، هم برخی وزرای دولت در این شبکه اجتماعی عضوند و هم فرزند خود شما!

 

بله می​دانم! عرض کردم، به این نقطه نرسیده­ام که فیس بوک باید فیلتر باشد یا نباشد. کسانی که استفاده می کنند لابد آثار مثبت و محاسن آن را بیش از آثار مخرب و معایب آن می­دانند. استفاده از فیس بوک تا قبل از حوادث سال 88 آزاد بود و مشکلی نداشت. ممنوعیت آن هم از ناحیه قانون مجلس نیست، از سوی شورای عالی امنیت ملی است. شاید بیشترین نگرانی از این شبکه​های اجتماعی از بعد سیاسی باشد و دغدغه​های اخلاقی و اجتماعی در درجه دوم باشد. اگر مخالفت با این شبکه​ها صرفا ناشی از نگرانی سیاسی باشد، من ان را قبول ندارم که چون منتقدین نباید با هم مرتبط شوند، چنین شبکه​هایی را فیلتر کنند. ولی اگر مخالفت با این شبکه­ها  به دلیل مسائل اخلاقی باشد که کسی وارد زندگی خصوصی دیگران نشود، کار درستی است، گرچه کسی که صفحه­ای در فیس بوک دارد می­تواند فقط به افراد خاصی امکان ورود به صفحه خود را بدهد. به هرحال کسانی می­توانند از این طریق کاسبی­های غیراخلاقی ایجاد کنند. اینجاست که حکومت باید دخالت کند. برای رفع فیلتر فیس بوک تکلیف این امور باید مشخص شود.  البته همان طور که گفتم اطلاعات من در این زمینه کامل نیست و در حال تحقیق هستم.

 

نظام اسلامی نسبت به مسائل فرهنگی و اخلاقی باید حساس باشد و برخلاف دولت​های لائیک و سکولار وظیفه دارد که به این حوزه​ها ورود کند. اما باید ببینیم که فیلتر کردن شبکه​های اجتماعی ما را به این مقصود می­رساند یا نه؟ آیا آزاد گذاشتن مردم در این شبکه​ها آنها را به این مسئولیت می​رساند که با اراده خودشان وارد حیطه​های غیر اخلاقی نشوند یا نه؟  به دلیل اهمیت این مسئله به کمیسیون فرهنگی مجلس پیشنهاد دادم که این مسئله را بررسی کند و به نتیجه برساند.

 

به نظر شما اینکه با گذشت بیش از سه دهه از عمر نظام اسلامی نگران از ورود به این شبکهها اعم از فیس بوک و توئیتر هستیم و نگرانیهایی نسبت به حجاب و ماهواره و … وجود دارد، ناشی از چیست؟ اشکال کار کجاست؟

 

این نگرانی­ها همیشه وجود دارد و باید وجود داشته باشد و به معنی ضعف نظام اسلامی نیست. عرض کردم، اگر نگرانی­ها صرفا سیاسی باشد موجه نیست اما اگر نگرانی از آسیب های اجتماعی باشد بجاست. شما هر مقدار هم کار فرهنگی بکنید، باز در جامعه اقشاری خواهند بود که دچار آسیب​های اجتماعی و فرهنگی هستند و ممکن است به خاطر گرایش به فرهنگ غربی یا از روی هوا و هوس با کارهایشان انحطاط اجتماعی و اخلاقی ایجاد کنند. زمان پیامبر هم  این گونه افراد بودند، منتها امروز به خاطر توسعه ارتباطات این آسیب جدی­تر است.

 

اساسا مسائل اخلاقی و جاذبه​های جنسی به گونه ای است که نمی توان صرفا با آموزش و تربیت و افزایش تقوا کاری کرد که دیگر، افراد میلی به آن نداشته باشند. دین اسلام هم به این جاذبه شدید توجه داشته و حجاب و عدم اختلاط زن و مرد را به همین جهت مقرر کرده است. این بدان معنی است که خدا هم که خالق انسانهاست در این موضوع به بشر اعتماد ندارد و می​داند که اگر بشر در این وادی بیفتد، دیگر نمی​تواند جلوی خودش را بگیرد و از حدود تعیین شده می­گذرد، لذا با احکام خود می­خواهد زمینه این اتفاق را از بین ببرد. دولت اسلامی هم باید زمینه­ها را از بین ببرد.

 

به همین دلیل است که می­گویم هرچقدر هم مدرسه و دانشگاه و صداوسیما و دیگر مربیان جامعه مثل روحانیت، خوب کار کنند باز هم افرادی هستند که به خاطر هوا و هوس دست به کارهای خلاف اخلاق می­زنند و اینجا نیاز به قانون و اقدام عملی دولت اسلامی است. البته اکثریت جامعه اینچنین نیستند و حدود را رعایت می کنند.

در کامنتهای اخبار ما میآید که کاربران برای انتخابات مجلس بعد انگیزه بسیاری دارند و از این نظر می­توان حدس زد که میزان مشارکت مردم در انتخابات بعد بیشتر از انتخابات مجلس نهم باشد. در این صورت ترکیب مجلس دهم را چطور پیش بینی می کنید؟

 

این موضوع مقدار زیادی به عملکرد دولت بستگی دارد که در این فاصله تقریبا دو ساله تا انتخابات مجلس بعد، چگونه رفتار کند. ممکن است مردم احساس کنند که باید به دولت کمک کنند و با حضور در عرصه، به کاندیداهای نزدیک به گفتمان دولت رای بدهند. البته این موضوع  به رفتار شورای نگهبان هم بستگی دارد. اگر شورای نگهبان افراد خوش فکر و مستقل و آزاده را رد صلاحیت کند، مشارکت پایین می آید و اتفاق جدیدی نمی افتد.

 

البته فشار افکار عمومی بر نوع رفتار شورای نگهبان موثر است. فضای دوم خرداد بود که سبب شد شورای نگهبان بسیاری از افراد را برای مجلس ششم تایید صلاحیت کند. شاید آن وقت هم مجبور شوند که افراد معتدل را تایید صلاحیت کنند. البته قطعا شورای نگهبان اجازه نمی دهد که اکثریت مجلس بعد در اختیار غیر اصولگرایان باشد، مگر این که فشار افکار عمومی و انعکاس جهانی آن شدید باشد. به هرحال هر نوع پیش بینی و اظهارنظر در این موضوع باید نزدیک انتخابات مجلس صورت بگیرد و اکنون برای اظهارنظر زود است.

 

در حال حاضر چند نماینده حامی دولت یازدهم در مجلس داریم که دولت اطمینان داشته باشد به لوایحش در مجلس رای خواهند داد؟

 

به نظرم هنوز بسیاری از نمایندگان جایگاهشان را در مقابل دولت جدید نیافته​اند. از این رو تقسیم نمایندگان به دو دسته منتقد یا حامی دولت، فعلا امکان­پذیر نیست. البته اکثر نمایندگان تابع دلیل هستند و حمایت یا انتقاد آنها از دولت از روی تعصب نیست، گروه کوچکی هستند که با دولت عناد دارند.

 

شاید چون هنوز ترکیب مدیران استانی تکمیل نشده و نمایندگان منتظرند که ببینند فرمانداران و دیگر مدیران استان از چه جناحی انتخاب میشوند!

 

اگر حمایت یا انتقاد نمایندگان از دولت به خاطر این چیزها باشد که ارزشی ندارد. منکر نمی​شوم که این مسائل دخیل است اما نباید آن را عنصر اساسی در نظر گرفت. البته وزیر کشور هم اشتباه کرد که گفت استاندارها را با نظر نمایندگان مجلس انتخاب می​کنم. چون با این حرفش هم به دولت آسیب زد و هم توقع نمایندگان را بالا برد. در نهایت، عدم توجه به نظرات گوناگون نمایندگان درباره استاندار اصلح موجبات گلایه​مندی آنها را فراهم کرد. اما در مجموع معتقدم که هرچه به پیش می​رویم تعداد نمایندگان متمایل به گفتمان دولت بیشتر می​شود.

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار