سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 2102
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۰
تعداد نظرات: ۲۳ نظر
خانه » یادداشت » چالش نفت بین ایران و غرب به کجا ختم میشود؟
Print This Post
بسیاری از ما فراموش نکرده ایم زمانیکه یکی از رهبران اپوزیسیون خارج از کشور (در یکی از کشور های غربی ترور) گردید٬ سفراء اروپایی در ایران به رهبری دولت و ...

بسیاری از ما فراموش نکرده ایم زمانیکه یکی از رهبران اپوزیسیون خارج از کشور (در یکی از کشور های غربی ترور) گردید٬ سفراء اروپایی در ایران به رهبری دولت و سفیر آلمان٬ به نشانه اعتراض، ایران را ترک کردند و بلافاصله رهبر انقلاب در یکی از سخنرانیهای خود اعلام کردند چون دولت آلمان آغاز کننده این حرکت بوده است، حق ندارد پیش از دیگر دولت های اروپایی به ایران برگردد. لذا سایر دول اروپایی که قاطعیت ایران را در برخورد با موضوع دیدند، بدون فوت وقت یکی پس از دیگری و بدون سر و صدا به سوی ایران و سفارت خانه های خود در تهران روی آوردند و سفیر آلمان نیز که سفیر فرانسه او را همراهی می کرد آخرین سفرائی بودند که وارد خاک ایران شدند. نقل این مطلب به آن خاطر آمد که تجربه ثابت کرده است زمانیکه ایران در مقابل دیگران کوتاه آمده دول غربی همواره چند قدم جلو تر آمده و گستاخانه بر طبل توخالی تبلیغات خود کوبیده و با عملیات روانی همواره به خیال خود نوید بخش نوعی نابسامانی اجتماعی در جامعه ما بوده اند.
اما غافل از آن بوده که این جهت گیری ها نه تنها فرصت های فراوانی را برای ما فراهم نموده بلکه امروزه کار را به آنجا رسانده که حربه تهدید را به کلی کند نموده و دیگر با این گونه رفتار های سخیف نمی توان ریشه های محکم یک انقلاب مردمی را خدشه دار نمود.
شاید برای مخاطبان ارجمند این رسانه طرح سوال شود که مگر این همه کشمکش و تضاد بین غرب و ایران از کجا نشأت میگیرد که بعد از گذشت چند دهه هنوز از دامنه و حجم آن کاسته نشده است؟ چند نکته در پاسخ به این مهم وجود دارد که ذکر آنها خالی از فایده نخواهد بود.
اولاً انقلاب ایران در آغاز تولد و حتی پیش از آن توسط رهبران و بزرگان خود آرمانهایی همانند دفاع از مظلوم و استعمار ستیزی و مبارزه با خوی سلطه گری را برای خود تعریف کرده بود و مصداق عینی هرکدام را نیز پیش روی خود داشت. مردم فلسطین نمونه بارز مظلومیت در دنیا بودند که حضرت امام در آغاز مبارزات و بعدها در جریان پیروزی انقلاب همواره بر دفاع از آنها ابرام و اصرار می نمود.
ثانیاً امریکا و تفکر بر قراری نظم نوین جهانی و تلاش برای حضور در اقصی نقاط دنیا و استعمار دیگران مصداق روشنی برای بر انگیختن رهبران دینی ایران بر علیه نظام سلطه بود که تا بحال نیز این تلاش ها تداوم داشته و دارد و دشمن که هراز چند گاهی موقعیت جهانی خود را دچار تزلزل می بیند در صدد بکار بستن حیله و ترفند جدیدی بر می آید تا شاید به آنچه از دست داده است بار دیگر بتواند برسد.
این دو نکته بسیار مهم در استمرار خصومت بین ایران و دول غربی به رهبری امریکاست زیرا مردم ایران بر اساس آموزه های دینی نمی توانند از مظلومی که همکیش با دیگر مسلمانان جهان است، دفاع نکنند و در مقابل دول غربی نیز از حمایت رژیم غاصب و خود ساخته اسرائیل دست بر نمی دارند. لذا، مردم ایران و دیگر مسلمانان در یک سوی این پیوستار و دول غربی و امریکا در سوی دیگر آن قرار می گیرند که اجماع بین این دو امری محال خواهد بود مگر با کوتاه آمدن یک طرف از خواسته خود که آن نیز شکست محرزی در بین مردم جهان تلقی خواهد شد.
از طرف دیگر خوی سلطه گری غرب و یکه تازی امریکا پس از فروپاشی شوروی سابق این تصور را تقویت مینمود که دولت دیگری را توان تقابل با غرب نیست. امکانات مادی شوروی، نتوانسته بود راه نجاتی از فروپاشی را پیش روی آنها قرار دهد و ایدئولوژی مارکسیسم که امام خمینی پیش از فروپاشی توسط هیئتی شنیدن صدای شکسته شدن استخوانهای آنرا به رهبران شوروی گوشزد کرده بود، هم کاری از پیش نبرد.
انقلاب ایران امکانت مادی به اندازه شوروی در اختیار نداشت اما مردم در راستای تکوین آن، اعتقاد عمیق نسبت به خداوند پیدا کرده بودند و این خود نوید بخش ایدئولوژی جدیدی بود که رهبری آن را بزرگان دینی بر عهده داشتتند. و همین بس که اینها غیر از ذات والای احدیت هیچکس دیگر را در برابر او صاحب قدرت تلقی نمی کردند. و بر همین اساس بود که همواره در مقابل زور گویان جهان قد علم نموده اند.
استقلالی که مردم بدست آورده بودند کالای ارزانی نبود که براحتی از دست بدهند. بنابراین، حفظ استقلال امری نیست که به این راحتی اتفاق بیافتد زیرا محدود به یک کشور نخواهد شد و کالای ارزشمندی است که همه برای رسیدن به آن تلاش خواهند کرد و اگر چنین شود استعمارگران نیز بایستی در خانه خود بنشینند و خوی استعماری خود را از دست بدهند و همین برای آنها زیانهای گرانسنگ به دنبال دارد. ناچار بایستی بهر نحو ممکن از گسترش آن جلوگیری نمود تا موجب بیداری دیگران نشود و سالها بر این خوی ناجوانمردانه اصرار ورزید و از هر آنچه می توانستند انجام دهند٬ دریغ نکردند و ایران نیز برای حفظ این گهر ارزشمند بعد از دوران جنگ به فکر احداث نیروگاه اتمی بوشهر افتاد هر چند که قرار دادهایی پیش از آن به امضاء رسیده بود اماغرب نه تنها به تعهدات خود عمل نکرد بلکه از هرآنچه هم در توان داشت، تحت عناوین مختلف، برای متوقف ساختن روند کار نیرو گاه بوشهر بهره گرفت که ذکر آنها در این مقال نمی گنجد و خود حکایت مثنوی هفتاد من است.
اما غرب چرا در قبال ساخت نیرو گاه اتمی بوشهر این همه مخالفت می کند؟ پیش از پاسخ به این سوال خالی از فایده نخواهد بود که یاد آور شویم هم اکنون دهها نیروگاه هسته ای در دنیا وجود دارد و هزاران بمب اتم. اما چرا موضوع ایران حساسیت را صد چندان نموده و غرب، جهان را در آستانه بهم خوردن معادله بسود دیگران می بیند.
جهان بایستی بداند آنچه موجب نگرانی امریکا شده بمب اتم نیست بلکه چند هدف دیگر از ان مورد نظر است در وهله اول ترس از صدور تکنولوژی آن توسط ایران که هم قدرتهای جدیدی را در کنار ایران و در مقابل غرب قرار می دهد و هم خلق سرمایه های جدید در قبال فروش تکنولوژی است که وابستگی به نفت را کاهش و موجب رونق به دیگر بخش های اقتصادی نیز میشود که اگر این بعد هم لحاظ نشود از قبل ساخت قطعات آن در داخل کشور هم رونق اقتصادی خوبی حاصل می شود.
اما جان کلام اینجاست که اروپا برای خوشایند اسرائیل و نشان دادن اینکه هنوز از امنیت اسرائیل غافل نشده و یا نیستند٬ طرحی را برای تحریم خرید نفت ایران ارائه داده اند که شاید از این طریق به ایران بفهمانند تن ندادن به خواسته اروپا میتواند برای دولت ایران هزینه بردار باشد.
اینگونه تحریم ها انسان را به یاد تحریم های شعب ابیطالب می اندازد که در کتب تاریخی مکتوب بود و محمد(ص) پیامبر خداوند به فرستاده قریش فرمود اگر ماه را در دست چپ و خورشید را دردست دیگرم قرار دهند از هدف خود دست بر نمی دارم، فراموش نکنیم ما امت همان پیامبریم یکی از نقاط بسیار قوت نظام اسلامی همین خوی استکبار ستیزی آن است.
با تحریم نفت ایران چند احتمال وجود دارد. اولاً٬ در اروپا کمبود نفت ایجاد شود و موجب افزایش قیمت جهانی آن گردد. در شرایط بحرانی غرب، این گونه تحریم ها سم مهلک برای دول غربی محسوب میشود.
ثانیاً٬ احتمال پیش دستی ایران در توقف صادرات نفت به غرب و جود دارد که این نیز افزایش ناگهانی قیمت این محصول را به دنبال دارد.
ثالثاً٬ اگر ایران نتواند نفت خود را براحتی بفروش برساند٬ احتمال ایجاد مزاحمت برای تردد کشتیهای نفتکش که از تنگه هرمز عبور می کنند٬ وجود دارد که این گونه تهدیدها عدم تعادل جهانی قیمت ها را (حتی با تخطی عربستان در جبران کسری نفت اروپا) بدنبال خواهد داشت.
اگر در شرایط تحریم عربستان کمبود نفت ایران را جبران نماید که بر خلاف سهمیه تعیین شده او در اوپک می باشد٬ در این جا نه تنها افزایش قیمتی رخ نمی دهد بلکه با افزایش عرضه و پائین آمدن سطح قیمت های جهانی این کالای با ارزش مواجه خواهیم شد. که در هر صورت ایران بایستی هم برنامه خود را در قبال اروپا درست طراحی کند و هم در قبال عربستان (در صورت تخطی از قوانین اوپک و جریحه دار کردن احساسات مردم منطقه).
مضاف بر موارد مذکور روسیه و چین نیز تمایل زیادی به یکه تازی امریکا و غرب در عرصه جهانی ندارند و از اینکه قواعد بازی همواره به سود آنها رقم بخورد رضایت چندانی ندارند و این نیز فرصت های خنثی سازی توطئه های غرب در قبال ایران را بیشتر می کند ضمن اینکه دولت ایران نیز بایستی حرکت این دو دولت محتاط در روابط بین الملل را براحتی و با دقت رصد نماید تا در مواقع لازم از دور شدن و فاصله گرفتن های احتمالی صدمه و خدشه ای بر سیاست های نظام وارد نشود.
مضاف بر موارد مذکور دولت ایران نباید از انتخاب محورهای تبلیغاتی توسط غرب و جهت دادن به افکار عمومی جهان غافل شود. زیرا غرب بمنظور سرپوش گذاشتن بر خوی استکباری خود و جنگ های منطقه ای مانند جنگ با مردم عراق و افغانستان و تجارت جهانی کالاهای نظامی خود که از قبل اینگونه جنگ ها برای دول آنها حاصل می گردد٬ نیاز به محور های تبلیغاتی جدید مثل برنامه هسته ای شدن ایران و بالا بردن ضریب القاء آن با بهره گیری از رسانه های هماهنگ با خود در سطح دنیا دارد.
اینگونه سیاست ها و تاکتیک ها مردم جهان را از واقعیات موجود دور ساخته و دستیابی غرب به اهداف خود را آسانتر می نماید.
بنابراین آنچه را که خود به عنوان تهدید جهانی ایجاد کرده بودند با عنوان یک ضرورت نمایش میدهند و چیزی را که حق مردم دیگر کشور هاست همانند داشتن نیروگاه اتمی به عنوان تهدید جهانی قلمداد می سازند تا به اهداف چند وجهی خود دست یابند و این در صورتی است که آنها جنایت بزرگ بمب باران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را در پروند خود دارند و هم اکنون نیز هزاران کلاهک هسته ای را در انبارهای خود نگه داری می نمایند. که آدم را یاد ضرب المثل معروف«دستنبو در دست خان خوش است» می اندازد.
لذا با اینگونه تاکتیک های تبلیغاتی فضای ذهن جهانیان را با مسائل دیگری مشغول می سازند تا از برانگیخته شدن مردم جهان بر علیه خود جلوگیری کرده باشند. هرچند که جنبش های بوجود آمده در غرب از جمله جنبش والستریت این گونه گمانه زنیها را نیز خنثی نموده است.

  1. نویسنده دیدگاه: امین
    بهمن ۱۲, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۴۸

    آقای حسن زاده دارنده مدرک لیسانس علوم اجتماعی ، مطالبی که از ذهن مبارک شما تراوش شده قریب به سی سال است از دهن هر بچه بسیجی ، روحانی منبر رو و شبکه های رادیو و تلویزیون می شنویم اینها موضع گیری تبلیغاتی است نه تحلیل علمی ، جهت ارائه کار علمی باید مطالعه کرد و بروز شد سوادهای قدیمی کارای ندارد .
    خسته نباشید

    • نویسنده دیدگاه: حسن زاده
      بهمن ۱۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۰:۳۹

      با سلام و احترام
      امين آقا از اينكه لطف كرده و نظر داده ايد متشكرم اما در مورد نظر حضرتعالي ذكر چند نكته خالي از فايده نخواهد بود اميدوارم دوستانه جواب فرمائيد.
      1.بنظر شما داشتن مدرك ليسانس ايرادي دارد؟
      2. آيا چيزي را كه بسيجي يا روحاني بگويد ديگران حق گفتن آن را ندارند؟
      3. مشخص بفرمائيد موضع گيري تبليغاتي ما در قالب كدام يك از انواع آن قرار دارد؟ پروپاگاندا/ ادورتايزمنت/ رگلاند يا غير آن در هر صورت نوع آن را معين فرمائيد.
      4. آيا دفاع از حق يا حاكميت ملي كه ما مردم به انحاء مختلف از آن منتفع ميشويم نامشرع تلقي ميشود؟
      خداوكيلي هر كاري كه در آن تحليل علمي انجام داده ايد از طريق همين رسانه ارائه دهيد تا ذهن مخاطبان با تحليل علمي جنابعالي پر شود نه موضع گيري تبليغاتي ما در غير اينصورت نظر خود را چگونه توجيه مي فرمائيد؟
      جهت كار علمي ما نيز قبول داريم بايد مطالعه كرد اما بروز شدن را كه از مفاهيم رايانه اي است بكار بردنش را توسط شما چندان منصفانه نمي بينم. زيرا به موضوع مورد بحث(چالش نفت) توجه نكرده ايد كه موضوع روز است ثانيا شما كه از بروز شدن صحبت فرموده ايد آيا به مباني علوم در معناي پرينسيپال نه پسچوئل آن توجه نكرده ايد آيا نمي دانيد هم اكنون تبليغات نيز با بهره گيري از علوم مختلف منجمله روانشناسي و جامعه شناسي جهت گيري ميشود و تا كسي با آنها آشنا نباشد نمي تواند به اين هم بپردازد اين را در صورت درست بودن ادعاي شما عرض مي كنم كه چشمان خود را بازتر نمائيد و زيبائيها رابيشتر ببينيد تا زشتيهاي ديگران را مضاف بر اين ها فرموده ايد سواد هاي قديمي. كاري به انواع آن ندارم اگر به قول شما بد باشد كه نيست آنهائي كه از سعدي حافظ فردوسي افلاطون ارسطو ياد مي گيرند جديد است يا قديم شما كه از علوم جديد سخن ميرانيد چند مقاله علمي در آي اس اي به چاپ رسانده ايد كه با قلم خود قصد راندن ما تازه قلم به دستان را به جاده خاكي كرده ايد در پايان نيز گفته ايد خسته نباشيد اگر ما كار علمي نكرده ايم براي كار نكرده نيز خستگي وجود ندارد هر چند كه آرزو مي كنم سلامتي خود را بدست آوريد.

      • نویسنده دیدگاه: امین
        بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۳۸

        در جواب شما بر خود واجب دانستم با کمال احترام نظر خود را مجددا بیان کنم .
        1 – داشتن هر نوع مدرکی نه نشانه خرد و بزرگی برای کسی است و نه خدای نکرده نشانه ی از تحقیر و کوچک شمردن است (اگر شما اینطور برداشت کرده اید بنده عذرخواهی می کنم ) انسان های بزرگی بدون مدرک کارهای تحسین برانگیزی انجام داده اند ( ادیسون و شاملو و …..).
        2- بنده نگفته ام که هر چیزی را که روحانی یا بسیجی بگوید اشتباه است بلکه نظرم این است مطلب شما ده ها سال است توسط ذینفعان و وابستگانشان از تریبون های مختلف تکرار می شود الحمدالله از این بابت کمبودی در جامعه اسلامیان احساس نمی شود .
        3- آقای حسن زاده عزیز بهتر اینست که از زبان شیوا و فصیح فارسی استفاده کنیم هنگامی که مخاطب ما فارسی زبان است البته یادگیری زبان های بین المللی خالی از فایده نیست ( چو دانی و پرسی سوالت خطاست ) .
        4. مجددا لازم است ذکر کنم بنده با دفاع از حاکمیت ملی مخالف نیستم و تا حالا مقاله ای از شما با موضوع ؛ دفاع از سهم حداقل بیست درصدی ایران ار دریای خزر ، قراردادهای بسیار مضر اقتصادی با کشور چین و ورود اجناس بی کیفیت چینی به بازار داخلی که عامل ورشکستکی صنایع داخلی و بیکاری هزاران کارگر و کارفرمای ایرانی شده اند و عدم پرداخت غرامت دولت عراق به ایران (در حالی که به کویت پرداخت می شود ) را ندیده ام . و همچنین مقاله ی با موضوع دفاع از حقوق مسلمانان در چین ، کشمیر تحت اشغال هندوستان و چچن اشغال شده توسط روسیه ندیده ام( به امید نوشتن این مقالات توسط حضرتعالی ) .
        5. اما در مورد تحلیلی علمی ، امروزه در علوم انسانی مخصوصا علوم اجتماعی تحلیلی علمی محسوب می شود که ابطال پذیر و بر پایه یک نظریه صورت گیرد که بتوان با داده های موثق تجربی به محک آزمایش یا مشاهده درآید و در صورت عدم ابطال می توان به آن استناد نمود
        دو نظر از شما بدون استناد به واقعیات و داده های تجربی ( با تبدیل آنها به گزاره علمی )
        1-5 با فروش تکنولوژی هسته ای می توان توسعه یافته شد . آیا این تنها راه توسعه یافتگی است ؟ کدام یک از کشورهای مالزی ، اندونزی ، سنگاپور ، ترکیه ، تایوان ، تایلند و کره جنوبی به صرف فروش تکنولوژی هسته ای توسعه یافته شده اند ؟
        2-5 هر کشوری که از فلسطین حمایت کند مورد تحریم غرب و مخصوصا آمریکا قرار می گیرد . چرا دولت اسلامگرای ترکیه با اینکه از فلسطین حمایت می نماید مورد تحریم غرب واقع نشده است ؟
        6- از بنده تحلیل علمی چاپ شده خواسته اید (در جوامع ایدئولوژیکی تنها می توان موافق ایدئولوژی حاکم نوشت ) حتما تا حالا به رابطه سلطان محمود و ندیم فکر کرده اید .
        7- خسته نباشید لفظی مودبانه و محترمانه است در هر صورت بکاربردنش به نظر بنده خالی از لطف نیست .

        • نویسنده دیدگاه: حسن زاده
          بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۵:۰۶

          1.دوست گرامي در مورد بند اول از اينكه به واقعيت نزديك شده ايد قابل تمجيد است.
          2.در مورد بند دوم اگر تحليل را قبول داشته باشيد كه داريد بايستي نقطه مقابل آن يعني تركيب را نيز بپذيريد. لذا چون نكته اي در جائي گفته شده پس نبايد در جاي ديگر و توسط كس ديگر بيان شود و يا اجزاء متفرق توسط كسي نبايد با هم جمع شوند در اين صورت انباشت علمي صورت نخواهد گرفت و انتقال علمي نيز اتفاق نمي افتد و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
          3.در مورد بكار گيري زبان فارسي بله لازم است اما هميشه كافي نيست نمونه پزشكان ايراني در بكار گيري زبان انگليسي و ما مسلمانان در خواندن قرآن و اگر قرار براين ميشد كه غير از فارسي چيزي نگوئيم قبول بفرمائيد كه مي بايست از قرآن هم دست مي كشيديم كه در آن صورت مسلماني ما نيز معنائي نداشت.
          4.در مورد بند چهار بايد بگم قسمت اول اين بند با بند شش كه شما بيان فرموديد، در تناقض است. اگر در مورد شما با حاكميت مشكلي وجود ندارد كه انشاء ا… چنين است، چرا در آن بند تلويحا بيان كرده ايد كه حاضر نيستيد موافق با ايدئولوژي حاكم بنويسيد؟ آيا ايدئولوژي حاكم را خارج از اسلام تلقي مي نمائيد؟ يا موافق با ايدولوژي هائي هستيد كه در تعارض با ايدئولوژي حاكم بر جامعه ما هستند؟ جمع بين اين دو اگر شفاف سازي شود موجب امتنان است.
          5.دوست ارجمند فرموده ايد كه چرا در زمينه هاي مورد اشاره مقاله اي ننوشته ام و در پايان ابراز اميدواري كرده ايد كه روزي اين مقالات توسط بنده نگاشته شود اگر معتقد به علمي نبودن مقالات حقير بوده ايد چگونه ابراز اميدواري براي نوشتن آن مي كنيد؟ بالاخره روشن بفرمائيد تمايل به تحليل علمي داريد يا نداريد؟ چون ساختار گفتماني جنابعالي حاوي نوعي پارادكس مي باشد كه با تحليل محتواي آن هنوز براي خود شما لاينحل باقي مانده است.
          در هر صورت از ابراز احساسات حضرتعالي متشكرم كه به لحاظ احساسي ما را ترغيب به تحرير مقالات ياد شده كرده ايد اگر عمري باقي باشد و خداوند ذره اي از درياي بيكران حكمت خويش را به اين حقير ارزاني نمايد شايد با قلم خويش قدمي برداريم. ولي اگر جنا بعالي از آنها نوعي تحليل علمي به عمل مي آورديد بسيار زيباتر و براي ما آموزنده تر بود و اين شائبه شكل نمي گرفت كه قلم ما سياق تبليغاتي را تعقيب مي كند و بزرگاني چون شما بر آن خرده بگيرند.
          6.در مورد بند 5 فرموده ايد تحليلي، علمي محسوب ميشود؛ كه ابطال پذير باشد. جان برادر جان كلام ما نيز اينجاست، شما نوشته ما را به عنوان تحليل علمي ابطال نموديد. اگر ابطال پذيري معيار علمي بودن است، چون شما گفته ما را با ادعاي خود ابطال نموده ايد پس خود بخود تاييد مي فرمائيد كه نوشته ما علمي است و و ديگر تبليغاتي نيست. ما نيز تاكيدي بر اثبات پذيري آن نداشتيم كه اين نيز از ويژگي هاي فرضيات علمي نمي باشد نه تحليلي كه شما ادعا نموده ايد. فرموده ايد از نظريات علمي بايستي استفاده شود ضمن تاييد نظر شما لازم به ذكر است كه گفته شود چون در همه زمانها نظريات علمي وجود نداشته اند لذا نمي توان گفت بحثي كه خارج از چارچوب نظريه باشد علمي نيست زيرا در غير اين صورت پاي مدل هاي تئوريكي و قياسهاي منطقي به ميان مي آيد كه مي تواند خلاء تئوريكي را پر نمايد و همين قياسها و تبيين هاي فكري است كه منشاء بسياري از نظريه ها تلقي مي گردند و نيز منجر به نظريه پردازي مي شوند اما نكته ديگر آنست كه گفته شود مقالات خود انواعي دارند نوع خاصي از آنها به ويژگي مورد نظر شما را مي طلبد. مضاف بر اينها در ابطال پذيري نميگويند تحليل ابطال پذير است بلكه فرضيات را ابطال پذير مي گويند كه اگر چنين باشند اعتبار علمي دارند در غير اين صورت اعتبار خود را از دست مي دهند لذا معادل آن را هم فلسي فيكيشن مي نامند كه در اين زمينه صاحبنظران نظرات شيوائي دارند. در ادامه فرموده ايد در صورت عدم ابطال پذيري (يعني اثبات آن كه جمله داخل پرانتز از من است) قابل استناد است. جان برادر خوانده شما را به اين طريق اصلاح مي كنم كه فرضيات علمي تا زماني كه ابطال پذيري آنها اثبات نشده قابل استناد مي باشند حالا مشخص مي شود شما چه برداشتي از تحليل علمي داريد؟ چون پايه اندوخته ها يتان ترك برداشته در غير اين صو.رت بر ديوار محكم ما تركه نمي زديد. در مورد داده ها نيز جاي بحث فراوان است كه نمي خواهم بحث دوستانه ما خستگي مخاطبان را به دنبال داشته باشد.
          7.اما در مورد گزاره ها كاري به شيوه گزاره سازي شما ندارم كه بحث مفصلي خواهد بود ولي من نوشته بودم به خلق سرمايه منجر مي شود و اين هم نياز به گفتن ندارد كه به تنهائي كل سرمايه كشور را تامين نمي كند لذا شما واژه توسعه را جايگزين خلق سرمايه كرده ايد كه نشان از امانت داري شما دارد كه اميدواريم نام قشنگت را دچار خدشه نكند. لذا خود بخود به ميان آوردن نام ساير كشور ها هم قدري خالي از فايده خواهد بود.
          8.در بند 2-5 فرموده ايد هر كسي از فلسطين حمايت كند مورد تحريم امريكا قرار مي گيرد ما مي گوئيم خدامحوري بايد حاكم باشد نه امريكا، مهم رضايت خداست، نه خشم امريكا و دشمني او با ما. اميدواريم به قول شهيد بهشتي بر اين خشم خود هم بميرد در ادامه فرموديد چرا با تركيه كاري ندارند عزيز من امريكا با كسي كه نظام سلطه او را خدشه دار نكند كاري ندارد، ايران افتخار ديگري است زماني بود ناصرالدين شاه مي خواست شمال كشور مسافرت كند روسها اخم مي كردند جنوب كشور مي رفت انگليسيها خشم مي كردند ولي در جريان برجهاي دوقلو بوش گفت هركه با مانيست بر ماست تنها كشوري كه اعلام كرد ما نه با شمائيم نه با تروريست كي بود مگر همين ايران خودمان نبود آنهم از لسان رهبر انقلاب كدام يك از اينها عزت به دنبال دارد؟
          به هرحال امين جان ما نيز مي دانيم شما مقطع بالاتر تشريف داريد و علوم اجتماعي هم خوانده ايد كتب و مقالات فراواني در زمينه تحليل و تحليل علمي وجود دارد كه ما نيز حدود دوازده سال پيش به برخي از آنها پرداخته ايم در نشريه شقايق استان اگر مزيد انباشت علمي منابع بروزتري را معرفي فرمائيد متشكر خواهيم شد از مخاطبان عزيز نيز پوزش مي طلبم كه بحث به درازا كشيد هدف از اينگونه نوشتارها از سوي بنده در جواب امين آقا نوعي درس پس دادن در حضور اساتيد بزرگواري چون شما هاست رسانه ها بايستي محل ايجاد آرامش رواني باشند نه القاء محرك براي برانگيختن ديگران همه ما مسلمانيم و ايراني و كسي بر ديگري برتر نيست مگر در تقوي كه اميدواريم خداوند اين لباس زيبا را بر تن همه ي ما بيارايد.

        • نویسنده دیدگاه: شاغلام
          بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۷:۱۶

          جناب امین اولاً از اینکه مطالب نقد گونه ی شما که کاملاً برگرفته از موضع اپوزیسیون خارج از کشور در شبکه های ماهواره ای ضد نظام جمهوری اسلامی است زیاد خرسند نیستیم ؛ متاسفانه این انتقادات شما وسیله ای برای گمراه کردن مردم از دیگر خدمات نظام جمهوری اسلامی و مشغول نمودن فکر و ذهن آنهابه این مسائل کم اهمیت است ؛ و این طرز تفکر درست در راستای شعار « نه غزه نه لبنان» در فتنه ی 88 و« جمهوری ایرانی » می باشد که همیشه همسو با مخالفان نظام خارج نشین و خصوصاً در جهت منویات صهیونیستها بوده است . دوماً اگر تعقل و انصاف داشته باشید موضوع هسته ای ایران با غرب از نظر سیاسی به آوردگاه این دو جبهه تبدیل شده است و اصلاً بحث بر سر توسعه یافتگی یا عدم توسعه نیست ؛ که به خاطر آرامش خاطر جنابعالی و دیگر همفکرانتان از آن دست بکشیم، بلکه این موضوع نسبت مستقیم با تثبیت حاکمیت ملی و عزت و استقلال آن دارد و ثابت شده است با هر قدمی که ما عقب نشستیم آنها دو قدم جلو آمدند و موضوعات دیگری مانند مسئله ی حمایت از تروریسم و حقوق بشر را پیش می کشند ؛ که صد البته شما هم چون باسیاست های آنها هماهنگ اید ، این گفته را بر نمی تابید . البته برای هرکدام از دیگر شبهات مطرح شده پاسخ لازم را دارم اما دراین گفتار نمی گنجد .

    • نویسنده دیدگاه: محسن
      بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۰:۰۷

      الحسود لا یسود

  2. نویسنده دیدگاه: محمد
    بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۰۳

    با تشكر از نويسنده مقاله اين نكته را به فرمايشات ايشان اضافه كنيم كه عادت غربيها اين است كه اگر به آنها پخ كني ده كيلومتر فرار و عقب نشيني مي كنند و ثابت شده اگر دولت ما از نظرات آنها اطاعت كند به او حمله خواهند كرد در دوره تنش زدائي بود كه از شعار مرگ بر آمريكا جلوگيري شد و آنها ايران را به عنوان محور شرارت معرفي كردند

  3. نویسنده دیدگاه: ahmad
    بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۱۰

    جناب حسن زاده، ضمن عرض ارادت، اگربه فرمایشات مقام معظم رهبری درست توجه کرده باشید، ایشان باافتخار به پیشرفت ها و دستاوردهای انقلاب، وضعیت ایران پیشرفته امروزی راباشعب ابی طالب قابل قیاس ندانستند.

  4. نویسنده دیدگاه: احد شهبازی
    بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۲:۱۴

    برادر حسن زاده، با تشکر از مقاله خوب و پاسخ مناسب شما ،واما شخصی که آب را زیر هفت طبقه زمین میبیند.ومدرک کار شناسی علوم اجتماعی در نظرش سواد قدیمی ومطالب فوق را تراوش دهان(دهن) میپندارد. شایسته است که مردم را از علوم جدید و بروز خویش آگاه کند.که آب در کوزه وما تشنه لبان می گردیم.

  5. نویسنده دیدگاه: کمال
    بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۱۳

    دهن نیست ذهنه جانم

  6. نویسنده دیدگاه: احد
    بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۸:۱۱

    منظور من (دهن) آ خر جمله بود جانم.

    • نویسنده دیدگاه: يار دبستاني
      بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۴۰

      آقا احد، خواننده كاري با منظور شما نداره مطالب آقاي حسن زاده را به دقت مي خواند و بقيه مطالب را نيز همچنين و ميبيند كه آقا امين گفته : ” تراوش ذهن ” و خواسته يه مطلبي را به زيبايي بيان كنه پس چرا حرف تو دهان آقا امين ما (كه مشخصه فرد با سواديه همچنان كه آقاي حسن زاده با سوادند)ميذاريد ، اما شما چون اصولگرا هستيد چاره اي جز تاييد نظرات آقاي حسن زاده را نداريد ولو اين كه حرف هاي آقا امين منطقي باشه ! و اما آقاي حسن زاده در جواب آقا امين از عبارات بيگانه اي همچون : “پرنسيپال” (به معني اصلي) استفاده كرده اند به زعم(گمان) ايشان به كار بردن اين گونه كلمات يه داشتن سواد جديد

      • نویسنده دیدگاه: ممدلي
        بهمن ۱۸, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۸:۲۶

        يار دبستاني كرد هاي هم وطن مثلي دارند كه دو سطر پاياني شما مصداق آن ست كه شقارته زدن شما با اين ظرافت خالي از انصاف است.

  7. نویسنده دیدگاه: امین
    بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۴۹

    بنده نه با دین مبین اسلام مخالفم و نه با نظام مقدس جمهوری اسلامی ( سوء تفاهم نشود) بلکه معتقدم هر کس باید در رشته تخصصی خود کار کند و در همان رشته گرهی از مشکلات جامعه باز نماید( اگر می خواهد و می تواند ) اظهار نظر در سایر رشته ها را به متخصصان با صلاحیت علمی لازم واگذار کند .

    • نویسنده دیدگاه: شاغلام
      بهمن ۱۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۰:۲۰

      باز هم دارید نعل وارونه می زنید ، اگه هدف شما باز شدن گره از مشکلات جامعه است و هدفتان انحراف افکار عمومی جامعه نیست مطرح کردن مسلمانان چچن و چین و کشمیر چه ربطی به مشکلات جامعه ی ما دارد ؟ شما بجز کاسه لیسی کشور های غرب و رسانه های آنها کار دیگری ندارید .

  8. نویسنده دیدگاه: عبدالله
    بهمن ۱۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۱۶

    به نام خدا
    برای رفع شبه…….. اثبات گرايان منطقي با پذيرش منطق استقرايي علم در مقام گردآوري اطلاعات بر مشاهده و استقرا تاكيد دارند و در مقام داوري، اثبات قطعي گزاره هاي علمي را با روش استقرايي امكان پذير مي دانند. در حالي كه نخستين مرحله روش علمي نمي تواند مشاهده باشد و گزاره هاي حسي خطاپذير هرگز نمي توانند اساس مطمئني براي علم به شمار آيند و اصل استقرا هم بر اساس مباني اين مكتب توجيه ناپذير است. به علاوه گزاره «صدق و معناي يك گزاره در گرو تحقيق پذيري آن است»، نه تحليلي است و نه درستي آن با تجربه اثبات شده است.
    از نظر ابطال گرايا ن پژوهش علمي و هر سيستم نظري تنها در صورتي علمي است كه بتواند در معرض نقد قرار گيرد و در برابر آن انتقادات پايداري كند؛ اما اين معيار نيز پذيرفتني نيست زيرا بر اساس آن، گزاره هاي وجودي بايد غيرعلمي و متافيزيكي شمرده شوند و نيز ابطال قطعي نظريه ها به جهت خطا پذيري گزاره هاي مشاهدتي و مسبوقيت آنها به نظريه، غيرقابل حصول است. علاوه بر اين تاريخ پيشرفت هاي علمي گواهي مي دهد كه دانشمندان هرگز با مشاهده موارد نقض از نظريه خود صرف نظر نمي كنند. لاكاتوش (lAKATOS)پيشنهاد مي دهد برنامه هاي پژوهشي به شرط انسجام و داشتن برنامه اي براي ادامه تحقيقات و پيش بيني هاي بديع، علمي تلقي شوند و بر اساس همين معيارها رو به پيش يا رو به زوال خوانده شوند.والسلام،خسته نباشید

  9. نویسنده دیدگاه: رضایی
    بهمن ۱۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۰:۱۳

    حسن زاده عزیز توجه کن تعبیر شما از شعب ابی طالب مربوط به جریان انحرافی در بانک مرکزی بود ولی مقام معظم رهبری فرمودند ما در شرایط بدر و خیبر هستیم نه شعب ابی طالب . لطفا دقت فرما .

  10. نویسنده دیدگاه: علی
    بهمن ۲۲, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۰:۴۷

    با سلام خدمت عزیزان که اظهار نظر کردنند.
    چرا کسی که باید منتقد خوبی برای رفع برخی ابهمات باشد برچسب اسرائیلی می زنید
    وکسی که توی این شهرستان حرفی می زند برچسب ضد ولایت می زند
    مگه از این حکومت اسلامی بعد از33 به ما چه رسیده آیا انازه یه چینی که کشوری کمونیست است به ما سود رسیده
    آیا بعد از 33 سال کی باید وضع شهر ما که بیش 70درصد معتاد ومواد فروش شده اند چیزی به این شهرستان رسیده که سنگ چین وروسیه وسوریه را به سینه بزنیم
    با تشکر

  11. نویسنده دیدگاه: ابوالقاسم قدمی
    بهمن ۲۲, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۳۵

    مطالب بسیار قشنگی در این مقاله و انتقادهای زیبای پشت سرش وجود داشت. اینکه کسی ایراد بگیرد و سوالی بپرسد دلیل بر اسرائیلی و یا ضد ولایت فقیه بودن ندارد و نباید به آن ها این برچسب ها را زد بلکه اگر جوابی و یا تحلیلی در این زمینه وجود دارد باید مطرح شود اما در مورد مطالبی که در این بحث ها من دیدم اشاره به چند تایی از آن ها خالی از لطف نیست. اولین مطلب درباره حقوق 20 درصدی دریای خزر بود که آنچه به نظر این حقیر میرسد رو خدمتتون ارائه میکنم:
    می‌دانیم که تمام جهانیان دریای شمالی ایران را به نام یکی از کهن‌ترین اقوام ایرانی، یعنی «کاسپی‌ها» که در زمان باستان ساکن کرانه‌های این دریا بودند، «دریای کاسپین» می‌نامند. این را نیز می‌دانیم که در طول سده‌های بسیار تا به امروز، نام «مازندران» بر این دریا، بیش از هر نام دیگری به گوش فرزندان این سرزمین خوش آهنگ بوده است.
    در سال 1551 میلادی (930 خورشیدی)، ایوان واسیلیویچ (1584-1533 م 963- 913خورشیدی) معروف به «ایوان مخوف»، حکم‌ران مسکو، با پیروزی بر خان قازان، خان‌نشین مزبور را برانداخت و دو سال بعد، بندر آستاراگان (استاراخان، هشترخان ) را گشود. در نتیجه، برای نخستین بار، پای روسیان به دریای مازندران باز شد.
    اما پیش از ظهور «پتر» در صحنه سیاسی روسیه (1752-1682 میلادی / 11041- 1041-خورشیدی) همیشه دریای مازندران، یک دریای ایرانی بود. بیش‌ترین بخش کناره‌های این دریا، در قلمرو دولت ایران قرار داشت. مهم‌تر این که در این بخش، ایران با مدعی یا مدعیانی روبرو نبود. ایران تا پیش از تاجگذاری پتر، هرگز از سوی دریای مازندران مورد تهدید جدی قرار نگرفته بود.پادشاهی پتر در روسیه، با دوران حکومت سلطان حسین صفوی (1101-1073 خورشیدی / 1723-1694 میلادی) در ایران، همزمان بود. پتر با تنظیم نوعی راهبرد ‹ تجاوز و توسعه› در پی یورش به سرزمین‌های همسایه و گسترش ارضی برآمد. استراتژی مزبور به منشور یا «وصیت‌نامه» پتر مشهور گشت. پتر، پس از چند تاخت و تاز در قلمرو عثمانی، متوجه ایران شد. اما، ایران که بارها توانسته بود نیرومندترین امپراتوری جهان یعنی عثمانی را شکست دهد، برای پتر بسیار مهیب می‌نمود. پتر، به دنبال گسیل دو فرستاده به دربار اصفهان و به دست آوردن اطلاعات لازم پیرامون اوضاع نابسامان ایران و یک بررسی همه‌جانبه که بیش از هشت سال به درازا کشید، در ماه مه 1723 میلادی (اردیبهشت ماه 1102 ) ، فرمان تهاجم به سوی سرزمین‌های ایران را صادر کرد. روس‌ها به سرعت دست اندرکار شدند و از راه ولگا خود را به دریای مازندران رسانیده و داغستان را متصرف شدند. سپس متوجه گیلان شده و شهر رشت را اشغال کردند. نیروهای محلی در گیلان به مقابله برخاستند، اما شکست خوردند. روس ها که از این پیروزی جری‌تر شده بودند، بادکوبه را نیز تسخیر کردند.بدین‌سان، برای اولین بار کشور ایران از سوی دریای مازندران مورد تهدید و هجوم قرار گرفت و در نتیجه، حاکمیت بلامعارض ایران در این دریا، به مخاطره افتاد.
    گرچه جانشینان پتر با یک اخطار ساده‌ی «نادر» نیروهای خود را از گیلان و قفقاز خارج کردند اما آنان هم‌چنان به دنبال فرصت برای اجرای منشور پتر بودند. با قتل آقامحمدخان قاجار، در قلعه شیشه (شوشی) در دهم خرداد ماه 1176 (31 مه 1797 ) ، آخرین مانع در برابر تجاوز و گسترش ارضی روس ها از میان رفت.به دنبال سیزده سال نبرد و شكست ایران و تحمیل دو قرارداد گلستان (1813م / 1192خ )و تركمن‌چای (1828م/1206خ) ، حاكمیت ایران بر دریای مازندران دچار خدشه‌ی كلی شد. بر اساس قرارداد تركمنچای، حق كشتیرانی در دریای خزر از سوی ایران به روسیه واگذار شده‏ بود.
    در شانزدهم مارس 1917 میلادی (25 اسفند ماه 1295 خورشیدی)، با کناره‌گیری نیکلای دوم تزار روس و خودداری «گرانددوک میشل» برادر وی از قبول تاج و تخت، امپراتوری روسیه از هم پاشید. ایرانیان از فروپاشی حکومت جبار و ستمگر روسیه غرق در سرور و شادمانی شدند.با فروپاشی امپراتوری تزاری، قراردادهای تحمیلی یعنی ترکمن چای از سوی حکومت مزبور، به خودی خود ملغی‌الاثر گردیدند.حکومت بلشویکی که جانشین رژیم تزاری شده بود در سال 1920 میلادی بار دیگر به ایران حمله کرد و رشت را به تصرف خود درآورد. در بیست و سوم آذر ماه 1300 / 13 دسامبر 1921 )، مجلس شورای ملی، زیر فشار شدید روس‌ها که بخش‌هایی از شمال ایران را تصرف کرده بودند اجازه‌ی امضا و مبادله‌ی اسناد عهدنامه مودت میان ایران و جمهوری شوروی روسیه را صادر کرد.
    برپایه‌ی این عهدنامه، آن‌چه را که حکومت تزاری برپایه‌ی تحمیل قراردادهای «گلستان و ترکمان‌چای» و «آخال» از ایران تجزیه کرده بود، به حکومت بلشویکی منتقل گردید. اما حقوق ایران در دریای مازندران تا حدود زیادی ترمیم شد و ایران به اصطلاح حقوق برابر با اتحاد شوروی در دریای مازندران به دست آورد.در این میان، نظری کوتاه به بخش نخست فصل اول عهدنامه‌ی مودت میان دولت های ایران و جمهوری شوروی روسیه، بازگو کننده‌ی بسیاری از حقایق تاریخی است :
    “دولت شوروی روسیه مطابق بیانیه‌ی خود راجع به مبانی سیاست روسیه نسبت به ملت ایران مندرج در مراسلات 14 یانوار (ژانویه) 1918 و 26 ایوان (ژوئن) 1919، یک مرتبه دیگر رسما اعلان می‌نماید که از سیاست جابرانه‌ای که دولت های مستعمراتی روسیه که به اراده‌ی کارگران و دهاتین این مملکت سرنگون شدند نسبت به ایران تعقیب می‌نمودند قطعا صرف‌نظر می‌نماید (منظور قرداد ترکمن چای میباشد)… دولت شوروی روسیه تمام معاهدات و مقاولات و قراردادها راكه دولت تزاری روسیه با ایران منعقد نمود ،‌ و حقوق ملت ایران را تضییع می‌نمود، ‌ملغی و از درجه‌ی اعتبار ساقط شده اعلان می‌نماید.”
    در فصل یازدهم عهد نامه كه اشاره به مسایل دریای مازندران دارد، می‌خوانیم :
    “نظر به این‌ كه مطابق اصول بیان شده در فصل اول این عهد‌نامه ، عهدنامه‌ی منعقده در 10 فوریه 1828 مابین ایران و روسیه در تركمان‌چای نیز كه فصل 8 آن حق داشتن بحریه را در دریای مازندران از ایران سلب نموده بود ، از درجه اعتبار ساقط است . معهذا طرفین متعاهدین رضایت می‌دهند كه از زمان امضای این معاهده،‌ هر دو بالسویه حق كشتی‌رانی آزاد را در زیر بیرق‌های خود در بحر خزر داشته باشد.”(این بندی از قرارداد می باشد که تعبیر به حقوق مساوی ایران و شوروی سابق از آن را منتقدان استخراج می کنند) اما بعد از آن یعنی تقریبا بیست سال بعد در روز پنجم فروردین ماه 1319(25مارس 1940) ، قرارداد بازرگانی و بحرپیمایی میان دولت ایران و اتحاد شوروی بسته شد. در این قرارداد به حق بهره‌گیری و انحصاری دو دولت، از دریای مازندران، چه از نظر كشتی‌رانی (ماده13) و چه از نظر استفاده از منابع طبیعی( بند 4 ماده12) ، به گونه روشن و غیر قابل تعبیر اشاره شده است :
    “طرفین متعاهدین بر طبق اصولی كه در عهدنامه‌ب مورخ 6 فوریه 1921 بین ایران و جمهوری متحد سوسیالیستی، شوروی روسیه اعلام گردیده است. موافقت دارند كه در تمام دریای خزر كشتی‌هایی جز كشتی‌های متعلق به ایران یا اتحاد شوروی سوسیالیستی و یا متعلق به اتباع و بنگاه‌های بازرگانی و حمل و نقل كشوری یكی از طرفین متعاهدین كه در زیر پرچم ایران یا زیر پرچم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سیر می‌نمایند، نمی‌تواند وجود داشته باشد.” (آیا این بند منظورش این است که ایران سهم 50 درصدی از منابع و کشتیرانی دارد؟ اما بند بعدی)
    بند 4 ماده 12 مقرر می دارد:
    هر یك از طرفین متعاهدین ماهی گیری را در سواحل خود در حد10 میل دریایی به كشتی‌های خود اختصاص داده و این حق رابرای خود محفوظ می‌دارند … لازم به ذکر است در سال 1940 زمانی بود که ایران نه کشور ترکمنستان و نه دیگر کشورهای را که به شوری سابق داده بود را نداشت و عملا نزدیک به 11 درصد از سواحل دریایی مازندران متعلق به ایران بود پس از این بند ما چگونه حق بهره برداری 50 درصدی از دریایی خزر رو میتوانیم برداشت نماییم. اما تحول بعدی که بسیار تاثیر گذار بود فروپاشی شوروی بود. روز سی‌ام آذر ماه 1370 (21 دسامبر 1991)، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی فرو پاشید با فروپاشی نظام اتحاد شوروی، دگرگونی ژرفی در مناطق قفقاز و آسیای میانه پدیدار گردید. در اثر فروپاشی مزبور، سه جمهوری در منطقه ی قفقاز و پنج جمهوری بر پهنه‌ی آسیای میانه ایجاد شدند. این جمهوری‌ها بر سرزمین‌هایی شکل گرفتند که موضوع قراردادهای گلستان، ترکمان‌چای و آخال بودند. در این میان، سه جمهوری از جمهوری‌های یاد شده، یعنی جمهوری‌های آذربایجان (اران)، قزاقستان و ترکمنستان، دارای مرز آبی در دریای مازندران‌اند. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، كشورهای روسیه، قزاقستان، تركمنستان و آذربایجان در نشست آلماتی در 1991، پایبندی خود را به تعهدات شوروی سابق از جمله قراردادهای 1921 و 1940 اعلام كردند. قراردادهای 1921 و 1940، مبنای خوبی برای پرداختن به مشتركات در زمینه مسائل حقوقی دریای خزر است. که طبق این قردادها با توجه به ورود کشورهای جدید در این دریاچه سهم هر کدام از این کشورها 20 درصد محاسبه گردید (پس طبق ادعایی برخی بر سهم 50 درصدی ایران و روسیه کشور روسیه یا شوروی سابق نیز متضرر شده که از سهم 50 درصدی به 20 درصدی رسیده است)كشورهای آذربایجان، تركمنستان، قزاقستان و روسیه تا سال 1994 به توافقات خود در نشست 1991 آلماتی پایبند بودند، اما پس از آن، این كشورها و به‏ ویژه آذربایجان، شیطنت‏هایی را آغاز كرده (البته به تحریک آمریکا) و از محدوده خود تجاوز كردند که این کشورها بر حق داشتن منابع از دریایی خزر با توجه به مساحت ساحل آن معتقد شدند یعنی سهم ایران باید از 20 درصد به 11 درصد کاهش پیدا می کرد. لازم به ذکر است که ایران کمترین ساحل را در بین کشورهای ساحل نشین دریایی خزر دارد یعنی 11 درصد ساحل دریایی خزر متعلق به ایران است اما استراتژی ایران در قبال دریایی خزر چه بوده است.
    استراتژی ایران
    از ابتدای فروپاشی شوروی استراتژی ایران در مورد مرزهای آبی و رژیم حقوقی دریای خزر، مقدم شمردن اصل شراکت و اعتقاد به رژیم حقوقی مشاع از 1992 تا 1997 (1371 تا 1376)، مقدم شمردن اصل تقسیم بر اساس 20 درصد برای همه از 1997 تا 2000 (1376تا1379) و بازگشت به رژیم مشارکت به دلیل عدم تمکین دیگر کشورها به اصل تساوی تقسیم از سال 2001 تاکنون است. همچنین جمهوری اسلامی ایران بر این اعتقاد است که یک رژیم حقوقی واحد باید بر کل دریا حاکم باشد و این رژیم حقوقی باید با موافقت کشورهای ساحلی آن و بر پایه اتفاق آرا و بدون اعمال یکجانبه رژیم حقوقی از سوی هر یک از کشورهای ساحلی تعیین خواهد شد. بنابراین غیر نظامی کردن دریای خزر به منظور حفظ امنیت کشورهای ساحلی و رعایت اصل همکاری کامل با کشورهای ساحلی و اجتناب از هر گونه اعمالی که زمینه تشنج در روابط کشورهای ساحلی را فراهم می سازد. بنابراین در تبیین رژیم حقوقی دریای مازندران ملاحظه امنیت ملی کشورها و اعمال حاکمیت ملی و حفظ و تامین امنیت ملی جدی است.به این ترتیب نظر رسمی ایران راجع به رژیم حقوقی دریای خزر به صورت زیر فرموله خواهد شد:
    – لزوم اتفاق آراء
    – حمایت از حل و فصل مسائل از طریق گفت و گو
    – بی اعتباری توافقات دو جانبه
    – اعتبار عهدنامه 1921 وقرارداد 1940
    – اولویت رژیم مشاع از نظر ایران
    – در صورت تقسیم ، حاکم بودن رژیم واحد بر بستر و سطح دریا
    حداقل 20 درصد از دریا سهم ایران است بدون آنکه الزاماً سهم دیگر کشورها مساوی در نظر گرفته شود. در حال حاضر دریای خزر همچنان با رژیم حقوقی مشاع منبعث از دو قرارداد بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی در سال 1921 و 1940 اداره می شود. هر چند که برخی از کشورها در مقام سخن از این قرارداد پیروی نمی کنند اما در مقام عمل آنچه در پهنه دریای خزر در بخش های شیلات، حمل و نقل و استفاده از فضای ماوراء آن انجام می شود زیر چتر نظام حقوقی مشترک است پیدایش نفت و گاز و هیاهوی آمریکا برای پیدا کردن جای پای مناسب در دریای خزر موجب شد که برخی از کشورها به دنبال منافع زود هنگام رفته و از حفظ این دریا ، منافع دیگران حتی منافع درازمدت کشور خود نیز بگذرند. جمهوری اسلامی ایران از ابتدا با رژیم حقوقی مشاع موافق بوده و آن را ترجیح می دهد.
    اما اینکه ایران درمورد حقوق مربوط به نفت کوتاه آمده است لازم است یادآور شوم که از نظر اقتصادی، اولاً حفاری در آب، سوای از عمق آن، نیازمند تكنولوژی پیشرفته ‏ای است كه ما به دلیل فشار‏ها و تحریم‏های مختلف، از سرمایه‏ گذاری شركت‏های نفتی بزرگ دنیا و همچنین از دستیابی به تكنولوژی آن، محروم بوده ‏ایم و ناچار خودمان كار را از صفر شروع كرده ‏ایم و تا جایی كه من اطلاع دارم، مراحل اولیه كار برای استخراج نفت در حوزه دریایی خزر انجام شده‏ است. دوم اینكه كشور ایران با هزینه كمتر و با حفاری در خشكی با عمق كمتر، در جنوب، نفت را استخراج می‏ كند و برای ایران به‏ صرفه نیست كه استخراج نفت جنوب که گاهی برخی از آنها از لحاظ منبع ذخیره با کشورهای عربی مشترک می باشد را با هزینه كمتر رها كرده و استخراج نفت شمال را در دستور كار خود قرار دهد. از نظر سیاسی هم سهم 20 درصد ایران در دریای خزر، در منطقه‏ بین «حسین قلی‏خان» تا آستارا (كه رأس آن، منطقه‏ ای به نام «البرز» است)، قرار دارد و كشتی‏ها و هواپیما‏های ایران در منطقه موردنظر حضور داشته و این محدوده در كنترل كامل ایران است.
    كسانی هم كه بحث سهم 50 درصد را مطرح می‏ كنند، توقعی بیجا را در اذهان عمومی ایجاد می‏ كنند. درعرصه خارجی نیز طرح این مسائل در مجامع بین‏ المللی، بدون مبانی قانونی و حقوقی، كاری است بیهوده و هرچقدر هم كه مسئولان ما تلاش كنند كه از سهم 20 درصد ایران دفاع كنند، باز هم این تصور در اذهان عمومی شكل می‏ گیرد كه مسئولان ما در این باره كوتاهی كرده ‏‏اند.
    اما در مورد موضوع بعدی یعنی حمایت بعضی از کشورها مثل ترکیه از فلسطین:
    بر کسی پوشیده نیست که این کار ترکیه صرفا کار سیاسی می باشد در این باره نظر شما را به تحلیل خبری یک روزنامه جلب می کنم. روزنامه لبنانی النهار، در یادداشتی به این موضوع پرداخته و می‌نویسد: دیپلماسی ترکیه در برابر تحولات خاورمیانه و دست بازی‌هایش به حوزه‌های مختلف منطقه‌ای تا کجا ادامه خواهد داشت و نتایج آن چه خواهد بود؟ این سوال پس از انتقادهای شدید ترکیه علیه اسرائیل بیش از پیش مطرح شده است به خصوص پس از آن که ترک‌ها سیاست قلع و قمعی نظام سوریه را به شدت محکوم کردند و به هم‌پیمانی سری با غرب و امریکا علیه ایران و دور نگه داشتنش از تحولات منطقه پیوستند.

    در ادامه این یادداشت آمده است: کاملا روشن است که رجب طیب اردوغان، از فلسطین برای بازسازی نقش منطقه‌ای کشورش استفاده می‌کند تا بدین ترتیب امپراتوری عثمانی را مجددا احیا کند. هنگامی که اعلام می‌کند که نیروی دریایی ترکیه از این به بعد کمک‌های انسان‌دوستانه به نوار غزه را حمایت می‌کند یا آن جا که می‌گوید ترکیه تدابیر لازم برای منع اسرائیل از سوء استفاده از امکانات دریایی را به طور یک‌جانبه اتخاذ می‌کند در حقیقت این هشدار را می‌دهد که اگر اسرائیل بر سر حمله خونینش به کشتی مرمره و ناوگان آزادی عذرخواهی نکند آمادگی دارد تا مرز رویارویی دریایی با اسرائیل پیش رود. در عین حال اشاره ترکیه به طور غیر مستقیم به ذخایر گازی که تا آب‌های لبنان، سوریه و قبرس امتداد دارد نیز معطوف می‌شود. از آنجا که موضوع معذرت خواهی رژیم صهیونیستی برای مقامات آنکارا به موضوعی حیثیتی تبدیل شده بود و از طرفی هم رژیم صهیونیستی، حاضر به معذرت خواهی از ترکیه نبود، سناریوی جدیدی طراحی شد که بر پایه آن، هم رژیم صهیونیستی از ترکیه عذرخواهی نکند، هم آبروی ترک‌ها محفوظ بماند و هم برنامه‌های غرب علیه ‌ایران در این پرونده عملی شود.
    بنابراین، طبق این سناریوی جدید،‌ ترکیه اعلام می‌کند که روابط خود با رژیم صهیونیستی را به سطوح پایین‌تر کاهش می‌دهد و سفیر این کشور را از اسراییل اخراج میکند؛ موضوعی که چندین ماه است از سوی رژیم صهیونیستی رخ داده بود و سفیر این رژیم ترکیه را ترک کرده بود و تاکنون هم به‌ این کشور بازنگشته است و برای همین، مقامات ترک مشخص نکردند که چه کسی را اخراج کرده اند. با این اوصاف، در قبال این موضوع، دولت این کشور پذیرای سپر دفاع موشکی ناتو در خاک خود شد؛ سپری که رسما اعلام شده علیه‌ ایران نصب خواهد شد و این به معنای انجام معامله‌ای میان غرب و ترکیه برای حفظ نمایشی حیثیت ترک‌ها و همچنین اعمال فشار بیشتر غرب با ایران با همراهی ترکیه است؛ بنابراین، کاری که دولت ترکیه انجام داده، قطعا می‌تواند رفتاری خصمانه علیه ‌ایران تلقی شود. امیدوارم که توانستی باشم گوشه ای از جواب بیشمار این سوالات را داده باشم

  12. نویسنده دیدگاه: حسن زاده
    بهمن ۲۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۲:۱۸

    آقاي قدمي با سلام و احترام
    بدينوسيله از حضرتعالي (به خاطر درج مطالب مستند و تاريخي در ارتباط با موضوع درياي خزر و ديگر وقايع مرتبط با آن) صميمانه تشكر مينمايم. بدون شك مطالب شما موجب افزايش آگاهي بسياري از خوانندگان منجمله نگارنده خواهد بود.

  13. نویسنده دیدگاه: امین
    بهمن ۲۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۳:۵۳

    با سلام خدمت دوستان ، نباید هر منتقدی را با انگ ضد نظام و ضد ولی فقیه خطاب کرد بنده کاملا وفادار به ولی فقیه عزیزمان می باشم ( البته شاید نحو بیان مطالب و عدم دقت در کاربرد بعضی کلمات مثل کلمه ایدئولوژی که منظور بنده غیر علمی بوده دوستان را به سوتفاهم واداشته ، از این بابت عذر خواهی می کنم ) .
    از توضیحات بندهای دوم و هفتم آقای حسن زاده عزیز قانع شدم . اما در مورد نظر آقای قدمی همانطوری که رهبر معظم انقلاب ( در نماز جمعه 14 بهمن ماه ) فرمودند از هر کشور و یا گروهی که با رژیم صهیونیستی مخالفت کند باید پشتیبانی کرد ( از جمله ترکیه ) هرچند که ما با این کشور در بعضی موارد اختلافاتی داریم .

  14. نویسنده دیدگاه: روئین تن
    بهمن ۲۸, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۰:۱۴

    ای کاش به جای موضع گیریهای غیرمنطقی ، کمی به فکر انتخابات فعلی باشید که کاندیداهای سنتی بدون کوچکترین کارعلمی و عمرانی همچنان برشما و شهرتان حکمرانی و …. می کنند ! اگر می توانید نسبت به تنویر افکار عمومی اطلاع رسانی نمایید . سپاسگرار همه شما

  15. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    بهمن ۲۸, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۰:۲۶

    درود برمردم فهیم شهرستان دلفان
    امیدواریم در روز 12اسفندماه فردی شایسه ( اهل علم ، سخنور ، متعهد و مردمی ) انتخاب کنید .

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار