سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 23049
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۲
تعداد نظرات: یک نظر
خانه » یادداشت » انقلابی به عظمت امام
Print This Post

قرن بیستم، قرن انقلاب های بزرگ جهانی است. انقلاب هایی که تأثیرات ژرف و شگرفی را بر تاریخ و جامعه بر جای گذاشته اند. در میان این انقلاب ها، انقلاب اسلامی ملّت ایران با شکوه ترین انقلاب قرن بیستم و یک پدیده با عظمت در تاریخ معاصر ایران و جهان است.

همّت نوری- به بهانه بهمن؛ ماه انقلاب: از دیدگاه جامعه شناسی انقلاب، اگرچه ممکن است انقلاب های گوناگون از جهاتی مانند: مراحل شکل گیری، پیشینه های انقلاب، کنش های انقلابی و نقش مردم دارای شباهت هایی با یکدیگر باشند، امّا انقلاب اسلامی ایران تنها انقلابی است که ویژگی های بارز و برجسته آن قابل مقایسه با هیچ یک از انقلاب های بزرگ جهانی نیست.

اهمیّت، جایگاه و تأثیر انقلاب اسلامی ایران باعث گردید که از زمان پیروزی آن تا زمان حاضر به وسیله مراکز علمی و دانشگاهی داخل و خارج مورد بررسی، تحلیل و تعلیل قرار گیرد.

بررسی های توصیفی

بعضی از بررسی ها و پژوهش های انقلاب اسلامی ایران، پژوهش هایی با رویکرد توصیفی بوده و به توصیف انقلاب اسلامی ایران پرداخته اند. این دسته پژوهش ها با بررسی زوایای مختلف پدیده انقلاب زمینه های شناخت و علل تکوین انقلاب اسلامی را مورد بررسی قرار داده اند. از مهمّ ترین این بررسی ها می توان به آثار زیر اشاره کرد:

الف) “غرور و سقوط” نوشته آنتونی پارسونز سفیر بریتانیا

ب) “مأموریت در ایران” نوشته ویلیام سولیوان سفیر آمریکا در تهران

ج) خاطرات ژنرال هایزر با عنوان “مأموریت در تهران”

تحلیل علمی انقلاب ایران

گروهی دیگر از پژوهشگران و صاحبنظران انقلاب بویژه در غرب تلاش نموده اند تا به تعلیل انقلاب اسلامی ایران پرداخته و بر آن بوده اند تا بر اساس نظریه های موجود به تبیین علمی انقلاب ایران بپردازند. بعضی در صدد برآمده اند تا با استفاده از تحلیل های چند متغیره به تحلیل انقلاب اسلامی پرداخته و علّت های مختلفی را برای پیروزی آن عنوان کنند.

به طور کلّی رهیافت های تبیین انقلاب اسلامی ایران را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

الف) رهیافت های تک عاملی

ب) رهیافت های چندعاملی(امیدوار 1379)

کسانی که در بررسی انقلاب اسلامی ایران اساس تحلیل خود را بر رهیافت های تک عاملی گذاشته اند در بررسی خود از انقلاب تمرکز اساسی خود را بر یکی از عوامل مهمّ و مسلّط مانند: عوامل فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل جامعه شناختی، عوامل روان شناختی و عوامل سیاسی گذاشته اند. و در تحلیل خود نقش یکی از این عوامل را اساسی و مهمّ دانسته اند.

مثلاً معتقدین به نقش عوامل فرهنگی در تحلیل خود از انقلاب اسلامی تأکید اصلی خود را بر نقش عواملی مانند عوامل ارزشی، مذهبی، نقش رهبری نظام و روحانیت گذاشته و نقش عوامل دیگر را نادیده گرفته اند. از این چشم انداز علل انقلاب را نباید در مسائل اقتصادی جست و جو کرد و آن ها در بررسی خود مفروضات اقتصادی را نادیده گرفته اند.

در این رهیافت، گروهی دیگر به اهمیّت عوامل اقتصادی و جامعه شناختی توجّه نموده و اساس تحلیل خود را در انقلاب اسلامی ایران نقش اقتصاد سیاسی یا ساختارهای اجتماعی قرار داده اند. از این دیدگاه نقش عوامل فرهنگی و روان شناختی نادیده گرفته شده اند یا به آن ها توجّه نشده است.

بعضی سال های 1340-1357 را سال های استبداد نفتی دانسته اند و وضعیت شبه تجدد ناشی از این استبداد را ریشه بحران های اقتصادی آن دوران قلمداد کرده اند(اقتصاد سیاسی ایران 1380).

یا بعضی دیگر معتقدند عدم توجّه رژیم پهلوی به استراتژی های توسعه سیاسی و رابطه هدف و برنامه و مشکلات حاصل از تورم و برنامه رشد فراگیر و یکپارچه، بحرانی را بوجود آورد که به توزیع نابرابر درآمدها و نارضایتی عمومی انجامید ( ریشه های اقتصادی انقلاب ایران 1375).

در رهیافت های تک عاملی بعضی نیز با تأکید ضمنی بر نقش عوامل سیاسی، اساس تحلیل خود را بر نظریه کارکردگرایی پارسونز گذاشته و روایت هانتینگتون از سرعت نوسازی یا مدرنیزاسیون از این دسته تحلیل ها است. به اعتقاد این گروه شکل گیری طبقه متوسط جدید و طبقه کارگر صنعتی بدون توجّه به توسعه و نوسازی سیاسی در سطح جامعه گسستی را در جامعه آن زمان ایران پدید آورد بدین معنی که سرعت تغییر به عنوان نیروی تعادل زا فشار زیادی را بر نظام اجتماعی آن دوران ایجاد کرد. ( 1980 Abrahamian)

در چارچوب تحلیل رهیافت های چندعاملی افراد متعددی دست به تحلیل ها و بررسی هایی در زمینه انقلاب اسلامی ایران زده اند که در تحلیل نهایی خود نقش چند عامل را مورد توجّه قرار داده و گاهی نیز با آزمون فرضیه یا با استفاده از دیدگاه های تفسیری نقش یک یا دو عامل را اساسی تر دانسته اند.

فرد هالیدی در مقاله ای با عنوان “انقلاب ایران: توسعه نامتوازن و مردم گرایی دینی” به نقش پنج عامل در انقلاب اسلامی ایران اشاره می کند:

1- توسعه ناهماهنگ و سریع اقتصادی

2- ضعف سیاسی رژیم پهلوی

3- ائتلاف گسترده نیروهای مخالف

4- نقش دین و مذهب در بسیج توده ها

5- زمینه های های متغیر نظام بین الملل (Fred Halidy 1982)

 حمید عنایت در مقاله ای با عنوان “انقلاب ایران، مذهب و ایدئولوژی سیاسی” عامل تضادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را وجوه مشترک همه انقلاب ها دانسته و سپس به وضعیت روحی و روانی یا روان شناختی شاه تأکید داشته و در نهایت به نقش مذهب تشیع به عنوان عامل اصلی انقلاب اسلامی ایران و عامل تفاوت این انقلاب از سایر انقلاب های جهان در صد سال اخیر دانسته اند.(حمید عنایت 1981)

به طور کلّی هرچند در بررسی و تحلیل انقلاب ایران رهیافت های متعددی ارائه شده و متفکران و صاحبنظران انقلاب، این انقلاب را از ساحت های مختلفی مورد بررسی قرار داده اند امّا آن دسته از هیافت هایی که به عوامل مختلف اجتماعی، فکری، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و روان شناختی با تأکید بیشتر و اساسی به نقش عوامل فرهنگی و مذهبی و روحانیت توجّه داشته از جامعیت بیش تری برخوردار هستند. البته در چنین رهیافت هایی به خاطر توجّه به عوامل مختلف در فرایند انقلاب اسلامی ایران باید به نقش کلیدی و محوری عوامل فرهنگی مخصوصاً نقش دین مبین اسلام و مذهب تشیع و ابعاد ظلم ستیزانه آن در طول تاریخ و خاصّه نقش معنوی و مردمی روحانیت تشیع بویژه نقش و تأثیر حضرت امام خمینی(ره) تأکید و توجّه نمود.

امام و انقلاب اسلامی ایران

در تحلیل نهایی از انقلاب اسلامی ایران باید دو دسته عوامل را از یکدیگر تفکیک نمود:

الف) عوامل تضعیف و فروپاشی حکومت پهلوی

ب) عوامل پیروزی انقلاب اسلامی ایران

اگرچه نقش این دو دسته عوامل در انقلاب اسلامی ایران را باید به شکل توامان و مرتبط با یکدیگر تحلیل نمود و این دو دسته عوامل را عواملی مکمل یکدیگر دانست امّا نقش محوری “رهبری حضرت امام خمینی (ره)” در پیروزی انقلاب در تحلیل نهایی اساسی تر است.

درست است که عوامل سیاسی، دخالت بیگانگان، مدرنیزاسیون و توسعه وابسته، خلأ روحی و روانی شاه و تضعیف عوامل مذهبی و معنوی توسط رژیم پهلوی در عدم مشروعیت نظام شاهنشاهی نقش اساسی داشته و زمینه های پیدایش انقلاب را ترسیم می کنند امّا این عوامل به هیچ وجه مؤید پیروزی انقلاب نیستند.

به طور کلّی می توان گفت اگرچه مدرنیزاسیون دهه 40 عامل اصلی از میان رفتن مشروعیت رژیم پهلوی و زمینه ساز انقلاب اسلامی شد امّا از ورای این خلأ عامل اساسی در پیروزی انقلاب اسلامی، رهبری مذهبی و پیامبرگونه حضرت امام بوده است.

اگرچه نقش حضرت امام در هدایت و بسیج توده ها و اعتماد و اعتقاد وسیع لایه های مختلف جامعه به ایشان و اعتماد امام به مردم در پیروزی انقلاب نقش داشته است امّا نباید از نقش مذهب تشیع و اعتقاد قلبی مردم به مذهب و بی توجهی رژیم پهلوی به دین و فرهنگ غافل ماند. هرچند به طور دقیق نمی توان بین رهبری مذهبی امام و عامل مذهب تشیع تمایز خاصی قائل شد.

قدرت منحصر به فرد امام خمینی(ره) هم به دلیل مرجعیت ایشان و هم به خاطر تأکید اساسی آن حضرت به مذهب و عناصر مذهبی و هم به خاطر دلایل شخصیتی حضرت امام و روح بزرگ ایشان و تکیه بر توده های میلیونی عامل اساسی پیروزی انقلاب اسلامی ایران بوده است. در حقیقت عامل پیوند میان اراده توده ها و اراده الهی و ایدئولوژی اسلامی، رهبری بی نظیر، الهی و پیامبرگونه آن مرد خدایی است که لحظه ای در مقابل خواست رژیم و حقوق انسانی و اسلامی مردم کوتاه نیامد.

از دیدگاه اجتماعی می توان گفت که از آغاز دهه 40 حضرت امام به طور مستقیم و مسئولانه و بر اساس مسئولیت و تعهد اجتماعی- مذهبی و با تکیه بر مرجعیت دینی و حوزوی خویش و رسالت الهی هدایت جامعه در جریان دقیق تمام مسائل سیاسی و اجتماعی ایران بوده است.

بررسی های تاریخی و جامعه شناختی نشان می دهد که استبداد و دیکتاتوری هیچ گاه به تنهایی و به خودی خود به انقلاب منتهی نمی شود. وقوع انقلاب به شرایط و عوامل متعددی ازجمله اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی است که شرط لازم انقلاب است. امّا آنچه که از همه مهمّ تر است آگاهی اجتماعی توده های مردم نسبت به استبداد رژیم پهلوی و مهمّ تر از همه اصل وجود استبداد است. آنچه که بیان آن به طور کلّی حائز اهمیّت است نقش تاریخی، اجتماعی، دینی، سیاسی و فرهنگی حضرت امام در مبارزه با رژیم پهلوی و حرکت تاریخی و مذهبی ایشان در آگاهی اجتماعی و فرهنگی توده ها علیه استبداد حاکم و حرکت در راستای مذهب حقّه تشیع و تقویت و محوریت آن است.

بدون تردید در تکوین، پیروزی و مراحل پس از پیروزی هر انقلاب بزرگ رهبری آن نقش برجسته و تعیین کننده ای دارد. بسیار مشاهده شده است که بعضی انقلاب های بزرگ و مردمی پس از پیروزی به دلایل مختلف با چالش های زیادی مواجه شده اند و در این مسیر رهبری آن ها نقش مهمّی را در حفظ و جلوگیری آن انقلاب از شکست ایفا کرده است. بنابراین در تمام انقلاب ها مهمّ ترین عامل کیفیت رهبری است. انقلاب اسلامی ایران با همه ژرفا و عظمتش وامدار شخصیت یکتا و والا و مجاهدات الهی حضرت امام(ره) بوده است.

در انقلاب اسلامی ایران، چهره حضرت امام پیش از آنکه به عنوان رهبر یک نهضت اسلامی بزرگ مطرح شود به عنوان یک مرجع دینی و الهی شناخته شده و مردم به ایشان به عنوان یک منجی و مرجع دینی می نگریسته و مراجعه می کردند زیرا آنها تنها راه نجات خود، جامعه و مذهب را در او جستجو می کردند. حضرت امام نیز فراتر از مقام مرجعیت دینی، یک مصلح اجتماعی تمام و کامل بود که به اصلاح امور مسلمین و عزّت بخشیدن به اسلام و امّت اسلامی می اندیشیدند و در این راه از هیچ چیز فروگذار نکردند؛ بنابراین می توان گفت که حضرت امام رهبری الهی، مرجعی دینی، مصلحی مقتدر و مرجعی آزاده و آزادیخواه بود و آنچه را که مصلحان اجتماعی زمان او و حتّی پیش از او نداشتند از آن بهره مند بود و آن اقتدار الهی، اجتماعی و دینی است که او را در میان همه رهبران سیاسی و دینی ممتاز نموده بود.

امام انقلابی پدید آورد که منبعث از اراده الهی و رهبری او بود و این انقلاب با تمام عظمت خود در جهان معاصر دارای تمام ویژگی های رهبر و بنیانگذار خویش است.

این انقلاب به اندازه امامش بزرگ است و بزرگی خود را از امام گرفته است، اگرچه امام نیز عظمت خود را از خداوند گرفته بود و تمام عظمت و خصائل الهی امام در چهره منور رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی؛ حضرت امام خامنه ای(حفظه الله) متجلّی و متصور است.

  1. نویسنده دیدگاه: محمد
    فروردین ۱۷, ۱۳۹۳ در تاریخ ۲۳:۲۵

    آموزش تصويري عضويت در شبكه ي اجتماعي سالم و مفيد افسران
    http://3lam.ir/?p=610

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار