سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 24182
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۲
تعداد نظرات: ۳ نظر
خانه » اخبار برتر » ندای عدالتخواهی در جواب گزارش کار رئیس
Print This Post
گفتگو با امیرحسین ابراهیمی

روز تودیع و معارفه رئیس دانشگاه علوم پزشکی – آقای دکتر شیخ‌آزادی – بعد از آنکه نماهنگی از عملکرد ایشان پخش می‌شود و بعد از آن خودشان به ارائه گزارشی از دوران مدیریتشان می‌پردازند؛ یکی از کارمندان به نام امیرحسین ابراهیمی خارج از برنامه‌ریزی مراسم به پشت تریبون می‌رود و روایت متفاوتی از دوران مدیریت شیخ‌آزادی ارائه می‌کند.

سلام دلفان– این روزها بازار تودیع و معارفه داغ است و به هر اداره‌ای سر بزنی خبرهایی در این مورد می‌شنوید. برخی از این نقل و انتقال‌ها با اتفاق‌هایی همراه است. مثل دانشگاه لرستان یا دانشگاه علوم‌ پزشکی. روز تودیع و معارفه رئیس دانشگاه علوم پزشکی – آقای دکتر شیخ‌آزادی – بعد از آنکه نماهنگی از عملکرد ایشان پخش می‌شود و بعد از آن خودشان به ارائه گزارشی از دوران مدیریتشان می‌پردازند؛ یکی از کارمندان به نام امیرحسین ابراهیمی خارج از برنامه‌ریزی مراسم به پشت تریبون می‌رود و روایت متفاوتی از دوران مدیریت شیخ‌آزادی ارائه می‌کند.

ابراهیمی که کارشناس علوم قضایی است ۵ سال است در علوم پزشکی مشغول خدمت است. او علاوه بر این به عنوان فعال فرهنگی در میان مساجد و پایگاه‌های فرهنگی شهر شناخته‌ شده است. پای حرف‌های او نشسته‌ایم تا روایت او را از این اتفاق بشنویم.

چه مسائلی باعث اختلاف شما و رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی شده بود؟

آقای دکتر شیخ‌آزادی سال ۱۳۸۸ به عنوان رئیس دانشگاه علوم پزشکی منسوب شدند. در ماه‌های اول یک دفعه جذب نیروی انسانی به صورت خارج از عرف و ضوابط اتفاق افتاد.

دوستان با ایشان صحبت کردند و گفتند این جذب نیروی انسانی که دارد صورت می‌گیرد با سفارش‌ها یا آشنا‌بازی‌ها کار درستی نیست. باید اعلام عمومی شود و مردم از طریق تعریف شده و قانونی و خارج از هرگونه تبعیضی وارد سیستم اداری بشوند. ایشان نپذیرفتند و می‌گفتند که مصوبات هیئت امنا دست ما را برای جذب نیروی انسانی باز گذاشته است. در صورتی که قانون اساسی سند بالا دستی است و یک بخش‌نامه یا مصوبه‌ علی‌القاعده هیچ محلی از اعراب ندارد. متأسفانه خواسته‌های غیر‌قانونی بعضی از نمایندگان قبلی هم اجابت شد.

در بند ۹ اصل ۳ قانون اساسی بر رفع تبعیض‌های ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‌های مادی و معنوی تصریح شده است.

طبق اصل ۲۸ قانون اساسی در فصل حقوق ملت هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند، دولت موظف هست با رعایت نیاز جامعه به منظور مشاغل گوناگون برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد کند.

از نقدهایی که ما داشتیم به رئیس دانشگاه این بود که بعضی اوقات امکانات سر جای خودش استفاده نمی‌شدند نه این که خدای ناخواسته اختلاسی بخواهد صورت بگیرد؛ مثلاً دانشکده پیراپزشکی پلدختر. پلدختر جمعیت بالایی ندارد، دانشکده‌ها باید در مراکز جمعیتی باشند که دسترسی عامه مردم به آن دانشگاه و امکانات بیشتر باشد. نمی‌شود امکانات بیت‌المال را این طور فدایی کرد.

مبنای اختلاف ما اختلاف فردی نیست، اختلاف در باب روش‌ها است. خدا گواه است بنده کوچک‌ترین درخواست فردی از ایشان نداشته‌ام. شاید بعضی‌ها این شبهه برایشان بوجود بیاید که منشاء این اختلافات یک تقاضاها و مراجعاتی بوده. بنده از عمرم پایم به دفتر آقای دکتر شیخ‌آزادی نخورده است.

یک بزرگی می‌فرمایند: «۳۰ ثانیه از عمر جمهوری اسلامی برای خیلی از انبیایی الهی ایجاد نشد.» جمهوری اسلامی به عنوان یک فرصت بی‌بدیل در تاریخ تشیع و تاریخ اسلام بوجود آمده است؛ لحظه به لحظه آن باید غنیمیت شمرده بشود برای خدمت به دین و خدمت به مردم( خدمت به دنیا و آخرت مردم).

ای کاش جذبی که صورت گرفت به ساختار و سازمان ما مرتبط بود. من بارها شاهد این بوده‌ام که مردم به حوزه ریاست مراجعه کرده‌اند و کار به مشاجرات کشیده شده است در صورتی که رشته‌ی بچه‌اش مرتبط بود و مثلاً دیگری با فوق لیسانس تاریخ جذب دانشگاه علوم پزشکی شده است. چندین نفر داشته‌ایم با لیسانس زبان آمده‌اند جذب دانشگاه علوم پزشکی شده‌اند و در مشاغل اداری مشغول به کار شده‌اند. خب چه ارتباطی هست؟

ما این را نمی‌گوییم که خدای نکرده افراد بدی هستند ولی اگر قرار است لیسانس زبان جذب بکنیم یک آگهی بزنیم که ما لیسانس زبان می‌خواهیم.

دوست داریم اتفاقی که در جلسه تودیع و معارفه رئیس دانشگاه علوم پزشکی افتاد را از زبان شما بشنویم.

در مراسم تودیع و معارفه آمدند یک فیلم(تیزر) خیلی مفصلی پخش کردند. بعد خود رئیس سابق دانشگاه آمدند یک گزارشی دادند. آن چیزی که ما را به این سمت هول داد که بیاییم و حرف بزنیم خرج کردن ایشان از رهبری و نظام بود. ما حق نداریم که عملکرد و جایگاه خودمان را منتسب بکنیم به نظام اسلامی. نظام اسلامی یک جایگاه مقدس است و ثمره خون هزاران شهید، ثمره خون‌دل‌ها، ثمره انتظارها، ثمره اشک‌ها است.

بیاییم بگوییم سرباز نظام هستیم، سرباز ولایت هستیم!؟ بالاخره سربازی و کار کردن برای نظام یک سری شاخصه‌ها دارد. این طوری نیست که هرکسی مدعی بشود. من این طوری تحلیل کردم که این نارضایتی‌ها و این ناعدالتی‌ها که وجود داشت به حساب نظام گذاشته شود و مردم دلسرد بشوند.

چه چیزهایی گفتید؟

در چند محور عملکرد ایشان را نقد کردیم. گفتیم شما به این دلیل سرباز خوبی نبودید. با این آیه قرآن شروع کردیم: «بسم ا… الرحمن الرحیم فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه». بعد روایتی از حضرت امیر عرض کردم که می‌فرمایند اگر در جامعه‌ای امر به معروف و نهی از منکر نباشد اشرار بر آن جامعه مسلط می‌شوند. ما قائل به امر به معروف و نهی از منکر هستیم.

بعد به آقای دکتر ساکی رئیس جدید گفتم بنده هیچ خواسته‌ی شخصی از جناب‌عالی ندارم و این حرف‌هایی هم که می‌زنم به خاطر این نیست که دل کسی خوش بشود یا کسی خوشحال بشود و به من هم گفته‌اند حرف نزن ولی حقیقت را بخواهید من نمی‌توانم و دل‌مان پر حرف است راجع به این عملکرد‌ها. به آقای شیخ‌آزادی گفتم: ای کاش شما می‌گفتید زمانی که دانشگاه را تحویل گرفته‌اید در سال۸۸ رتبه ارزشیابی عملکرد دانشگاه در بین دستگاه اجرایی استان دوم بوده است و در ارزشیابی [اداره بازرسی و ارزش‌یابی و عملکرد استانداری] سال ۹۱ (اواخر دوره جنابعالی) رتبه دانشگاه به ۲۳ تنزل پیدا کرده است. خب این یک ضعف خیلی بزرگی است. این دلیل دارد حتماً وقتی شما تبعیض به خرج دادید در برخی از پرداخت‌ها در جذب نیرو انسانی، طبیعی است انگیزه کاری پرسنل ممکن است پایین بیاید. این یک بحث دو دوتا چهارتای خیلی راحتی هست.

نکته دیگری که ما به ایشان گفتیم این بود که اگر شما این ساختمان‌هایی که ساخته‌اید برای خدا بوده است خب آجرکم‌ا… ولی ای کاش آقای دکتر می‌گفتید که بعضی از اشخاص رقم‌های آن چنانی حقوق می‌گیرند. رفع فقر و فساد و تبعیض جز شعارهای اصلی آقا بوده در دهه ۸۰ و همین الان هم جز مطالبات جدی رهبری هست. تعریف ما از عدالت تعریف کمونیستی نیست و تعریف اهل بیتی است. حضرت امیر می‌فرمایند عدالت یعنی هر چیز سر جای خودش قرار بگیرد. من نمی‌گویم همه برابر باید حقوق بگیرند ولی این که آقا می‌آیند با مدرک کارشناسی رقم آنچنانی حقوق می‌گیرند یک تبعیض ناعادلانه و خیلی واضحی است.

نکته بعدی که ما به ایشان گفتیم در باب فضای امنیتی بود که در دانشگاه ایجاد شده است. ما داشتیم دوستانی که حرف زدند و اعتراض کردند بلافاصله و بدون هیچ اغماضی معرفی شدند به دادگاه تخلفات اداری به جرم اینکه مثلاً مخالفتی کرده‌اند به جرم اینکه مثلاً بحثی داشته‌اند راجع به افراد. این طوری برخورد کردن زیبنده نظام اسلامی نیست. زیبنده کارگزار نظام اسلامی نیست. امام علی (ع) می‌فرمایند: من را نصیحت بکنید. این طور نبوده تا اینکه کسی انتقادی به چیزی داشت ببرید و با آن برخورد صورت بگیرد. عرض هم کردم که بنده مقلد حضرت آقا هستم و مرید حضرت آقا هستم و افتخار هم می‌کنم به این ولایتی که هست اما اگر می‌گوییم ولایتی هستیم باید عملکرد ما این را اثبات بکند. روایت داریم که معصوم می‌فرماید: کونوا دعاه الناس بغیر ألسنتکم.

 نکته بعدی در باب جذب نیروی انسانی بود و خیلی از کارکنان استقبال کردند. اواخر حرف‌هایم بود و گفتم ای کاش شما می‌گفتید چقدر نیرو بدون هیچ ضابطه‌ای وارد این دانشگاه کرده‌اید که کارکنان حاضر در سالن به نشان تأیید صحبت‌های بنده شروع به دست زدن کردند وقتی که دیدند حرف ما حرف فطرت بود.

حرف ما، حرف باند و حرف جناح و حرف فرد خاصی نیست؛ من فکر می‌کنم نقد کردن باید توسط افرادی صورت بگیرد که دلسوز نظام هستند و خواستار نظام هستند و خواستار موفقیت نظام هستند اگر ما عملکردها را نقد نکنیم خب چه کسی باید بیاید نقد بکند!؟ دشمن باید بیاید نقد بکند!؟

کار شما باعث برهم زدن نظم جلسه و توهین به مراسم تودیع و معارفه نشد؟

شاید بعضی‌ها این طور قلمداد کرده باشند که خدایی نخواسته من قصد به هم ریختن جلسه را داشته‌ام. اصلاً این طور نبود. من مقید به نظم هستم و مقید به این هستم که بالاخره چهار چوب‌ها و ضوابط باید حاکم باشد. من در بین برنامه‌ها در حد چند جمله حرف زدم و متن حرف‌هایم هست.

کوچکترین کلمه‌ایی که توهین باشد به فردی زده نشد. حتی با وجود اختلاف نظرها کوچکترین اخلالی در روند برنامه به وجود نیامد. حتی ۲ ساعت هم برنامه ادامه داشت. و حتی با کوتاه کردن کلام سعی کردم باعث این نشوم که از آن سوء استفاده شود و کسی شعار بدهد و گفتیم: و در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

عکس العمل حاضران در جلسه چطور بود؟

اکثر قریب به اتفاقی که آنجا بودند استقبال کردند. حرفی که زدیم از خودمان و منافع شخصی‌مان نبود. واقعاً مصالح جامعه، مصالح نظام، مصالح مردم را در نظر گرفتیم. واقعاً حرفی که از دل برآمد بر دل نشست و تلفن‌ها و پیامک‌های زیادی از خانوادهای معزز شهدا دریافت کردم. خیلی‌هاشون نقد منصفانه دانشگاه را پسندیدند.

به نظر شما این کارها باعث تضعیف نظام و سیاه‌نمایی نمی‌شود؟

من عملکرد مثبت ایشان را به هیچ عنوان زیر سوال نبرده‌ام. در شروع صحبت‌هایم اعلام نمودم که اگر این کارها را برای خدا انجام داده‌اید خدا جزای آن را می‌دهد؛ ولی نمی‌توانیم چشم‌پوشی کنیم. اگر ما نقد نکنیم ممکن است دست‌مایع دشمن بشود. جریان مذهبی وحزب الهی جریان محافظه کار نیست. اتفاقاً جریان اصلاح‌طلب واقعی جریان مذهبی است.

امام علی(ع) می‌فرمایند: از رسول خدا شنیدم جامعه مقدسی نیست جامعه‌ایی که امروزش به مانند دیروزش باشد. یعنی جامعه مدام باید در حال تکامل باشد و این امکان‌پذیر نیست مگر اینکه ما بیاییم گذشته را نگاه کنیم، ارزش‌ها را ببینیم عملکرد‌ها را بریزیم وسط و نقاط ضعف را برطرف کنیم. نقاط قوت را تشکر کنیم.

بنظر شما مدیران استان را اگر به این شکل نقد کنند و یا در جمعی علیه آن حرف بزنند آیا در استان فضای تخریبی ایجاد نمی‌شود؟ نمی‌گویند مدیران امنیت ندارند؟

مدیر باید خودش را در معرض نقد قرار بدهد و این محقق نمی‌شود تا اینکه مدیر این بستر را ایجاد کند. بالاخره مدیران ما که از درجه عصمت برخوردار نیستند. وقتی امام علی‌(ع) با آن عصمتش می‌گوید من را نصیحت کنید یعنی در معرض نقد و انتقاد و پیشنهاد قرار گرفته است. ایشان خودش را فارغ از این نیاز نمی‌داند. بهترین وجه این است که خود مدیر این بستر را مهیا کند و این فضا ایجاد شود که بیایند در این فضا و گوش فرا دهند و ترتیب اثر صورت گیرد. ولی اگر شما این فضا را ایجاد نمی‌کنید و با آن برخورد صورت گیرد. طبیعتاً کسی به خودش این جرأت را نمی‌دهد که نقدی انجام گیرد. حتی به بنده هم می‌گفتند که نقد نکن چون فایده‌ایی ندارد.

از طرفی به نظام ظلم می‌شود. نظام اسلامی نظامی است که خدا این توفیق را داده که بعد از ۱۴۰۰ سال در ایران تشکیل شود. اگر ما امر به معروف و نهی‌از‌منکر نکنیم همان اتفاقی می‌افتد که در صدر اسلام افتاد. اگر امر به معروف و نهی از منکر بود در کنار ولایت و به کمک حضرت علی(ع) می‌آمدند این انحرافات به وجود نمی‌آمد.

حدود انتقادات چقدر است؟ چه حدی باعث تخریب شخص می‌شود؟

مردم حرف فطری را می‌پذیرند. مردم خوب می‌فهمند؛ ولی اگر ما به عنوان دلسوز نظام گفتیم، نظام تقویت می‌شود. ما اگر خودمان را به روز نقد نکنیم کارهای کوچک انباشته می‌شود و منجر به سقوط نظام می‌شود. چارچوب این است که نقد منصفانه و دلسوزانه باشد. حضرت امام می‌فرمایند: نمی‌شود که انسان هم خود‌پرست باشد هم خدا‌پرست. نمی‌شود که انسان هم منافع خود را ملاحظه کند و هم منافع اسلام را. باید یکی از این دوتا باشد. برای منافع خودمان حرف نزنیم برای خدا باشد انشاءا…

اگر نقد در نظام اسلامی کمرنگ شود چه می‌شود؟

اگر شاخصه‌ها را تعریف نکنیم و بعد عملکرد‌ها را نقد نکنیم فضا غبار آلود و برای اهل نفاق و اهل فتنه به شدت فراهم می‌شود. فضا را ایجاد می‌کنیم برای افرادی که هیچ گونه اعتقادی به اصل دین ندارند. آنان می‌شوند داعیه‌دار و دایی مهربان‌تر از مادر. چرا باید بی‌بی‌سی بیاید و نقد کند. ما می‌گوییم این نقاط ضعف و این نقاط قوت هست و در آینده در مسیر کمال قرار گیرد.

اصل هشتم قانون اساسی دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه‌ایی همگانی و متقابل بر مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت می‌داند. این تسریع قانون اساسی است. جمله‌ایی از امام علی(ع) دیدم که من را شگفت‌زده کرد: تمام کار‌های نیکو و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چنان قطره‌ایی بر دریای مواج و پهناور است. یعنی امر به معروف و نهی از منکر این قدر اهمیت دارد.

حضرت آقا در بحث عوام و خواصش می‌فرماید جامعه نبوی و مدینه نبی بعد از ۵۰ سال به این رسید که مدینه شد منبع رقاص‌ها و جامعه بجایی رسید که سر حضرت امام حسین(ع) را بریدند و به اهل بیت ایشان به عنوان خارجی نگاه می‌کردند (از دین خارج شده).

در آخر پیام خاصی دارید؟

بعضی از آدم‌ها منبع خیر نیستند بلکه منشأ شر هستند و این‌ها را مردم می‌شناسند و در هر محله‌ایی هم هستند. یک سری اشرار داریم که اشرار یقه سفید هستند؛ یعنی ظاهر خیلی موجه و اتفاقاً شعارها انقلابی دارند و در خیلی از مجالس مذهبی هم ممکن است حضور داشته باشند و به تعبیر قرآن که می‌فرماید: «یا أیّها الذین آمنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون» برای چه به شعاری که می‌دهید عمل نمی‌کنید. قرآن مواخذه می‌کند. وقتی با این اشرار یقه سفید برخورد می‌شود کار خیلی سخت است. کار حضرت علی(ع) و امام حسن(ع) در همین جا گره خورد. می‌خواستند که تبیین کنند احکام اسلامی را ولی اشرار یقه سفید آمدند وسط با اسم دین و با اسم شریعت؛ با پوشش خیلی خوب با زبان خیلی چرب با دستان گشاده با روی متبسم و با ظاهر شرعیت و دست به یقه شدند با حضرت. اینجا کار سخت می‌شود.

امام علی(ع) می‌فرماید: حق را شناسایی کنید سپس اهلش را شناسایی کنید. هرکس امانت‌دار بود در بیت‌المال، هر کس حقوق مردم را رعایت کرد؛ هرکس متشرع به احکام شرعیت درظاهر و باطن بود و صلاحیت انجام کار را هم داشت ما او را می‌پذیریم.

منبع: دو هفته نامه مبشر صبح

  1. نویسنده دیدگاه: خسته از بیعدالتی
    بهمن ۱۶, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۱:۵۷

    سلام سخن این برادر عزیز کاملا با حقیقت منطبق است از شما به عنوان یک رسانه مسوول انتظار داریم در همین شبکه بهداشت شهرستان دلفان تحقیق نمایید که ایا به جز اقوام … شبکه انهم از هر خانواده بین دو یا سه نفر و غیر مرتبط باکار بهداشتی در این سالهای اخیر کسی استخدام شده است !!! اگر سری به شبکه بهداشت و بیمارستان بزنید با اداره ای خانوادگی بنام … مواجه می شوید که متاسفانه این ظلم بنام ولایتمداری صورت گرفته است.

  2. نویسنده دیدگاه: بنده خدا
    آذر ۱۳, ۱۳۹۴ در تاریخ ۱۷:۰۷

    با سلام و تشکر، بنده حاج آقای ابراهیمی و خانواده اش را از نزدیک می شناسم و به پاکی و پاکدستی این نیروی حزب الهی ایمان دارم. ای کاش افرادی مثل ایشان که شجاع و امین هستند در راس مخازن مالی این کشور قرار می گرفتند تا شاهد هدر رفتن بیت المال نباشیم. اما حیف که اینگونه افراد همواره از اشغال جایگاه ها تفره می روند.به هر حال از سایت خوب شما هم بخاطر انتشار اینگونه اخبار که باعث ترویج روحیه عدالت خواهی می شود سپاسگذار هستم.

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار