سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 25779
تاریخ انتشار: ۳ اسفند ۱۳۹۲
تعداد نظرات: . نظر
خانه » آخرین عناوین » بازخوانی اندیشه «عقل منفصل» رئیس‌جمهور درباره توسعه و هشدار رهبر انقلاب؛
Print This Post

چه کسی در دو دهه گذشته، پیشرفت کشور به بهای خدشه دار شدن استقلال ایران را تئوریزه کرده است؟

 رجانیوز – امیرحسین ثابتی: تحولات چندماه گذشته در عرصه سیاسی کشور و انتخاب دکتر حسن روحانی به عنوان رییس جمهور جدید، موجب طرح بیش از پیش دیدگاه های مختلف درباره راه های پیشرفت کشور بوده است.

 به گزارش رجانیوز، در این میان عده ای معتقدند مسیر پیشرفت کشور نه از راه تکیه به خارج  و یا الگو گیری صرف از توسعه غرب، بلکه از طریق افزایش قدرت درونزا، تقویت اقتصاد ملی و به حداقل رساندن آسیب پذیری کشور از اقتصاد جهانی و تحریم هاست و در مقابل عده ای نیز معتقدند اولویت اصلی برای پیشرفت کشور افزایش تعامل با جهان غرب، طلب کمک از آنها برای تقویت اقتصاد داخلی و در یک کلمه اولویت دادن به خارج به جای داخل، برای پیشرفت کشور است.

 در همین راستا یکی از افرادی که بازخوانی آثار مکتوب وی به خوبی نشان می دهد طرفدار دیدگاه دوم است و برای پیشرفت کشور راهی جز ارتباط با غرب حتی به قیمت خدشه دار شدن استقلال کشور نمی شناسد «محمود سریع القلم» استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی است؛ فردی که حتی می توان از او به عنوان «نماد» دیدگاه دوم در داخل کشور یاد کرد، لذا بازخوانی مختصر آرا و افکار وی در این باره ضروری است.

 سریع القلم فردی نیست که چارچوب ها و خطوط قرمز دیپلماسی در جمهوری اسلامی را نشناسد و آنچنان که در آثار مکتوب و مواضع شفاهی وی نیز مشخص است، به خوبی می داند که رابطه ایران و امریکا هیچ گاه نمی تواند حالت «عادی» به خود بگیرد، چرا که به تصریح وی مساله اصلی مساله ایران و امریکا نیست، مساله اصلی «اسراییل» و نوع نگاهی است که امریکایی ها به منافع اسراییل دارند.

 سریع القلم همانطور که در بخش چهارم کتاب معروف خود به نام «عقلانیت و توسعه یافتگی ایران» توضیح می دهد؛ امریکایی ها به هیچ عنوان حاضر به رویگردانی از منافع اسراییلی ها و زیر پا گذاشتن خطوط قرمز رژیم صهیونیستی نیستند و از این رو، تصور رابطه ایران و امریکا به یک رابطه عادی تصوری خام و ناشی از نشناختن جهان معاصر است. وی حتی در بخشهای دیگری از کتاب خود تصریح می کند که هیچ گاه نزاع غرب و شرق پایان نخواهد داشت اما باید کیفیت و چگونگی آن را مدیریت کرد اما با این حال در ادامه با مواضعی متناقض، بر ضرورت گسترش رابطه ایران و غرب به بهای توسعه کشور تاکیدات مکرر و ویژه ای دارد. سخنانی که عملیاتی کردن آنها به معنای خدشه وارد شدن به «استقلال» و «قدرت درونزای یک کشور» خواهد بود و پیشرفت را در گرو رابطه و طبیعتا وابستگی هر چه بیشتر به غرب و دست کشیدن از آرمان ها و اصول انقلاب تلقی می کند.

 

 به عنوان مثال وی در فصل هفدهم این کتاب ضمن تشریح دیدگاه خود در این باره، بر «لزوم عدم تقابل با غرب» تاکید کرده و می نویسد: «حال که استقلال سیاسی داریم از غرب برای داخل خود استفاده کنیم. نگاه و رهیافت مبارزه ای با غرب، هیچ فایده ملموسی برای شکوفایی مسلمانان ندارد بلکه پول و منابع مسلمانان را صرف حفظ امنیت داخلی آنها خواهد کرد.»

 وی در ادامه بدون اشاره به درگیری ها و تقابل طلبی غربی ها با ایران، ظاهرا ریشه تقابل طرفین را در رفتار خود ایرانی ها خلاصه می کند و می نویسد:

 «تفکر تقابلی فقط یک فایده روانی دارد آن هم اینکه ناراحتی های تاریخی ما از غرب را مرهم می بخشد! روان تاریخی ما لذت می برد از اینکه اکنون هرچه می خواهیم به آنها می گوییم اما این کار عاقلانه نیست. غرور کاذب برای حل و فصل مسایل جاری یک ملت فایده ای ندارد.»

 سریع القلم در ادامه راه پیشرفت کشور را نیز تجویز کرده و ضمن تاکید بر حل مشکلات کشور بوسیله رابطه با غرب، می نویسد:

 «نگاه تقابلی به غرب، حکم مسکن را دارد و درمانی دراز مدت و نهادینه برای مشکلات ما نیست … مهم ترین صحنه ای که ما می توانیم در آن با غرب کار کنیم، سامان وضع دنیایی است … اصل کارآمدی و مشتقات کارآمدی در مغرب زمین است. تنها در سایه کارآمدی است که می توان مسایل نسل جدید را حل کرد و اقتصادی سالم را به ارمغان آورد … مبنای قدرت اقتصادی است و اقتصاد نیز نزد غربیان است. بدون آنها نمی توانیم به صورت عمیق و تکنولوژیک در صحنه اقتصاد منطقه ای و جهانی وارد شویم. کیفیت نزاع و مصحلت اندیشی دراز مدت بعضا ممکن است در جابه جایی اصول (!) شرایط نوینی ایجاد کند. ما به دنیای بیرونی نیاز به صلح داریم تا بتوانیم داخل خود را سامان دهیم. ما به موجب شرایط خاص داخلی خود و رسالت تاریخی نظام سیاسی ناچاریم به لبخندهای مصنوعی با دنیای بیرونی مبادرت ورزیم.»

 وی در بخش دیگری از این کتاب نیز نکاتی را مطرح می کند که مقدمه آن، این تصور است که در حال حاضر غربی ها رفتارشان نسبت به ایران عوض شده و این ما هستیم که باید با یک گذشت ساده بابت جنایات آنها، روابط عادی با غرب را از سر بگیریم:

 «غرب در خاورمیانه فوق العاده بد عمل کرده است و سابقه غیر اخلاقی به جای گذاشته است. ولی ما ضمن اینکه این روش را محکوم می کنیم نباید همیشه در گذشته زندگی کنیم! از گذشته باید پند گرفت و در شرایط فعلی زندگی کرد.»

 سریع القلم در فصل بیست و سوم کتاب مورد اشاره نیز ضمن بیان اینکه کشور در حال حاضر دارای استقلال است اما ناکارآمد است و برای رفع این ناکارآمدی و پیشرفت، باید با غرب رابطه داشت می گوید:

 «همین کسانی که در شرایط کنونی مدیران کشورند استقلال سیاسی ایران را به ارمغان آورده اند. یعنی نسلی هستند که مبارزه کرده اند با توجه به اینکه در زمان قاجار و پهلوی سفارت های روس و انگلیس و امریکا کشور را مدیریت می کردند، ایران بعد از انقلاب به لحاظ سیاسی مستقل بوده است. به عنوان یک ایرانی در شرایط فعلی خیلی باید خرسند باشیم. هر چند جامعه ما یک جامعه ناکارآمد است که این ناکارآمدی را خود ایرانی به وجود آورده است.» و این در حالی است که وی در بخش دیگر تاکید می کند: «کسی که جوانی اش را مبارزه کرده و همیشه در سیاست بوده و بعد از انقلاب نیز در سعی و تلاش برای حفظ آنچه برایش مبارزه کرده بوده است، به هیچ وجه نمی تواند تعامل با دشمن سابق خود را بپذیرد.»

 نکته جالب توجه آنکه سریع القلم در ادامه همین مبحث در پاسخ به این سوال که «در مورد مقوله استقلال، عده ای معتقدند که نگاه سنتی به مفهوم استقلال بسیاری از دستاوردهایی را که می تواند برای یک جامعه ایجاد شود از بین می برد و علت برخی ناکارآمدی ها نیز همین نگاه ناقص و سنتی به مفهوم استقلال است» پاسخ مثبت می دهد، هرچند تلاش دارد تا با ارائه یک مفهوم غلط و اشتباه از تعبیر کلیدی «استقلال» سخن خود را به کرسی بنشاند و این گزاره غلط را به مخاطب ارائه کند که پیشرفت واقعی کشور تنها در گرو رابطه با غرب و حتی خدشه وارد شدن به استقلال یک کشور است.

 این در حالی است که  رهبر معظم انقلاب چندی قبل در دیدار 19 بهمن خود با فرماندهان ارتش با هشدار نسبت به همین دیدگاه خطرناک نسبت به پیشرفت کشور، از کسانی سخن گفتند که در داخل ایران از پیشرفت به بهای خدشه دار شدن استقلال ملت حرف می زنند.

 رهبر انقلاب در بخشی از سخنان خود در این دیدار، همچون چند سخنرانی اخیر دیگر که بر مفهوم «استقلال» کشور تاکید ویژه ای دارند، اظهار داشتند: «دستگاه‌هاى تبليغاتى اينها (دشمن) به كار مى‌افتند براى اينكه ملّتها را از استقلال روگردان كنند؛ اين‌جور تبليغ ميكنند كه استقلال سياسى كشورها يا استقلال فرهنگى و اقتصادى كشورها با پيشرفت كشورها منافات دارد. ميشنويد اين حرفها را، آن كسانى كه با تبليغات جهانى آشنايى دارند، ميشنوند؛ در دنيا به‌عنوان اتاقهاى فكر، به‌عنوان حرفهاى فيلسوفانه، اين مطالب را پخش ميكنند، كسانى هم در داخل كشورها – از جمله داخل كشور ما – همين حرفها را از طرف آنها منتشر ميكنند، كه يك كشورى اگر بخواهد در مجموعه‌ى كشورهاى پيشرفته‌ى دنيا قرار بگيرد، چاره‌اى ندارد جز اينكه از ميل استقلال‌خواهى فرو بكاهد، ميل به استقلال را در خود كم كند؛ والّا با هم نميسازد كه يك كشورى بخواهد مستقل باشد، بخواهد صرفاً بر روى منافع خود تكيه بكند، و در عين حال جزو منظومه‌ى پيشرفت جهانى هم قرار بگيرد. خب، اين حرف حرف كاملاً غلط و ساخته‌وپرداخته‌ى كسانى است كه با استقلال كشورها مخالفند.»

  لذا توجه به عملکرد کلان دولت یازدهم در طی 6 ماه گذشته و توجه بیش از اندازه به خارج از کشور برای بهبود اوضاع اقتصاد داخلی و چشم داشتن به رفع تحریم ها به جای توجه به ظرفیت های درونی، به خوبی نشان می دهد ریشه این مدل اقدامات دولت جدید را باید در آرا و اندشه های محمود سریع القلم مشاور آقای روحانی جستجو کرد.

 

هر چند اخیرا حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی رییس جمهور با ارسال نامه ای به رییس سازمان صدا و سیما اعلام کرده است که وی هیچ گاه مشاور رییس جمهور نبوده است اما این واقعیت غیر قابل انکار است که نه تنها تا چند روز قبل از وی در بسیاری از رسانه های حامی دولت به عنوان مشاور اصلی حسن روحانی یاد می شد بلکه اثرگذاری وی بر شخص رییس جمهور و بسیاری از اقدامات کلان دولت یازدهم فراتر از یک مشاور بوده است، بلکه باید از وی به عنوان «عقل منفصل» حسن روحانی یاد کرد چرا که مصادیق دیگری نیز نسبت به اثرگذاری های عینی اندیشه های سریع القلم بر شخص رییس جمهور جود دارد که از جمله آنها می توان به اصرار آقای روحانی بر بازگشایی گره های اقتصادی کشور بوسیله نزدیک شدن با غرب، حضور وی در اجلاس داووس و دعوت از سرمایه داران خارجی برای حضور در ایران، تاکید رییس جمهور بر آموزش حقوق شهروندی به دانش آموزان و … اشاره کرد. 

حال بهتر می توان هشدارهای اخیر رهبر معظم انقلاب را تحلیل کرد؛ اینکه یک استاد دانشگاه چنین نظریاتی در باب پیشرفت و استقلال کشور داشته باشد جای تاسف دارد اما خطرناک بودن این نوع نگاه زمانی خود را بیشتر نشان می دهد که همین فرد به مثابه «عقل منفصل» یک دولت در نظام جمهوری اسلامی ایران عمل کند. ادعایی که برای فهم صحت و سقم آن فقط کافی است برخی از مواضع و رفتارهای رییس جمهور در ماه های گذشته آغاز به کار دولتش تا کنون را مرور کنیم

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار