سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 4070
تاریخ انتشار: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
تعداد نظرات: ۲ نظر
خانه » اخبار برتر » روزی به نام کارگر اما به کام…
Print This Post
به بهانه ی روز کارگر؛
سرویس اجتماعی؛امیرحافظ:همیشه صحنه‌های دلتنگ کننده شهرم را که از ذهنم می‌گذرانم شاید اولین تصویر دیدن کارگرانی باشد که برای به دست آوردن لقمه‌ای نان در میدان اصلی شهر گردهم می‌آیند، ...

سرویس اجتماعی؛امیرحافظ:همیشه صحنه‌های دلتنگ کننده شهرم را که از ذهنم می‌گذرانم شاید اولین تصویر دیدن کارگرانی باشد که برای به دست آوردن لقمه‌ای نان در میدان اصلی شهر گردهم می‌آیند، البته این تصویر را فقط افرادی می‌توانند ببینند که کمی سحرخیز باشند چرا که از ساعت 6 تا 8 صبح بیشترین تعداد کارگران در حول میدان اصلی شهر جمع شده اند و پس از این ساعت برخی ناامید از به دست آوردن لقمه‌ای نان راهی خانه‌های خود می‌شوند تا رنج بیکاری آن روز را به دیگر رنج‌هایی که هیچ گاه تمامی ندارند پیوند بزنند.

راستی به این فکر کرده اید که آیا بعضی از مسئولان شهرمان این تصویر را دیده اند یا نه ؟
البته بعید است چرا که برای دیدن این تصاویر باید سحرخیز بود؛ دلم برای آن مسئولان می‌سوزد که نمی‌توانند اول صبح این تنازع بقای کارگران را در میدان امام خمینی نورآباد ببینند آخر آنها مدیر هستند؛ یا با ماشین اختصاصی به محل کارشان می‌روند و یا آن وقت روز هنوز…


رنج‌های قشر کارگر تمامی ندارد رنج‌های بیشماری که از بدو تولد با آنها همراه است و هیچ وقت پایان ندارد. کارگران بیکاری که برای بیکار نماندنشان هر روز اول صبح شال و کلاه می کنند تا شاید حداقل برای آن روز لقمه نانی به دست آورند.
اگر کمی پای درد و دل این افراد بنشینید حرف‌های بسیار جالبی را خواهید شنید، از اظهار نظر در مورد دلایل افت قیمت سکه و طلا در روزهای اخیر گرفته تا دلایل کناره‌گیری گواردیولا از بارسلونا نظر خواهند داد و حتی می دانند آخرین تحولات سوریه به چه شکلی خواهد بود؛ انگار مشکل اصلی خودشان را فراموش کرده اند آخر از هجوم فکرهای خانمان برانداز پناه برده‌اند به این سرگرمی‌ها.

آخر اینقدر بیکاری های خودشان را در پای تلویزیون‌های 21 اینچ سامسونگ و ال جی سپری کرده‌اند و اینقدر اظهار نظرهای کارشناسان سیاسی و اقتصادی و ورزشی را گوش داده‌اند که خودشان یک پا کارشناس مسائل شده‌اند، البته تصویر دیگری که در شهر من می‌شود دید زمانی است که مسئولی به شهر می‌آید، همین افراد آنچنان برای استقبال از او با شور شوق آماده می‌شوند که نه تنها آن مسئول که حتی خود آن افراد یک آن فکر می‌کنند افراد این شهر همه چیز دارند و هیچ مشکلی در این شهر وجود ندارد.
کارگرهای شهر من حتی نمی خواهند بدانند که روزی در تقویم وجود دارد بنام روز کارگر.

آنها نمی خواهند بدانند در این روز نه تنها در ایران بلکه در همه جای دنیا توجه بیشتری به مطالبات کارگران می شود و نمی خواهند بدانند آیا کارگران بیکار نیز جز آمار کارگران به حساب می آیند و یا چون بیکارند از این جامعه هم محرومند.
نمی دانم کارگران به این فکر کرده اند که خودشان که این همه صبوری دارند و این همه پای حرف‌های مسئولان از تلویزیون و .. می‌نشینند آیا مسئولان نیز گوش‌هایی برای شنیدن مشکلات شان حداقل یک روز در سال دارند…آیا از وجود مشکل بیکاری در شهری همچون نورآباد باخبرند و یا اصلاً نورآباد را … .
چه کسی خبر دارد که تا کنون جلسه ای برای رفع معضل بیکاری استان در استانداری تشکیل شده باشد؟ چه کسی خبر دارد که تا به حال چند بار به مطالبات کارگران توجه شده است؟

زدن این حرف‌‌ها و نیز مشغول شدن به وعده وعید‌های مسئولان همه مسکن‌هایی هستند که مقطعی عمل می‌کنند، با وجود این خیل گسترده بیکاری در استان لرستان و شهرستان دلفان باید به فکر راهکارهایی اساسی بود چرا که اگر می‌خواهیم از فقر، محرومیت و بسیاری ناهنجاری‌های اجتماعی دیگر دور باشیم باید برای اشتغال این افراد چاره ای اندیشید.
نمیدانم که مسئولان ما تا به حال این زحمت را به خود داده اند که به فکر ارائه راهکارهایی برای برون رفت از این مشکلات باشند یا… .
آیا فکر کرده اند با راهکارهای ساده ای می توان مشکل بیکاری کارگران ساختمانی نورآباد را که کم هم نیستند حل کرد؟ آیا با توجه به تخصص این افراد در زمینه‌های ساخت و ساز مسکن نمی توان زمینه اشتغال این افراد را در مسکن‌های مهر نورآباد فراهم آورد؟ (ولی اینقدر پروسه مسکن مهر نورآباد به کندی پیش می‌رود که به نظر می‌رسد ساختشان در نورآباد 99 ساله باشد و نه فروششان)
آیا نمی شود با تشکیل شرکت‌های پیمانکاری از کارگران و بستن قراردادهای کاری با شرکت‌های بزرگ ساختمان سازی برای تأمین نیروی انسانی، گام کوچکی برای این قشر محروم برداشت؟
هنوز هم برای برآورده کردن رفع مشکل این قشر ارزشمند و کم توقع دیر نیست.

  1. نویسنده دیدگاه: اریا
    اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۵:۲۵

    از اینکه یه نفر هست که به فکر قشر محرم جامعه هست جای امید ی دارد واقعا جای این افراد در میان مسولان شهر خیلیییییی خالی ست

  2. نویسنده دیدگاه: سعید
    اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۵:۳۳

    بله جناب امیر حافظ خوب گفتی اخه مسولان شهر که بیکار یا کار گر نبوده که بفهمند بیکاری چه کارها که نمیکند من پدرم کارگر است وقتی دستهای پینه بسته ی پدرم را میبینم از خودم بدم میایداخه چرا باید پدر م همیشه صورتش کبود باشد چرا باید در ماه رنگ میوه را به خودمان نبینیم رنگ گوشت که دیگر هیچ شهر مان شهر شعار است وبس اگه من مسولیتی در این شهر میداشتم بااین همه پتانسلی که شهرمان دار د نباید این همه بیکار داشته باشد فقط خدا حق مارو از این مسولین بگیرد

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار