سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 42740
تاریخ انتشار: ۳ آذر ۱۳۹۳
تعداد نظرات: ۵ نظر
خانه » اخبار برتر » تهدید منابع آبی دشت خاوه به دلیل برداشت بی رویه
Print This Post
فرماندار دلفان؛

متاسفانه به سبب کشت بی رویه محصولات آب دوست، منابع آبی این شهرستان مورد تهدید جدی قرار گرفته است .

به گزارش سلام دلفان – دکتر باقری فرماندار شهرستان دلفان افزود: به دلیل برداشت بی رویه محصولات آب دوست، منابع آبی دشت خاوه تهدید می شود .علی باقری افزود: اقتصاد شهرستان دلفان بر پایه کشاورزی استوار است و شغل اکثر مردم این شهرستان کشاورزی است.ب

وی اظهار داشت: خشکسالی ها و کاهش نزولات جوی در شهرستان دلفان موجب کاهش سطح سفره های آب زیر زمینی دشت غنی خاوه شده است .

فرماندار دلفان بیان داشت: متاسفانه به سبب کشت بی رویه محصولات آب دوست منابع آبی این شهرستان مورد تهدید جدی قرار گرفته است .

این مسوول در خصوص کشت بی رویه سیب زمینی طی چند سال اخیر هم ادامه داد: در سال های اخیر محصول سیب زمینی بیش از حد نیاز دشت خاوه و شهرستان دلفان و بیش از حد توان اراضی کشت می شود و این موجب نگرانی است .

‘باقری’ ادامه داد: امسال بیش از 30 هزار تن سیب زمینی از اراضی خاوه برداشت و روانه بازار شده است در حالی که این میزان خیلی بیشتر از نیاز موجود به این محصول است .

وی اظهار داشت: نکته دیگری که در ارتباط با کشت سیب زمینی در منطقه خاوه باعث نگرانی شده این است که اغلب زمین های زیر کشت این محصول به دلیل بی تخصصی ساکنان به کشاورزان غیربومی اجاره داده و از سوی آنان کشت می شود .

نماینده عالی دولت در شهرستان دلفان خواستار برنامه ریزی مناسب برای استفاده مطلوب از منابع آبی و کشت محصولات جایگزین در دشت خاوه شد.

 

منبع: ایرنا

  1. نویسنده دیدگاه: مهندس کشاورزی
    آذر ۳, ۱۳۹۳ در تاریخ ۱۸:۵۷

    خوبه آقای فرماندار فهمیدند چه بلایی بر سر زمین های منطقه خاوه وچواری می آید .
    یک روز جهت بایدید از یکی از مزارع منطقه چواری رفتم با کمال تأسف متوجه سم های بسیار قوی شدم که مقاومت زمین را از بین می برند وچون غیر بومی هستند هیچ ملاحظه ای نمی کنند این سم های مهلم اکوسیستم منطقه را نابود وحتی باعث مسموم شده آبهای زیر زمینی می شوند که باعث انواع واقسام سرطانهای بسیار کشنده می شوند کاش جناب فرماندار می فرمودند که چه تدابیری برای جلوگیری از این روند اندیشیده اند این روند سال هاست در استان اصفهان ممنوع می باشد

  2. نویسنده دیدگاه: مهندس راه وطرق
    آذر ۷, ۱۳۹۳ در تاریخ ۲۲:۰۹

    باسلام خدمت آقای باقری چرا این همه چاه غیر مجاز در منطقه خاوه حفر شده و اصلا کسی ناظر بر کار انها نیست واقعا مسولین این همه کشت آنهم به صورت وسیع که با این چاههاابیاری میشوند را نمیبینند؟؟؟؟؟؟؟؟ از بایر چراغ تمام دشت خاوه معلوم است یا چشم مسولین ضعیف است!!!!!!! یا خدای نکرده زبانم لال چشم خود را به روی آنها میبندند.

  3. نویسنده دیدگاه: احمد فتحی
    دی ۱۲, ۱۳۹۳ در تاریخ ۰۳:۰۱

    چگونگی جای گرفتن «آرسنیک» در منابع آبهای زیر زمینی شهرهای اطراف معادن مس
    « قابل توجه هیدروژئولوژیست ها»
    ذهنیت عجیبی در مورد ترکیبات محلول بعضی از عناصر در منابع آبهای زیر زمینی داریم و فکر می کنیم چون نمکها و ترکیبات اینگونه عناصر قابل حل شدن در آب هستند بنابراین از سطح زمین یا مناطق اطراف توسط باران و یا سیلابها شسته و به درون لایه های زمین و به سمت و سوی منابع آبهای زیرزمینی رانده شده اند و یا در درون زمین از لایه ای به لایه های دورتر کوچ کرده اند !
    اهل فنی در مورد مزمت برداشت بی رویه از چاههای آب می گفت :
    اگر چاههای شیرین سطح آبشان پائین رود ، هجوم نمکها باعث شور شدن آب این چاه می شود !
    کاملاً درست است که اگر سطح آب چاهها پائین رود ، آب این چاهها شور می شود ولی این قضیه هیچگونه ارتباطی با هجوم آبهای شور مناطق اطراف ندارد .
    آبهای زیر زمینی در مقطعی از تاریخ زمین و همزمان با شکل گیری دریا ها و اقیانوسها و به شیوه سنتز هسته ای از ضدماده مرکز زمین بوجود آمده اند و به زیر پوسته جامد زمین و با فشار تزریق شده اند و در این پیدایش ، عناصر املاح آب هم به همین کیفیت و در همین زمان بوجود آمده و در منابع آبهای زیر زمینی محلول شده اند منتها اسقرار این املاح در منابع بر اساس مولاریته صورت گرفته یعنی هر چه جرم ملکولی نمک در واحد لیتر بیشتر بوده در قسمت های تحتانی لایه اشباع زمین جای گرفته و هر چه از اعماق به سطح این آبها نزدیکتر شویم املاح سبکتری وجود دارد تا اینکه در سطح این آبها ، آب بدون املاح است وکاملاً شیرین می باشد.
    این چگونگی و ساختار و شکل گیری منابع آبهای زیر زمینی است و زمانی در یک زمین بکر و دست نخورده چاه عمیقی حفر می شود مُسلم است که در ابتدای برداشت ، آب این چاه فوق العاده شیرین است ولی به مرور و در اثر برداشت بی رویه ، آبهای سطح که بدون املاح و شیرین هستند خارج می شوند و نوبت به لایه آب پائین تر که محتوی املاح سدیم است می رسد که می گوئیم آب چاه شور شده است مع الاسف باز به استخراج آبهای شور هم ادامه میدهیم تا برخورد می کنیم به آب تلخ و یا املاح سنگین تری مانند آرسنیک و غیره…
    شاید در اینجا منتقدی سوال کند که در منطقه ای که منابع آب شیرینی دارد ، چاهی بسیار عمیق با ژرفای مثلاً دویست و پنجاه متر حفر شده است که عمق انباشتگی آب آن دویست متر است و الکترو پمپی در کف این چاه ، آب را پمپاژ می کند حالا علیرغم اینکه آب از اعماق بسیار زیاد زمین پمپاژ می شود ،چرا بر خلاف گفته شما آب کف این چاه شور و تلخ و املاح دار نیست و کاملاً شیرین است ؟!
    در جواب باید بگویم :
    انباشتگی آب این چاه به صورت استوانه ای به قطر حلقه چاه مثلاً یک متر و به ارتفاع دویست متر است که حجم آب آن می شود 157000 لیتر و چون وزن مخصوص آب ، یک است بنابراین می توانیم بگوئیم فشار آب کف این چاه 157000 کیلو بر 7850 سانتیمتر مربع مساحت کف چاه است که در ادامه محاسبه مشخص می شود فشار آب بر کف این چاه برابر با 20 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع می باشد حالا :
    آیا چنین فشار آبی در کف چاه اجازه ورود آب املاح دار اعماق زمین به بدنه متخلخل دیواره پائین چاه را میدهد که وارد الکتروپمپ شوند ؟!
    بنابراین نمونه برداری از عمق های مختلف یک چاه برای آنالیز املاح آن عملی غیر ممکن است ونمی تواند واقعیت گوی املاح عمق های مختلف منابع آبهای زیر زمینی باشد.
    آبهای اعماق زمین به درون چاه نفوذ نمی کنند بلکه آبهای شیرین و بدون املاح سطوح بالائی هستند که با نفوذ و ریزش به درون چاه میزان تخلیه آب توسط الکتروپمپ را جبران و جایگزین می کنند و زمانی که لایه آب شیرین تمام شود آنوقت است که آب شور در سطح قرار می گیرد و به درون این چاه نفوذ می کند و…
    اگر آب چاههای مناطقی مانند رفسنجان شور شدند دلیل آن تاراج آبهای شیرین سطح منابع بوده است و اگر این روزها آبهای شور هم در آنجا تلخ شده اند دلیلش این است که به آبهای شور یعنی سطح دوم منابع آبهای زیرزمینی آنجا هم رحم نشده است و به املاح خطرناک و سنگین تری رسیده اند که اگر باز هم ادامه یابد به مرحله برداشت آبهای سنگین خطرناک و رادیواکتیو دوتریوم خواهند رسید که شک ندارم آبهای تلخ کنونی مقدار متنابهی دوتریوم به همراه دارند به همین خاطر است که این آبها باعث خشک شدن درختان و یا تلف شدن دام می شوند.
    عنصر « آرسنیک » با عدد اتمی33 که اتم آن 33عدد پروتون را در درون خود جای داده ، به علت سمی بودن و ایجاد عوارض های مختلف بیماری زا ، معضل کنونی منابع آبهای زیر زمینی مخصوصاً آبهای شُرب است بخصوض که در این اواخر میزان آن در این منابع از حد مجاز بسیار بالاتر رفته است .
    این عنصر در تناوب چهارم و گروه 15 جدول مندلیف قرار دارد .
    می گویند عناصر هم گروه که دارای تعداد الکترونهای آخرین مدار یکسانی هستند تقریباً خواص شیمیائی مشابه ای دارند ولی به نظر می رسد عناصر هم تناوب هم به علت یکسان بودن تعداد مدار الکترونی ، تشابه ای را به خود اختصاص داده اند که یکی از آنها یکسانی شرایط سنتز و بوجود آمدن بوده است.
    مثلاً مس عنصر شماره29 جدول مندلیف را با آرسنیک عنصر شماره 33 را در نظر می گیریم .
    هر دو دارای چهار مدار الکترونی هستند فقط مس در مدار آخری یعنی مدار چهارم ، 1الکترون دارد و آرسنیک در مدار آخر یعنی مدار چهارم دارای 5 الکترون است .
    این دو عنصر در زمان سنتز شدن و بوجود آمدن شرایط نزدیک به هم داشتند منتها مس با بهم پیوستگی 29 پروتون ، اتم مس شد و آرسنیک با به هم پیوستگی 33 عدد پروتون اتم آرسنیک گردید .
    اینجاست که در هر منطقه ای که معدن مس وجود داشته باشد رد پای آرسنیک هم وجود دارد و این موضوع بر می گردد به یکسان بودن شرایط سنتز این دو عنصر در زمانهای گذشته دور زمین .
    منابع آبهای زیرزمینی شهرهای پیرامون مجتمع مس سرچشمه و معدن مس میدوک از قبیل رفسنجان ، انار ، بردسیر و تعدادی شهر دیگر دچار آلودگی بیش از حد مجاز آرسنیک شده اند بطوریکه بسیار باعث نگرانی شده است .
    حس کرده اند که آرسنیک با مس مجاورت و نزدیکی تنگاتنگی دارد بر همین اساس وطبق ذهنیات همیشگی انحلال و نفوذ پذیری این عنصر آرسنیک به درون زمین و آلودگی منابع آبهای زیر زمینی ، مجتمع مس سرچشمه را در زیر لبه تیغ اتهامات قرار داده است و معدن مس را باعث این آلودگی زیست محیطی می شناسند در صورتیکه مس در این قضیه فقط تشابه شرایط سنتز و بوجود آمدن را با عنصر آرسنیک دارد و بهیجوجه مقصر نیست .
    مقصر اصلی حرص و طمع انسان در برداشت بی رویه از منابع آبهای زیرزمینی این مناطق است که باعث شده لایه آبهای سبک و شیرین استخراج شود و سطح آبها آنقدر پائین برود که به لایه املاح ارسنیک برسد.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی »

  4. نویسنده دیدگاه: احمد فتحی
    بهمن ۱۹, ۱۳۹۳ در تاریخ ۱۲:۴۹

    صاعقه و آتشفشانها
    فوران ماگما از دهانه کوههای آتشفشانی با برخورد رعد وبرق و صاعقه های بسیار شدید وهمچنین رگبار باران همراه است بطوریکه رقص رگه های نور صاعقه ها بخصوص در نزدیکی دهانه آتشفشانی جلوه خاصی به فوران می بخشد.
    هنوز نتوانسته اند جوابی بر این عملکرد طبیعت بیابند ودریابند این انبوه الکتریسیته چگونه در اطراف دهانه فوران کرده آتشفشانها تجمع می کند .
    اگر علت این امر مشخص شود تحول شگرفی در فیزیک و شناخت صاعقه ها و ابرها خواهد بود و موثر ترین کاربرد حیاتی این شناخت هم باران زائی ابرها می باشد که بر همین مبنا جا دارد متخصصین امر و دانشمندان با دقت این مطلب ارائه شده را بررسی کنند.
    فقط خواهشمندم بدون ناراحتی و بدون هر گونه تعصب و وابستگی به آموخته های قبلی لحظه ای ذهن خود را از بعضی نظریات و تئوری های رایج علمی وارداتی پاک کنند تا این موضوع برایشان قابل هضم شود.
    نظریه وارداتی آهن و نیکل چگال درون زمین از واقعیت بسیار دور است ولی اگر بپذیریم که در این دنیای متضاد ، ستاره ای از جنس ضد ماده در درون زمین جای دارد آنوقت پرده کدر ابهام و ناشناختگی ها از جلو چشمانمان کنار خواهد رفت و واقعیت های هستی را به وضوح خواهیم دید.
    این ستاره ضد ماده درون سیارات و قمرهاست که نیروهای جاذبه ، دافعه و نیروی جاذبه الکتریکی آنها را بوجود می آورد.
    در کُره زمین هم بواسطه وجود ستاره ضد ماده درون آن ، سه نیرو حکفرماست :
    1 ـ نیروی جاذبه نیوتونی که ذرات اتمهای عناصر « ماده » ، کشش جذب به ضد ذرات خود یعنی ضد ماده درون زمین دارند.
    2 ـ نیروی دافعه که ضد ماده درون زمین از ستاره خورشید «که از جنس ضد ماده است» گریزان و باعث می شود که زمین به داخل خورشید سقوط نکند « نیروی دافعه را با ذکر آزمایشهای مختلفی معرفی کرده ام »
    3 ـ نیروی جاذبه الکتریکی ـ الکتریسیته ، جریان ذرات الکترونهاست و الکترونها هم بار منفی دارند. ستاره ضد ماده درون زمین « پوزیترونهای مثبت » هم تمایل شدیدی دارند تا الکترونهای جاری سطح زمین را به سوی خود جذب کنند اینجاست که می بینیم پوسته زمین الکتریسیته خواه است و الکتریسیته ابرها را می بلعد و صنعت برق از این خاصیت جاذبه الکتریکی زمین و بدون اطلاع از وجود نیروی مهم جاذبه الکتریکی ، بهره ها می برد که چاه اِرت و سیم اِرت یکی از کاربرد های این صنعت است « نیروی جاذبه الکتریکی زمین را هم بطور مفصل توضیح داده ام »
    فرق بین نیروی جاذبه نیوتونی با نیروی جاذبه الکتریکی زمین :
    در نیروی جاذبه نیوتونی ، قدرت کشش جذب ذرات اتمهای اجسام «ماده » به سوی ستاره ضد ماده درون زمین نیاز به واسطه انتقال یا حمل کننده ندارد و این نیرو در خلاء هم تأثیر گذار است ولی در نیروی جاذبه الکتریکی و رسیدن الکترونهای جاری به پوزیترونهای ستاره ضدماده درون زمین حتماً نیاز به حامل انتقال « سیم انتقال برق » از جنس رسانای الکتریکی ست و پوسته جامد زمین هم مانند سیم برق وظیفه انتقال الکتریسیته را انجام میدهد.
    بر این مبناست که هر چه ترکیبات پوسته جامد زمین منطقه ای از عناصر رساناتری تشکیل شده باشد مقاومت الکتریکی زمین آن منطقه کمتر و شدت الکتریسیته خواهی بیشتر خواهد بود که در اینگونه مناطق به علت سهولت تخلیه بار الکتریکی ابرها به درون زمین ، صاعقه ها زیادتر و بارندگی های بیشتری صورت می گیرد.
    تفاوت ماگما با گدازه :
    مواد درون زمین وقتی که به صورت مذاب فوران می کند ماگما نام دارد و زمانی که این ماگما در سطح زمین سرد و منجمد گردد ، گدازه می شود .
    تفاوت ماگما و گدازه در هدایت جریان الکتریکی آنهاست یعنی ماگمای مذاب مانند سیم اِرت ، رسانای الکتریکی یا هادی جریان برق بسیار قوی به اعماق درون زمین است و بخوبی می تواند ارتباط الکتریکی سطح زمین را با ستاره ضدماده درون زمین« پوزیترونها » برقرار کند انگار که یک کابل برقی به قطر دهانه آتشفشان از نوک قله آتشفشان به مرکز زمین و جایگاه پوزیترونها وصل شده باشد و مسلم است ماگمای در حال فوران این کوه چنان جاذبه الکتریکی پُر قدرتی را بوجود می آورد که اولاً ابرهای بار دار مناطق اطراف را به سوی جذب می کند و سپس بار الکتریکی آنها را به صورت رگه های صاعقه می بلعد و ابری هم که فاقد بار الکتریکی شود دیگر ابر نیست و قطرات آب می شود و مجبور است بارش کند به همین خاطر در زمان فوران آتشفشان و بروز صاعقه ، بارش رگبار باران هم در اطراف این کوه وجود دارد .
    قبلاً در یکی از مقالاتم توضیح داده ام ابرها بار الکتریکی خود را از ذرات نور خورشید بدست می آورند به همین علت در قطبین زمین صاعقه و بارندگی وجود ندارد در عوض هر چه از قطبین به خط استوا نزدیکتر شویم به علت چگونگی محور زمین و ماکزیمم تابش نور خورشید بر ابرها ، صاعقه ها بیشتر و بارندگی ها بیشتر می شود تا اینکه در نواحی خط استوا و مناطق حاره این صاعقه ها به بیشترین حد خود می رسند و بارندگی ها سیل آسا می گردند بطوریکه رودخانه های پر آب و جنگل های انبوه در این مناطق هستند.
    پس چگونگی موقعیت مکانی و مدار جغرافیائی استقرار ابرها در مقدار صاعقه ها و بارندگی ها موثر است.
    با این کیفیت باید گفت مقدار و شدت صاعقه بر فوران ماگمای آتشفشانها هم به دو عامل بستگی دارد :
    1 ـ شدت وقدرت فوران آتشفشان.
    2 ـ چگونگی موقعیت مکانی کوه فوران کرده آتشفشان از لحاظ مدار جغرافیائی یعنی اگر این کوه آتش فشان در خط استوا که ابرهای منطقه بی وقفه در معرض تابش نور خورشید هستند ، باشد دارای بیشترین صاعقه خواهد بود.
    بی مناسبت نیست که باز بگویم جنس ستاره درون زمین و درون سیارات ودرون قمرها ، جنس خورشید وهمه ستارگان و همچنین جنس کُره آتشین حاصل از انفجار هسته ای ، ضد ماده می باشد بر این مبنا در لحظه انفجار هسته ای و در لحظه چند ثانیه ای که کره آتش اتمی شکل می گیرد و نیروی جاذبه نیوتونی و نیروی دافعه و نیروی جاذبه الکتریکی آن بوجود می آید اگر آسمان منطقه انفجار مملواز ابر باشد صاعقه ها و بارش باران را تا کیلومترها در پیرامون کره آتش اتمی و محل انفجارخواهیم دید .
    نتیجه :
    اگر در ارتفاع کوههای مرتفع که سرشاخه آب سدها هستند صاعقه گیرهائی نصب شود که سیم اِرت رابط آنها به چاههای عمیق اِرت پائین دامنه وصل گردد ، در اثر تخلیه بار الکتریکی ابرهای آن منطقه ، بارش و بارانهای سیل آسا بوجود خواهد آمد.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی»

  5. نویسنده دیدگاه: احمد فتحی
    فروردین ۶, ۱۳۹۴ در تاریخ ۱۱:۴۱

    تأثیر « جذر و مَد » ماگمائی در زمین لرزها و زلزله ها
    بد نیست بدانیم که ماه ، این خواهر خوانده زمین ، این یار دیرینه و با وفا در زمان منظومگی زمین ، سیاره اش بوده و پس از ماجرای شکستش از خورشید که به عنوان سیاره ، اسیر منظومه شمسی شده است باز زمین را تنها نگذاشته و با نام قمر ، ندیم و همدم او باقی مانده است .
    تاکنون صحبت و حدیث های زیادی چه راست و یا چه دروغ پیرامون این چراغ آسمان گفته شده و بسیاری از وقایع زمین را به آن ارتباط داده اند ولی به یقین و با اطمینان می دانیم که علت جذر و مد پوسته جامد زمین و مخصوصاً بالا و پائین رفتن آب دریاها و اقیانوسهای سطح زمین نیروی جاذبه ماه می باشد و هیچگونه شک شبهه ای هم در این مورد وجود ندارد.
    ماه و زمین وسایر سیارات و قمرها ، ستارگانی از جنس ضد ماده هستند که جداره آنها در اثر سنتز هسته ای تبدیل به ماده شده است پس :
    ماه هم مانند زمین از دو فاز متضاد تشکیل شده است :
    1 ــ کُره ملتهب ضدماده درون .
    2 ـ جداره ماده که از عناصر مختلف تشکیل شده است.
    قبل از هر چیز باز بگویم که در طبیعت علاوه بر نیروی جاذبه ، متضاد آن یعنی نیروی دافعه هم وجود دارد یعنی این ذرات متضاد جهان هستند که نیروی های دافعه و جاذبه را بوجود می آورند بطوریکه ماده با ضد ماده ، نیروی جاذبه را می سازد و ضد ماده با ضد ماده باعث بوجود آمدن نیروی دافعه می شود.
    بنابراین دو جنس متضاد ماده و ضد ماده سازنده کُره ماه و کُره زمین ، دو نیروی متضاد جاذبه و دافعه بین آنها را بوجود می آورد.
    با این وضع ، سه نیرو بین زمین و ماه وجود دارد:
    1 ـ کُرات ضد ماده با یکدیگر نیروی دافعه را بوجود می آورند بنابراین کُره ضد ماده درون زمین با کُره ضد ماده درون ماه نیروی دافعه دارد و باعث می شود که ماه در اثر جاذبه کُره زمین بر روی زمین سقوط نکند.
    2 ـ بین پوسته و جداره ماده ماه با کُره ضد ماده درون زمین نیروی جاذبه وجود دارد و این نیروی جذب پوسته ماده ماه به درون زمین باعث می شود که ماه از محدوده مدار چرخش به دور زمین خارج نشود و فرار نکند .
    3 ــ باز بین کُره ضد ماده درون ماه با جداره ماده زمین نیروی جاذبه وجود دارد که باعث جذب پوسته زمین به کُره ضد ماده درون ماه می شود که عامل جذر ومد آبهای دریاها و اقیانوسهای زمین هم همین کُره ضد ماده درون ماه می باشد.
    دراینجا از ژرف اندیشان ،محققین و متفکرین سوالی دارم :
    وقتی که نیروی جاذبه ماه ،آبهای سیال وروان دریاها و اقیانوسها را به سمت خود بالا می کشد آیا ماگما یا مذاب سیال وروان زیر پوسته جامد زمین را به سمت خود بالا نمی کشد و این کشندگی ماگما « مدگرفتگی ماگما » به زیر پوسته جامد منطقه مدگرفتگی فشار وارد نمی آورد ؟!
    آیا تاکنون به این موضوع مهم که اثرات غیر قابل اغماضی نه تنها بر زلزله ها بلکه بر شرایط جوی هم دارد اندیشیده اید؟!
    ماه در مدار بیضی هر بیست و هفت ونیم روز یکبار به دور زمین می چرخد که فاصله نزدیکترین مکان آن به زمین « نقطه حضیض ـ فرود »356500کیلومتر و فاصله دور ترین آن به زمین« نقطه اوج ـ فراز »406700کیلومتر است .
    خورشید هم بر جذر و مد ها تأثیر گذار است و در اول هر ماه « هلال ماه» و همچنین چهاردهم هر ماه « ماه کامل یا بدر » ، خورشید و ماه و زمین در یک راستا قرار می گیرند بر همین اساس است که در این دو زمان در زیر پای ماه ، جذر و مد قوی بوجود می آید.
    قدرت جذر و مد به همین جا خلاصه نمی شود بلکه هر چه ماه در مدار بیضی خود به زمین نزدیکتر شود ، قدرت جذر و مد هم بیشتر می شود و زمانی این قدرت جذر و مد به بیشترین حد خود می رسد که ماه در کمترین فاصله به زمین« 365000کیلومتری» یعنی نقطه حضیضی رسیده باشد و اگر در این مکان حضیضی ماه به زمین ، خورشید و ماه و زمین در یک راستا باشند ، نهایت قدرت جذر و مد خواهد بود .
    وقتی که ماه در حالت بدر به کمترین فاصله به زمین می رسد «به نقطه حضیض می رسد » ، درخشان تر و بزرگتر از همیشه دیده می شود که به این حالت ، ماه افروختگی یا اَبرماه می گویندکه هر 412روز یک بار این اتفاق می افتد و دراین لحظه قدرت جاذبه ماه در جذر ومد ها به ماکزیمم خود می رسد .
    بنابراین در زمان هلال اول ماه و در زمان ماه کامل یا بدر و مخصوصاً در زمان ماه افروختگی ، قدرت جذر ومد بسیار بالاست .
    همیشه جذر و مدها را با آب دریاها و اقیانوسها دیده ایم اینک جذر و مد را با ماگمای مذاب و سیال زیر پوسته جامد زمین می نگریم و تأثیراتش در بروز زمین لرزه ها را پیگیری می کنیم.
    زمان برسی تأثیر ماه بر جذرو مد های ماگمائی در محدوده زمانی اول ماه ، چهاردهم ماه « بدر » و مخصوصاً محدوده زمانی ماه افروختگی و نزدیک بوده ماه بدر به زمین است .
    در طول شبانروز مکانهائی که در زیر پای ماه قرار می گیرند دو بار دچار مدگرفتگی و دو بار دچار جذر گرفتگی می شوند.
    وقتی که منطقه ای در زیر پای ماه دچار مد گرفتگی می شود به این معناست که اولاً مقداری از وزن پوسته جامد آن منطقه در اثر نیروی جاذبه ماه ، کم و سبکتر می شود وموضوع بسیار مهم دیگر آن اینست که ماگمای مذاب زیر پوسته جامد آن منطقه هم مد گرفته می شود و بالا می آید که این بالا آمدن ماگما باعث فشار به زیر پوسته جامد زمین می شود یعنی می توان گفت که ماگما حالت تکیه گاه و ساپورتی برای استقرار پوسته جامد و سنگین زمین است و در این حالت امکان شکستن پوسته جامد منطقه و بوجود آمدن زلزله به مینیمم می رسد ودر این لحظه زمین لرزه رُخ نمی دهد.
    خطر زمین لرزه ساعاتی بعد و در لحظه پایان مد و شروع جذر آغاز می شود چرا که به محض پایان مد و شروع جذر به علت کم شدن نیروی جاذبه ماه از منطقه اولاً وزن پوسته جامد منطقه سنگین تر می شود و بعد اینکه ماگمای درون زمین فروکش می کند که در اثر فروکش و پائین رفتن ماگما ،پوسته جامد منطقه تکیه گاه و ساپورت خود را از دست می دهد و چاره ای جز شکستن و فرو افتادن ندارد که این شکستن و فروافتادن ، زلزله است و جای شکستگی ها هم گُسل می باشد.
    پس :
    1 ـ مناطقی که مستعد زلزله باشند زمان زمین لرزه های آنجا در محدوده زمانی روزهای اول ماه ، چهاردهم ماه مخصوصاً در محدوده زمانی « ماه افروختگی » خواهد بود.
    2 ـ مد ماگمائی در زمانهای ذکر شده در بروز رگبار های باران ، بادهای شدید ، طوفانهای شدید ، صاعقه های شدید ، استهلاک و به هدر رفتن الکتریسیته خطوط انتقال فشار قوی ، تغییر محسوس و قابل مشاهده در سیستم عصبی موجودات زنده ، کم شدن مقاومت الکتریکی زمین مد گرفته و بالا رفتن جاذبه الکتریکی آن منطقه دارد که در فرصت مناسب همه این موارد را با ذکر دلیل و آزمایش بازگو خواهم کرد.
    احمد فتحی مدیر وبلاگ « اسرار ناب هستی»

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار