سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 46161
تاریخ انتشار: ۵ اسفند ۱۳۹۳
تعداد نظرات: ۴ نظر
خانه » اخبار برتر » شهر بی شهید
Print This Post

هر سال برای غبار روبی از مزار فراموش شده ات با کت و شلوار اتو کشیده، ادکلن روز و بهترین مدل ماشین حاضر می شود

و فقط برای چند لحظه از خیر عینک آفتابی اش می گذرد اما باز تو را نمی بیند…

«شاعران وارثان آب و خرد و روشنی اند»

اما شاعران شهر من تو را نمی شناسند، نمی دانند کجائی؟

کدام قطعه؟ کدام ردیف؟

آنان فقط به شعر نیمائی فکر می کنند که ردیف و قافیه نمی شناسد

و قطعه قطعه تمامیت تو را لای فرهنگ پسامدرن و نو گرائی جا گذاشته اند

 

جامعه شناسان شهرم شهادت را خود کشی می دانند و از نظر آنان نرخ خود کشی در کشورم بالاست و این از نشانه های جوامع عقب مانده است!

اما تو عقب نبودی، تا خود فاو پیش رفتی و عصای موسی دست خدا بود در دستان تو که از اروند گذشتی و معادلات علمی را به گل نشاندی!

مسئولین شهر من جیب کت و عبایشان پر شده که به زمین چسبیده اند

اما در شگفتم که چطور تا باز پشت تریبون می روند یاد تو می افتند و این که شهرش را روزگاری «شهید پرور» گفته اند و فوری از خانواده تو تشکر می کنند و برایشان آرزوی صبر می کنند و در جمع دانشجویان از بی عدالتی می گویند که به فرزندان تو سهمیه داده اند!

هر سال برای غبار روبی از مزار فراموش شده ات با کت و شلوار اتو کشیده، ادکلن روز و بهترین مدل ماشین حاضر می شود

و فقط برای چند لحظه از خیر عینک آفتابی اش می گذرد اما باز تو را نمی بیند…

بسیجی های شهر من و اهالی فرهنگ هنوز نمی دانند روی سربند تو چه نوشته بود؟

و شاید لازم باشد برای اینکه تکانشان بدهی کالبد شکافی ات کنند تا خودشان ببینند قلبت برای چه کسی و چه هدفی می زد؟

هم رزمانت دیگر به ستاره های روی دوششان فکر می کنند و رفاقت با تو را به غنیمت گرفته اند

و تو دیگر برای هیچ کس ستاره نیستی!

تحلیل جامعه شناسان شهرم این است: «تغییر ارزش ها»!!!

یعنی تو مال گذشته ای و گدشته تمام شده است!

یعنی مادرت بمیرد بهتر است!

می یبنی چه وضعی می شود شهر بی شهید؟

آخ! چه جهنمی می شود شهر بی ستاره ام اگر تو آن بالا همه را به یک چشم نبینی و برایشان طلب مغفرت نکنی و با تو برای اولین بار عدالت را تجربه نکتتد

اصلا” بی خود نیست که تو آن بالا نشسته ای و برای رسیدن به تو باید صعود کرد و از همه و همه گذشت حتی عزیزانی که پائین پایت آرام خوابیده اند

چه جهنمی می شد شهر بی ستاره ام اگر تو پرچم سرخ خودت را بالای تپه نمی زدی و فتحش نمی کردی…

علم تمام تلاش خودش را کرده که تو را از تاریخ حذف کند

اما تو قد کشیده ای تا مصر، میانمار، تا کانادا و انگلستان

تا همیشه تاریخ

و چفیه ات تا خود آمریکا سفره پهن کرده است.

  1. نویسنده دیدگاه: مرادیانی
    اسفند ۵, ۱۳۹۳ در تاریخ ۰۹:۵۲

    بسیار زیبا بود ممنون . فقط اسم نویسنده این قطعه ی ادبی رو ننوشته بودید . کاش می نوشتید . زنده باد . مسولین سایت سلام دلفان
    لرستانی (کوهدشتی)ساکن گلستان

  2. نویسنده دیدگاه: ﺁﻧﺸﺮﻟﻲ
    اسفند ۵, ۱۳۹۳ در تاریخ ۱۳:۳۸

    ……………………ﻳﻌﻨﻲ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺑﻤﻴﺮﺩ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ…………….
    ﻣﻂﻠﺐ ﺧﻴﻠﻲ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭي ﺑﻮﺩ…..

  3. نویسنده دیدگاه: علی زاده
    اسفند ۵, ۱۳۹۳ در تاریخ ۲۲:۴۵

    مردم شهرما تاريخچه اي از غيرت و مردانگي و دفاع از کيان مقدس جمهوري اسلامي را پشتوانه دارند. مردم شهر ما مذهبي, ساده, بي ريا, کم توقع و دوست داشتني هستند و در تعبّد يکه تازند و حامي انقلاب. همانطور که مردانگي و بي همتايي ايشان در دوران دفاع مقدس براي همگان معين و روشن است. شهر ما, جزئي از خاک ايران شهر شهيدان است. شهر ما, شهر بزرگ مرد جبهه ي جنگ سردار رشيد اسلام «حاج قاسم سليماني» فرمانده لشکر هميشه پيروز ثارا… و شهردلير پاسداران مکتب سرخ شهادت و شهداي گرانقدري است که با اخلاص تمام به سوي معشوق خود شتافتند ومنزلت قرب خدا يافتند. نبايد وصاياي شيرين و روح بخش دلير مردان اين خطه را فراموش کرد. نبايد نفوذهاي بسيجيان را به داخل صفوف دشمن وجانفشاني هاي شهدا را که تا لحظه هاي آخر عمر از اسلام و انقلاب دفاع کردند فراموش کرد. دردوران دفاع مقدس, مردم شهر ما،با وسايل و امکانات شخصي و کمک هاي مردمي به جبهه ها شتافتند و دشمن را که قصد تصرف همه ي ايران را داشت متوقف کردند و فراري دادند.

    اين دلاور مردي ها نه تنها نبايد فراموش شود بلکه بايد به عنوان چراغي رهگشاي نسل آينده در دفاع از ميهن اسلامي باشد, يادمان نرود زماني که رزمندگان را با دست و پاي قطع شده و بدن هاي سوراخ شده از جبهه جنگ و عمليات, به بيمارستان شهرها مي آوردند مردم جسورترو بي باکتر مي شدند و راه شهدا و خط سرخ سيدالشهدا(ع) را سخت تر دنبال مي کردند يادمان نرود که زماني در زير بمباران هاي شديد بعثيون کافر، مردم بي دفاع تکه تکه مي شدند. يادمان نرود آن اخلاص و همت و غيرت بسيجيان اين خطه. همه ي اين مسائل را بايد بنگاريم. يعني همه ي مردم بسيجي بايد بنگارند تا اين خاطرات در دل تاريخ به عنوان نقطه روشني ثبت گردند. مردم ما براي اجراي فرامين امام المتقين(ره) سر از پا نمي شناختند و هيجان زده به سوي جبهه ها مي شتافتند و بهترين نعمت خداوند يعني جان خويش را هديه مي کردند اين خاطراتو و وصاياي آنها را نبايد فراموش کرد و بايد در احيا کردن هزاران خاطره و وصيت آموزنده کوشيد, چرا که امام خميني(ره) مي فرمايند: « اين وصيت نامه انسان را مي لرزاند و بيدار مي کند» در اين زمينه اولين و خطير ترين وظيفه, متوجه دلير مردان جبهه جنگ, محققين, پژوهشگران و دانشجويان است. آن بزرگ مرداني که همسنگر و هم درد و هم صحبت شهدا ومونس و يار و ياور امام(ره) و حامي ولايت مطلقه ي فقيه بوده و هستند در اين وظيفه سهم بيشتري دارند و براي زنده کردن اين خاطرات بايد گفت ونگاشت. اين يک تکليف است. نسل جديد انقلاب از دوران جنگ تحميلي و شهدا اطلاع چنداني ندارند. بر ماست که آن روحانيت شهدا و بسيجيان را ترسيم کنیم .

    آنان که رفتند کاري حسيني کردند و آنانکه ماندند بايد کاري زينبي کنند.

  4. نویسنده دیدگاه: علی
    اسفند ۷, ۱۳۹۳ در تاریخ ۰۸:۳۹

    باسلام وادب
    قطعه ادبی زیبایی است . بسیار مفید وتکان دهنده ، کاش نام شاعر عزیز را قید میفرمودید . بهرحال ما در مقابل کار عظیم شهدا تا ابد شرمسار و سرافکنده ایم . آنان که رفتند کاری حسینی کردند ، ماکه مانده ایم باید کاری زینبی کنیم ، در غیر اینصورت یزیدی هستیم . بدون تعارف

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار