سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 47709
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۳
تعداد نظرات: یک نظر
خانه » اخبار برتر » گزارشي از سفر به سرزمين نور با کاروان فعالان سایبری لرستان و فرهنگی دلفان
Print This Post
«سفري از جنس شور و شعور»

اسفند ماه که مي شود کوچ دسته‌جمعي مسافران پرنده صفت سرزمين راهيان نور شروع مي شود. بيش از دو دهه است که کاروان هاي راهيان نور، کيلومترها جاده را براي رسيدن به جبهه هاي هشت سال دفاع مقدس و دیدن غروب سرخ شلمچه، رمل هاي فکه،خاک دامنگير طلائيه و مشهد سوسنگرد بر بال فرشتگان مي پيمايند

سلام دلفان – نزديکي هاي بهار دلم پرنده مي شود. پر مي‌گشايد تا به سرزمين آرزوها برسد. مثل يک پرنده مهاجر، نه شايد هم مثل ققنوس قصه ها که تمام هستي اش را در آتش عشقي ناشناخته اما آشنا مي‌سوزاند تا هستي دوباره و جاني پاک و بي آلايش را به دست آورد. اسفند ماه که مي شود کوچ دسته‌جمعي مسافران پرنده صفت سرزمين راهيان نور شروع مي شود. در بيش از دو دهه اي که کاروان هاي راهيان نور، کيلومترها جاده آسفالتي را براي رسيدن به خاکريزها و سنگرها و خطوط مقدم جبهه هاي هشت سال دفاع مقدس بر بال فرشتگان مي پيمايند، تا حال کسي پيدا نشده که دلش را در غروب سرخ شلمچه يا ميان رمل هاي فکه و يا در گوشه اي از خاک دامنگير طلائيه و يا در دشت تفتان هويزه، شايد هم در مشهد سوسنگرد، جا نگذاشته باشد و چه خوشدلي است که بتواند به ضريح چشمان شهدا گره بخورد و در ميان گيسوي باد، رها و بي تعلق به سوي قبله نماز گزارد.9
اسفند ماه که مي شود دلم بهانه گير مي شود. گاهي بهانه اش از نوشتن است و گاه از شلوغي خيابان و زماني هم خسته از دست…

هر بار كه راهي مناطق عملياتي غرب و جنوب كشور مي‌شوم و از نزديك، شگفت انگيزترين حماسه‌هاي ايثار را در جبهه‌ها مي‌بينم و از اينكه اين همه خلوص به سينه فراخ تاريخ نمي‌آ‌يد و در پشت خاكريزها باقي مي‌ماند، احساس تكليف مي‌كنم. چرا كه حفظ و نشر گنجينه‌هاي دفاع مقدس را نه تنها لازم بلكه واجب مي‌دانم. لذا خشاب قلم را پر از واژه‌ها كردم و ضامن دوربين را روي رگبار فريم‌ها تنظيم نمودم تا بلكه بتوانم گوشه‌اي از خلوص و ايمان و عشق رزمندگان را ثبت و به تصوير بكشم. هرچند كه اينها زبان دل نمي‌شود.1

رفته رفته غروب از راه مي‌رسد، شب‌هاي جنوب خيلي زيباست. وقتي به آسمان نگاه مي‌كني، حس مي‌كني آسمان به زمين نزديك‌تر شده است. در آسمان نيلي جنوب آن‌قدر ستاره‌هاي زيبا به رويت چشمك مي‌زنند كه از ديدن آنها مست مي‌شوي.

 

19

به يادمان شهيد دكترچمران و همرزمانش مي رسيم. در آنجا ساختماني زيبا و عظيم ساخته اند كه عظمتش وامدار بزرگي و عظمت كارها و افكار شهيد چمران است.

14
نمايشگاه آثار دكترچمران بسيار ديدني است. اصلا فكرش را نمي كردم كه يك مهندس، يك چريك، يك مبارز، دلي نرم چون نقاش داشته باشد. به مخيله ام نمي رسيد كه دستان و بازوان قدرتمند كسي كه اسلحه بردوش مي كشد و ماشين هاي مختلف نظامي را طراحي مي كند و مي سازد، بتواند اين چنين انفجار قلب را درتابلويي به نمايش بگذارد نمي توانستم باور كنم، فكر وانديشه كسي كه دائما حول طراحي عمليات هاي چريكي است بتواند چنين برنامه هاي عاشقانه اي بنويسد. باورم نمي شد مردي كه بيشتر عمر خود را خارج از كشور گذرانده توانسته باشد مدارك حضورش درسر جلسه امتحان دوم دبستان را حفظ كند.

40

 

آب هاي خروشان اروند كه با مهتاب، جزر و مد خود را تنظيم مي كنند در برابر خروش سربازان خميني(ره) كه ساعت دلدادگي را با ساعت ورود امامشان تنظيم كرده اند كم مي آورد. براستي غواصان شهيدي كه ديگر پيكرشان برنگشت و جاودانه در آب هاي اروند مرواريدهاي گرانقدر ايثار شدند الآن ما را به نظاره نشسته اند.

 

33

 

 

38
35

48

 

46

آنها آب هاي اروند را با دلدادگي خود سيراب كردند. اما چرا اروند هنوز خود را بر پيكره ساحل مي كوبد. چرا چنان خشمگين است. اروند در زبان عربي بومي به معني رود وحشي است. دل اروند گرفته، حتماً غمي دارد كه ما نمي دانيم. بالاخره نوبت ما مي شود.  با لمس سختي كار رزمندگان، مبهوت شجاعت آنها مي شويم. به طور قطع اعتقاد محكم رمز شجاعتشان بود. برخي از همسفران بر روي آب دست به دعا برداشته اند.

 

24
21

27

يكي از همراهان با نشان دادن يادمان شهداي شلمچه مي گويد؛ «نقل است كه امام رضا(ع) هنگام ورود به ايران از اين خاك نيز عبور كرده است و نويد داده اند كه عده اي از ياران ما در اين منطقه خونشان به زمين ريخته مي شود.» به ذهنم مي رسد شهداي ما مي توانند همان ياراني باشند كه امام رضا(ع) به ايشان اشاره كرده اند. به زيارت شهداي گمنامی میرویم که قرار است ایام فاطمیه امسال دفن شوند شهدایی که اسفند امسال تفحص شده اند.

 

54

 

55سعي مي كنم گوشه گوشه اين خاك را زيارت كنم. هنوز ادوات جنگي بعثي ها به چشم مي خورد. حالا با شجاعت و غيرت جوانان ديروز، نوجوانان امروز ما اين ادوات را به بازيچه گرفته اند و از سرو كول آن بالا مي روند.15 جوانان ما با درايت خاصي موانعي كه سربازان متجاوز بعثي در مسير حركت سربازان مدافع اسلام قرار داده بودند را نگاه مي كنند و برخي هم راه هايي را براي مقابله با اين موانع پيدا مي كنند. مطمئن هستم اگر اين جوانان بار ديگر مورد آزمايش قرار گيرند، چون آموزگاران ديروزشان براي نسل بعد از خود معلماني شجاع خواهند بود.

 

29

23 - Copy
17

هبوط

هنگام رفتن است چهره ها دوحالت دارد. در قاب رخسار، نقاب شادي موج مي زند از حضور معنوي دراين مكان و تجربيات شيرين و خاطرات دلپذير و اتفاقات جالبي كه در طول اين مسير افتاده است و درپس آن نقاب، دلخوري از ترك دوستان آسماني، ترك خاكي از تبار آسمان. خداحافظ كربلاي ايران، جنوب هميشه جاويدان. با تكان دادن دست ها رسما خداحافظي مي كنيم و به شهدا التماس ديدار مجدد مي گوييم.

 

گردآورنده: محمد مرادی

  1. نویسنده دیدگاه: ﺁﻧﺸﺮﻟﻲ
    اسفند ۱۸, ۱۳۹۳ در تاریخ ۱۹:۳۹

    ﺧﻴﻠﻲ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩﻥ…ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻗﺒﻮﻝ.ﻓﻘﻄ ﻛﺎﺵ ﻋﻜﺴﺎﻱ ﻫﻤﺸﻬﺮﻳﺎﻣﻮﻧﻢ ﺑﻮﺩ

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار