سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 4978
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۱
تعداد نظرات: . نظر
خانه » آخرین عناوین » یادداشت یک خبرنگار به مناسبت روز خبرنگار
Print This Post
جواد قبادی/ هرچند قبول دارم که گاهی کنجکاوی ها و سماجت هامان کفر خیلی ها را در می آورد اما رسالت حرفه ما دراین است که تاکید کنیم ما بیداریم ...

جواد قبادی/ هرچند قبول دارم که گاهی کنجکاوی ها و سماجت هامان کفر خیلی ها را در می آورد اما رسالت حرفه ما دراین است که تاکید کنیم ما بیداریم و نسبت به مسایل مبتلابه جامعه حساس،خلاصه آنکه عالیجنابان حواسشان جمع باشد مو را از ماست بیرون کشیدن “وظیفه” ماست.

ما خبرنگاران جز قشر آسیب پذیر جامعه ایم!آسیب پذیر نه از این حیث که زیر خط فقریم ، این روزها باوجود وام های میلیاردی بلاعوض فقیر محتاج به نان شبی دیگر در مملکت وجود ندارد! آسیب پذیر از این جهت که همراه با بادهای موسمی احتمالی که مسؤولین را گهگاه تحت شعاع قرار می دهد باید تغییر وضعیت داده و خلاصه حسابی انعطاف پذیر باشیم که در غیر این صورت یک لقمه نان بخور و نمیری که از این راه بدست می آوریم می شود تهدید و توی گلومان گیر می کند! مثلا موقع های تودیع و معارفه فلان مدیر،افتتاح فلان پروژه ، کلنگ زنی فلان طرح و همایشی ، مراسمی ،چیزی… لازم نیست ما دنبال مسوولین بدویم و هی تماس بگیریم و هی Rejectمان کنند و هی دست به دامان مسوول دفترانشان شویم و هی بپیچانندمان که جناب مدیر جلسه اند و درگیرند و خلاصه اینجور وقت ها که همه چیز آرام است شخص مدیر محترم با گوشی گرانقیمت و خط دائمی شان با گوشی های ذغال سنگی و خط های اعتباری خبرنگاران بخت برگشته تماس می گیرند که چه نشسته اید ما فلان و بهمان کرده ایم و افتخار مصاحبه می دهیم و بیایید برای گرفتن عکس های تمام رخ رنگی از ما! طفلک خبرنگارها هم این موقع ها با کله می دوند که همای سعادت رو کرده و تا تنور داغ است باید نان را چسباند! حالا کافیست یک جای کار بلنگد پروژه ای به تعویق بیفتد،مسوول محترم یادش برود که خادم ملت است و خلاصه بحرانی مشکلی چیزی پیش بیاید ، رسالت خبرنگار او را به شفاف سازی اوضاع و درخواست توضیح از مسوول مربوطه سوق می دهد اما… چشمتان روز بد نبیند، همان گوشی های گران قیمت و خط های دائمی مدیران offlineمی شود، منشی هایشان وعده بعید می دهند و اگر بر حسب گردش ایام و بازی روزگار در ناکجا آبادی مدیر مربوطه را دیدار کنی و توضیح بخواهی متهمت می کنند که به فلان جریان متصلی و درآینده ای نه چندان دور حالت را خواهند ستاند! این تنها گوشه ای از قصه پر غصه آسیب پذیری حرفه خبرنگاری است ! انتظارهای کشنده پشت درب اتاق مسوولین ، جابجایی پی در پی میان ادارات برای یافتن پرتقال فروش های احتمالی ، همیشه در حالت آماده باش بودن و برخوردهای سخت و تحقیر کننده را هم به این مصائب بیفزایید!هرچند قبول دارم که گاهی کنجکاوی ها و سماجت هامان کفر خیلی ها را در می آورد اما رسالت حرفه ما دراین است که تاکید کنیم ما بیداریم و نسبت به مسایل مبتلابه جامعه حساس،خلاصه آنکه عالیجنابان حواسشان جمع باشد مو را از ماست بیرون کشیدن “وظیفه” ماست.یادی هم کنیم از همه شهدای خبرنگار و عرض تبریک به همه خبرنگاران صبور و سخت کوش و سمج!!! مازنده برآنیم که آرام نگیریم!

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار