سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 5533
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۱
تعداد نظرات: ۵ نظر
خانه » یادداشت » تجسم آرزوهای ما این نبود!
Print This Post
چندی پیش ، توفیق زیارت دوستی برایمان حاصل شد که به قول خودش : بال و پرش ریخته است . خسته بود . خودش می گفت : « دارم به ...

چندی پیش ، توفیق زیارت دوستی برایمان حاصل شد که به قول خودش : بال و پرش ریخته است . خسته بود . خودش می گفت : « دارم به جایی می رسم که از کار کردن لذت نمی برم ، زود خسته می شوم . تمایلی به قاطی شدن با دیگران ندارم . راستش را بخواهید : بریده ام . تجسم آرزوهای ما این نبود ! » .

در حالی که در سالهای پرحادثه ی انقلاب ، براستی که او خستگی را به زانو در آورده بود : مشتاق بارهای سنگین و به جا مانده و کارهای نشدنی ، در تحرکی شیرین و پرحرارت . و همه ی قله های جوانی خود را ، با همه ی آرزوهایش ، فدای حفظ ارزشها یی کرده بود که یارانش ، در یک مسابقه ی بزرگ و پرشتاب از او پیشی گرفته بودند و رفته بودند و او مانده بود . مانده بود تا هم زخم خلاء دوستان خودرا ، و هم رنج این سفر طولانی را ، در جریان کار و زحمتی مستمر، تحمل کند .

 تجسم آرزوهای ما این نبود !

این جمله ، پرچم کسانی است که خودرا بازنده می پندارند . سرمایه هایی به ظاهر هدر رفته ؛  و منفعتی حاصل  نشده؛ و بعضاً عافیت جویان فرصت طلب : سوار برکار .

عزیزان ! تجسم آرزوهای ما چه بود ؟ آیا فراتر از آمال انبیاء؟ اگر بنا براین بود که آرزوهای به جا مانده ، دلیلی بر انزوا و بریدن باشد ، اولیای خدا  محق ترین بریدگان و منزویان تاریخ بودند . کشاورزی به این نیست که ما ، زمین شخم زده را دانه افشانی کنیم و بلا فاصله ، محصول بالا آمده را درو کنیم . کشاورزی ، علاوه بر زحمت و تحمل سرما و گرما ، وکار و کار و کار ، آفت دارد . و کشاورز ، با تماشای آفت ، دل مرده  برنمی جهد که همه چیز از دست رفت . او با «صبوری » و هوشیاری و عمل به ظرایف و تجربیات، محصول بر می چیند . درختی که می کارد ، گاه تا هفت سال ، باری برای او ندارد جز تماشا . او در تماشای نهال خود ، درخت تناوری را می بیند که نه خودش ، بلکه اولادش از آن بهره خواهند برد .

عزیزان ! صبوری را فراموش نکنیم . پیامبران ما و اولیای ما ، آموزگاران صدیق ماهستند . صبوری را از محمد (ص) و حسین (ع) بیاموزیم که نهالی را در هزار و چهارصد سال پیش غرس کردند و امروز ، در این سال ها ، ما از آن بهره می بریم . عجول بودن انسان ، همیشه در طول تاریخ ، کار به دستش داده . نکند این تعجیل ، مارا به ورطه ی یأسی براند که آرزوی ابلیس است . این نهال یأس را ، قطعاً کسی جز او برنمی چیند . آرزوهای به جامانده و صدها قلم از این بدتر ، دلیلی بر خستگی و بریدن ما نیستند . اگر محصول تمامی زحمت و رنج انبیاء و انسان های شریف و خون های پاک ، در این مقطع از تاریخ ، فقط و فقط ، به این مهم ختم می شد که مردمی با اهدافی الهی ، یک تنه و تنها در برابر فرعون های زمان خود می ایستادند و زخم این ایستادگی را نیز به جان می خریدند ، باز ما بازنده نبودیم . حالا این همه دستاوردهای انقلاب به کنار ؛ چگونه است که ما از تلاوت آیاتی که داستان اصحاب چند نفره ی کهف را برای ما بازگو می کنند ، لذت می بریم و بر آن عده ی معدود آفرین می گوییم ؟ چند نفری که هم رنگ جماعت نشدند و دست از دامن ایمان به خدا نکشیدند و در این راه ، از همه چیز خود گذشتند و عبرت تاریخ شدند . آیا محصولات بی بدیل انقلاب ما ، عبرت تاریخ نیست ؟

عزیزان !  امروز روزیست که به در رفتن هریک از ما ، از دامنه ی مسئولیت های این نظام ، شادمانی دشمنان قسم خورده ی دین خدا را در پی دارد . اگرنه ،  شانه از حمل بار بیرون بردن و با چند رفیق هم جوش ، شرکتی تأسیس کردن و بساطی به هم زدن که هنر نیست . هنر این است که سربالا بگیری ؛ اگر چه بدانی مزدت را به سیلی می دهند . بدانیم که مردان بزرگ را آرزوهای بزرگ تری است ؛ و آرزوهای بزرگ را ، صبرهای بزرگ  تر باید !

چگونه است که با وجود این همه توطئه ، باز ما حرف اول اخبار دنیا هستیم ؟ چگونه است که با وجود این همه تبلیغ و تحریم و تهدید علیه ما ، روز به روز آرمان های ما ، سینه های مشتاق عالمیان را درمی نوردد ؟

آیا حیات دوباره ی دین خدا ، مرهون همین زحمت ها نیست ؟ آیا همین گسترش اسلام ، نمی تواند به عنوان محصولی پربار ، در کارنامه ی حیات ایمانی ما بدرخشد و مارا رو سفید سازد ؟  آیا می توانستیم کاری بکنیم که نکردیم ؟ بضاعت ما همین بود و بس . خدای متعال از ما چه می خواهد جز خرج بضاعتمان در راهی که او تعیین کرده ؟ چگونه است که با وجود این همه  تورم و گرانی و فشارهای گوناگون ، شعائر ما ، پر شکوه و پرصلابت ، جلوه می کند ؟ آیا کسی به ضرب زور مردم را به راهپیمایی شکوهمند بهمن امسال آورد ؟ آیا کسی با اجبار مردم را به مراسم دهه ی محرم می  آورد ؟ آیا کسی با تهدید و ارعاب مردم را به نماز جمعه و عید فطر می آورد ؟ این همه عظمت از کجا و در چیست ؟ آیا جز این که مارا صاحبی است ؟ و بنا بر این است  که ما زمین را به ارث ببریم ؟ شاید محق تر از همه ی انبیای الهی برای نا امیدی و یأس علی (ع) باشد ؛ که بعد از آن همه خرج بضاعت ، بیست و پنج سال صبوری کرد . صبری که هر ساعتش به قدر زحمت هزار ساله ی نوح (ع) روح را می خراشید . اینها را شما بهتر می دانید .

خسته اید ؟ می دانیم ، اما خستگی هایتان را با تماشای امید هایی که هرروز می جوشند به در کنید . و روا نیست که بدلیل پرتاب ترکش های ناهنجار ، صحنه را ترک کنید و به سایه ی انزوا و گریز و انفعال پناه برید ؟ !

خسته هستید ؛ خستگیتان را با تماشای بیرق های در اهتزاز مسلمانی در جهان به در کنید . خسته هستید ؛ خستگیتان را با شنیدن عربده های آمریکا و اسرائیل به سرزندگی تبدیل کنید . عربده هایی که آنان ، از سر ناچاری و ضعف ، در برابر روح سیال و مرز ناشناس انقلاب اسلامی ما سر می دهند .

برخیزید . به صورتتان آب بزنید . آیا صدای گام های آقا را نمی شنوید ؟ آیا صدای نسیم ظهور را در گندم زار  پر محصول خود نمی شنوید ؟ یأس ؟ آن هم در دمادم تماشای دانه هایی که سنبل شده اند ؟

نه ، یأس هرگز ! و آقایمان مهدی (عج) و نایب پا در رکابش ، خامنه ای عزیز هرگز جز به سربازی توفنده و امیدوار و سرزنده راضی نمی شوند .

یأس را مچاله کنید و به صورت ابلیس بکوبید : آیا به قدر سلمان و ابوذر و مقداد و میثم ، آن هم از نا اهلان سیلی خورده ایم ؟

اگر نه ، پس بریدن چه معنا دارد ؟ با این تفاوت که سیلی خوردن های آنها جلو ی چشم علی ای بود که برکنار بود . اما آیا علی ما برکنار است ؟

امروز عزیزان ، بریدن هریک از شما ، به مثابه ی فتح یک سنگر حساس ، توسط دشمن است . به این شکست راضی نباشید ؛ و با یک یا علی دیگر ، خود را به سنگر مقاوم خود برسانید ! یا علی !

  1. نویسنده دیدگاه: ناصری
    اسفند ۱۵, ۱۳۹۱ در تاریخ ۲۱:۵۸

    جناب آقای ابراهیمی حرف دل ما را زدی ممنون
    امیدوارم حالا که مسلمانان دنیا با الگو قرار دادن انقلاب ما بیدار شده اند ما خوابمان نبرد

  2. نویسنده دیدگاه: علي رضا
    اسفند ۲۶, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۸:۴۸

    باسلام خدمت دوست عزيزم جناب آقاي ابراهيمي .
    دست مريزاد .قلم تواناي شما را ارج مي نهيم.درعظمت جمهوري اسلامي همين بس كه دول بزرگ غرب در يك طرف ميز مذاكره وجمهوري اسلامي ايران در طرف ديگر قرار دارند.

  3. نویسنده دیدگاه: دارابی
    اسفند ۲۸, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۱:۳۵

    متن شما به موقع و جالب بود. امیدوارم تلنگری باشد به ما و دوستان.

  4. نویسنده دیدگاه: علی
    فروردین ۷, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۰:۳۸

    با سلام وخسته نباشید خدمت شما جناب آقای ابراهیمی بحق که به شما وقلم به دستان هم ترازتان افتخار می کنیم که اینگونه حرف های ناگفته دل مردم را با قلم انبیایتان جاری می فرمایید. با آرزوی بهروزی وپیروزی برای تمامی خدمت گزاران دلسوز به مردم ورهبری .

  5. نویسنده دیدگاه: javad shahn abad
    دی ۱۳, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۶:۲۶

    از سخنان گوهر بار حضرت عالی ازخود بی خود شدیم.

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار