سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 680
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۰
تعداد نظرات: . نظر
خانه » اخبار برتر » پیرامون اظهارات ظهرعاشورای امام جمعه محترم
Print This Post
سرویس سیاسی- امام جمعه محترم دلفان در اجتماع کثیر عاشوراییان این شهرستان و در مراسم نماز ظهرعاشورا، بیاناتی را ایراد نمود که به نوعی، جنجال آفرین شد.سخنان 8 دقیقه ای ...

سرویس سیاسی- امام جمعه محترم دلفان در اجتماع کثیر عاشوراییان این شهرستان و در مراسم نماز ظهرعاشورا، بیاناتی را ایراد نمود که به نوعی، جنجال آفرین شد.سخنان 8 دقیقه ای حجت الاسلام صرفی پور، تحلیل ها و نظرات گوناگونی در پی داشت. عمده ترین بخش از بیانات وی که جنجال آفرین شد از این قرار است :

 امام جمعه دلفان به “عاقبت به خیر نشدن” برخی افراد و جریانات در فتنه ۸۸ اشاره کرد و اظهار داشت : کسی که دشمن مقام معظم رهبری باشد یزیدی است حتی اگر خدای ناکرده لباس روحانیت تنش باشد. وی در ادامه این بخش افزود : ما در فتنه ۸۸ دیدیم مجمع روحانیون (مبارز) خیانت کرد به نظام. کسانی که لباس روحانی تنشان بود یزیدی شدند، منتظری یزیدی بود.

جنجال آفرین ترین جمله فوق نیز، “یزیدی” خواندن مرحوم منتظری بود.

 دراین خصوص ذکر نکاتی ضروری می نماید :

1- در قرآن کریم برای انسان دو “جبهه”  و دو “حزب” بیشتر فرض نشده است؛ “حزب الله” و “حزب شیطان” و مابینی وجود ندارد. تمام انسان هایی که خداوند متعال خلق نموده از این دو حالت خارج نیستند؛ یا حزب الله هستند یا حزب شیطان. مثلاً هیچ فرد یا جریانی نمی تواند ادعا کند که نه تحت ولایت شیطان است و نه تحت ولایت الله. البته این بدان معنا نیست که اگر اشتباهی از فرد یا جریانی رخ داد؛ فوراً آن را خارج از حزب الله بدانیم و او را تحت ولایت شیطان بدانیم. برای همین بود هم که امام خمینی(ره) بارها از لفظ حزب الله استفاده می نمودند، زیرا همه ی ملّت ایران را حزب الله می دانستند. اکنون نیز در جامعه ما اینگونه است.

حال برای ما که امام حسین(ع) را نماد حکومت الله می دانیم و یزید را نماد شیطان باید به سهولت بپذیریم که افراد و جریانات یا “حسینی” اند یا “یزیدی” و راه سومی وجود ندارد. لازم نیست افرد حتماً با دستان خودشان “سر” امام معصوم را از تن جدا کنند تا یزیدی لقب بگیرند؛ کما اینکه خود یزیدبن معاویه نیز این کار را نکرد و فقط فرمان قتل را صادر کرد و حتی بعدها پشیمان نیز شد. امّا همین که افراد از ولایت الله خارج شوند و تحت ولایت شیطان درآیند و علیه ولایت الله اقداماتی را نیز انجام دادند خود به خود “یزیدی” می شوند، چه بپذیریم چه نپذیریم.

2- بزرگترین جفایی که می توان در حق افراد و جریانات اعمال کرد این است که از سخنان و از تصمیمات آنان، خواسته یا ناخواسته برداشت های دیگری داشته باشیم.

در مورد سخنان ظهر عاشورای حجت الاسلام صرفی پور نیز این جفا صورت گرفت و عده ای تفسیر خاص خودشان را از بیانات ایشان ابراز نمودند و خیلی زود سراغ کارنامه مرحوم منتظری رفتند و از خود پرسیدند که چگونه می شود یک عالم دینی را یزیدی دانست؟ و نهایتاً عجولانه نتیجه گیری کردند که این اظهارات “نسنجیده” بوده است. حال اینکه واقعاً موضوع صحبت های ایشان بررسی کارنامه و یا خدمات و خیانت های آقای منتظری و یا هر شخص دیگری به نظام و انقلاب نبود؛ بلکه پیام سخنان امام جمعه محترم این بود که هر کس که در مقابل ولی فقیه زمان بایستد یزیدی است. که در ادامه از چند مصداق نیز نام بردند.

اگر رهنمودهای پیامبرگونه امام راحل یادمان نرفته که می فرمود: “ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است” پس تعجبمان از سخنان امام جمعه محترم برای چیست؟

آیا امام جمعه محترم، مرحوم منتظری را از لحاظ  “زهد و ایمان”  و “خلق و خو” با یزید ملعون مقایسه نمود که برای ما پذیرفتنی نباشد؟ اگر اینگونه بود که به هیچ وجه پذیرفتنی نبود؛ یزید بوزینه باز شراب خوار کجا، عالمی زاهد و فقیه همچون آقای منتظری کجا. بی شک همه می دانیم که مقصود کلام امام جمعه نیز این نبود و به هیچ وجه مقایسه ای بین این دو شخصیت انجام نداد؛ امّا آیا حتماً باید افراد، شراب خوار و بوزینه باز باشند تا آنها را یزیدی بنامیم؟! آیا کسی که از ولایت الله خارج شده و تحت ولایت شیطان در آمده و اقداماتی را نیز در راستای تضعیف ولایت الله انجام داده، یزیدی نیست؟ آیا چنین فردی را هر چند “عالم دینی” باشد و علم بی نهایتی داشته باشد و زهد مثال زدنی نیز داشته باشد، را نمی شود یزیدی نامید؟

راستی، فراموش کرده ایم که یزید با چه حجت شرعی و کدام دلیل، مردم را فریفت و حکم قتل امام حسین(ع) را صادر کرد؟ آیا فراموش کرده ایم که “قاضی شریح” که زبانزد عام و خاص بود و مردم برای قضاوت در اموراتشان به وی رجوع می کردند،حکم ارتداد فرزند رسول الله را صادر نمود؟ آیا قاضی شریح عالم و زاهد و متخلق به اخلاق نبود؟ حال آیا به واسطه اینکه عالم دینی بوده، دیگر نباید او را یزیدی بدانیم؟

3- همانگونه که ذکر شد، امام جمعه دلفان قصد بررسی کارنامه افراد و شخصیت هایی که نام بردند را نداشتند؛ امّا بیجا نیست نگاهی اجمالی به کارنامه این افراد و جریانات بیندازیم و ببینیم که آیا اطلاق عنوان یزیدی برای این افراد و جریانات صحیح بوده یا نه؟

نخست سراغ سران فتنه 88 برویم. یزیدی بودن آنها اظهر من الشمس است. برای دلیلش نیز همین کافی است که میرحسین موسوی، آشوبگران عاشورای سال 88  را “مردان خداجوی” نام نهاد. و نیز اینکه سران فتنه به صراحت در مقابل حکم حکومتی ولی فقیه نه تنها ایستادگی کردند بلکه مردم را دعوت به آشوب علیه نظام اسلامی کردند و انواع تهمت را به نظام وارد کردند و انواع جریانات و افراد دشمن نظام و مردم زیر پرچمشان جمع شدند. حمایت های صریح اوباما، کلینتون، نتانیاهو، مرکل، شیمون پرز و سارکوزی از این افراد نیز جای خود دارد. مجمع روحانیون نیز که محمّد خاتمی از اعضای شاخص آن است نیز به همین گونه؛ بیانیه هایی که این مجمع، برعلیه نظام و در مورد تقلب در انتخابات صادر نمود در آرشیو رسانه ها موجود است.

امّا در مورد مرحوم منتظری؛ همه نیک می دانیم که امام راحل، پس از خون دل خوردن های زیاد و تحمل آلام روحی، در نهایت تصمیمی تاریخی اتخاذ فرمودند و پیامی تاریخی را برای وی فرستادند که بخش هایی از آن را مرور می کنیم:

 – از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد.

از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.

– و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم… اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم.

– نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند…

4- از یاد نبرده ایم که مرحوم منتظری پس از رحلت امام امّت، به توصیه های ایشان عمل نکرد. علی رغم پیام تبریکی که  برای جانشین امام راحل صادر نمود؛مخالفت ها و ساده لوحی ها و نیز مصاحبه هایش با رادیوهای بیگانه و بی بی سی تمامی نداشت و کار به جایی رسید که به رئیس جمهوری که 22 میلیون رأی از مردم کسب نموده بود پیغام داد که؛همه می دانند که رهبر مملکت به کاندیدای دیگری نظر داشت و اکنون که به تو رأی داده اند؛ یعنی او را قبول ندارند؛ پس تو باید رهبر باشی!

اینکه امام خمینی (ره) به صراحت هشدار دادند که “اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم” باید پرسید

آیا آقای منتظری همان کارها را ادامه نداد؟ با توجه به این هشدار صریح ، آیا اگر امروز امام امّت در قید حیات بودند، جز اینکه آقای منتظری را “یزیدی” بنامند چیز دیگری خطاب به وی می گفتند؟!

5- ذکر این نکته الزامی است که افراد، مادامی که احکام حکومتی ولی فقیه را بپذیرند و نیز هیچ اقدامی در جهت تضعیف “ولی فقیه” انجام ندهند را به صرف اینکه ولایت فقیه را قبول ندارند، نمی توان یزیدی نامید. تأکید می شود “صرف اینکه ولایت فقیه را قبول نداشته باشند”؛ امّا چنانچه نه تنها قبول نداشته باشند؛ بلکه اقداماتی نیز علیه آن انجام دهند، کمترین لقبی که باید به آنها داد این است که آنها را “یزیدی” بنامیم. و تمام مواردی که جناب حجت الاسلام صرفی پور از آنها نام بردند نیز اینگونه بودند؛ یعنی هم در مقابل احکام حکومتی ولی فقیه ایستادگی نمودند،هم بر علیه آن دست به اقدام زدند.

پیام “کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا” مگر غیر از این است که حسین ها و یزیدهای زمان خود را بشناسیم؟! پس چگونه وقتی که ما را متوجه مصداق های آن می کنند، برآشفته می شویم و پذیرفتنش برایمان سخت است؟

6- پس از خداحافظی حجت الاسلام حسینی از امامت جمعه نورآباد و قرار گرفتن حجت الاسلام صرفی پور در این جایگاه مهمّ و ارزشمند، انواع شایعات و تحلیل های ناقص و ساخته و پرداخته ذهن های متوهم در سطح جامعه پراکنده شد که امام جمعه جدید قصد عدالتخواهی و مبارزه با تبعیض و ظلم را ندارد و با رفتن امام جمعه سابق، باید عدالتخواهی را دفن کرد؛ امّا سخنان ظهر عاشورای امام جمعه جدید این پیام را داشت که عدالتخواهی و مبارزه با تبعیض همچنان ادامه دارد و “حق گویی” ها همچنان ادامه دارد حتی اگر درست فهم نشوند و خیلی ها را برآشفته سازد.

7- امّا شاید “مرور” بخش پایانی پیام تاریخی امام راحل به آقای منتظری برای امام جمعه ولایتمدار و بصیر شهرمان خالی از لطف نباشد:

“من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. و السلام”. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست

ارسال دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار