سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 69897
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۴
تعداد نظرات: یک نظر
خانه » اخبار برتر » انشای دختر شهید محرم ترک اولین شهید مدافع حرم :«پدرم زیبا سخن می‌گفت؛ نرم و آرام»
Print This Post
به یاد پدر...

در آستانه سالگرد شهادت شهید محرم ترک، دختر این شهید انشایی با خط خود برای پدرش نوشته است.

 به گزارش سلام دلفان، «محرم ترک» به تاریخ اول دی ماه 1357 شمسی، متولد شد. پس از پایان تحصیلات متوسطه به «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» پیوست و یکی از متخصصان تخریب و مهندسی رزمی در این نهاد انقلابی گردید. وی از نخستین رزمنده گان ایرانی بود که داوطلبانه به یگان های مدافع حرم بانوی مقاومت، «حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)» در «سوریه» ملحق شد و سرانجام به تاریخ 29 دی ماه 1390 شمسی، در جبهه ی نبرد با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» بال در بال ملائک گشود. پیکر پاک این شهید، در قطعه‌ی 53 بهشت زهرای تهران، تا روز ظهور مولایش، به امانت سپرده شد.

از شهید «محرم ترک» دختری به نام «فاطمه» و پسری به نام «محمد حسین» به یادگار مانده است.

 

محرم ترک

انشای دختر شهید محرم ترک بیاد پدر:«پدرم زیبا سخن می‌گفت؛ نرم و آرام»

«به نام خدا
موضوع : محرم ترک
شهید محرم ترک از کشور سوریه در برابر دشمنان دفاع کرد و در این دفاع جان داد و شهید شد. ایشان می فرمود: « هرجایی ظلمی به مسلمانان شود باید برود و کمک کند.»

ایشان در صحنه بمب گذاری شهید شدند و نامی نیکو از خود باقی گذاشتند. میخواهم خاطره ای به یاد ماندنی از پدرم بگویم: ما در شهر[کشور] سودان و در یک شهر فقیر بودیم که بیشتر مردم آنجا چادر نشین بودند. روزی پدرم با چند جعبه به خانه آمد و به من و مادرم گفت: چند تا از وسایلی که نیاز نداریم را در جعبه ها بگذاریم و به مردم چادرنشین بدهیم. من هم اسباب بازی که دوست داشتم  را به پدر دادم، نامش عسل بود. من تا به حال عروسکی را به اندازه او دوست نداشتم. ما وسائل را به مردم چادر نششین دادیم و آنها هم با زبانشان از ما تشکر کردند. من هم هنوزِ هنوز خوشحال هستم.

پدر من هم قبل از غذا به من می گفت که بگویم بسم الله و بعد از غذا الحمدلله بگویم.

من صدای پدرم را که قبل شنیده ام دوست دارم. صدای پدرم بسیار نرم بود و صدای تلاوت قرآنش بسیار زیبا بود و صدایی که همیشه در زمزمه می گفت من خیلی دوست داشتم وقتی می گفت: الحمدلله… الحمدلله…

پدرم زیبا سخن می گفت و نرم و آرام. وقتی من را صدا می زد انگار تمام دنیا را به من داده بودند. صدای پدرم همیشه در گوشم بود که می گفت: فاطمه … فاطمه  …»

تلگرام سلام دلفان

  1. نویسنده دیدگاه: میلاد
    دی ۱۴, ۱۳۹۴ در تاریخ ۰۹:۰۲

    روحش شاد و یادش گرامی

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار