سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 71311
تاریخ انتشار: ۴ بهمن ۱۳۹۴
تعداد نظرات: . نظر
خانه » اخبار برتر » انتخابات در گذر تاریخ
Print This Post
تاریخچه انتخابات مجلس شورای اسلامی؛

انتخابات در گذر تاریخ عنوان مجموعه مطالبی است که با انتشار روزانه آن وقایع و رویدادهای انتخابات مجلس خبرگان رهبری و انتخابات مجلس شورای اسلامی بازخوانی و بررسی می شود.

سلام دلفان –  انتخابات اولین دوره مجلس شورای ملی، پس از انقلاب ۵۷، در ۲۴ اسفند ۱۳۵۸ خورشیدی، برگزار گردید و در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۵۹ خورشیدی، اولین جلسه مجلس اول برگزار گردید. در انتخابات سه گروه حزب جمهوری اسلامی به رهبری محمد بهشتی و نهضت آزادی ایران به سرپرستی مهدی بازرگان و مجاهدین خلق ایران به سرپرستی مسعود رجوی رای آوردند و حزب بهشتی پیروز شد.

انتخابات در گذر تاریخ

 انتخابات دومین دوره مجلس شورای اسلامی در ۲۶ فروردین ۱۳۶۳ برگزار شد؛ انتخاباتی در هنگامه جنگ با عراق.

اقدامات نهادهای حکومتی علیه منتقدان و مخالفان سیاسی، سیما و محتوای انتخابات جدید را به کل دگرگون ساخته بود و در آن، خبری از هیچ کدام از احزاب و سازمان های سیاسی اپوزیسیون نبود.

جبهه ملی ایران متهم به ارتداد شده بود؛ سازمان مجاهدین خلق، سازمان فداییان خلق و حزب توده قلع و قمع شده بودند؛ و نهضت آزادی ایران و جمعیت های همسو نیز از مدت ها پیش امکان فعالیت سیاسی نداشتند.
انتخابات، رقابتی بود میان گروه‌ های مختلف همراه آیت الله خمینی.
از حدود ۲۴میلیون و ۱۴۳هزار نفر واجدان شرایط رای دادن، حدود ۱۵میلیون و ۶۰۷هزار نفر در این انتخابات شرکت کردند.
میزان مشارکت مردم در انتخابات، حدود ۶۵ درصد بود.
آمار رسمی اعلام شده، میزان مشارکت در این انتخابات را حدود ۵ درصد بیش از انتخابات مجلس اول اعلام کرد.
قابل تامل آن که اعلام شد افزایش مشارکت در استان کردستان، ۳ برابر، و در مورد سیستان وبلوچستان ۲ برابر بوده است.
این انتخابات، آغاز رقابت نیروهای نظام سیاسی مستقر بود و مقدمه ای برای شکل گیری دیدگاه ها و فهرست های فرعی چپ و راست و بروز تمایلات تمایزطلبانه شد که در مبارزات انتخاباتی بعد به شکل آشکارتری خود را نشان داد.
در غیاب چهره های سرشناسی که یا نظیر مهدی بازرگان و یدالله سحابی امکان ورود به مجلس نداشتند، یا همچون علی خامنه ای به قوه مجریه رفته بودند و یا مانند مصطفی چمران جان باخته بودند، مجلس دوم با حضور فعالان سیاسی معتقد به نظام سیاسی و ولایت مطلقه فقیه شکل گرفت.
فهرست های دو جمعیت سیاسی اصلی فعال در رقابت انتخاباتی، یعنی حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز، در تهران ۲۵ نام مشترک داشت.
شناخته شده ترین نماینده، اکبر هاشمی رفسنجانی، نفر اول پایتخت بود که بار دیگر بر صدر مجلس تکیه زد. مهدی کروبی، نفر دوم تهران، محمد یزدی و محمدمهدی ربانی املشی هم نواب رییس شدند که از روحانیون شناخته شده بودند.
گوهرالشریعه دستغیب، عباس شیبانی، عاتقه صدیقی (رجایی)، محمدعلی موحدی کرمانی، جلال الدین فارسی، فخرالدین حجازی، هادی غفاری، سیدمحمود دعایی، مهدی شاه آبادی، قربانعلی دری نجف آبادی و محسن مجتهدشبستری ازجمله نامزدهایی بودند که درمرحله اول به مجلس راه یافتند.
مجلس دوم زیر سایه کاریزمای آیت الله خمینی و در وضعیت جنگ و فقدان شرایط فعالیت سیاسی برای منتقدان، در حالی به کار پرداخت که چالش میان نخست وزیر (میرحسین موسوی) و رییس جمهوری (علی خامنه ای) قوه مجریه را دچار اختلافات درونی کرده بود.
انتخابات در گذر تاریخ

با پايان يافتن دوره­ ی مجلس اول شوراي اسلامي، دومين دوره­ ی انتخابات مجلس شوراي اسلامي در فروردين­ ماه سال 1363، زماني برگزار شد كه كشور طي چندين سال پس از پيروزي انقلاب اسلامی دوران پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشته بود. كشور در حالت جنگ و در وضعيت تحريم شديد سياسي، نظامي و اقتصادي به سر مي‌برد. انتخابات اين دوره از مجلس شورای اسلامی با انتخابات دوره­ی اول مجلس شورای اسلامی تفاوت اساسي داشت، زيرا ملاك مقبوليت افراد در اين دوره، اعتقاد به اسلام و انقلاب و در كنار مردم قرار داشتن بود. به همين خاطر، بسياري از گروه‌هاي معاند به روش مسلحانه روي آورده و از اين طريق در پي ارعاب مردم بودند تا آنان را از همراهي با نظام سياسي باز دارند. گروه‌هاي مخالفي هم بودند كه علنا در مقابل نظام نايستاده، ولي يا ساز تحريم مي‌زدند يا اين­كه با بهانه‌هايي چون عدم آزادي از حضور در صحنه شانه خالي مي‌كردند.[1]

با كنار رفتن نيروهاي ليبرال (نهضت آزادي همراه با بني­صدر و هم­فكران او) و همچنين ماركسيست‌ها و چپ‌ها از جمله حزب توده و سازمان مجاهدين خلق و… عملا انتخابات مجلس دوم شورای اسلامی صحنه­ ی رقابت نيروهاي خط امام و انقلاب بود. و گروه‌ها و احزابي مانند جامعه­ ی روحانيت مبارز، حزب جمهوري اسلامي، جامعه­ ی مدرسين حوزه­ی علميه­ ی قم، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، انجمن اسلامي معلمان و ديگر تشكل‌هاي همسو، صحنه‌گردان اصلي اين رقابت بودند. در اين زمان (ماه‌هاي آخر سال 1362 و اوايل فروردين 1363)، حزب جمهوري اسلامي هم‌چنان سكان حركت نيروهاي مذهبي را در صحنه­ ی سياسي كشور در دست داشت. علي­رغم جناح­ بندي كه در حزب جمهوري اسلامي صورت گرفته و در حال تكميل بود، حزب هم­چنان توان حضور در صحنه­ ی انتخابات را حفظ كرده بود.[2]در اين انتخابات كانديداهاي جامعه ­ی روحانيت مبارز و حزب جمهوري اسلامي اكثر آراء را از آن خود كرده و به پيروزي قاطع در انتخابات دست يافتند.[3]

در كل ويژگي‌هاي اين دوره از انتخابات را مي‌توان اين گونه عنوان كرد:

1. برگزاري انتخابات در حالت جنگ حتي در جبهه‌ها و شهرهاي جنگ زده.

2. برگزاري انتخابات در 193 حوزه­ی انتخابيه در سراسر كشور.

3. شركت همه­جانبه­ی مردم در انتخابات.

4. حذفت نيروهاي ليبرال و چپ از صحنه­ی سياسي كشور.

5. نيروهاي امام و انقلاب صحنه‌گردانان اصلي انتخابات بودند.

تعداد كانديداها

در انتخابات دومين دوره ­ی مجلس شوراي اسلامي، حدود 1592 نفر آمادگي خود را براي كانديداتوري اعلام و ثبت­ نام نمودند كه از اين بين حدود 266 نفر از داوطلبين صلاحيت‌شان توسط هيئت‌هاي اجرايي و شوراي نگهبان رد شد كه درصد رد صلاحيت شده‌ها 71/16 درصد بود.[4]از تعداد 1326 نفر تأييد صلاحيت شده، 115 نفر اعلام انصراف نمودند.[5]

مواضع احزاب و جناح‌هاي سياسي در انتخابات

در پايان دوره­ ی اول مجلس شوراي اسلامي و در زمان انتخابات مجلس دوم، با كنار رفتن نيروهاي ليبرال (نهضت آزادي به همراه بني‌صدر و همفكران او) و همچنين ماركسيت‌ها و چپ‌ها از جمله حزب توده و سازمان مجاهدينِ خلق، نوعي ثبات در فضاي سياسي كشور حاكم شده بود. بنابراين دومين دوره­ ی انتخابات مجلس شوراي اسلامي عملا صحنه­ ی رقابت بين نيروهاي وفادار به انقلاب و پيرو خط امام بود. هم­چنين اين شرايط باعث شد تا با از بين رفتن نيروهاي رقيب، اتحاد و يك­دستي ميان نيروهاي مذهبي، كه بيشتر ناشي از مقابله با رقبا بود، به تدريج رنگ ببازد.[6]

مطالعه­ ی روزنامه‌ها و جرايد زمان انتخابات مجلس دوم نشان مي‌دهد كه مهم‌ترين و جدي‌ترين احزاب شركت­ كننده در اين دوره از انتخابات، جامعه­ ی روحانيت مبارز و حزب جمهوري اسلامي بودند. حزب جمهوري اسلامي به عنوان اصلي‌ترين نيروي سياسي كشور به همراه گروه‌هاي سياسي- اجتماعي، همچون روحانيت و دانشگاهيان و اصناف و بازار در اين عرصه فعاليت مي‌كردند. روحانيت در دو قالب تشكيلاتي جامعه­ ی روحانيت مبارز و جامعه­ ی مدرسين حوزه­ی علميه­ ی قم فعاليت داشت. دانشگاه نيز در قالب دفتر تحكيم وحدت (اتحاديه ­ی انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه‌هاي سراسر كشور) فعال بود.[7]

جامعه­ ی روحانيت مبارز و حزب جمهوري اسلامي پس از وقايع سال 60 و حذف جريان بني‌صدر و سازمان مجاهدين خلق، نسبت به يكديگر هم­گرايي زيادي پيدا كرده بودند.[8]البته دبيركلي آيت ­الله خامنه‌اي در حزب جمهوري اسلامي و هم­زمان با آن عضويت ايشان در جامعه ­ی روحانيت مبارز باعث نزديكي بيشتر اين دو تشكل شده بود.[9]در اين انتخابات، حزب جمهوري اسلامي بر شكسته نشدن آرا و وحدت ميان نيروهاي خط امام تأكيد داشت و براي همين دبيركل حزب اعلام كرده بود كه ما افراد صالح را حتي اگر عضو حزب نباشند، كانديد خواهيم كرد.[10]در واقع، حزب براي جلوگيري از اختلاف، تمركز خود را در جهت ائتلاف نيروهاي خط امام قرار داده و بر وحدت تأكيد داشت. نگاهي به فهرست انتخاباتي حزب جمهوري اسلامي در تهران نيز نشان از اين رويكرد دارد. حضور افراد خارج از حزب مانند مهدي كروبي، محمد يزدي، عاتقه صديقي، محمدباقر محي ­الدين انواري و… در ليست حزب جمهوري اسلامي، تكيه بر صلاحيت افراد و نه وابستگي حزبي داشت.[11]

حزب جمهوري اسلامي و جامعه­ی روحانيت مبارز، تقريبا در انتخابات مجلس دوم با اختلاف ناچيزي كانديداهاي مشتركي را در تهران معرفي كردند. با توجه به اين­كه ليست كانديداهاي انتخابات تهران نشان‌گر جهت‌گيري احزاب و جناح‌هاي سياسي نيم‌بند آن دوره بود، مي‌توان به راحتي از روي ليست ارائه شده از سوي اين دو تشكل به هم­گرايي آنها پي‌برد. از ليست 17 نفره­ی تهران در مرحله­ ی دوم انتخابات، جامعه­ی روحانيت مبارز با حزب جمهوري اسلامي فقط سه اختلاف داشت كه عبارت بودند از: سيدمحمد اصغري، فضل­الله محلاتي و موسويان.[12]

در اين انتخابات، مانند انتخابات مجلس اول شورای اسلامی، جامعه­ ی مدرسين حوزه­ ی علميه­ ی قم، دستور قبلي امام خميني مبني بر عدم دخالت در انتخابات را مبناي كار خود قرارداد و از معرفي كانديداي سراسري براي مجلس شوراي اسلامي اجتناب كرد و تنها به بيان معيارهاي كانديداي اصلح بسنده نمود كه عبارت بودند از:

انتخابات در گذر تاریخ

1. تدّين و تقوي و تعبد به احكام دين مقدس اسلام و فقه سنتي شيعه، كه در مورد كانديداهاي اهل تسنن. ملاك، تعبّد و پايبند بودن به فقه خودشان مي‌باشد.

2. اطلاع از مسايل ديني، سياسي، اجتماعي.

3. ايمان به انقلاب و قانون اساسي و ولايت فقيه.

4. داشتن قدرت تفكر و اخذ تصميم و استقلال رأي.

5. عدم گرايش و وابستگي به گروه‌هاي منحرف

6. مقبوليت در حوزه­ی انتخابيه.

كه مزاياي زیر موجب اولويت است:

1. سابقه­ی نمايندگي و ابراز شايستگي در دوره­ی اول.

2. پذيرش و توافق روحانيت محل.

3. تخصص در يكي از ابعاد لازم در مجلس و نظام كشور (حقوق، اقتصاد، برنامه‌ريزي، مديريت، سياست، پزشكي، كشاورزي و…)

4. سابقه­ی انقلابي.

5. توطن و يا سابقه­ی اقامت در محل.

6. عدم تصدي مسئوليتي كه در صورت انتخاب شدن خلأ به وجود آورد.[13]

در كنار جامعه­ ی روحانيت مبارز و حزب جمهوري اسلامي كه دو جريان سياسي غالب در کشور بودند، ليكن دو جريان ديگر كه بسيار ضعيف‌تر از اتحاد دو جريان فوق بودند، نيز وجود داشت. اين جريان‌ها عبارت بودند از، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و دفتر تحكيم وحدت. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي خود دچار اختلاف دروني ناشي از اختلاف سليقه‌ها و جناح‌بندي دروني به دو جناح راست و چپ بود. و از طرفي اعضاي برجسته ­ی آن غالبا در پست‌هاي مختلف دولتي و يا وزارت‌خانه‌ها مشغول به كار بودند و يا آن­كه در جبهه‌هاي جنگ به صورت داوطلب در رده‌هاي مختلف نظامي همچنين در سپاه پاسداران مشغول فعاليت بودند و به طور كلي از صحنه­ ی‌ سياسي كشور دور بودند. از اين رو نماينده ­ی ولي فقيه در اين تشكل يعني آيت­ الله راستي كاشاني كه خود از روحانيون منتسب به جريان راست بود و همچنين برخي از اعضاي برجسته­ ی اين سازمان كه به جريان راست متمايل بودند علي­رغم حضور قدرتمند جريان چپ در سازمان، حمايت خود را از ليست انتخاباتي اصناف و بازار (جناح راست) اعلام نمودند. اين سازمان در اعلاميه‌اي در آستانه ­ی اولين مرحله‌ی انتخابات به طور رسمي از ليست بازار و اصناف حمايت كرد.[14]

بنابراين سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، تنها تشكل سياسي غير روحاني نيز عملا از جريان راست كه ائتلافي از جناح راست حزب جمهوري اسلامي و جامعه روحانيت مبارز بود، حمايت نمود. در اين ميان جريان مستقل دانشجويي، یعنی دفتر تحكيم وحدت، بدون ائتلاف با جناح قدرتمند راست، ليستي از نيروهاي سياسي جوان و آرمان‌گرا كه غالبا از دانشجويان پيرو خط امام و روحانيون جناح چپ تشكيل مي‌شد، ارائه نمود و به صورت مستقل وارد صحنه­ ی انتخابات شد. كه البته انجمن اسلامي معلمان و خانه­ ی ‌كارگر از آن حمايت نمودند.[15]

ليست دانشجويان به علت آن­كه در برگيرنده­ ی تمامي عناصر مستقل از جناح راست بود با استقبال بي‌نظير جناح چپ حزب جمهوري اسلامي، دولت ميرحسين موسوي و بالاخره روحانيون جناح چپ جامعه­ ی روحانيت مبارز مواجه گشت. در اين مرحله از انقلاب براي اولين بار پس از وقايع سال 1360 دو جناح سياسي داخل حكومت يا به قول امروزي خودي‌ها، به طور شفاف‌تري به صف‌بندي در مقابل هم پرداختند. در يك سو جناح بازار و اصناف (غالبا اعضاي مؤتلفه اسلامي كه هنوز در حزب جمهوري اسلامي فعاليت مي‌كردند)، جناح راست حزب جمهوري اسلامي (غالبا اعضاي مؤتلفه اسلامي)، جناح راست سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و بالاخره جناح راست جامعه­ ی روحانيت مبارز تهران قرار داشتند و در سوي ديگر دفتر تحكيم وحدت، جناح چپ حزب جمهوري اسلامي (مجتمع در دولت ميرحسين موسوي)، جناح چپ جامعه­ ی روحانيت مبارز و بالاخره جناح چپ سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي قرار داشتند. البته اين جناح­ بندي، به هيچ عنوان به صورت علني از سوي مقامات رسمي در ميان مردم مطرح نمي‌شد و بر عدم وجود هرگونه اختلاف‌نظر در بين مسئولين نظام تأكيد مي‌نمودند، اما از نوع ليست دادن اين دو جناح كه كمتر نقطه ­ی اشتراكي داشت به خوبي مشخص بود كه دو جريان فكري در عرصه­ ی سياسي كشور وجود دارد.[16]

صف‌بندي بين دو جناح زماني شدت يافت كه عده‌اي از روحانيون و وزرا و نمايندگان مجلس اول در يك اقدام بي‌سابقه از ليست دفتر تحكيم وحدت حمايت نمودند. اين افراد غالبا همان‌هايي بودند كه بعد از سال 1367 به طور علني مجمع روحانيون مبارز را تشكيل داده و نام جناح چپ را به خود گرفتند و عده‌اي ديگر از آنها در اواخر سال 1374، حزب كارگزران سازندگي را تأسيس كردند. اسامي افرادي كه طي اعلاميه‌اي در مرحله دوم انتخابات مجلس دوره­ی دوم از ليست دفتر تحكيم وحدت حمايت نمودند عبارت بودند از: سيدمحمد موسوي خوئيني‌ها، صادق خلخالي، مهدي كروبي، اسدالله بيات، حسن هاشميان، محمود دعايي، حميدزاده، مجيد انصاري، محمدعلي صدوقي، محسن نوربخش، محمدعلي نجفي، حسن شاه­چراغي، تقي بانكي، عطاءالله مهاجراني، صباح زنگنه، بهزاد نبوي، حسين نمازي، فخرالدين حجازي، مصطفي هاشمي طباء و عباسعلي زالي. اين اقدام اعتراض شديد شوراي نگهبان به ويژه امامي كاشاني، يكي از فقهاي آن شورا را برانگيخت. انتشار اين اعلاميه، نوعي دخالت مسئولان اجرايي در فرايند انتخابات و جانب‌داري آنان از گروهي خاص قلمداد مي‌شد.[17]

انتخابات در گذر تاریخ

موضع نهضت آزادي در انتخابات مجلس دوم، تحريم انتخابات بود. به دليل درگيري‌هايي كه بين اكثريت مجلس اول (فراكسيون حزب جمهوري اسلامي و مستقل‌ها) با سران فراكسيون همنام (نهضت آزادي) رخ داد، فراكسيون همنام، انتخابات مجلس دوم را تحريم كرد. تلاش نهضت آزادي و فراكسيون مربوطه­ی اين تشكل در مجلس اول آن بود كه با تاكتيك قهر، اذهان مردمي و افكار عمومي را متوجه خود سازد. اما چون فراكسيون مزبور، اولا از پايگاه اجتماعي حداقلي در بين روشنفكران و طبقات بالاي جامعه برخوردار بود و ثانيا نتوانسته بود روابط خود را با رهبري انقلاب، كه سياست و حكومت تحت تأثير شخصيت محوري ايشان قرار داشت،[18]پس از برخوردهاي متعدد از دوران دولت موقت، اشغال لانه ­ی جاسوسي، درگيري‌هاي رئيس ­جمهور و اكثريت مجلس و به خصوص موضوعي چون لايحه ­ی قصاص تصحيح نمايد، مورد توجه افكار عمومي قرار نگرفت. نتيجه ­ی وضعي تحريم مزبور، به كنار نهاده شدن نهضت آزادي و هوادارانش به طور طبيعي و اختصاص فضاي انتخاباتي مجلس دوم به هواداران فراكسيون اكثريت مجلس اول بود.[19]

اختلافات جناحي در آستانه­ ی انتخابات مجلس دوم

با توجه به موقعيت جنگي آن دوره و عدم وجود اختلافات اساسي مابين دو جناح و البته حضور فعال نيروهاي متعدد دو جناح در رأس امور، به ندرت اختلاف سليقه‌ها به تضاد و تخريب منجر مي‌شد و به همين دليل انتخابات دوره­ ی دوم مجلس شوراي اسلامي كمتر به جنجال كشيده شد. اما نمي‌توان كتمان نمود كه اختلاف سليقه‌هاي دو ديدگاه موجود در حزب جمهوري اسلامي از همان سال 1360 وجود داشت. يكي بر سنت‌گرايي و احترام به آزادي اقتصادي مردم و نهادهاي سنتي چون بازار و اصناف و روحانيت سنت‌گرا تأكيد داشت و ديگري به عدالت اجتماعي، روشنفكري ديني، كنترل دولت بر امور اقتصادي براي استقرار عدالت اجتماعي و همچنين بر ايجاد نهادهاي مدرن و دموكراتيك مطرح در قانون اساسي نظير شوراها تأكيد مي‌نمود. با اين توصيف ديدگاه اول در بين روحانيون و بازاريان سنت‌گرا و محافظه‌كار و ديدگاه‌ دوم در بين جوانان و علي­الخصوص دانشجويان ايده‌آل‌گرا، طرفداران زيادي پيدا كرد.[20]

در آستانه­ ی انتخابات عده‌اي از روحانيون جناح راست (ديدگاه اول) بر اين عقيده بودند كه مسئله ­ی انتخابات جز مسايلي است كه مجتهدين واجد شرايط حق اظهارنظر و معرفي افراد شايسته به مردم را دارند و از دخالت دانشجويان و تشكل‌هاي دانشجويي در انتخابات چندان راضي نبودند. حتي برخي از ايشان اين مسئله را پنهان نمي‌كردند و صريحاً در دانشگاه و در بين دانشجويان، ايشان را از حضور در صحنه‌هاي سياسي برحذر مي‌داشتند. آنها به اين بهانه كه ممكن است ورود دانشجويان به مسايل سياسي وقايع تلخ چندسال قبل را به وجود آورد، مانع ورود آنها به صحنه مي‌شدند. اين امر در جرايد و درميان طرفداران ديدگاه دوم (جناح چپ) انعكاس وسيعي يافت و آنها را به عكس­ العمل واداشت. حتي اين مسئله برخورد شديد امام خمینی (ره) را برانگيخت، ايشان به طور واضح اين نظر جناح راست را مردود دانستند و بر دخالت دانشجويان در تمام صحنه‌هاي سياسي و اجتماعي تأكيد نمودند. آيت­الله منتظري نيز عدم دخالت دانشجويان در رقابت انتخاباتي را رد نمود. عكس ­العمل جناح چپ نسبت به اين موضع‌گيري برخي از روحانيون جناح راست بسيار شديدتر بود. مهندس موسوي، اين‌گونه بينش نسبت به دانشگاه‌ها را سياست‌زدايي از دانشگاه دانسته و آن را كج­انديشي توصيف مي‌كند. آيت­ الله يوسف صانعي نيز جداسازي سياست از دانشگاه‌ها را خلاف شرع و خطرناك توصيف كرد.[21]

برگزاري انتخابات و نتايج آن

برگزاري انتخابات اين دوره ­ی مجلس با تصرف بخش‌هايي از مناطق مرزي كشور توسط نيروهاي بعثي عراق مصادف بود. ولي با اين وجود، انتخابات در 26/1/1363، مصادف با ميلاد حضرت علي(ع) در موعد مقرر در 193 حوزه­ ی انتخابيه براي انتخاب 270 نماينده در موعد مقرر برگزار شد.[22]نحوه­ ی اجراي انتخابات نيز به سه صورت: 1- سراسري مستقيم 2- سراسري غير مستقيم و 3- سراسري براي اقليت‌هاي ديني برگزار شد. انتخابات سراسري مستقيم شامل 187 حوزه­ی انتخابيه بود و انتخابات سراسري غير مستقيم در شهرهاي جنگ‌زده شامل آباده، دهلران، مهران، دشت آزادگان، قصرشيرين و خرمشهر انجام شد. انتخابات سراسري براي اقليت‌هاي ديني نيز شامل ارامنه شمال و جنوب، آشوري و كلداني، كليميان و زردتشتيان بود.[23]

با وجود واجدين شرايط 498/143/24 نفر، حدود 15 ميليون و 482 هزار و 523 رأي به صندوق اخذ رأي ريخته شد كه 121 نفر با كسب اكثريت آرا به مجلس راه يافتند و انتخاب اعضاي باقيمانده به مرحله­ی دوم كشيده شد.[24]

مرحله دوم انتخابات در تاريخ 27/2/1363 برگزار گرديد. در اين انتخابات 6 ميليون و 56 هزار و 706 نفر شركت كردند كه 130 نفر از نمايندگان در اين مرحله انتخاب شدند.[25]انتخابات ميان دوره‌اي نيز در تاريخ‌هاي 18/5/1363، 23/6/1363، 4/8/1363، 10/5/1365 و 16/8/1365 برگزار شد.[26]همچنين اين دوره از انتخابات مجلس در امنيت كامل برگزار شد. و شايد حضور آيت­ الله خامنه‌اي براي رأي دادن در مسجد ابوذر يعني جايي كه پيش از آن با ترور ناموفق ايشان در 6 تيرماه 1360 همراه بود، نمادي از آن باشد كه انتخابات در امنيت كامل و محيطي سالم برگزار مي‌گردد.[27]

همچنين به نظر مي‌رسد در اين دوره از انتخابات، هماهنگي كامل بين وزارت كشور و شوراي نگهبان وجود داشته و انتخابات با كمترين اختلاف ميان وزارت كشور با شوراي نگهبان برگزار شده باشد. آقاي علی­ اکبر ناطق نوري كه در همان زمان برگزاري انتخابات دوره­ ی دوم مجلس شوراي اسلامي در مقام وزير كشور، مسئول برگزاري انتخابات بود، در مورد اين دوره از انتخابات مجلس چنين مي‌گويد: «انتخابات مجلس دوم را من برگزار كردم. شايد در شوراي نگهبان سالي نباشد كه بحث انتخابات باشد و ذكر خيري از من نكنند. آقايان شوراي نگهبان چه آنهايي كه در آن موقع بودند، مثل آقاي صافي و چه اینهايي كه الان هستند مثل آقاي جنتي، معتقد هستند كه كمترين دوره‌اي از انتخابات مثل دوره­ی وزارت آقاي ناطق نوري بود كه هيچ تنشي با وزارت كشور نداشتيم. بين من و شوراي نگهبان اصلا اختلافي نبود. من خودم مي‌رفتم و با شوراي نگهبان مي‌نشستيم و قضايا را حل مي‌كرديم.»[28]

ميزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس دوم، 64/64 درصد بود. كه به تفكيك استان از اين قرار بود: آذربايجان شرقي 22/57 درصد، آذربايجان غربي 84/64 درصد، اصفهان 06/69 درصد، ايلام 45/72 درصد، باختران 88/65 درصد، بوشهر 34/60 درصد، تهران 05/74 درصد، چهارمحال و بختياري 81/66 درصد، خراسان 97/67 درصد، خوزستان 54/75 درصد، زنجان 12/81 درصد، سمنان 59/38 درصد، سيستان و بلوچستان 38/66 درصد، فارس 91/47 درصد، كردستان 53/67 درصد، كرمان 36/52 درصد، كهكيلويه و بويراحمد 87/78 درصد، هرمزگان 28/60 درصد، همدان 45/69 درصد، يزد 23/75 درصد.[29]

فهرست نمایندگان دوره دوم مجلس شورای اسلامی

نمایندگان دور دوم مجلس شورای اسلامی که انتخابات آن در روز جمعه ۲۶ فروردین ۱۳۶۳ برگزار و اولین جلسه آن در ۷ خرداد ۱۳۶۳ به تعداد ۳۳۳ نفر بودند که اسامی آنها به ترتیب زیر میباشد:

آ، ا

محمدباقر آخوندی – آذربایجان شرقی (شبستر)

حسن آقاحسینی طباطبایی – سیستان و بلوچستان (زابل)

اسماعیل آهنی – گیلان (آستارا)

محمد صالح احمدوند – همدان (ملایر)

مرادعلی احمدی – کرمانشاه (سنقرکلیایی)

عبدالکریم اربابی – سیستان و بلوچستان (چابهار)

علی ارومیان – آذربایجان شرقی (مراغه)

فریدون استکی – چهار محال بختیاری (شهرکرد)

محمد اسحق مدنی – سیستان و بلوچستان (سراوان)

عبدالرضا اسدی‌نیا – خوزستان (اهواز)

ابراهیم اسرافیان – تهران (تهران)

علی‌اصغر اسفندیارپور – لرستان (کوهدشت)

ابراهیم اسلامی خرمی – فارس (اقلید)

احد انجیری مطلق – آذربایجان غربی (مهاباد)

سعید امانی – تهران (تهران)

میرزا احمد امیرزاده ایرانی – آذربایجان شرقی (اردبیل)

رضا اکرمی – سمنان (سمنان)

محمد ایوبی – خراسان رضوی (بجنورد)

ب

محمدرضا باهنر – کرمان (بافت)

علی‌بابا بابائی – خراسان رضوی (اسفراین)

اسدالله بادامچیان – تهران (تهران)

عباس‌علی بهاری اردشیری – مازندران (ساری)

احمد بهشتی – فارس (فسا)

شهاب‌الدین بی‌مقدار – آذربایجان شرقی (خاروانا / ورزقان)

غلامرضا بیات – زنجان (ماهنشان)

احمد بیگدلی آذری – مرکزی (قم)

پ

اکبر پرهیزکار – آذربایجان شرقی (تبریز)

علی پریزاد – آذربایجان غربی (نقده)

حکم‌الله پزشکی – آذربایجان شرقی (میانه)

حسین پورسالاری – کرمان (کهنوج)

محمدمهدی پورگل – گیلان (بندر انزلی)

ج

میرحیدر جعفری حصارلو – آذربایجان شرقی (بناب / ملکان)

ابراهیم جمال یوسفی(دشتی) – بوشهر (رودباران)

چ

حسین چیت‌ساز شاهرودی – سمنان (شاهرود)

ح

ابواحسن حائری‌زاده – خراسان رضوی (بیرجند)

ابوطالب حجازی کمساری – گیلان (رشت)

عزیز حجتی – آذربایجان غربی (ماکو)

ابوالحسن حسینی – مازندران (مینودشت)

فضل الله حسینی برمایی – خراسان رضوی (درگز)

محمد حسینی خامنه‌ای – خراسان رضوی (مشهد)

علی حسینی‌زاده – چهار محال بختیاری (بروجن / لردگان)

محمد حسینی‌نژاد – یزد (اردکان)

مهدی حسینی‌نژاد – مازندران (نور / محمود آباد)

محمد حصاری – کرمانشاه (کنگاور)

علی‌اکبر حمیدزاده – زنجان (آوج / بوئین زهرا)

هاشم حمیدی – همدان (همدان)

خ

علی خرمتایی – کردستان (بانه / سقز)

محمد خزاعی ترشیزی – گیلان (رشت)

علی‌اصغر خلیلی – مازندران (بهشهر)

طالب خیاطی – خوزستان (دشت آزادگان)

د، ذ، ر، ز، ژ[ویرایش]

د

ابالقاسم داودالموسوی دامغانی – خوزستان (رامهرمز)

محمدباقر داودی – مازندران (کردکوی)

حامد دامنی – سیستان و بلوچستان (خاش / نصرت آباد / میرجاوه)

مطلب دشتی تولیر – آذربایجان شرقی (مغان)

عزت الله دهقان – خراسان رضوی (تایباد / تربت جام)

سید محمود دعائی – تهران (شهر ری / شمیرانات)

ر

محمدمهدی ربانی املشی – تهران (تهران)

حسین‌علی رحمانی – کردستان (بیجار)

ابوالفضل رحمانی اصل – همدان (رزن)

رحمان رحیمی – کرمانشاه (پاوه)

نوالدین رحیمی – لرستان (ملاوی)

عباس رحیمی – بوشهر (دشتستان)

غلامرضا رحیمی حاجی آبادی – خوزستان (بندر ماهشهر)

ابوالقاسم رزاقی – مازندران (تنکابن / رامسر)

مرتضی رضوی – آذربایجان شرقی (تبریز)

حسن روحانی – تهران (تهران)

علی‌اکبر روحانی‌فر – ایلام (دهلران)

محسن رهامی – زنجان (خدابنده)

غلامحسین رهبرپور – همدان (تویسرکان)

ز

مریم زعفرانی بهروزی – تهران (تهران)

رضا زواره‌ای – تهران (تهران)

حجت الله زمانی – لرستان (بروجرد)

ولی الله زمانی – مازندران (بابل)

س، ش، ص، ض[ویرایش]

س

عبدالحسین ساوه – کرمان (کرمان)

میرغفار سجادنژاد الوار – آذربایجان شرقی (بستان آباد)

حسین سلطانی -اصفهان (اردستان)

‌‌‌‌حسین سبحانی‌نیا – نيشابور (خراسان رضوي)

غلامرضا سلطانی – تهران (کرج)

فریدون سلیمی – آذربایجان غربی (میاندوآب)

میرعلی نقی سیدخاوری لنگرودی – گیلان (لنگرود)

ابوالفضل موسوی‌تبریزی (سیدریحانی) – آذربایجان شرقی (تبریز)

ش

محمد شاورانی – آذربایجان غربی (بوکان)

حسن شاهچراغی – سمنان (سمنان)

مهدی شاملو محمودی – همدان (ملایر)

صمد شجاعیان – فارس (ممسنی)

علی شوشتری – خراسان رضوی (نیشابور)

محمد اسناعیل شوشتری – خراسان رضوی (قوچان)

محمدعلی شقاقیان – فارس (شیراز)

قلی شیخی – خوزستان (ایذه)

محمد شینی – خوزستان (مسجد سلیمان)

ص

محمدعلی صاحب الزمانی – آذربایجان غربی (ارومیه)

حسن صادق‌لو – مازندران (رامیان)

محمدصادق صادقی گیوی (خلخالی) – مرکزی (قم)

نصرالله صالحی حاجی آبادی -اصفهان (اصفهان)

جلیل صدر طباطبایی – یزد (یزد)

عاتقه صدیقی – تهران (تهران)

لطیف صفری – کرمانشاه (اسلام‌آباد غرب)

محمود صفری – تهران (دماوند)

عباس صفوی کوهساره – گیلان (فومن)

ط

محمدصالح طاهری خرم آبادی – لرستان (خرم‌آباد)

عبدالصاحب طاهری موسوی – خوزستان (خرمشهر / شادگان)

مهدی طباطبایی شیرازی – خراسان رضوی (مشهد)

ع

ابراهیم عباسپور – آذربایجان شرقی (کلیبر)

محمدرضا عباسی‌فرد – لرستان (خرم‌آباد)

علی عبدالله پور – آذربایجان شرقی (هشترود)

محمدعلی عربی – خراسان رضوی (کاشمر)

عبدالله عطائی – کردستان (سنندج)

محمدامین عفری (طرفی) – خوزستان (آبادان)

رحیم علی‌زاده باروق – آذربایجان شرقی (اردبیل)

غ

علی‌ محمد غریبانی – آذربایجان شرقی (اردبیل)

ف

جلال‌الدین فارسی – تهران (تهران)

فخرالدین فال اسیری – فارس (استهبان / نی‌ریز)

اسماعیل فدائی – مرکزی (سربند)

مرتضی فهیم کرمانی – کرمان (کرمان)

ق

مهدی قائمی‌فر – فارس (سروستان)

مصطفی قادری – آذربایجان غربی (سردشت / پیرانشهر)

حسین قاضی زاده هاشمی – خراسان رضوی (فریمان / سرخس)

زین‌العابدین قربانی پنجاه – گیلان (آستانه اشرفیه)

حسین قطمیری – فارس (شیراز)

عبدالعلی قنبری قادیکلائی – مازندران (قائمشهر)

ک

قنبر کبیری – فارس (مرودشت)

مهدی کروبی – تهران (اسلامشهر / تهران / ری / شمیرانات)

رضا کریمی (زاده ۱۳۳۲) – آذربایجان شرقی (مرند)

فواد کریمی – خوزستان (اهواز)

آنه محمد کوسه غراوی – مازندران

محمد کلاته‌ای – خراسان رضوی (بجنورد)

محمد کیاوش – خوزستان (آبادان)

ل

محمدتقی لطفی – ایلام (ایلام)

م

محمد محمدی-دلفان/سلسله

عباس متین – هرمزگان (بندرعباس)

حسین محقق بانکی – تهران (کرج)

حسین محمدخانی شاهرودی – فارس (داراب)

حسین محمدی آذر – زنجان (تاکستان)

محمدباقر محی‌الدین انواری – تهران (تهران)

ابوالحسن مخزن موسوی – گیلان (رودبار)

محمود مروی سماورچی – خراسان رضوی (طرقبه / چناران)

جمشید مزارعی غریب – خوزستان (بندر ماهشهر)

داود مصطفوی سیاه مزگی – گیلان (رشت)

سید احمد کاشانی -اصفهان (قمصر / نطنز)

علی معرفی‌زاده – خوزستان (خرمشهر / شادگان)

محمد معزالدین – اصفهان (اصفهان)

میرمرتضی موسوی ابره بکوه – خوزستان (اندیمشک / شوش)

حسن موسوی‌پور – زنجان (ابهر)

حسین موسویان – تهران (تهران)

پرویز ملک‌پور – نمایندگان اقلیت (اقلیت‌های دینی / زرتشتیان)

علی ملکوتی – آذربایجان شرقی (سراب)

برزو مهبودی – فارس (کازرون)

مهدی مهدوی حاجی – مازندران (بابلسر / بندپی / فریدونکنار )

مهدی مهدی‌زاده – خراسان رضوی

قاسم مهرزاد صدقیان – آذربایجان غربی (سلماس)

مجتبی میرجعفری – مرکزی (اراک)

عباس میرحیدری – تهران (شهریار)

عیدی محمد میرزایی عطاآبادی – اصفهان (فلاورجان)

ن

غلامحسین نادی – اصفهان (نجف آباد)

حسن‌علی نجفی رهنانی – کهکیلویه و بویراحمد (گچساران)

علیرضا نظری – مرکزی (دلیجان / محلات)

علی نظری منفرد – فارس (آباده)

عبدالله نوری – اصفهان اصفهان

و

وارتان وارطانیان – نمایندگان اقلیت (مسیحیان ارامنه شمال کشور)

ابوالقاسم وافی – یزد (یزد)

عیسی ولانی – مازندران (آمل)

ه

محمدعلی هادی نجف آبادی – تهران (تهران)

عبدالرضا هاشم‌زایی نهبدان – خراسان رضوی (طبس / فردوس)

سید محمد رضا هاشمی – لرستان (الیگودرز)

عبدالله هجرتی – قزوین (زنجان)

ی

کمال‌الدین یادآور نیک‌روش – تهران (تهران)

محمد یزدی – تهران (تهران)

مهدی یعقوبی – خراسان رضوی (تربت حیدریه)

منبع:بولتن نیوز


[1]. آقايي جيرهنده، عباس؛ و بسطامي، رضا؛ مجلس شوراي اسلامي دوره­ی دوم، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1387، چاپ اول، صص 42-41.

[2]. خواجه­سروي، غلام­رضا؛ رقابت سياسي و ثبات سياسي در جمهوري اسلامي ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1382، چاپ اول، صص 317- 316.

[3]. فوزي، يحيي؛ تحولات سياسي- اجتماعي بعد از انقلاب اسلامي در ايران 1380- 1357، تهران، مؤسسه­ی چاپ و نشر عروج، 1387، چاپ دوم، جلد دوم، ص 106.

[4]. عظيمي دولت­آبادي، امير؛ منازعات نخبگان سياسي و ثبات سياسی در جمهوري اسلامي ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1387، چاپ اول، ص .116

[5]. روابط عمومي مجلس شوراي اسلامي، كارنامه­ی مجلس شوراي اسلامي دوره­ی دوم، سال اول، تهران، روابط عمومي مجلس شوراي اسلامي، 1364، چاپ اول، جلد اول، صص 15- 14.

[6]. سجادي­پور، هادي؛ پيشين، ص 25.

[7]. آقايي جيرهنده، عباس؛ و بسطامي، رضا؛ پيشين، ص 75.

[8]. مرتجي، حجت؛ جناح‌هاي سياسی در ايران امروز، تهران، نقش و نگار، 1378، چاپ پنجم، ص 11.

[9]. شادلو، عباس؛ تكثرگرايي در جريان اسلامي ناگفته‌هاي تاريخي از علل پيدايش جريان راست و چپ مذهبي، 1380- 1360، تهران، وزراء، 1386، چاپ اول، ص 31.

[10]. روزنامه­ی جمهوري اسلامي، 23/9/1362، ص 6.

[11]. آقايي جيرهنده، عباس؛ و بسطامي، رضا؛ پيشين، ص 76.

[12]. شادلو، عباس؛ پيشين، ص 31.

[13]. صالح، سيد محسن؛ جامعه­ی مدرسين حوزه­ی علميه­ی قم از آغاز تا كنون فعاليت‌ها 1384- 1357، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1385، چاپ اول، جلد دوم، صص 721- 718.

[14]. شادلو، عباس؛ پيشين، صص 32- 31.

[15]. سجادي­پور، هادي؛ پيشين، ص 26.

[16]. شادلو، عباس؛ پيشين، ص 32.

[17]. سجادي­پور، هادي؛ پيشين، ص 26.

[18]. بشيريه، حسين؛ ديباچه‌اي بر جامعه شناسي ايران دوره­ی جمهوري اسلامي ايران، تهران، مؤسسه­ی نگاه معاصر، 1381، چاپ اول، ص 47.

[19]. خواجه­سروي، غلام­رضا؛ پيشين، ص 316.

[20]. شادلو، عباس؛ پيشين، صص 35- 34.

[21]. همان، صص 36- 35.

[22]. دارابي، علي؛ رفتار انتخاباتي در ايران، الگوها و نظريه‌ها، تهران، سروش، 1388، چاپ پنجم، ص 153.

[23]. روابط عمومي مجلس شوراي اسلامي، پيشين، ص 14.

[24]. فوزي، يحيي؛ پيشين، ص 106.

[25]. صالح، سيدمحسن؛ پيشين، ص 722.

[26]. روابط عمومي مجلس شوراي اسلامي، پيشين، ص 15.

[27]. آقايي جيرهنده، عباس؛ و بسطامي، رضا؛ پيشين، ص 43.

[28]. ميردار، مرتضي؛ خاطرات حجت­الاسلام و المسلمين ناطق نوري، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1384، چاپ اول، جلد دوم، ص 87.

[29]. سجادي­پور، هادي؛ پيشين، ص 27.

تلگرام سلام دلفان

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار