به گزارش سلام دلفان، اسم امام که میآمد خونم بیقرار میشد. دست خودم نبود. اول در دلم قربانصدقه چهره نورانیاش رفتم و بعد به خودم گفتم: «من که میدونم آقا ...
به گزارش سلام دلفان، اسم امام که میآمد خونم بیقرار میشد. دست خودم نبود. اول در دلم قربانصدقه چهره نورانیاش رفتم و بعد به خودم گفتم: «من که میدونم آقا این حرف رو نزده اما اگرم یه درصد همچین چیزی گفته باشه، راست گفته؛ چون ما که بچه نیستیم. ما هر کدوم یه سربازیم براش. حتما آقا مارو قابل دونسته و میخواسته با حرفش بهمون اعتبار بده…
ادامه خبر را در اینجا بخوانید
Powered by WPeMatico



