سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 19300
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۲
تعداد نظرات: ۴ نظر
خانه » اخبار برتر » نقدی بر سلام دلفان
Print This Post
( 4 نظر)

همانطور که پیش تر گفته شد، به مناسبت دومین سال تأسیس سلام دلفان از تعدادی از اهالی فرهنگ و سیاست خواستیم تا نظرات بی پرده خود را…

سلام دلفان-همانطور که پیش تر گفته شد، به مناسبت دومین سال تأسیس سلام دلفان از تعدادی از اهالی فرهنگ و سیاست خواستیم تا نظرات بی پرده خود را در خصوص سایت در اختیار ما قرار دهند. آنچه پیش رو دارید “نقد” یکی از این عزیزان* است که عیناً منتشر می گردد.

*یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لایجرمنکم شنئان قوم علی الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب لتقوی و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون*1

*ای مومنان بر ادای واجبات خدا مواظبت کنید و از روی دادگری گواهی کنید و دشمنی قومی شما را بر آن ندارد که با ایشان دادگری نکنید . عدالت پیشه سازید که عدالت به پرهیزگاری نزدیکتر است . از خدا بترسید که خدا آگاه از آن چیزی است که انجام می دهید *

بی تردید در شرایط کنونی عالم ، رسانه ها از مهم ترین شاخص های توسعه به حساب می آیند . تصور دنیای بی رسانه برای ما که در عصر تکنولوژی و فناوری اطلاعات به سر می بریم سخت دشوار و بی معنا به نظر می رسد . رسانه در مفهوم مدرن آن به عنوان پدیده ی بی نظیر دوران ما در کنار محاسن بی بدیل و شگرف خود آفات و عوارضی نیز دارد که در جای خود قابل شرح و بسط است . رسانه فوق العاده قدرتمند است . در حوزه ی قدرت اگر نگوییم رسانه مهم ترین ابزار و وسیله است دست کم از مهم ترین آنهاست. و البته رسانه و قدرت لازم و ملزوم یکدیگرند . بی رسانه ، قدرت حاصل نمی شود و بی قدرت

سیاسی ، رسانه ی قدرتمند جایگاه خود را باز نخواهد یافت . امروز در سراسر دنیا هر جا رد پای قدرت سیاسی دیده می شود ، رسانه ای نیرومند خود را می نمایاند . جنگ امروز دنیا بیش از آنکه جنگ ابزار و ادوات نظامی باشد جنگ رسانه ای و سایبریست . یادمان باشد این قدرت در ذات خود فسادآور است. فسادی که مطامع نامشروع صاحبان رسانه های قدرتمند جمعی را محقق می کند . اگر قرار باشد اغراض سیاسی تعیین کننده باشد حقایق وارونه می شود ، دروغ جامه ی حقیقت می پوشد و حقیقت عریان در آشفته بازار مکاره ی سیاست ره گم می کند. اما همین رسانه در ساحت مردمسالاری دینی قرار است

واجد مولفه های دیگری از چنسی دیگر باشد. مولفه هایی چون تقوا ، حقیقت ، عدالت و انصاف. این مقدمه بهانه ایست برای ورود به موضوع اصلی بحثی که پیرو درخواست دوستانی از سایت سلام دلفان به مناسبت سومین سال آغاز به کار این رسانه و ضمن تبریک و گرامیداشت آن نگاشته شده است .

لازم به ذکر است آن چه در این یادداشت بدان پرداخته می شود انگاره های یک ناظر متاثر از پدیده های اجتماعی است و نه یک کارشناس خبره در این زمینه و طبعاً فاقد پارامترهای کارشناسی بلکه صرفاً بازتاب آرای شخصی است و قطع به یقین عاری از نقص و خلل نیست . آن چه از این منظر مورد توجه قرار می گیرد نقد و بررسی رسانه ای بومی و منطقه ای و آسیب شناسی آن است . با این هدف که فضای سالمی جهت فعالیت رسانه ای و جریان اطلاع رسانی در جامعه ی ما فراهم آید :

آن گونه که عادت معهود این گونه مناسبات است در ارزیابی هر پدیده ای از جمله موضوع مورد بحث ما یعنی رسانه ، دو رویکرد دیده می شود . می توان بالمره کارکرد آن را تایید نمود و با کلی گویی چونان که بسیار دیده ایم ، آنچه خوبان همه دارند یکجا در وجودش متجلی بدانیم و می توان شمشیر عناد بر آورد و یکسویه و مغرضانه تاخت و قلم نفی بر آن کشید . و البته می توان چونان که عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی نفی حکمت نکرد و نقد کرد ، سره از ناسره بازشناخت و حسن و عیبش به ترازوی انصاف برکشید . و من می کوشم از سر انصاف ضمن اشاره ی مختصر به محاسن آن به اجمال چند نکته

در نقدش بیان دارم تا شاید اگر سخنم را حق یافتید و حق سخنم را دریافتید در اصلاحش بکوشید.

بدون شک سلام دلفان به عنوان یکی از رسانه های پیش آهنگ در شهرستان دلفان نقشی درخور و قابل تقدیر دارد . نخستین ویژگی ان همان گونه که گفته شد پیش آهنگ بودن در عرصه ی رسانه ای این دیار است . اگر بر این باوریم که این منطقه در مغاک توسعه نیافتگی ژرفی در همه ی حوزه های اقتصادی ، اجتماعی و اگر به کسی برنخورد فرهنگی فروست ، باید بپذیریم که بیش و پیش از هر مقوله ای نیازمند کار فرهنگی و زیربنایی هستیم . و یکی از مصادیق کار فرهنگی به یقین رسانه است . در فقر رسانه ای اعم از نوشتاری و مجازی و … حضور سلام دلفان و رسانه هایی از این دست چنان مغتنم است که به رغم کاستی ها و کاهلی ها استمرار کارشان لازم و ضروریست . به ویژه اگر به یاد داشته باشیم در فضای مجازی نظایر سلام دلفان نماد دلفان و دلفانی خواهند بود چه بخواهیم و چه نخواهیم و دیگران در دور و نزدیک ایران و شاید جهان با جستجویی در نام دلفان احیاناً به سلام دلفان نیز سلامی خواهند گفت.

هرچند به شخصه معتقدم به جهت عدم شکل گیری جایگاه عالم مجاز در جوامعی چون جامعه ی ما برد سلام دلفان محدود و لاجرم اثرگذاری آن اندک است و باز بر این باورم که شاید رسانه های نوشتاری کارکردی کاراتر و دامنه ای بسیط تر داشته باشند اما نیز می انگارم رسانه ی مجازی چون سلام دلفان همچنان اثری نافذ بر قشری خاص در جامعه مان داشته و خواهد داشت و تا حدی محملی است برای ورود اندیشه های نو به ساحت رسانه و کشف پدیده های تازه در میان جوانان شایسته ی این مرز و بوم .دیگر آن که در پاره ای موارد عملکردی قابل دفاع در نقد ارباب قدرت و و تریبون و قلمی در بیان نارساییها و کاستی ها و ضعف های پیدا و پنهان دیارمان بوده است و البته جسته و گریخته رگه هایی از کار حرفه ای در کارشان یافت می شود.

سلام دلفان از نظر خاستگاه متعلق است به جمعی از جوانان با باورهایی از جنس عقیده و مکتب و معتقد به گفتمان انقلابی با اصالت مقاومت و تفکراتی در حوزه ی سیاست از صبغه ی اصول و از جبهه ی پایداری و دغدعه هایی از رنگ بوم گرایی و در پی پیشرفت و توسعه ی منطقه ای که گاهی تنه به ناسیونالیسم می زند. باوری درخور احترام ، تفکری قابل نقد و دغدغه ای مورد تامل و درنگ. و سلام دلفان می کوشد هر سه ی این معانی را ممزوج ساخته و در قالب رسانه ای عام بر فرهنگ عمومی موثر و آرمانشهری مطابق ایده هایش بسازد . اما تا چه حد در این معنا کامیاب بوده و روش و سلیقه ای که در پیش گرفته تا چه اندازه درست بوده ، قابل نقد و موشکافی است . نقدی که  به سبب تنگنای موقعیت در مواردی چند خلاصه شده و بی مقدمه عرضه می گردد:

1 – اولین سخن آن است که رسانه تکلیف خویش بداند. اگر سلام دلفان می خواهد ارگان و یا تریبون جریان ، حزب و یا عقیده ای خاص باشد که البته فی نفسه امری مذموم نیست ، می تواند باشد اما نیک بداند که ماندن در حصار تلقی خاص در سپهر سیاست ، آدمی را در چنبره ی وابستگی هایی از جنس بت های فرانسیس بیکن2 گرفتار می سازد چونان که حقیقت را تنها از دریچه ی نگاه خویش می بیند و از گذر آرای سیاسی خویش تفسیر می نماید. اما اگر بخواهد چونان برنام خود ، سلام دلفان ، رسانه ای محلی برای بوم و منطقه ی خود و صرف نظر از افکار جناحی و سیاسی خویش باشد می بایست وارسته از تعلقات و پای بستها قلم زند.

به نظر می رسد سلام دلفان می کوشد با جمع این دو از منظری عقیدتی اوضاع منطقه را رصد و تحلیل نماید اما برون ده مسئله از تاثیرات پیدا و پنهان نگرش سیاسی خاص و نه لزوماً عقیده ای پاک و خالص در تنظیم خبر و تحلیل حکایت می کند . این نگرش طیف مخاطبان خود را در گروه خودی و غیر خودی شکل می دهد و در این میان گاهی دایره ی تعریف خودی چنان محصور و محدود فرض می گردد که جز عده ای معدود در آن نمی گنجند. گویی از دریچه ی نگاه دوستان سلام دلفانی آدمیان دو گونه اند سپید و سیاه . برخی جمع فضایل اند و محبوب قلوب و مبرا دامنشان از تهمت وعیب . هر چه آن خسرو کند شیرین بود و هر چه بر زبان جاری کند نیکو بود . و برخی یکپارچه رذیلت اند و شایسته ی ملامت و نقد بی محابا. حال آن که در عالم امکان جز اولیای خدا همگان خاکستریند و آمیخته از رذیلت و فضیلت و متاثر از انفاس رحمانی و شیطانی و به دیگر عبارت در معرض خطا و صواب. هنر ناقد آن است که زمینه ی خطا بیابد و در اصلاح آن بکوشد و راه تکرار بر آن ببندد وگرنه تیغ طرد از نیام برکشیدن و تاختن و راندن نه هنر که عین بی هنریست . به بیانی دیگر

چو پرده دار به شمشیر می زند همه را            کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

2 – در یادداشتی  که چندی پیش از راقم این سطور در همین پایگاه درج شد کوشیدیم  ویژگی های نقد منصفانه را برشمریم .3 یادمان نرود میان نقد و تخریب فاصله ای به باریکی موست و اگر درست عمل نکنیم ناگزیر از مرتبه ی رسانه ای آوانگارد و پیشرو به ورطه ی ژورنالیسم زرد فرو خواهیم غلتید . نقد درست بر مبنای تحلیل منطقی صورت می پذیرد و تحلیل صحیح بر پایه ی ادله و شواهد شکل می گیرد. نمی توان به صرف برداشت شخصی و یا خبر وارده از افراد غیر مسئول و یا با هویت نامعلوم تحلیل کرد . بی مایه ترین تحلیل آنی است که بر اساس کامنت های واصله از خوانندگان شکل گیرد .

چنان چه رسانه ای می خواهد مبتنی بر اصول چهارگانه ی شرع ، قانون ، اخلاق و عرف در اصلاح امور بکوشد هرگز محق نیست شخصیت افراد را به صورت غیر اصولی و بر اساس اخبار غیر موثق و فاقد مبنا و یا مبتنی بر کامنت های  تخریبی زیر سوال برد . کافیست از سر مداقه به کامنت های تایید شده پایگاه نظری بیفکنید . غیر از موارد گاه قابل قبول و دقیق و کارگشا ، وجه غالب نگاه تخریبی و سراسر افترا و متاسفانه گاه با ادبیات چارواداری و نامناسب است. و این همان سایه ی ابتذالی است که بیم آن می رود بر سر رسانه گسترده شود . رسانه ی مستقل و فاخر باید با پرهیز از نگاه سطحی و عوامانه رهیافتی علمی و کارشناسانه در پیش گرفته تا موثر و کارا به تعهد اجتماعیش جامه ی عمل بپوشاند. دیگربار تاکید می کنم کار نقد راه پیمودن بر لبه ی تیغ است و کمترین لغزش تبعات دست کم عقبایی در پی خواهد داشت.

3 – آن چه امروز در فضای سیاسی شهرستان می گذرد نگاه شخصی ، سلیقه ای و جناحی است هر کس به تناسب نگاه خود تحول را تنها در منظر تغییر اشخاص آنهم به دلخواه خود می بیند . ارزش گذاری مدیران بر اساس تغییراتی است که در مناصب صورت می دهد . چنان چه این تغییر به مذاق ما خوش بیاید آن مدیر و یا مجموعه بهترین و چنان چه با سلیقه ی ما جور نیاید بدترین است . تغییر در مفاهیم فدای تغییر در مصادیق شده است . متاسفانه سلام دلفان نیز دانسته و یا نادانسته نه تنها متاثر از این فضاست بلکه خود به آن دامن می زند . بی تردید تغییر افراد دست کم در قوانین نوشته یا نانوشته کنونی تحت تاثیر فضای سیاسی حاکم امری طبیعی و روتین به حساب می آید .4 اما رسانه ی که می کوشد مستقل عمل کند و ترقی جامعه را هدف می گیرد مفاهیم را به پای مصادیق قربان نمی کند .

دیگر بار تاکید می کنم فرگشت و فراگشت راستین جز در سایه ی تغییر نگاه ، بینش و روش عموم جامعه و به تعبیری تغییر مفاهیم صورت نخواهد گرفت. مفاهیمی چون حقیقت ، فرهنگ انتخاب ، شایسته سالاری و پرهیز از نگاه سیاست زده و تبار گرایی و باند بازی و الخ. آری می شود در تکرار در تکرار تغییر مصادیق منتظرانه سر بر آسمان فراز کرد و بر باد رفتن سرمایه های مادی و معنوی و هدر رفت گنجینه های گرانسنگ اندیشه و دانشمان را تماشا کرد و درست خلاف سنت های بی تغییر الهی منتظر بارشی از ابر رحمت ماند .می توان همچنان در گرداب بی پایاب تنش های بی فرجام سیاسی دست و پا زد و یا چونان سیزیف5 مسلسل وار این فراز و فرود بی حاصل و انجام را تکرار کرد و یا البته به عکس می توان امیدوارانه و خردورزانه با پرهیز از نگاه جناحی و قومی و بداخلاقی سیاسی و کلامی در مسیر تحول در مفاهیم گام برداشت و آینده را ساخت .

4 – در همان یاد داشت پیشین به مناسبت رویدادهای پیش و پس انتخابات شورای شهر اشاره کردیم سلام دلفان می کوشد به مثابه ی رسانه ای توانمند مسئولیت حرفه ای خویش را در قبال مسائل سیاسی منطقه ایفا نماید .6 سپس به درستی و راستی نشانه های این حرکت خجسته را به شرح بازگفتیم. موضوعی که متاسفانه سترون ماند و هرگز دنباله ای بر ان شکل نگرفت . اما مختصات حرفه ای کار چه بود که نویسنده مطلب را که بنا بر ملاحظات شخصی به ندرت در فضای رسانه ای وارد می شود را چنان مکیف و محظوظ ساخت که دست به قلم برده و در تایید آن وجیزه ای ناچیز بنگارد . ممکن است دوستان بپرسند چه شد که آن روز در شایسته ی قدر بودیم و امروز مستحق نقد .

جهت نزدیکی ذهن یک بار دیگر ماجرا را مرور می کنیم تا ابعاد کار آشکار گردد:  نخست ورود سلام دلفان به بحثی کلی و نه جزیی ، کنکاشی در متن و نه پردازشی در حاشیه ، نقدی بر انتخابات که صرف نظر از صحت و سقم ، سوالاتی در اذهان ایجاد کرده بود. دوم نقلی از امام جمعه ی محترم شهرستان ، کسی که به سبب جایگاه حقیقی و حقوقیش اظهار نظرش محل تامل و تانی است و سوم و از همه مهم تر رفتن به بطن ماجرا و نقل جزئیات از زبان عضو هیات نظارت بر انتخابات که می داند هر جمله از سخنانش بار حقوقی دارد و قابل تعقیب کیفریست و قابل توجه آن که سخنانش با ذکر جزئیات و دقائق است نه کلی گویی محضی که در هر بحث و فحصی نقل محفل عوام می شود . تا این جای کار ، کار سلام دلفان بی اغراق شاهکار است و نوید حرکتی رو به جلو و برداشتن گام های استوار بعدی . اما با گذر از این مرحله سلام دلفان که سطح کار خود را افزایش داده و توقعات را افزوده به ناگاه دیگر بار در دام ژورنالیسم حاشیه ای افتاده و مرتبه ی عمل خود را از پیگیری حقوقی و مستند موضوع به سطح سطحی کامنت های مخاطبان تنزل می دهد .

این گفتار هرگز در صدد تخطئه ی آرای گاه صائب کاربران نیست اما رسانه ی حرفه ای هرگز عنانش را به اختیار مخاطب نمی سپارد و با سند و مدرک جلو می رود نه با پندار و وهم و گمانه زنی . رسانه ی مستقل و آزاد هرگز پیش از حصول نهایی موضوع حکم صادر نمی کند . کار رسانه روشنگریست نه مچ گیری . رسانه ی فرهیخته آنست که برای روشن شدن موضوعی می کوشد هرچند فرجام کار به زیانش و یا خلاف عقیده و باورش باشد نه آن که برای از میدان به در کردن رقیب در پی یافتن نقطه ی ضعف و نقصان باشد هر چند مستند و متقن . شرح این سخن باشد تا وقتی دیگر.

5 – نقصان دیگری که در کار رسانه دیده می شود فقدان یا ضعف کار کارشناسی در حوزه های اجتماعی و تخصصی است . اگر بپذیریم که سلام دلفان داعیه ی ورود به تمام مباحث اجتماعی را دارد که دارد باید لوازم و مقدمات آن را نیز فراهم کند . ناگفته پیداست نگاه غیر تخصصی و عمدتاً سیاسی به مقوله های مختلف آفتی است که بخشی از آن در ذات مردمان مان نهفته است و پاره ای از آن به محدودیت کمی و کیفی ابزارمان گره خورده است . در شرح امر نخست باید گفت ما مردمان این سرزمین عادت کرده ایم و یا باور نموده ایم که در هر حوزه ای صاحب نظریم و خود را محق به اظهار نظر می دانیم بدون آن که متخصص آن رشته باشیم و یا دست کم در آن حیطه و پیرامون آن کنکاش نماییم و پژوهش کنیم و آن گاه درباره اش قضاوت کنیم . جالب آن که از منظر خویش حکم می رانیم که آری حقیقت چنین است و لاغیر .

بپذیریم حقیقت نه آنیست که ما می پنداریم و بدانیم آن چه ما می انگاریم و می نگاریم تنها درکی از حق و برداشتی از حقیقت است و چه بسا درکی ناصحیح و برداشتی نادرست نیز باشد . ممکن است پرسیده شود اگر نتوان حقیقت را به تمامی دریافت و به کمال شناخت پس تکلیف چیست؟ اگر چنین است همان به که حوزه ی نقد وانهیم و هریک پی کار خویش رویم. حاشا اگر مراد چنین باشد. پاسخ همانی است که به تکرار در بحث اشاره شد . هر چه کار کارشناسی تر و دانش ما بیشتر و تحلیل بر ادله و منطق مبتنی تر باشد و هر آن اندازه که از پوپولیسم و سطحی انگاری و خام دستی دورتر، درک از حقیقت به صحت مقرون تر و به تبع آن قواره ی رسانه بزرگتر و جایگاهش محترم تر خواهد بود. و مگر می توان جامع العلوم بود و در همه ی حوزه ها سرک کشید . برای فزونی وزانت رسانه باید او را تخصصی کرد. و اگر صاحب منصبان و دست اندرکاران آن کارشناس همه ی حوزه ها نباشند که نیستند می توان از کارشناسان هر حوزه مشورت گرفت و یکسویه مسائل را ارزیابی نکرد و یکطرفه به قاضی نرفت .

6 – به نظر می رسد فضای حاکم بر سلام دلفان به گونه ای اتمسفری سخت و غیر منعطف با نگاهی قهری است. می گویند آدمیان جلوه های اسماء الهی اند. چه نیکوست دوستان سلام دلفانی گاهی بیش از آن که مظهر یا قهار و یا جبار الهی باشند مصداق یالطیف و یارحیم او باشند و نیکوتر آن که همواره رحمتشان بر غضبشان سبقت گیرد. یادمان باشد قول لین شیوه ی ممدوح و منطقی است که هم اساسی شرعی دارد و هم تاثیری مضاعف بر مخاطب.

7 – وکلام آخر و جانمایه کلام آن که مبادا کینه ورزی قومی شما را از جاده ی انصاف دور نماید. برای رسانه ای که بیش از همه داعیه دینمداری دارد تلازم نقد و انصاف و اعتدال و عدالت بیش از دیگران بایسته و ضروریست. آلایش کلام به ناسزا و ناصواب چه در تنظیم مطلب و چه انعکاس گفته های دیگران شان رسانه را فرو می کاهد. اگر بی اخلاقی و بد اخلاقی نه در میان عوام که در بین مخاطبان رسانه که بیش و کم بهره ای از سواد و تحصیلات دارند رواج یابد، اگر بازار سرمایه سوزی و نفی و طرد و تکفیر و تخریب نیروهای بومی رونق گیرد، اگر همدلی و هم افزایی جای خود را به مچ گیری سیاسی بدهد، آتیه ی پیش رو چندان روشن و امیدوارکننده نخواهد بود. آن چه امروز شاهد آنیم نتیجه عمل پیشینیان و آن چه در آینده خواهد آمد پیامد منطقی کنش امروزمان خواهد بود و یادمان نرود هر که باد بکارد طوفان درو خواهد کرد. برای خود و شما و همگان از درگاه حضرت حق عافیت و خیر عاقبت طلب می کنم .

ارادتمند جهانگیر یوسفی*

پی نوشت ها

1 –  سوره ی مبارکه ی مائده . آیه ی 8

2 – فرانسیس بیکن فیلسوف انگلیسی ( 1561-1626 ) معتقد است آدمی قبل از شروع کار عقلی بایستی ذهن خود را از تمامی باورهایی ( بتهای چهارگانه ) که او را از مسیر دریافت حقیقت منحرف می کند آزاد سازد . مراد بیکن از بتهای چهارگانه بت قبیله ( طبیعت انسان ) بت غار ( تربیت و شرایط ) بت بازار ( زبان و مفاهیم نادرست ) و بت تماشاخانه ( ایده ها و فلسفه هایی که مطلقیت یافته است ) می باشد . قصد نویسنده ی یادداشت از ارجاع به بت های بیکن نه پذیرش بی چون و چرای ایده های او بلکه صرفاً تقریب ذهن خواننده به هر گونه پیش داوری  ذهنی برآمده از تربیت ، باورها ، سلیقه ها و … است که

خواه ناخواه بر قضاوت ما نسبت به افراد یا پدیده ها موثر واقع شده و درک و دریافت ما را از حقیقت مخدوش می سازد .

3 و6 –  ر.ک یادداشت رسانه، فرهنگ سیاسی و ستورگاه های اوژیاس از همین قلم

4 – روتین بودن این موضوع هرگز به معنای درست بودن آن نیست . اتفاقاً یکی از مفاهیمی که رسانه باید در نقد آن ورود و در اصلاح و رفع آن بکوشد همین مورد است .

5 – سیزیف یا سیزیفوس قهرمانی در اساطیر یونان باستان است . سیزیف از سوی خدایان به خاطر گناهی محکوم شد تا هر روز صخره ای بزرگ را روی شیبی ناهموار تا بالای قله ای بغلتاند. اما هماره درست لحظه ای که می خواست به فرجام مسیر برسد سنگ به پایین دره فرو می افتاد و او ناچار می شد کارش را از بدایت آغاز کند . امروز به همین سبب به کارهای بی حاصل و بی انجام کارهای سیزیف وار می گویند.

  1. نویسنده دیدگاه: فرهنگی
    آذر ۱۸, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۰:۲۸

    جناب یوسفی دست مریزاد نقدت منطقی مستدل دلنشین بود و حاکی از اشراف واطلاعات وافر محظوظ گشتم

  2. نویسنده دیدگاه: سعید دلفان
    آذر ۱۹, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۳:۵۳

    خدا ازسر تقصیراتتون نمیگذره چون به ناحق آبروی دریکوند رو درانتخابات بردید اگههم تخلفی بوده اعضای اجرایی ونظارت که نورآبادی بودن کردن به درگاه خدا توبه کنید که مرگ از رگ گردن نزدیکتره

  3. نویسنده دیدگاه: فرهنگی
    آذر ۲۱, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۰:۳۰

    لطفا یوسفی را بیشترمعرفی کنید

  4. نویسنده دیدگاه: نوروزي
    آذر ۲۴, ۱۳۹۲ در تاریخ ۰۸:۴۶

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت جناب آقاي يوسفي عزيز
    خدا رو شاهد مي گيرم اين مطني كه شما نوشتيت آدم رو به شك ميندازه كه اين مطلب رو يك دانشمند مسلط بر تمام علوم نوشته يا يك فرهيخته بزرگ
    من كه به خودم مي بالم كه شما يك دلفاني باشيد تجزيه و تحليل شما بسيار بسيار ستودني است عنايت فرمائيد كه اگر صلاح مي دانيد با شما آشنا شويم تا از فكر و انديشه حضرتعالي ما نيز بهره اي ببريم.
    واقع بينانه بگويم كه تمامي مطالب شما از سايت سلام دلفان بسيار منصفانه بود
    اميدوارم هميشه موفق باشيد

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار