سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 2051
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
تعداد نظرات: ۱۱ نظر
خانه » یادداشت » فقر فرهنگی یا ولنگاری اخلاقی ؟
Print This Post
فقر فرهنگی یا ولنگاری  اخلاقی ؟ قبل از پرداختن به برخی از معضلات فرهنگی شهرمان ، لازم است تعریف مختصری از مقوله ی فرهنگ داشته باشیم تا با مقایسه ی این ...

فقر فرهنگی یا ولنگاری  اخلاقی ؟

قبل از پرداختن به برخی از معضلات فرهنگی شهرمان ، لازم است تعریف مختصری از مقوله ی فرهنگ داشته باشیم تا با مقایسه ی این تعریف با برخی ناهنجاری های موجود در این شهر ، قضاوت درستی در باره ی  این ناهنجاریها و تلاش در جهت ساماندهی وضع موجود داشته باشیم .  علوم اجتماعی ؛ فرهنگ را بخشی از تمدن می داند ؛ که عبارت است از مجموعه دستاوردها و اندوخته های معنوی بشری . آداب دانی ، آراستگی ، ادب ، تعلیم ، تربیت ، علم ، دانش و رسم یک قوم یا ملت را جزء تعاریف عمومی فرهنگ می دانیم . فرهنگ ؛ مرکب از مجموعه عقاید ، ارزشها ، هنجارها و آداب است که از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد . با توجه به این تعریف ، شاهد رفتارهایی در سطح شهر هستیم که  مصداق عینی ناهنجاری و یا به عبارتی نا آراستگی فرهنگی هستیم ، که عملاً به بخشی از فرهنگ و هنجار پذیرفته شده ی جامعه ی ما تبدیل شده اند ، و این  از یک طرف حاصل بی توجهی بعضی از افراد جامعه نسبت به رعایت حقوق سایر شهروندان ،  و از طرف دیگر عدم آشنایی بعضی دیگر نسبت به حقوق شهروندی خود و استیفای این حقوق  بوده است .  در اینجا به نمونه هایی از این ناهنجاریها اشاره می کنیم :

 1 –  سد و معبر : به پیادرو خیابان های شهرمان نگاه کنید ؛ هنر بعضی از  کسبه و بازاریان ما در این است که فقط سد و معبر درست کنند ؛ پیادرو را که محل عبور و مرور عامه ی مردم است به بخشی از محل فروش اجناس و مایملک خود  تبدیل کرده اند  ، یک تابلو  دو پایه هم  علاوه بر تملک پیاده رو ، در حاشیه خیابان اصلی نصب می کنند و یا با گذاشتن ابزارهای دیگری، بخشی از خیابان را به تملک خود درآورده اند ،   زباله ی مغازه هایشان را در جدول جلو ی مغازه ی شان می ریزند ، از انواع و اقسام مانکن های ضد فرهنگی هم اسفاده می کنند ، و هدف را فقط در فروش بیشتر و کسب منافع خود می بینند بدون اینکه کم ترین توجهی به رعایت حقوق سایر شهروندان داشته باشند  . و یا به سه راهی ولی عصر توجه کنید که متأسفانه باز هم بدلیل نا آراستگی فرهنگی جامعه ی ما  ، به یک پادگان نظامی سیار تبدیل شده است ، و چقدر انرژی قوای انتظامی به جای تأمین امنیت در سایر نقاط شهر ، در این سه راهی هدر می رود ، شاید تصور بعضی این باشد که خوب، مردم گرفتارند ، فقر اقتصادی دارند ، مجبورند که نان در بیارند ؛ اما باید گفت : آیا این موضوع فقط مشکل شهر ماست و در سایر شهر ها چنین مشکلی وجود ندارد ؟ اگر قرار باشد ما برای نان درآوردن به هر قیمتی ، هر گونه رفتاری را از خود بروز دهیم ، آن جامعه پر از خر زهره هایی می شود که هرس آنها با هیچ ابزاری امکان پذیر نخواهد بود .

2– دفع نخاله های ساختمانی :   به حاشیه جاده های ورودی شهر نگاه کنید ، علیرغم قوانین موضوعه ی سخت گیرانه ای که در این رابطه وجود دارد به تلنباری از زباله ها و نخاله هایی ساختمانی تبدیل شده است . براساس ماده 7  و تبصره 1لایحه قانون ایمنی راهها وراه آهن مصوب 1379/2/11ریختن زباله ،نخاله ،مصالح ساختمانی ،روغن موتور ونظایرآن ویانصب واستقرار تابلو یاهرشیء دیگر درراهها وراه آهن وحریم قانونی آنها درداخل یاخارج از محدوده قانونی شهرها وهمچنین هرگونه عملیات كه موجب اخلال درامرترددوسایل نقلیه می شودونیز ایجاد راه دسترسی ممنوع است.

مرتكبان جرایم بالاعلاوه برجبران خسارت وارده به حبس ازسه ماه تادوسال محكوم وچنانچه تخریبی صورت نگرفته باشد مرتكب یامرتكبین حسب مورد ضمن رفع موانع ورفع تجاوز وجبران خسارت وارده به یك ماه تاشش ماه حبس ویاپرداخت جزای نقدی ازپانصدهزار تاپنج میلیون ریال محكوم خواهد شد. درمورداخیرباجبران خسارت تعقیب موقوف خواهد شد.

با وجود این قانون و با وجود اینکه شهرداری چندین بار حاشیه های ورودی این راهها  را پاک سازی نموده ؛ باز هم متأسفانه توسط افراد سود جو و ضد فرهنگ ، از زباله و نخاله انباشته شده اند ، البته به نظر می رسد شهرداری محترم باید ابتکار دیگری در این مورد به خرج دهد و آن گماشتن نگهبان یا نگهبانانی برای حفاظت از حریم ورودی های شهر است ، شاید هزینه ی این کار بسیار کمتر از پاکسازی هر ساله ی آن باشد ؛ البته راه تأمین بودجه ی آن هم بسیار ساده است و آن اضافه نمودن بند آبونمانی با مبلغ بسیار اندک به قبوض مصرفی شهروندان است .

 3– دامداری در شهر :سری به خیابان های حاشیه شهر بزنید مخصوصاً خیابان بهارستان ، وقتی که به این خیابان می رسید مثل اینکه  وارد یکی از خیابا ن های کلکته هندوستان می شوید که احترام خاصی برای گاو ها قائلند ، این خیابان محل تردد دامداران و گاوداران عزیز شهرنشین شده است ؛ در این خیابان همیشه حق تقدم با گاوها و گوسفندان است  ؛ زیرا اگر راننده ای بخواهد از حق تقدم خود استفاده کند ، اول باید خون بهای تعدادی از این احشام را آماده کند و بعد از حق تقدم خود استفاده کند . علاوه بر حق تقدم  عبور و مرور ، حق تقدم دفع زباله های دامی در هر نقطه ای از شهر را که صلاح بدانند دارند ، از پرداخت عوارض و مالیات هم معافند.

 4 – رانندگی و پارک های غیر اصولی :  بعضی از رانندگان محترم ما هم ، نه تنها با الفبای فرهنگ رانندگی آشنا نیستند بلکه رانندگی آنها در سطح شهر نماد دیگری از نا آراستگی فرهنگی  تبدیل شده است . راننده ای که در محل های پارک ممنوع پارک می کند ، راننده ای که با سرعت غیر مجاز و بعضاً در معرض دید مأمورین راهنمایی و رانندگی،  در این خیابانهای پر ازدهام  رانندگی می کند ، راننده ای که با پارک کردن  غیر اصولی خود ، راه عبور دیگر خودروهای پارک شده را می بندد ، و راننده ای که به خاطر سوارکردن یک مسافر به ارزش مالی یکصد و پنجاه تومان ، خسارت چند ده هزار تومانی را به خودرو در حال حرکت پشت سر خود وارد می کند ، همه و همه نشان از بیماری فرهنگی یک جامعه دارد  که راه درمان آنها را باید جستجو کرد و به علاج آنها  پرداخت و عفونت این بیماری فرهنگی بقدری ریشه دوانده است که باید مورد جراحی قرار گیرد . بخشی بزرگی از این درمان وابسته به خرد جمعی مردم و احترام به حقوق یکدیگر و بخش دیگری نیز فقط با ابزارهای قانونی و حکومتی میسر است .  البته این تنها نمونه هایی از نایسامانی های فرهنگی جامعه ی ما در حوزه ی رفتارهای اجتماعی بود . و مسائل دیگری هست که در این مقال نمی گنجد .

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار