سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 2630
تاریخ انتشار: ۳ اسفند ۱۳۹۰
تعداد نظرات: ۱۲۱ نظر
خانه » اخبار برتر » علی آل کاظمی کناره گیری کرد/ تلاش ها برای وحدت نتیجه نداد؛ به نفع مردم کناره گیری کردم
Print This Post
اختصاصی/ پس از سال ها حضور فعّال در عرصه انتخابات؛
اولین نماینده حوزه انتخابیه دلفان و سلسله در مجلس شورای اسلامی، پس از سال ها حضور در عرصه انتخابات، از این عرصه انصراف داد. سرویس تا انتخابات سلام دلفان- در حالی ...

اولین نماینده حوزه انتخابیه دلفان و سلسله در مجلس شورای اسلامی، پس از سال ها حضور در عرصه انتخابات، از این عرصه انصراف داد.

سرویس تا انتخابات سلام دلفان در حالی که چند ساعت دیگر تبلیغات نامزدهای انتخابات مجلس نهم آغاز می شود علی آل کاظمی یکی از داوطلبان حوزه اصلی انتخابات(دلفان) از این عرصه کناره گیری کرد.

وی در گفتگو با سلام دلفان در خصوص انصراف خود اظهار داشت: با توجه به تعدد کاندیداها و اینکه تلاش هایی که برای وحدت صورت گرفت نتیجه نداد؛ از این عرصه کناره گیری می کنم. وی تاکید کرد: به نفع هیچ نامزدی کنار نرفته ام و سفارش هیچ نامزدی را هم به مردم نکرده ام و مردم خودشان نامزد اصلح را انتخاب کنند.

همچنین قرار است فردا اعلامیه ای در این خصوص از طرف وی در سطح شهر پخش گردد.

حجت الاسلام علی آل کاظمی؛ فرزند حضرت آیت الله العظمی مرحوم حاج شیخ فرج الله موموندی کاظمی در دوره های اول (دو سال دوم) و پنجم، نمایندگی مردم دلفان و سلسله را در مجلس شورای اسلامی بر عهده داشته است.

قابل ذکر است طی دو روز گذشته، تلاش هایی از سوی وی برای ائتلاف نامزدهای نورآبادی انجام شد و داوطلبان را دو بار در منزل خود جمع نمود. بر اساس این گزارش، در روز اول همه داوطلبان حضور یافته بودند به جز احد عبداللهی و علی چراغیان که این دو نیز نمایندگان خود را فرستاده بودند. در روز دوم نیز تنها احد عبداللهی و محمّد محمّدی این دعوت را نپذیرفته بودند و حتی نماینده ای را نیز نفرستاده بودند. ناگفته پیداست که این مذاکرات نتیجه خاصی را در بر نداشته است. با این حساب، نامزدهای حوزه انتخابیه دلفان و سلسله به عدد 10 رسید(5 نورآبادی و 5 الشتری). باید منتظر روزهای آتی و انصراف های احتمالی دیگر بود.

  1. نویسنده دیدگاه: بی نام
    اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۵۷

    خلایق هر چه لایق………..

    • نویسنده دیدگاه: وجدان بیدار
      اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۴۸

      واقعا این حرکت شما معنی ایثار را به مردم محروم دلفان نشان داد
      خداوند نگاهدارتان باد

      • نویسنده دیدگاه: محمد
        اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۴:۳۳

        اينجانب يكي از اقوام و مريدان استاد آل كاظمي اقدامات صورت گرفته توسط عده اي از افراد فرصت طلب در حمايت از يكي از كانديداي مجلس و انهم به نمايندگي ازكل خاندان آل كاظمي را محكوم و اعلاميه حضرت استاد آل كاظمي را كه در آن از هيچ كانديدي حمايت نشده را فصل الخطاب مواضع سياسي اين خانواده ميدانم ضمن تشكر از كليه مردمي كه در اين مدت سي ساله از اين شخصيت مجاهد جانبداري كرده اعلام ميكنم فقط در صورت اجماع كانديداي نورابادي اطرافيان ال كاظمي هم بدون چشم داشت همچون قطره اي وارددرياي اتحاد دلفان ميشوند در غير اين صورت همانطور كه آل كاظمي مرقوم فرموده اند يه كانديداي اصلح مورد نظر خودمان راي ميدهيم چنامكه در خانواده اينجانب بيش از 3 نظر مختلف در اين خصوص وجود دارد

    • نویسنده دیدگاه: منبع موثق
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۲۲

      با سلام بعد از اولين گردهم ايي كانديداي نورابادي در محضر استاد ال كاظمي كه در ان جلسه اقايان عزيزي و رستمي اعلام كردند كه به خاطر احترام و منزلتي كه براي استاد ال كاظمي قايل هستند با هر تصميمي كه از سوي ايشان گرفته شود موافقند … در ساعت سي دقيقه بامداد اقاي … با كيسه اي پر از پيشنهاد خدمت استاد ال كاظمي رسيده و از ايشان تقاضاي انصراف به نفع … را تقاضا ميكنند كه با واكنش تند استاد ال كاظمي مواجهه شده و بعد از چند ساعت بحث و گفتگو جلسه بدون نتيجه خاتمه ميابد كه به همين دليل … .

    • نویسنده دیدگاه: علي
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۲۸

      والعاقبه للمتقين

      • نویسنده دیدگاه: محمد
        اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۲:۰۴

        از ال كاظمي ميخواهم كه سلسله و دلفان را تنها نگذارد واقعا وجود همچيني شخصيتي در منطقه ضروري است ايشان بسيار محبوب و مورد احترام حتي رقباي سنتي خود ميباشند فكر ميكنم خود مردم بايد براي حضور ايشان در نوراباد اقدام كنند اگر ايشان امامت جماعت يك مسجد را در نوراباد قبول ميكردند اقدام بسيار خدا پسندانه اي بود بر مردم و مسولين واجب است اين زمينه را فراهم كنند

    • نویسنده دیدگاه: نام شما...
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۹:۱۵

      ال کاظمی فرزند برومند دلفان است باور کنید او مصداق روحانی
      پاک است سی سال به نظام در پست های مختلف خدمت کرد اما
      در امد او شهریه سیصد هزار تومانی حوزه است وحتی درامد چاپ دوم کتاب هایی هم که نوشته را در یافت نکرده است امید وارم کسانی که از روی اغراض سیاسی شخصیت این عالم ربانی را تخریب کردند در پیشگاه عدل الهی حرفی برای گفتن داشته باشند

    • نویسنده دیدگاه: دلشكسته
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۰۷

      غــلــام هــمــت آنــم کــه زیــر چـــرخ کــبـــود/ ز هـر چـه رنـگ تـعـلـق پــذیـرد آزادسـت
      حضرت استاد ال كاظمي با اينكه با رفتنت از اين ديار اشك افتخار را بر ديده ي مريدانت جاري كردي ولي فقط همين بس كه براي دوست و دشمنت ثابت گرديد كه در اين سي سال جز براي خدمت به مردم محروم دلفان و سلسله هدفي نداشته اي چه كسي در لرستان به اندازه حضرتعالي براي اين نظام ايثار كرد وچه بي مهري هايي بر شمانشداز تهمت ضد انقلاب بودن گرفته تا دنيا پرستي و تشنگي جاه و مقام .كاش تمام مردم دلفان و سلسله به اندازه من شما را ميشناختند

    • نویسنده دیدگاه: دلفان
      اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۰:۴۵

      با سلام ( هشدار )
      بنده اهل دلفان و دانشجوی کارشناسی ارشد می باشم و به دلیل محرومیت و مظلومیتی که شهرم دارد نسبت به آن تعصب دارم اما اگر کاندیداهای همشهریم به تفاهم نرسند به کاندیدای همسایه رای خواهم داد تا زمانی که نماینده شد نسبت به شهر ما هم احساس دین کند.

    • نویسنده دیدگاه: منبع موثق
      اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۰:۴۱

      چرايي رد صلاحيت استاد آل كاظمي در هييت اجرايي و شوراي نگهبان :الف:بند 1 ماده 28 قانون انتخابات مجلس شوراي اسلامي:عدم اعتقاد و التزام عملي به اسلام ونظام مقدس جمهوري اسلامي
      ب:بند 3 ماده 28 قانون مذكور:عدم ابراز وفاداري به قانون اساسي و اصل ولايت فقيه
      بند3 ماده 30 قانون مذكور:وابستگي تشكيلاتي و هواداري اخزاب و سازمانهايي كه غيرقانوني بودن آنها از طرف مقامات صالحه اعلام شده باشد
      اين اتهامات در شوراي نگهبان مركز رد شد
      مردم شريف و نجيب سلسله و دلفان خودتان قضاوت كنيد

      • نویسنده دیدگاه: دلفان
        اسفند ۸, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۳۵

        فالله يحكم بينهم يوم القيامه
        منبع موثق، گيريم اخبارت درست باشد. شخصي را در يك نهادي رد و در نهادي ديگر تاييد كرده اند. منظورت از قضاوت چيست؟ شما خودت قضاوت كن
        دوستان تمام اين امور آزمايش و امتحان است. و در مكتب ما بدبخت كسي است كه آخرت خود را به دنياي ديگران! بفروشد.

    • نویسنده دیدگاه: عباس
      اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۱:۰۰

      اگه كانديداي حاضر در صحنه انتخابات از ال كاظمي جهت كانديداتوري مجلس خبرگان دعوت كنن كار خوبيه

  2. نویسنده دیدگاه: دكتر قاسمي
    اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۰۲

    عبادت جز خدمت به خلق نيست
    به تسبيح و سجاده و دلق نيست

    هان! اي مردم ! تا كي بايد ديد و چشم فرو بست ؟ تا كي بايد شنيد و اما شنيده ها را به وادي فراموشي سپرد ؟ تا كي بايد چون كپك سر به زير برف برده و خود را به آن راه زد ؟ تا كي؟
    هان اي هم وطن ! خدا نكند كه نامزد « نا مَرد» شود ، گر چنين شود ، نامزَد، «نا مُزد» نخواهد شد و مُزدشان همان چند راي است (كه به خيال شان نماينده خواهند شد) خواهد بود ! خدا نكند كه نامزدي دلسوز نباشد و به جرات مي توان گفت كه اگر نامزدي به خاطر مردم و سرنوشت آنها كناره گيري كرد تنها اوست كه لياقت خطاب كردن كلمه ي «مرد » را خواهد داشت و اگر ديديد يا شنيديد كه نامزدي گفت كه من براي اين كار هزينه كرده ام و فلان است و بهمان است و بهانه هايي از اين دست برايتان پشت سر هم رديف كرد بدانيد كه تمام حرف هايش دليل تراشي است و به خاطر هواي نفس و احراز شهرت كناره گيري نكرده و چنين شخصي اصلح نخواهد بود! تمام ناتمام كانديداهاي باقي مانده اقبال نسبتا مساوي براي كسب آراء خواهند داشت و نتيجه ي ان مي شود اينكه 10 نماينده ي باقيمانده با دستان نامقدس خود (تنهااين دست معصومين (ع) است كه مقدس اند) نمايندگي را تقديم همسايه ي جنوبي مان(الشتر) خواهند كرد و آنها خواهند گفت كه ممنونيم «از سر زمين شمالي»(دم آيزه) مگر اين كه دستاني از غيب(!) به داد آراء برسد و موازنه را بعد از شمارش آراء بر هم زند! و در آخر بايستي عرض كنم كه فردي با سواد تر و دلسوز تر و با اصالت تر از آل كاظمي وجود ندارد كه به او راي داد من به نوبه ي خود …

    • نویسنده دیدگاه: نام شما...
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۸:۵۴

      آقای دکتر سلام
      لطفا شما حرف نزن تو خودت با …شدی

    • نویسنده دیدگاه: احسان
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۸:۵۵

      دکتر عزیز سلام
      دیگر دارم نا امید می شوم از اینکه بتوانیم شهرمان را آباد کنیم، آخر شهری که افکار دکترش این باشد وای به حال بی سوادهایش؛
      دکتر عزیز نباید دنبال تقسیم بندیهای جغرافیایی بود.
      اروپا از زمانی که تقسیم بندی های بین قاره ای اش را کنار گذاشت سرعت پیشرفتش بیشتر شد، دکتر عزیز نباید دغدغه امثال شما که تحصیلکرده ها و خواص این شهر هستید این باشد که نماینده مان از شهر دیگری نباشد باور کنید تعصبی ترین نماینده الشتر از نماینده فعلی ما در مجلس کارآیی بیشتری خواهد داشت.
      و باز هم دکتر عزیز اگر علی آل کاظمی دلش برای این منطقه می سوخت تا الان کجا بوده چرا سر بزنگاه پیدایش می شود، در این که ایشان با سواد هستند شکی نیست اما ایشان علم بدون عمل دارند.
      قاسمی محترم اگر انتخابات نبود کاظمی صدسال دیگر هم به نورآباد نمی آمد…

      • نویسنده دیدگاه: در جواب احسان
        اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۱۶

        تا وقتي امثال تو در اين شهر هستند بايد بله قربانگوي الشتر باشيم اگه يك ذره انصاف داشتي اينو نميگفتي آل كاظمي حسن نيتش براي هميشه ثابت شد و از اين همه كامنتي كه به حمايت از ايشون نوشته شده اعصابت خورده و بااستدلالي كاملا غلط {اينكه كاظمي تا حالا كجا بوده} داري اونو متهم ميكني ايشون مثل ارباباي شما به اندازه اي ثروت ندارند كه در تو هر شهر يه خونه داشته باشن البته ايشون تا جايي كه تونستن به منطقه سر كشي كردن و همين بدبختيا رو ديدن كه وارد عرصه انتخابات شدن

        • نویسنده دیدگاه: احسان
          اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۳:۰۰

          متآسف شدم از ادبیاتتون فقط همینو می تونم بگم

      • نویسنده دیدگاه: دكتر قاسمي
        اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۳:۰۵

        عزيز دل برادر! احسان عزيز! بحث بر سر طايفه بازي نيست و بنده شديدا آن را نفي ميكنم و تا جايي كه در توانم بوده عليه آن شوريده ام ، اما حافظه ي تاريخي انتخابات شما نشان مي دهد كه نورآباد از نمايندگان الشتري خيري نديده است و آنها فقط برای الشتر كار كرده اند ! اگر سن تان قد نمي دهد از بزرگان بپرسيد ! ولي نمايندگان دلفان در خدمت هر دو شهرستان بوده اند !
        و اما پيشرفت هر كشوري و منطقه اي سخن به ميان آورديد بدانيد كه اين امر مرهون تلاش خود مردم است و انتخاب نماينده اي دلسوز و كارآمد اما نه نماينده اي كه فقط و فقط وامدار عده اي خاص باشد! نماينده اي كه دغدغه اي جز پيشرفت و آباداني شهر و ديار خود نداشته باشد!
        شايد اگر اكثر كانديدا هاي دلفان با هم به اجماع مي رسيدند اميدي كه براي بهبودي وضع اين دو شهرستان داشتيم از دست نمي داديم ! (براي اين كه بدانيد كه كدام نماينده تا به حال بيشترين خدمت را به اين دو شهر كرده تحقيق كنيد )در ضمن ما به نماينده اي نياز داريم كه اهل حرف نباشد البته نه اينكه… بلكه اول از همه سخنوري توانا باشد و بعد براي مطالبات مردمي از جان و دل مايه بگذارد ، نه اين كه به خاطر منافع شخصي به نفع كانديد توانمند تري كنار نكشد! هر چند كه انتخابات يك نوع رقابت است براي پيشرفت!
        در ضمن كانديداهاي كنوني كه انصراف ندادند در دوران مسؤووليت شان حتي وظايف … نتوانسته اند در پيشرفت اين ديار مظلوم سهمي داشته باشند فقط در كارنامه ي خود … را براي مردم ليست مي كنند ! در ضمن قبل از همه شما بگوييد اين كانديدا هاي فعلي كجا بودند و براي پيشرفت نو رآباد چه كاري كرده اند كه الان ميخواهند در سطح كلان انجام بدهند؟ در آخر اگر ميخواهيد كاملا از افكار بده آشنايي داشته باشيد بهتر است تشريف بياوريد تا در خدمت حضرت عالي توضيح بدهم كه افكارم چه طور است چرا كه در اين جا نمي شود همه چيز را گفت واما چيز هايي كه در متن روز قبل گفتم به خاطر اين بود كه در اين منطقه هنوز مساله انتخابات بهينه نشده است و كانديدا ها با مراجعه به منازل و سركشي به بزرگان و ريش سفيدان شهر و روستا در پي كسب آراء هستند و مردم هم شرطي شده و در انتظار اين هستند كه كدام كانديد به خانه اش ميرود و به او قول راي بدهد! انتخاب نماينده در اين جا بر اين رسم است مگر عده قليلي از جوانان ! حتي بعضي از جوانان براي حل مشكل بيكاري شان مجبور به اطا عت از پدران خود هستند! و عده اي به خاطر خويشاوند بودن با كانديد مورد نظر به او راي ميدهند !
        آري جان دل برادر ! بايستي يك نسل كاملا از بين برود تا اين گونه انتخابات نيز رباي هميشه در دل تاريخ مدفون گردد! حال بدانيد كه بحث تقديم آراء به الشتر به خاطر اين است كه ما مردم دلفان كم تر افراد الشتري را مي شناسيم و كمتر اعتماد به آنها داريم كه اگر به نمايندگي رسيدند مبادا فقط در خدمت الشتري ها باشد بلكه بايد به كانديدي راي داد كه براي هر دو شهرستان انجام وظيفه نمايد

        • نویسنده دیدگاه: دكتر قاسمي
          اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۳:۲۳

          با پوزش چند اشتباه تايپي را اصلاح ميكنم:
          1- ..براي (رباي تايپ شده- خط سوم )
          2- مسووليت(مسؤووليت- خط سطر چهارم)
          3-براي ( رباي تايپ شده – سطر آخر)4
          4-الشتري(اتلشتري تايپ شده – خط آخر)

        • نویسنده دیدگاه: امیرحافظ(احسان)
          اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۷:۳۶

          دکتر عزیز سلام از این که وقت گرانبهایتان را صرف بینش سیاسی مردم می کنید ممنونم اما دکتر جان در نورآباد که کار صورت نگرفته است تا بخواهیم آن را به کسی نسبت دهیم.
          آقای دکتر گفته بودید برای اینکه بدانم کدام نماینده بیشتر کار کرده تحقیق کنم حتماً همین کار را خواهم کرد اما دکتر جان پیشنهاد می کنم برای دیدن شاهکارهای نماینده های قبلی، نورآباد را نه سری به روستاهای اطراف بزنید آنجا که وسیله بازی بچه ها یک چوب است که گاهی اسبشان می شود و گاهی ماشینشان، زنانشان هم از صبح مشک بر دوش برای آوردن آب شرب چند کیلومتری پیاده روی می کنند تا به مایه حیاتشان برسند، از جوانان شان که بگویم مطمئنم دیگر طاقت شنیدن نخواهید داشت.
          دکتر جان تا کی باید با احساساتمان سرنوشت خود و دیگران را رقم بزنیم.
          تا کی باید با چشم حقارتمان نگاه کنند و تا کی باید به این حقارتمان بکشند.
          دکتر جان الان موقع نشان دادن مقصر نیست الان زمان همدلی و موثر بودن است؛ نمي دانم تا كي در اين خواب غفلت مي مانيم، وقتي كه فرياد مي زنيم شهرمان دارد می میرد از محرومیت ولی گوشی برای شنیدن نیست..

      • نویسنده دیدگاه: خموش
        اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۵:۰۲

        اگر چه معرفت رسم بزرگیست ولی دلفان ما از سلسله به

    • نویسنده دیدگاه: کامران
      اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۲:۱۵

      دکتر عزیز ! ضمن احترامی که برای شخص شما و نظری که ابراز داشته اید قائلم ، در پاسخ این جمله ی شما که فرموده اید « اگر نامزدی به خاطر مردم و سرنوشت آنها کناره گیری کرد» باید گفت : این یک نوع ادبیات سیاسی است برای جلب نظر مخالفان و اقناع ذهن هواداران ، اما واقعیت این است که مسأله ی برد و باخت رنگ و بوی بیشتری دارد تا سرنوشت مردم . اگر ایشان احتمال برد را می دادند قطعاً کناره گیری نمی فرمودند . وقتی که ایشان خود را در زمین فوتبالی مشاهده کردند که هاف بک های چپ و راستش و بازیکن میانی ، به جای گل زنی به دروازه ی حریف ، دارند توپ را وارد دروازه ی خودی می کنند بسیار پر واضح بود که بازی کردن در چنین زمینی از قبل محکوم به شکست است ، و بهتر این بود که در مسابقه ای که از قبل نتیجه اش باخت باخت است شرکت نکند . البته دوراندیشی و درایت ایشان در این زمینه قابل تقدیر است . پس شما به جای گله مندی از حریف ، باید از نحوه ی بازی کردن هم تیمی هایش گله کنید .

      • نویسنده دیدگاه: دكتر قاسمي
        اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۰:۲۰

        هم وطن عزيزم كامران جان! از حوصله اي كه به خرج داده و نظرات اينجانب را مطالعه فرموديد بسيار سپاسگزارم ! اما در مورد تحليل تان بايستي به اطلاع حضرتعالي برسانم كه آيا در مورد انتخابات دور قبل نيز همين نظر را داريد؟ يا نه شما نيز آن را يك نوع باخت اجباري برنده ي اصلي آن دوره و توفيق اجباري براي نفر دوم نمي دانيد آن هم به دليل ناعادلانه رفتار كردن …؟ تازه تشت رسوايي آن دوره از بام افتاد و به جز خواجه حافظ شيرازي همه با خبر شدند …، سد ها را احداث….كرده و به قول سايت خبري اينترنتي «گرين» مدارس سطح شهر و روستا را مرمت (!!!!) نموده و …!
        و اما ايشان به خاطر اين درخواست ائتلاف كانديداهاي نورآبادي را دادند كه كانديداهاي الشتري داشتند يكي يكي به نفع ديگر رقباي همشهري خود كنار مي رفتند در حالي كه قريب به 80 هزار راي دلفان در بين 7 نفر با اختلافاتي نابرابر تقسيم مي شد در حالي كه تمام الشتري ها روي يك نفر اجماع ميكردند و نزديك به 40 هزار نفر آراء تقديم به يك نفر به خصوص مي شد ! در ضمن اگر ايشان به همان اندازه ي دور قبل آراء را كسب ميكردند باز هم در برابر الشتر كم مي آوردند ! اين هم از آن برد و باختي كه فرموديد و اين نكته را به خاطر بسپاريد با آن كه هيچ كس به جز 14 معصوم (ع) معصوم نيست ( به عقيده ي ما شيعيان) سابقه ي تاريخي انتخابات در ايران حكايت از … ! و در آخر، وقتي كه .. نصف ان طرفدار آقاي «م – م» و نصف آن طرفدار «الف – ع -چ» ميباشد بلايي به سرشان مي آمد كه …پس خواهش مي كنم زماني مثال فوتبال را در اين باب بزنيد كه داوران با يك طرف خاص تباني نكرده باشند(با علم به اين كه در مثال مناقشه اي نيست ) اين مطالب فقط در مورد نظام و مردم كاملا دموكراتيك آن صدق مي كند نه در كشور هايي كه هنوز سكان دار سياست و انتخابات آن رفتار ها و افكار عشيره اي است و كانديداها با مراجعه به منازل و ريش سفيدان كسب راي ميكنند و انتخاب دسته جمعي و طايفه اي و قومي و قبيله اي است نه فردي ! لازم است كه بدانيد كه در كشور پيشرفته اي چون ژاپن يك كانديد كه نماينده مي شود حتما بايستي يك حقوق دان باشد در صورتي كه در بين 7 كانديد نورآبادي 3 نفر از آن ها نظامي هستند! بدرود!

  3. نویسنده دیدگاه: اکبر
    اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۰۳

    ثابت شد حرفاش شعار نبود و به فکر مردم بود

    • نویسنده دیدگاه: وجدان بیدار
      اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۳۷

      محضر مبارک جناب حجه الاسلام والمسلمین آل کاظمی
      در عصری که “سیاست” تعبیری جز فرصت طلبی و به مسلخ بردن همه چیز و همه کس در پای بت سیری ناپذیر”قدرت” نمی یابد،در عصری که ” در آمدن” ها و در “ماندن” ها تنها و تنها این باور مبتذل “هر که از ما نیست،برماست” و توسن چموش “من” است که بر انسانیت آدمیان می تازد و حکم می راند.
      و برای مردمی که حدیث محرومیت و حکایت دستان کم بضاعتشان هست و وفاداری شان به صندوق های آرا نیز هم برای مردمی که با هیولای بیکاری و فقر دست و پنجه نرم می کنند. و همچنان به آن چه از دل این صندوق ها بیرون می آید،دلخوشند.
      از شما که درس آموختۀ مکتب عرفان و عشق حقیقی به معبود از محضر پدر وارسته خویشید،از شما که در برابر سخت ترین حرمان ها و زندان های دوران مبارزات انقلاب شکیبا بوده اید و دم بر نیاورده اید.از شما که در جنگ نابرابر هشت ساله خود به میدان شتافتید و افتخاراتی چون رفع حصر “تنگ حاجیان” را آفریدید.
      از شما جز این انتظاری نمی رود که آمده باشید و بر لوح شلخته وجدانهای خوابیده چند سطری از شرافت و اندیشیدن به سرنوشت مردم محروم دلفان بنگارید .
      از شما جز این انتظاری نمی رود که بر چند روز حکم میر نوروزی طمع نورزیده و مصالح مردم محروم مانده را بر منفعت شخصی و گروهی ترجیح دهید. که کلام نغز لسان الغیب همدل و همزبانید که
      سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی
      که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

      آری،به راستی اینها و بیش از اینها انتظاری است که باید از شما داشت.

  4. نویسنده دیدگاه: من
    اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۱۴

    آفرین بر آل کاظمی

  5. نویسنده دیدگاه: یونس
    اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۳۱

    ترسم دوما تو بی وارونی بوو / هر اوور بایه سر بی وارونی بوو
    نرسم دوما تو دونیا و تون بوو/ بی باوه مل هور کور خوو زوین بوو
    ترسم بی باول لمون سیر بکن / دانا و دانشمند کل دلگیر بکن

  6. نویسنده دیدگاه: کوه
    اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۵۱

    و اما شما آقای محمدی!!!!!!!

  7. نویسنده دیدگاه: Bardia
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۲۰

    دروود خداوند بر عالم بزرگ”آل کاظمی؛ ماراست داغ مهر تو بر سینه یادگار/رفتی ولی ز دل نرود یادگار تو

  8. نویسنده دیدگاه: مصطفی
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۲۱

    ای کاش جز شما هم در بین بقیه نامزدها کسی به فکر مردم بود تا نمی رفتی

  9. نویسنده دیدگاه: کریم
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۲۲

    با رفتنت هم درس بزرگی را به همه اموختی.

  10. نویسنده دیدگاه: دکترحسن احمدی
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۲۸

    از مردان خدا جز این انتظاری نیست.کاری را کردی که باید می کردی.در طالع دلفان شاید دلسوزی همچون شما بنا نیست.

  11. نویسنده دیدگاه: مهران
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۳۴

    زنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطن/هم وطن غمخوار او،هم اوست غمخوار وطن {حاج علی آل کاظمی شما تا قرنها جاویدان خواهی ماند} خداوند نگهدارت

  12. نویسنده دیدگاه: روشندل
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۴۴

    سلام دوستان خدا رو شکر که متوجه شدید ال کاظمی هیچ چشم داشتی نداشت و فقط برای خدمت به قشر محروم امده بود به قول دوستان خلایق هر چه لایق لیاقت ما همینه

  13. نویسنده دیدگاه: محمد
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۵۱

    آل كاظمي فرزند ايت الله شيخ فرج الله كاظمي است آل كاظمي همان كسي است كه در سال 41 از طرف امام خميني كبير خدمت حضرات ايات خويي صدر و شيرازي رسيد و نامه بسيار محرمانه شروع نهضت انقلاب را رساند ايشان همكار و هم رزم ايت الله هاشمي در چاپ و تكپير ماهنامه بعثت بود فاتح تنگه حاجيا و مبارزي نستوه بر عليه رژيم بهلوي شخصيتي با اين سوابق بعد از انقلاب در پي سهم خواهي نبود ايشان دو دور نماينده و چندين سال امام جمعه بود و هدفي جز خدمت نداشت در جوابيه اي كه براي سايت دلفان امروز نوشت فرمودند كه جز يك باب منزل مسكوني در شهرستان پاكدشت هيچ ثروتي ندارد من هم اين را اضافه ميكنم كه حقوق دريافتي ماهايانه ايشان همان حقوق طلبگي است كه همه رقم انرا ميدانيم و از هيچ نهاد ديگري حقوقي دريافت نميكنند و همچون پدر بزرگوارشان در منزلي بسيار ساده تر از انچه شما تصور كنيد زندگي ميكنند براي ايشان ثروت و قدرت مفهومي ندارد جز بكار گيري ان جهت رفع محروميت از اين ديار و انرا ثابت كرد در حلي از صحنه كنار رفت كه در ……. ولي در اين دوره به خاطر اين ديار كنار رفت و شريك …. نشد خدا يار و نگهدارش ياشد

    • نویسنده دیدگاه: نام شما...
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۷:۵۷

      اضافه مي كنم حقوق مجلس ايشان تماما به حساب فقرا ريخته مي شود

  14. نویسنده دیدگاه: ربيع
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۵۱

    با كمال تشكر از آقاي علي آل كا ظمي بخاطر دلسوزيشان نسبت به همه ي مردم سلسه ودلفان كه با ايثار خود ارادت بي ريايش را به مردم نشان داد وثابت كرد كه به دنبال كسب مقام و قدرت نيست
    ما بدان مقصد عالي نتواني رسيد هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند

  15. نویسنده دیدگاه: روشندل
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۲:۲۰

    بنام خدا
    مردم شریف حوزه انتخابیه سلسله ودلفان سلام
    آزموده را آزمودن خطاست
    متاسفانه در این حوزه انتخابیه کسانی تاکنون به مجلس راه یافته اند که … ندارند چه رسد به مجلس قانونگذاری ولی آنقدر به خود جسارت داده اند که با …از فرصت طلایی به دست آمده استفاده نموده و خود را بر صندلی بهارستان میخکوب نموده به گونه ای که گمان می شود … انهاست تا کنون با خود فکر کرده اید که چرا جوانان ما به سمت فساد و تباهی کشیده می شوند ایا با خود فکرکرده اید که چرا بجای پیشرفت در حال پسرفت می باشیم ایا فکر کرده اید که از اعتبارشان در چه راهی استفاده می شودایا تا به حال ازانها نطقی در مجلس شنیده اید که مرهمی برزخمهای مردم رنجدیده این حوزه باشد ریشه همه این مشکلات و گرفتاریها خود مردم اند که با تعصبات کورکورانه وتصمیم نا به خردانه ی خود در انتخاب کسانی که اصلح نیستند را انتخاب نموده تیشه بر ریشه خود زده و راه را برای فلاکت خودهموار نموده اند هر انچه را بکاریم درو می کنیم ونباید از بذر خراب توقع محصول خوب داشت
    متاسفانه سیاستمداران با دامن زدن بر جناح های مختلف من جمله چپ و راست قصد بازار گرمی داشته و میخواهند به این طریق بازار انتخابات را رونق بخشند باید مردم فهیم صرف نظر از هر گونه گرایش ی که به نفع ملت ایران نیست کسانی که راه هشان صراط مستقیم است و با ایمان علم شجاعت و درایت و دوری از هر گونه افراط وتفریط به تکلیف الهی خویش که هماانا خدمت به مردم است انتخاب نماین

  16. نویسنده دیدگاه: روشندل
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۲:۲۷

    آموختیم درس مردانگی را از مردان بزرگ بدرود

  17. نویسنده دیدگاه: روشندل
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۲:۳۷

    از نـظـر یک لـحـظـه دوری نـیسـت مـحـبـوب مـرا پـیرهن از پـرده چـشـم اسـت یعـقـوب مرا
    تــار و پــود بــوی پــیـراهـن رســا افـتــاده اسـت شکوه از هجران یوسف نیست یعقوب مرا
    کـعـبـه مـقـصـود را آغـوش مـحـرم حـلـقـه اسـت هرگز از طـالب جـدایی نیسـت مطلوب مرا
    صـبـر من در سـخـت جـانی ها قـیامـت می کـند سـایـه بــی دسـت زخـم تــیـغ، ایـوب مـرا
    نیسـت مـمـکـن راه شـبـنم را بـه رنـگ و بـو زدن این کشـش از عالم بـالاسـت مجـذوب مرا
    پرده های حسن او چون گل برون است از شمار شرم یک پـیراهن چاک است محجـوب مرا
    هـمـچـو زخـم تـازه خـون رحـم ازو آیـد بـه جـوش گــر نـهـی در رخــنـه دیـوار مـکــتــوب مـرا
    مـی کـنـد بــا مـن عـداوت در لـبــاس دوســتــی بـر سر رحـم آورد هر کس که محـبـوب مرا
    بـی دمـاغـی های ناز از خـون مگـر سـیرش کـند ورنه پـروای قـیامـت نیسـت مـطـلـوب مـرا
    گـفـتـم از خـط حـسـن او صـائب بـرآید از حـجـاب پــرده شــرم دگــر گـردیـد مـحــجــوب مـرا

  18. نویسنده دیدگاه: روشندل
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۳:۰۱

    بـیا که قـصـر امل سـخـت سـسـت بـنیادسـت بـیـار بــاده کـه بـنـیـاد عـمـر بـر بـادسـت
    غــلــام هــمــت آنــم کــه زیــر چـــرخ کــبـــود ز هـر چـه رنـگ تـعـلـق پــذیـرد آزادسـت
    چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب سروش عالم غیبم چه مژده ها دادست
    کـه ای بــلـنـدنـظـر شـاهـبــاز سـدره نـشـیـن نشیمن تـو نه این کنج محـنت آبـادسـت
    تــو را ز کــنـگــره عــرش مــی زنـنــد صــفــیـر ندانمت که در این دامگه چـه افتـادسـت
    نـصــیـحــتــی کـنـمـت یـاد گـیـر و در عــمـل آر کـه این حـدیث ز پـیر طـریقـتـم یـادسـت
    غــم جــهـان مــخــور و پــنـد مـن مــبــر از یـاد که این لطیفه عشـقم ز ره روی یادسـت
    رضـا بــه داده بــده وز جـبــیـن گـره بــگـشـای کـه بـر من و تـو در اخـتـیار نگـشـادسـت
    مـجـو درسـتـی عـهد از جـهـان سـسـت نـهاد کـه ایـن عـجـوز عـروس هـزاردامـادسـت
    نـشـان عـهـد و وفـا نـیـسـت در تــبــسـم گـل بـنال بـلبـل بـی دل که جـای فـریادسـت
    حسد چـه می بـری ای سست نظم بـر حافظ قبـول خـاطر و لطف سخـن خـدادادسـت

  19. نویسنده دیدگاه: روشندل
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۳:۱۴

    دنـیـا طــلــبــان ز حــرص مــســتــنـد هـمــه مـوسـی کـش و فـرعـون پـرسـتـنـد هـمـه
    هـر عــهـد کـه بــا خــدای بــســتــنـد هـمـه از دوســتــی حــرص شـکـســتــنـد هـمـه
    ***
    ای چـشم تـو چشم چشمه هر چشم همه بـی چـشم تـو نور نیسـت بـر چـشم همه
    چــشــم هـمــه را نــظــر بــســوی تــو بــود از چشم تو چشمه هاست در چشم همه
    ای روی تـــو مـــهـــر عـــالـــم آرای هـــمـــه وصــل تـــو شــب و روز تـــمــنــای هــمــه
    ای غـم کـه حـجـاب صـبــر بــشـکـافـتــه ای بــی تــابــی مــن دیــده و بـــرتــافــتــه ای
    شــب تــیـره و یـار دور و کــس مــونــس نــه ای هجـر بـکـش که بـی کـسـم یافـتـه ای
    ***

  20. نویسنده دیدگاه: روشندل
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۳:۱۷

    آنـرا کــه حــلـال زادگـی عــادت و خــوســت عیب همه مردمان بـه چـشمش نیکوسـت
    مـعــیـوب هـمـه عــیـب کــســان مـی نـگـرد از کـوزه هـمـان بــرون تــراود کـه دروســت
    ***

  21. نویسنده دیدگاه: روشندل
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۳:۲۷

    مـن مـریـد تــوام مـراد تــویـی من غـلـامـم چـو کـیقـبـاد تـویی
    دل مـریـد تــو و تــو را خـواهـد کاین در بـسـتـه را گشاد تـویی
    خــاک پــای تــوام ولـی امـروز گـردم انـدر هـوا کـه بــاد تـویـی
    زهد من می جـهاد من سـاغر چـو مـرا زهـد و اجـتـهـاد تـویـی
    گـر چـه من بـدنهاد و بـدگـهرم شـاکرم چـون در این نهاد تـویی
    ور نهادی که تو کنی برداشت خوش بـود چون همه مراد تویی
    زهر بـاده شود چو جـام تـویی ظلم احسان شود چو داد تویی
    بـس کنم ذکـر تـو نگویم بـیش ذکــر هـر ذکـر و یـاد یـاد تــویـی

  22. نویسنده دیدگاه: العبد
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۳:۳۶

    سلام بر همه شما 1-اینکه آقای کاظمی کناره گیری کرد کار خوبی بود2-واینکه میدان را برای نیرو های جوان وفعال باز کرد کار خوبی بودوخدابهش عوض خیر بدهد(اگر چه در جمع کاندیداها وقتی بهش گفتند که میدان را برای جوانان خالی کنید به جوانها اهانت کرد وگفت مجلس که جای دانش آموزان نیست که برخی دانش آموزان امورات کشور را بدست بگیرند)3-واینکه پیرمرد ناتوان دیگر این عرصه هم بهتره که کنار بره حرف خوبی است4-واین هم که پیر مرد دیگر این عرصه اگه کنار نره بدجور ضایع میشه چون رای نمیاره کلام بی شکی است5-اما از همه این حرفها که گذشته آقای علی آل کاظمی اگه احتمال هم میدادکه رای میاره کنار نمیرفت چون از اول هم گفت نمیام اما اومد ولی اوضاع رو که خیت دید زد کنار وباید دانست که اینها از کاندیداهای اصلاح طلبند وهیچ موقع میدان را برای طیف اصولگرا خالی نمیگذارند البته اگه بدونند که رای میاورند. چون اگه بدونند که رای میاورند جبهه خودشون رو خالی نمیگذارند ولی آقای کاظمی رای نداشت که کنار زد6-در آخر هم این رو بگم که این حرفهای بنده تحلیلهای خودم از وضعیت شهرم بود وشاید هم برخی نظرات بنده اشتباه باشه ولی به طور کلی وجداا از طیفهای سیاسی آقای کاظمی کار خوبی کرد که کنار کشید (والعاقبة للمتقین)

    • نویسنده دیدگاه: باقر
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۲۷

      سيد بزرگوار در جوابتان عرض ميكنم دور هفتم 28 هزار و دور هفتم 33 هزار راي داشتند حالا بينم شما چند راي داريد در ضمن منم كنار شما نشسته بودم و حرفاي ال كاظمي رو شنيدم ايشون گفتند هر جواني لياقت مجلس را ندارد و هر پيري هم ليافت و شايستگي لازمو نداره اگه شما منكر اين مطلبيد كه هيچي و اينكه اقاي رستمي و اقاي عزيزي به اعلام كردند كه حاضرند به نفع ال كاظمي كنار برن ولي ايشون قبول نكردن و گفتند هدف اين نيست كه روي فرد خاصي اجماع شود و هر كدام از شما ميتوانيد تنها كانديداي نوراباد باشيد راستي اگه اهل استدلال و حوزه هستيد چرا كانديداتون خودش ار جلسه حضور پيدا نكرد

    • نویسنده دیدگاه: علي
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۴۲

      سيد بزگوار منم تو اون جلسه حضور داشتم اولا ايشون گفتند كه هر جواني و هر پيري لياقت ندارن به مجلس برن و براي هر دو شرايطي لازمه اين با حرف شما خيلي فرق داره دوما ايشون در حاليكه در دوره هفتم پسر عمو و خواهر زاده اش هم كانديداي همين حوزه بودند 33 هزار راي اوردن و دور قبلم كه نيازي به گفتن نداره سوما اقايان رستمي و عزيزي اعلام كردند كه حاضر به كناره گيري به نفع ال كاظمي هستند و لي ايشون نپذديرفتند و گفتند روي هر كدام از شما اجماع صورت گيرد من هم از ان فرد حمايت ميكنم و منظور از اين جلسه اجماع روي فرد خاصي نيست در ضمن 13 اسفندم مياد و ميبينيم شماها چند راي داريد راستي بعضي از كانديداي كه ممكنه شما طرفدارشون باشيد كلا دعوتو نپذيرفتن چراشو نميدونم احتمالا اونام فكر ميكنن 83 در صد ارا رو دارن و نيازي به اجماع نيست

    • نویسنده دیدگاه: حی
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۳:۳۸

      متاسفم برای تحلیاتون که یا از روی غرضه یا عدم درکتون که امیدوارم مورد دوم در شما صدق کند اول منظور ایشون از دانش اموز مجلس دانش اموزی بود نه مجلس بعد دوستان اشاره کردن وشما مفهوم اهانت رو هم نمی دونید همین کاظمیو که شما پیرمرد خطاب میکنید افتخار شهرمونه در لیاقت ایشون شکی نیست میزان ارای سالم ایشون اثبات حرفمه در هر صورت ایشون ازمحبوبترین این کاندید ها بودن وشکی در میزان ارای ایشون نیست
      حاج اقا روی اعقاید خودشون بوده و هستند

  23. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۸:۴۲

    سلام ودرود بر علی آل کاظمی
    بزرگ مرد دلفان
    چه خوب است که دیگر کاندیدا درس از خودگذشتن را برای دلفانی آباد را از خود نشان دهند
    به خصوص آقای محمدی

  24. نویسنده دیدگاه: یحیی
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۸:۵۹

    دورود خدا بر استاد علی آل کاظمی
    آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود از دل و از جان نرود.
    خداوند همواره نگهدار تان باشد.

  25. نویسنده دیدگاه: دکتر محمد
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۹:۲۶

    درود بر نماینده دانشمند و دلسوز سلسله و دلفان

  26. نویسنده دیدگاه: بی نام
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۹:۳۴

    استاد آل کاظمی
    گفته بودی بزرگترین لذت زندگیت همان تکمیل تفسیر قرآنت است، اکنون با قلبی آرام می توانی آن را به اتمام برسانی
    استاد آل کاظمی؛ آزادیت مبارک

  27. نویسنده دیدگاه: برا
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۹:۴۲

    اتحاد از كار بزرگان است

  28. نویسنده دیدگاه: كاطمي
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۹:۵۵

    برنده اصلي سناتور سابق است

  29. نویسنده دیدگاه: شریف
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۰:۲۳

    الان که ایشون فهمیدند شانسی برای انتخاب شدن ندارند روغن ریخته رو نذر امام زاده میکنند

    • نویسنده دیدگاه: بي نام
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۵۱

      به پاسخي كه براي العبد نوشته شده مراجعه شود

  30. نویسنده دیدگاه: جعفر
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۰:۳۳

    بعد از سالیان دراز مجاهدت بی ریا امتحان اللهی رابا موفقیت تمام وکمال گذراندی واسماعیل وجودت را در راه خدا وخلق ذبح کردی بالاترین درجات بهشت نصیبت باد استاد بزرگ تا ابد نامت بر تارک دلفان می درخشد امیدوارم خودمان و جوانانمان ازشما الگو بگیرند جان ودست وبازوانم فدایت باد

  31. نویسنده دیدگاه: عصبی
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۰:۵۲

    سلام واقعا خلایق را هر چه لایق جناب اقایان …،…،… واقعا متاسفم برای شما که عشق به مقام وشهرت چنان مست تان کرده که واقعیت ها را نمیبیند

  32. نویسنده دیدگاه: احمدی
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۲۵

    انچه ما با با خود کردیم هیچ نابینا با خود نکرد درمیان خانه گم کردیم صاحب خانه را متاسم نوراباد که ال کاظمی رااز دست دادی قدر زر زرگر بداند قدر گوهر گوهری

  33. نویسنده دیدگاه: امید
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۲:۳۴

    با سلام
    فکر کنم همه منتظر بودن یه نفر انصراف بده تا تشویقش کنید واقعا خنده داره

  34. نویسنده دیدگاه: ;;;
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۳:۳۳

    مثلا با اعلام نکردن اسامی دقیق ..میخواید جو روانی ایجاد کنید…سلسله 4 نفر شده حاجی … عزیز

  35. نویسنده دیدگاه: اجحاف
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۴:۲۴

    باسلام وعرض ارادت به تمام مردم فهيم دلفان

    در خصوص كناره گيري آقاي علي آل كاظمي چندين مورد را بايد به عرض همگان برسانم 1.چه ايشان در بازي و قدرت نمايي سياسي باشد و چه نباشد چيزي از ارزش هاي او كم نمي شود 2. افرادي كه بر چسب نداشتن راي را دليل كناره گيري ايشان مي دانند به جرات ميتوان شما را كج بين وكج فهم خطاب كرد3. اين شهر زاد گاه اين عالم دانشمند هست پس اگر براي نمايندگي به اين شهر آمده باشد نه تنها به خاطر ماديات نيست( چون در دوران امامت جمعه در پاكدشت ،در بنياد شهيد ،دو دوره نمايندگي مجلس و بسياري سمت هاي ديگر فرصت مناسبي براي ثروت اندوزي بود مانند بعضي نمايندگان كه ثروت غير قابل شمارش دارند )بلكه فقط به خاطر رنج فقر وبسياري از مشكلات آمده بود 4. ايشان در دوران نماينده گي شان كارهي بسياري كردند از جمله كارخانه ها كه بعد از ايشان قدرت جذب سرمايه گذار را نداشتيد و گاز رساني …..5.از همه مهمتر پدر ايشان آيت الله كاظمي انساني بسيار با تقوا و وارسته بودند و نه تنها يادي از ايشان نمي شود بلكه همانند مردم كوفه با فرزندش رفتار مي كنيم

  36. نویسنده دیدگاه: داریوش
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۵:۳۰

    همشریان محترم این مناظرات که در این سایت منعکس میشه تا حدی خوب به نظر میرسه ولی بهتر نیست که مکانی را برای این مناظرات اختصاص داد .
    البته باید توجه داشت این روش خطراتی برای نفرات حاضر در جلسه را هم دارد
    چون این سایت برخی از اسامی را سانسور و خواننده بعضی اوقات برداشتی دیگر را متن را دارد
    ودر مورد آقای ال کاظمی این را هم بگویم که من از وقتی که حق رای داشتم به این شخصیت محترم رای دادم ولی حال ایشان دیگر با توجه به اوضاع سیاسی مملکت قدرتی برای گرفتن حق این دیار ندارد
    وبهترین کار ممکن را انجام داد از دور دستش را می فشارم.

  37. نویسنده دیدگاه: محسن
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۶:۰۶

    با عرض سلام
    من بسیار غصه میخورم به حال مردم این دوشهر وای به حال ما. ما چند سال دیگر باید به امثال … میدان بدهیم چند سال ….. وای به حا این مردم چقدر آزمون و خطا. من یکسال افتخار بودن در نورآباد را داشتم متاسفانه آنقدر مردم را … تو رو خدا بیدار بشید . وای به حال مردمی که … این طور فکر میکنه. خسته نشدین از این همه محرومیت؟؟؟؟؟ یه کم به بروجرد نگاه کنید. به فکر خودتان جوانان نیستید به فکر نوه هایتان باشید

    خدا یا عاقبتمونو بخیر کن هرچند فرموده ای که سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهی مگر خودشان خواسته باشند

  38. نویسنده دیدگاه: خموش
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۶:۰۹

    بی مِهر رُخَت روز مرا نور نماندست * وز عُمر مرا جز شب دِیجور نماندست
    هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم * دور از رخ تو، چشم مرا نور نماندست
    می‌رفت خیال تو ز چشم من و می‌گفت * هیهات از این گوشه که معمور نماندست
    وصل تو اجل را ز سرم دور همی‌داشت * از دولت هجر تو کُنون دور نماندست
    نزدیک شد آن دم که رقیب تو بگوید * دور از رُخَت این خسته‌ی رنجور نماندست
    صبر است مرا چاره هجران تو؛ لیکن * چون صبر توان کرد؟ که مقدور نماندست

  39. نویسنده دیدگاه: روشنفکر
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۷:۱۶

    باسلام وعرض ادب واحترام خدمت همشهریان عزیزم

    بنده به عنوان فردی بی طرف نظرخویش رادرموردکناره گیری اقای ال کاظمی خدمت همشهریان عزیزعرض می نمایم :
    1.کناره گیری اقای ال کاظمی فرهنگ گذشت رابه همه اموخت
    2.اینده نزدیک است قضاوتهایمان بگذاریم برای اینده
    3.دراینکه ایشان فردی باتقوا فاضل وفرزانه هستندهیچ شکی نیست
    4.هدف کناره گیری ایشان ازصحنه انتخابات فقط به خاطرمصلحت شهرمان بوده (افرادی درصحنه انتخابات هستندکه بااراء کمی که دارندازروی غروروخودبزرگ بینی حاضربه کناره گیری نیستند)
    5.ازتمامی همشهریان گرامی خواهش می نمایم ازاعلام نظرات مغرضانه اجتناب نمایند فسادفقر باندبازی بیکاری فقرفرهنگی وبیسوادی و….درحال نابودی شهرمان می باشد درپایان کلام ازهمه همشهریان خصوصاجوانان خواهش می کنم به خودمان بیاییم به فکراینده باشیم %

  40. نویسنده دیدگاه: یونس
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۹:۱۰

    سلام خطاب به مردم سلسله ودلفان ایا تاکنون فکر کرده اید دلیل این همه بیکاری فقر در استان لرستان چیست چرا لرستان باید از استانهای دیگر از لحاظ اقتصادی شهر سازی هیچگونه پیشرفتی نداشته باشد چرا باید مجتمع عظیم پتروشیمی لرستان را به استان مرکزی واگزار کنند به دلیل انتخاب نادرست شما ست به دلیل رای دادن بدون فکر واز روی تعصب غلط است به دلیل نداشتن نماینده لایق وتوانمند است نماینده باید …. باشد بیاید یک بار با فکر اندیشه بدون تعصب غلط و طایفه بازی رای خود را در صندوق بیاندازید رای به نامزد بی سواد خیانت است به خدا قسم انتخاب مجدد محمدی خیانت است نماینده ای که …. موکلا نش می باشد لیاقت مجلس را ندارد نماینده ای که در طی چند دوره نماییندگی ….. لیاقت نماییندگی را ندارد بیایید از این خواب عمیق بیدار شوید بیاید به اینده فرزندان به ابروی دیارتان بیاندیشیدنماینده ای که مدیران رابدون در نظر گرفتن تحصیلات انتخاب میکند لیاقت مجلس راندارد هر رای شما در سرنوشت شهر شما تاثیر دارد به امید روزی که با بصیرت و اگاهانه انتخاب کنید

  41. نویسنده دیدگاه: محسن
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۹:۵۳

    با سلام عزیزانم این نظرات شما وقتی میتونه چاره ساز باشه که رقابتی در میان باشه رقبای الشتری ما هم سو هم صدا شدند واونا یک کاندیدا دارند و اگه دلفانم هم صدا نشن سرنوشتی جز سرنوشت8 سال قبل نخواهیم دید

  42. نویسنده دیدگاه: دیجی دولی
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۰:۰۵

    اقا محسن گل گفتی حرف حق جواب نداره باید کانیدا منافع شهر بر منافع خودشئن ترجیح بدن و به نفع یکی کنار برن حالا … که صاحب منصب کنار نره ایرادی نداره

  43. نویسنده دیدگاه: alireza
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۰:۵۲

    آل کاضمی به عنوان سمبل زهد و صداقت شرافتمندانه و مظلومانه کناره گیری کرد و در قلب اهل انصاف همیشه جاودانه خواهد ماند

  44. نویسنده دیدگاه: همسايه
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۱۱

    دكتر قاسمي وآقا محسن وديجي دولي جان واقعا براي عقايدووجدانتان متاسفم .نورآباد24سال نماينده ازخودتان داشتيدآيا اندازه زمان حيدري مقدم براي شما كار كردند؟ بعدهم اين بار نوبت الشتره چون هردودوره يكبار نوبت ماست تاسروساماني باين دوشهرستان بديم .اگه شما ببريد بازهمان آش وهمان كاسه است.وهردوشهرستان بيچاره شده ايم

    • نویسنده دیدگاه: دكتر قاسمي
      اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۰:۲۱

      همسايه جان نمي دانم يادتان هست يا نه وقتي كه آن شخصي را كه نامش را برده اي چگونه توسط طرفداران قليلش نماينده شد اگر نمي دانيد حتما پرس و جو كنيد در ثاني همو بود كه ميخواست دهستان خاوه را به خاطر هم زبان بودن با الشتري ها ضميمه خاك الشتر كند (چه خيال باطلي و چه طرز تفكري !) و اما مردم شريف نورآباد باشعار ” … غلط كرد خاوه قلب دلفان است” مانع از اين طماعي ناعاقلانه اش شدند! همين آقايي كه فرموديد آراء كانديد نورآبادي را در آن زمان به نفع خود بلعيد و باعث آن اغتشاش معروف در نورآباد و زنداني شدن عده اي از همشهريان ما شد و نيز نماينده دور هفتم آقاي حسنوند كه مانع سفر رئيس جمهور وقت به نورآباد شد را از ياد نخواهند برد ! اما نمايندگان نورآبادي تا كنون ثابت كرده اند كه مردم نورآباد و الشتر فرقي ندارد و در خدمت هر دو شهر بوده اند ! و اما از آن حيدري و ديگر نخبه هاتان ، اگر واقعا دلسوز شهر و ديار خودتان بودند هيچگاه به براي شهر خرم آباد كانديد نمي شدند چرا كه از قديم و نديم گفته اند كه :‌”چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است”
      و در اخر به اطلاع شما ميرسانم كه نورآبادي ها اين خصلت را ندارند و براي هردو شهر دل مي سوزانند! بدرود

  45. نویسنده دیدگاه: بنده حقیرخدا
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۱۷

    خدمت دوست عزیزم اقای العبد(یابه تعبیری سید):
    اوالاهیچ وقت اخرت خودمونو بخاطر این دنیای فانی ومسائل سیاسی ان خراب نکیم ثانیا شخص عالم ودانشندی همچون علی ال کاظمی که فرزندبرومندعالم جلیل القدرحضرت ایت الله حاج شیخ فرج الله کاظمی (ره)و برادرزاده ایت الله حاج شیخ محمد رضا کاظمی (ره)و وابسته به 14 شهید سرافراز این انقلاب است که در سالهای قبل از انقلاب(سال 1340) زمانی که نه بنده ونه شما دراین دنیا نبودیم به مبارزه با حکومت طاقوت بپا خواست وچه شکنجه ها در زندانهای طاقوت کشیدندو اکنون نیز سربازی فداکار ودلسوز در خط رهبری میباشد که شما وامسالتان این شخصیت وارسته را به ضد انقلاب و درو غگو متهم میکنید ا…چنین بالحن تند این عالم مجاهد را برنجانید واقعا خلایق راهرچه لایق خداوند پشت وپناهت باد ای عالم گرانقدر حاج شیخ علی ال کاظمی

  46. نویسنده دیدگاه: هیچ کس
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۳۲

    استاد عزیز دورود بی پایان خدا بر شما خدا نگهدار دمت گرم…

  47. نویسنده دیدگاه: رضا
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۰:۳۰

    پاسخی به العبد و شری فوهمسایه در نیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام

  48. نویسنده دیدگاه: محمد
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۰۱

    بعيد ميدونم كانديد خبرگان شه ولي شكي نيست با اين سابقه علمي و مبارزاتي و اين انصراف كه انصافا اونو تبديل به يه سمبل زهد و ايثار كرد راي خوبي كسب ميكنه

  49. نویسنده دیدگاه: امين
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۷:۱۹

    سلام به همه
    زندگي صحنه يكتايي هنرمندي ماست
    هركسي نغمه خود خواند از صحنه رود
    صحنه پيوسته بجاست
    خرم ان نغمه كه مردم بسپارند به ياد
    درود برشرف وغيرت زاهد پارسا استاد دانشمند علی ال کاظمی

  50. نویسنده دیدگاه: هیاهویی برای هیچ
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۰:۵۰

    آقای العبد
    با سلام
    من تمایلی به اظهار نظر در خصوص انتخابات و نامزدان آن(منصرف و غیر منصرف) ندارم.تنها از شما پرسشی دارم؛براستی در مرام و مسلک شما به بندگی چه چیزی یا چه کسی تفاخر و مباهات می کنند،که حتا نام مستعارتان را نیز این گونه مرقوم فرموده اید؟بله،آقای العبد!شما به درستی عنوان “بنده” را برگزیده اید.شما “بنده” اید.اما نه بنده معبود حقیقی که به تعبیرحافظ “ز هر چه رنگ تعلق پذیرد” آزاد باشید.شما را با آزادگی و شرافت کاری نخواهد بود،چرا که معلقید و آویزان.هم بنده خویشتن خویشی به ناچار باید در این روزگار آشفته “سری توی سرها درآوری” و هم بنده همه آن کسان و اشیاء که می بایست حق بردگی و بندگیشان را تمام و کمال به جای آوری.من هم به شما تبریک می گویم.ای عابد بندگی ات مبارک.

  51. نویسنده دیدگاه: محسن
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۳۶

    همسایه گرامی مشکل اینه که نماینده که از ما میره هر چند کم واسه هر دو شهر کار میکنه ولی نماینده ی که از شما میره فقط فقط واسه الشتر کار میکنه ولا غیراینو تاریخ نشون داده

  52. نویسنده دیدگاه: کریم
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۵:۳۱

    به نظر شما دوستان چاره کار چیه حالا که درس بزرگی و ایثار رو به چشم دیدیم حالا که دروغ و ریا و عشق به قدرت رو هم دیدیم

  53. نویسنده دیدگاه: کریم
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۵:۳۲

    nazar khahi
    به نظر شما دوستان چاره کار چیه حالا که درس بزرگی و ایثار رو به چشم دیدیم حالا که دروغ و ریا و عشق به قدرت رو هم دیدیم

  54. نویسنده دیدگاه: شاهكار
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۵:۴۲

    تنها حضور انسان شريفي چون آل كاظمي من رو مجاب به حضور در انتخابات اين دوره كرده بود؛ اما هرچه مي انديشم كسي در اين بازار مكاره نيست تا ارزش ممهور كردن شناسناه ام را داشته باشد، بهتر آنست كه دنياي دون جولانگه بندگاني چون “العبد” باشه كه چيزي جز ايدئولوژي بندگي در مرامشان نيست.

    • نویسنده دیدگاه: محمد علي
      اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۱۵

      سخني كه از جان برايد بر دل نشيندواقعا منم با شما موافقم

  55. نویسنده دیدگاه: دبیر ادبیات
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۵:۵۳

    از همه دوستانی که در این سایت قلم فرسایی(صفحه کلید نوازی) مبادرت می ورزند و بر آنند تا عقایدشان را مکتوب کنند،خواهش می کنم کمتر بزرگان ادبیات فارسی رو تو گور بلرزانند و غلطهای املایی و انشایی شون رو منتشر کنند.به عنوان مثال کلمه امثال رو “امسال” و کاظمی رو”کاضمی” و … ننویسند.کلماتی مثل “حتا” رو بزرگان ادبیات فارسی در سالهای اخیر توصیه می کنند که به شکل حتا نگاشته بشه.
    در ضمن من هم که فردی بی طرف و صرفا” یک دبیر ادبیاتم در مورد مضامین نوشته شده از سوی اکثریت دوستان هم داستانم و در صداقت آقای کاظمی و شرافت ذاتی ایشان تردید ندارم.چرا که به قول آل احمد اصیل ترین اسناد تاریخ هر ملتی ادبیات است و ما بقی جعل است و عصاره این ادبیات ستایش آزادگی و نکوهش رذالت و دروغ است.اما برای ستایش یک انسان محترم نبایدبه ادبیات بدبخت جفا کرد.

    • نویسنده دیدگاه: chris de burgh
      اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۱:۴۷

      اولاً ادبیات فارسی کلاً چیز بیخودیه چون اصالت نداره؛ زبانی که 70 درصدش عربی باشه همون بهتر که از بین بره و همه مون انگلیسی یاد بگیریم. ثانیاً بود و نبود ادبیات (همچنین تاریخ) تأثیری در سرنوشت مردم نداره، اگه تأثیر داشت که اسراییلی ها میومدن دانشمندهای ادبیات (و تاریخ) رو ترور می کردن! ثالثاً این حرف شما که حدث میزنم آقای … باشید هیچ ربطی به موضوع مورد بحث نداره. رابعاً غلط هایی که بهش اشاره کردید نتیجه ی کم کاری شما دبیرهای ادبیات فارسی، در دوران دانش آموزی ماست! پس بهتره خودتون رو سرزنش کنید. خامساً نوشته ی خود شما هم سرشار از غلط های املایی و نگارشیه از جمله:
      خط 1: همه = همه ی
      خط 2: کمتر = کم تر
      خط 2: غلطهای = غلط های
      خط 4: سالهای = سال های
      خط 7: عصاره = عصاره ی
      بگذریم از غلط های نگارشی

      • نویسنده دیدگاه: دبیر ادبیات
        اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۰۸

        آقای کریس دی برگ عزیز
        معلوم نیست شما دیگه با کی سر دعوا و مجادله دارید؟نخست این که واژه “حدس” را شما هم البته از سر شتاب زدگی و خشم به شکل “حدث” نگاشته اید. که به قول خود شما مهم نیست و بگذریم.در مورد خرده هایی که بر من گرفته اید،واضح است که غلط نگارشی فاحشی به شمار نمی آید .اما متواضعانه بر روی چشم می گذارم و سپاس گزارم.ای جناب کریس دی برگ ! بدانید و آگاه باشید که همه ی آن چه امروز پیشرفت های شگرف غرب در عرصه علم و تکنولوژی نامیده می شود،به سبب تحول عظیمی بود که در علوم انسانی و بازاندیشی غربیان در مقولات از نظر شما کم اهمیت و بی ارج و بهایی چون تاریخ،ادبیات ،فلسفه و سایر رشته علوم انسانی روی داد.و دیگر این که نگارنده ی این سطور مشکلی با مضامین نوشته شده ندارم که نظر همشهریان است و قابل احترام،اما باید ترسید از روزی که دیگر واژگان معنای حقیقی و تعریف شده خود را از دست دهند و راه ارتباط واقعی را از ما برگرفته و به کلماتی بی روح مبدل شوند.

        • نویسنده دیدگاه: chris de burgh
          اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۶:۲۳

          ای داد و بیداد خودم هم اشتباه داشتم؛ اون هم چه اشتباه فاحشی! دبیر ادبیات عزیز! امیدوارم که بنده رو به خاطر جسارتی که کردم ببخشید. هدف صرفا” مزاح بود و بنده به طور کامل به اهمیت ادبیات، تاریخ و سایر علوم انسانی واقفم و بشخصه (یا به شخصه) از عاشقان شعر و ادب فارسی هستم. دوستتان دارم

          • نویسنده دیدگاه: دبیر ادبیات
            اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۰:۵۵

            چاکریم کریس دی برگ
            منم مزاح کردم من دبیر ادبیات نیستم. اتفاقا رشته تحصیلی بنده زیر گروه پزشکی می باشد.

  56. نویسنده دیدگاه: حسن
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۷:۳۶

    کامران جان همه کاندیداها برای این اومدن که برنده بشن خوب اگه کاندیدیدی شانس برد نداشته باشه وبمونه ماندنش همان وقصد برای شناخته شدنش برای دورهای بعد همان درصورتی که ال کاظمی رو همه میشاسن ودور دیگه هم نمیاد پس حضورش همان وتقسیم شدن ارا وکم انگیزه شدن کاندیداهای جوان برای دورهای بعد همان پس همانگونه که این عالم ربانی فرمودنداین انصراف به نفع مردم تموم شد افتاد نمی دونم چرا بعضی ها نیکی رو هم زیر سوال میبرند بای ذنب؟؟؟

  57. نویسنده دیدگاه: علي
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۰:۲۱

    من به خاطر اينكه رستمي و عزيزي در جلسه اعلام كردند به درخواست ال كاظمي و به خاطر اتحاد دلفان حاضرند هر تصميمي كه آل كاظمي بگيرد را عملي كنند به اين دو نفر تمايل دارم كه گويا عزيزي انصراف داده پس به رستمي راي ميدهم

  58. نویسنده دیدگاه: همسايه
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۰:۳۸

    سلام آقايان دكترقاسمي ومحسن جان باور كنيدنماينده هاي ادوار گذشته بجز كار شخصي كارعمومي براي اين دو شهرستان انجام نداده اند ولي درجواب آقاي قاسمي روز اول بخش خاوه مال الشتر بوده حالا اگه نگرانيد ديگه چيزي نمانده فيروز آبادو هم ببريد درضمن آقاي حيدري به خاطر بعضي مسائل نيامدند كه جاي توضيح دادن نيست

    • نویسنده دیدگاه: عباس
      اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۴۱

      شما اشتباهتون همينه كه نسخه كلي پيچيدي و با يه ديد به همه نماينده هاي دوره هاي گذشته نگاه ميكنيد

  59. نویسنده دیدگاه: ali
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۰:۵۰

    تا شقايق هست زندگي بايد كرد

    • نویسنده دیدگاه: شهرام
      اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۰:۱۹

      تا چرت و پرت هست زندگی نباید کرد منظورت چیه؟؟؟؟؟علی!!!!

      • نویسنده دیدگاه: ali
        اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۴:۳۷

        اينو واسه هواداران آل كاظمي نوشتم كه ناراحت نباشن از اين اقدام آل كاظمي تو رو سنه نه

  60. نویسنده دیدگاه: ساده دل
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۵۹

    … رسیده ها چه غریبو نچیده می افتن به پای هرزه علف های باغ کال پرست
    وقتی جو انتخابات شهر کم کم به سمتی رفت که کسی مثل کاظمی انصرافشو از رقابت بیشتر به صلاح مردم میدونه باید ترسید. ایشان مثل ابوی بزرگوارشان خودشونو وقف خدمت صادقانه به مردم کردن، به همین خاطر هر دو در این دیار گمنام موندن.تاریخ همیشه در تکرار است.

  61. نویسنده دیدگاه: جعفر
    اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۳۷

    علي آل كاظمي يه شخصيت استثنايه با اينكه معمولا برخورد سردي با مردم داره ولي از جان و دل واسه مردم ميسوزه از يكي از نزديكان ايشون كه ادم صادقي بود شنيدم اين نوع برخورد استاد ال كاظمي دليلي بر تكبر ايشون نيست و بارها همين نوع معاشرت رو از طرف ايشون با افراد بانفوذ ي مثل ه و خ ديده شده با اين وجود نه تنها اقوام استاد آل كاظمي براش خيلي احترام قايل هستند بلكه رقبا ي سنتي و هر كسي كه با هاش ارتباط داره همين حس احترامو نسبت به ال كاظمي داره يكي ديگه از ويژگي هاي برجسته استاد ال كاظمي ساده زيستي و بي اعتنايي به مالو ثروته كه بعيده كسي منكر اين قضيه باشه خودم پاي يكي از جلساتش يودم كه گفتن مطالعه و نگارش تفسير قران از هر چيزي يراشون لذت بخش تره و دليل اومدنش يه صحنه انتخابات خير خواهي براي مردمه كه ثوابش بيشتر از عبادت خداست در هر حال وقتي ديد با بودنش در صحنه انتخابات به مردم ضربه ميخوره بون زدو بند و سهم خواهي ميدان رقابتو خالي كرد وتو بيانيش گفت به نفع مردم انصراف دادم خدا نگهدارش ياشه و براشون ارزوي موفقيت ميكنم

  62. نویسنده دیدگاه: رضا
    اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۵۳

    اگه مردم نوراباد بخوان اين اقدام آل كاظمي رو جبران كنن بهترين كار اينه از ال كاظمي بخوان اين دوره كانديد خبرگان رهبري شه با راي بالا انتخابش كنن

  63. نویسنده دیدگاه: ali
    اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۲:۰۶

    انصافا اعصابمو خورد كردي حاج اقا اخه كدوميكيشون از تو بهترن كه اينجوري وايسادن و فكرم ميكنن انتخاب ميشن شما كه بختتون از همه بيشتر بود رفتيد و لي اونايي كه رايشون يك چهارم راي شما نيست جوري رفتن تو توهم كه فكر ميكنن 30 هزار راي دارن 15

  64. نویسنده دیدگاه: صادق
    اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۲:۰۸

    استاد عزيزخيلي محبوب بودي حالا ديگه اسطوره شدي نوراباد رو فراموش نكن مارو از زيارت چهره نوراني تون محروم نكن

  65. نویسنده دیدگاه: محمد علی
    اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۷:۰۴

    محضر استاد ال کاظمی خواهش میکنم برای مجلس خبرگان کاندید شوید به خدا انتخابات بدون شما برام هیچ رنگ وبوی نداره انشاالله مردم فهیم جبران میکنن

  66. نویسنده دیدگاه: عباس
    اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۰۵

    حاج اقا محمد علي درست ميگه انصافا عده ي زياداز مردم اينو ميگن خواهشمون اينه براي خبرگان ثبت نام كنيد حتي مخالفاي شما هم دوست دارن اين كارو انجام بدي و بهتون راي ميدن يكي از فاميلاتون گفت حاج اقا گفته حوصله هيچ انتخاباتي رو ندارم اميدوارم راوي صادق نباشه ماكه منتظر ميمونيم تا زمان ثبت نام خبرگاه خبر ثبت نامتونو بشويم

  67. نویسنده دیدگاه: حريص
    اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۲۳

    انـرا کــه حــلـال زادگـی عــادت و خــوســت عیب همه مردمان بـه چـشمش نیکوسـت
    مـعــیـوب هـمـه عــیـب کــســان مـی نـگـرد از کـوزه هـمـان بــرون تــراود کـه دروســت
    كناره گيري استاد آل كاظمي به نفع مردم و نه به نفع هيچ كانديدي نشان داد كه از بين كل كانديداي حاضر فقط خلف صالح ايت الله العظمي شيخ فرج الله كاظمي اسست كه به قول لسان الغيب زهرچه رنگ تعلق پذيرد ازاد است و اين ديار جز ايشان دلسوزي نداشت حضراتي كه ميگويند در نظر سنجي ها 70 در صد ارا از ان انهاست ممكن است در روز 13 اسفند حسرت بخورند كه چرا در جلسه ائتلاف كارشكني كردند

  68. نویسنده دیدگاه: abas
    اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۵۲

    انصافا آل كاظمي لياقت اينو دارن مثل عموي برزگوارشون ايت الله شيخ محمد رضا كاظمي كه نماينده خبرگان رهبري كرمانشاه بود نماينده خبرگان رهبري از طرف مردم لرستان باشه

  69. نویسنده دیدگاه: جواد
    اسفند ۷, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۴:۰۸

    ما زنده به عشقیم ولی عشق تب دوست ما طالب مرگیم ولی در طلب دوست ماتشنه دردیم ولی از غم هجران درویش نگاهیم ولی با لب خندان استاد بزرگ همیشه وتا ابد درقلب منی

  70. نویسنده دیدگاه: دکتر حسن احمدی
    اسفند ۷, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۱:۵۶

    اسوده دلان را غصه شوریده سران دگران نیست این طایفه را غصه رنج دگران نیست(وصف حال نامزدهای باقیمانده)
    ای هم سفران باری اگر هست ببندیم این ملک اقامت گه ما رهگذران نیست(!)

    امیدوارم موفق باشید

  71. نویسنده دیدگاه: نیشترانه
    اسفند ۸, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۰:۱۷

    سلام،من اولین باره تو این سایت کامنت میذارم.به نظرم روی هم رفته در بین جماعتی که در پی این خبر ،نظراتشون را ارائه کردن،لایه هایی از شعور اجتماعی البته نسبت به سایر ابراز نظرکنندگان در این سایت(تارنما) و تارنماهای مشابه،مشهوده.با همین ذهنیت بر آن شدم که چند نکته را به دوستان گوشزد کنم:
    1-ببینید دوستان من،گذشته ی ملت های در حال گذار از سنت به نوگرایی(مدرنیسم) به خوبی نشون داده که برای یک گذار اثربخش،آرام و منطقی به جامعه ای که حداقل با پیشرفت های دنیای امروز سر ناسازگاری نداشته باشه،نیازه که کسانی به عنوان طبقه پیشرو و روشنفکر با درک درست مقتضیات زمان نبض رهبری فکری و فرهنگی اون جامعه رو در دست گرفته و با نقد روشنگرانه ی وضعیت موجود،آینده ی بهتری رو رقم بزنند.
    2- متأسفانه هنوز در فرهنگ همچنان عشیره ای و قبیله ای دلفان،قحط انسان روشنفکر یک بحران جدی است تا چه رسد به شکل گیری یک طبقه با مطالبات روشنفکرانه.تردیدی نیست که در سالهای اخیر اتفاقات خوشی روی داده و تعداد تحصیل کردگان دلفان افزایش یافته،اما این رویداد خوش بیشتر به حضور فیزیکی کسانی از شهرهای کوچک در محیط دانشگاه محدود بوده است.باید به روزی دل خوش کرد که تحولات بیدارگرانه ای در ذهن تحصیل کردگان محیط هایی چون دلفان روی بده.
    3-روزی که تحصیل کرده ی دلفانی به مقوله ای چون انتخابات فراتر از تعصبات قومی و قبیله ای و حتا شهرستانی بنگره.روزی که تحصیل کرده دلفانی به این باور برسه که انتخابات صرفاً تعیین سرنوشت یک طایفه،یک قبیله و یک شهرستان نیست.چرا که کار اصلی نماینده مجلس “تقنین” و “قانون گذاری” برای کل بزرگتری به نام ایران است و به ناچار باید به دیدگاه کلی افراد در خصوص مسایل گریبانگیر کشور نیز نگاه داشت.روزی که تحصیل کرده دلفانی 264 پس از انتشار کتاب روح القوانین منتسکیو مفهوم “اصل تفکیک قوا “رو درک کنه و در تحلیلش از شرایط اسف بار حاکم بر ادارات این شهرستان،به این پرسش اساسی برسه که آیا وظیفه نماینده دخالت مستقیم در فرایند اجرا و عزل و نصب صدر تا ذیل کارمندان اداراته یا صرفا” وظیفه ی نظارتی بر عهده داره؟روزی که تحصیل کرده دلفانی از خودش،از دیگر همشهریانش و از راه یافتگان و خواستاران راه یابی به مجلس بپرسه که در برابر این تغییر 180 درجه ای مأموریت و رسالت نمایندگی مجلس و ورود مستقیم به کار اجرایی و به محاق کشاندن رسالت قانون گذاری و نظارت چه باجی رو دو دستی به سردمداران دستگاههای اجرایی تقدیم کرده؟در برابر تغییر غیرکارشناسانه و غیر فنی رؤسای ادرات برکدام جنبه حرمت و کرامت نمایندگی رچوب حراج زده؟
    4-دوستان من،درد بزرگ اینه که هرگز مجادله قشر تحصیل کرده دلفان بر سر چرایی این فجایع هر روز تکرار شونده نیست؟بلکه بحث اینه که چه کسی از نظر اونها سزوار این خدمت تاریخیه!
    5-خواهشمندم دچار این برداشت اشتباه نشید که من با فردی که اسم ایشون منشأ این بحث شده مشکلی دارم که به جرأت مدعی ام ، کمتر کسی رو در میدان سیاست این روزگار میشه پیدا کرد که صادق تر و شریف تر از آقای “آل کاظمی” باشه و درست به همین دلیل موجه،کسی چون ایشون باید این عرصه ترک کنه.
    6-درد من اینه که عمیق ترین بحث تحصیل کرده شهرم به دعوای سنتی و ابزاری شده ی توده های مردم دو شهرستان منحصر میشه.درد من در “نقش ایوان ماندن” طبقه به اصطلاح پیشرو شهرمه!
    7-بگذریم که این تازه در مورد تحصیل کردگان شرافتمند شهرم صادقه و لااقل به منافع شهرستان البته به زعم خودشان می اندیشند که البته حسابشان با جماعت فرصت طلب و منفعت بازی که جز به مطامع مبتذل و پیش پا افتاده خود نمی اندیشند و به هیچ اصل اخلاقی پایبند نیستند و هرگز طرف صحبت من نیستند،کاملا” جداست.

    • نویسنده دیدگاه: احسان
      اسفند ۸, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۵:۰۶

      سلام نیشتر عزیز،
      واقعاً معلومه که یک فکر کاملاً باز پشت سر این طرز جمله‌بندی و نگارش باید نهفته باشه؛ اما عزیزم، من از مطلب شما این برداشت را دارم که شما می‌گویید نباید از نماینده بخواهیم که برای آبادانی شهرمان کاری انجام دهد بلکه باید به فکر منافع ملی باشد اگر بحث شما این است، که صد رحمت به توده مردم.
      نماینده ما همین‌که بتواند مشکلات شهری را و بودجه گیری برای عمران و آبادانی شهر را خوب انجام دهد از نظر ما اسطوره است و اگر هم بتواند منافع کلان کشور را نیز پیگیری کن که چه بهتر
      نیشتر جان روشن کردن چراغ عمران و آبادانی نورآباد فعالاً مهمتر از کارهای دیگر است چون نماینده‌های دیگر هوای کشور را خوب دارند.

    • نویسنده دیدگاه: آتينا
      اسفند ۹, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۵۹

      دوست عزيز سلام ! گرچه حرف هايتان نشترانه فرض كرده اي اما از دو راه مي توان از آن برداشت ذهني كرد يكي: «اشاره» براي عاقلي كه مصداق « العاقل باالاشارة » است و ديگري: «نرود در سنگ ميخ آهني»! براي دسته ي اول درك مطالب راحت است ، اما با جماعت كم سوادي كه استخوان بندي اصلي جامعه را شكل ميدهد و با خود كوله باري از تجربيات آكنده از خرافات و تعصبات قوم و قبيله اي است و اصلح بودن نماينده را در «ماهي دادن » ميبيند نه در «ماهي گيري ياد دادن» چه مي توان گفت؟ و چگونه مي توان شخصيتي را كه در طي سالياني متمادي شكل گرفته تغيير داد !؟
      واما كم نيستند جوانان تحصيل كرده اي كه كم ترين مدرك آن فوق ديپلم و يا ليسانس است از اين ها هم در جهت تنوير افراد كم سوادند كاري بر نمي آيد چون درست يك نسل بايستي كاملا در زير خاك دفن شوند تا خرافات را با خود به ديار نيستي ببرند! كمتر كسي در اين دوره پيدا مي شود به جاي درمان بيماريها به دنبال خرافات 100 سال گذشته برود اما در جاي جاي ايران رمال ها و دعا نويس ها و… را هنوز مي بينيم كه كه محل رجوع خرافاتي هاهستد !
      نزديك به 115 سال است كه از تاسيس مجلس (انقلاب مشروطه ) مي گذرد ، اما با وجود روشنفكران و تحصيل كردگان زيادي كه از دروان سلطنت قاجاريه تا الان كه پا به عرصه سياسي ايران گذاشته و از قضا اكثر آن ها دار فاني را وداع نموده اند، هنوز هم اين ديار ستم ديده راه و روش درست انتخابات و تبليغ و اگاهي از حق و حقوق و مطالبه ي آنها را از نمايندگان نمي داند ! 115 سال براي تغيير يك نگرش كم نيست ! مشكل ما اين است كه كمتر به فكر افزايش سطح آگاهي و دانش هستيم و ملتي كه دانش و سواد بالايي داشته باشد از كمبود ها و كاستي هاي خود آگاهي مي يابد و با انتخاب يك نفر نماينده ي آگاه و باسواد در صدد رفع آن نواقص و متعاقب آن نواقض كل كشور بر مي آيد و رباي وطن و هم وطنانش گام هاي مثبتي خواهد برداشت و به پيشرفت جامعه ي خود كمك خواهد كرد ! و مشكل ديگر رشد سريع قشر با سواد و رشد سريع علوم مختلف از جمله ارتباطات باعث يك گسل عظيم فكري بين قشر جوان تحصيل كرده و قشر بي سواد يا كم سواد سالخورده شده كه در مواقعي چون انتخابات به وضوح مي توان آنرا ديد : جوان بر اساس ايده و مرام سياسي و نيز پرس و جو در مورد كانديدا ها ، اصلح را انتخاب بدان راي ميدهد اما قشر سالخورده و كم آگاه بر اساس فاكتور هايي چون : فاميل بودن ، هم طايفه بودن ، هم شهري بودن ، حل كردن مشكلات فردي و معيشتي ، ضديت ها و قهر ها وكينه و … ! و به نظر بنده روي حرف هاي حضرتعالي با آن افراد كم سوادي است كه حتي نيم دانن كه اينترنت چيست تا بيايند نظرات شما را بخوانند بنابر اين شما بهتر است در ميان مردم قدم نهاده و اين گونه افراد را روشن كنيد !
      با پيشرفت علوم مختلف تمام دنيا قابليت رسيدن به فعليت كنوني اروپا را دارد چون علم ارتباطات به آن ها اين اجازه را مي دهد به شرطي دست از خرافات و تعصبات بردارندنسل گذشته ي ما از آن مستثني نيستند و جوان تحصيل كرده ي امروز چنين نيست !

  72. نویسنده دیدگاه: علی احمد
    اسفند ۸, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۰:۰۵

    مراعهدیاست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را جوجان خویشتن دارم صفای خلوت خاطر ازان شمع چگل جویم فروخ چشم ونور دل از ان ماه ختن دارم

  73. نویسنده دیدگاه: نیشترانه
    اسفند ۹, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۴:۵۷

    سلام جناب آقای احسان بزرگوار
    از بذل توجه و لطف شما سپاسگزارم.من به این دلیل عنوان “نیشترانه” را برگزیدم که از نیاز همه ما به زدودن زنگار های کهن “تعصب” و “عشیره گرایی” و نیشتر زدن نقادانه و آسیب شناسانه بر ذهنیت های جزم اندیشانه گذشته سخن بگم. و اما در مورد برداشت شما از نوشته ی من:
    برداشت شما ،از من تصویر طبیبی می سازد که بر بالین بیماری محتضر حاضر شده و به جای تسکین درد تا مغز استخوان رسیده ی او،گوشش را بر صدای ضجه بیمار بسته و به بحث و مجادله در خصوص فلسفه و ریشه ی بیماری می پردازد.نه آقای احسان، این تجویزی نیست که از نوشته ی من بر بیاد.چه این که اساساً اهل نسخه نوشتن برای دیگران نیستم و به خود اجازه چنین تکبر و تبختر برج عاج نشینانه ای را نمی دهم.جناب احسان،مردم محروم شهرستانی چون دلفان همان بیماران محتضرند ،مگر ممکن است جوانان معتاد و آواره کلان شهرها شده ی دلفان را ببینیم؛شاهد بیکاری،فساد اداری باشیم و به فکر مسکنی بر این همه درد گران نباشیم؟اگر البته به این نامزدان بتوان به عنوان مسکنی کوتاه مدت چشم امید داشت؟بر مردم عامی نورآباد و الشتر و هر شهر و شهرستانی با این مختصات،حرجی نیست اگر تنها به فکر مسکن باشند.حتا اگر هر کدام به عنوان “من فردی ” یا “من طایفه ای “با هدف برآورده شدن خواسته های کاملا” فردی و طایفه شان به فکر برگرفتن نانی از تنور انتخابات باشند.جناب احسان،آندره ژید متفکر فرانسوی برای روشنفکر تعریفی داره که شاید منظور من رو روشن کنه،ژید روشنفکر رو کسی می دانه که با مردم حرکت می کنه اما یک قدم جلوتر و یک قدم عقب تر رو می بینه و یادآوری آینده و گذشته رو به مردم بر خودش فرض می دونه.بحث من اینه که کسانی باید باشن که گرفتاریهای بومی رو زیرمجموعه ای از کل بزرگتری ببینند و درک درستی از تعریف نمایندگی داشته باشن.تعصب کورکورانه چون پرده ای بر روی ذهن آدمی فراگیر میشه و مانع شکل گیری تفکر انتزاعی میشه.اون وقت دیگه من و شما نمی تونیم از بیرون به ریشه های مشکلاتمون فکر کنیم.این تعصب ما رو در چنبر مکان و زمان گرفتار می کنه و از این جهت یک تحصیل کرده ی نورآبادی هر چند که صاحب قدرت تحلیل باشه ،نه تنها از دریدن این پرده توهم عاجز می مونه که سهله که خودش علمدار و بازیگر این میدان میشه .

  74. نویسنده دیدگاه: /s/
    اسفند ۹, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۵:۰۰

    درود بر آقای کاظمی که کناره گیری کرد .

  75. نویسنده دیدگاه: یک شهروند
    اسفند ۹, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۷:۱۴

    سلام دوستان سایت سلام دلفان،داشتید زمینه بحث جدی اجتماعی و تاریخی رو فراهم می کردید، باز نمی دونم چه تون شد؟اومدید نسازید.چرا اجازه نمیدید بحثا صورت بگیره؟باور کنید در بلند مدت به نفع خود شماست.بیاید اعتماد و اعتبار برا خودتون درست کنید؟

  76. نویسنده دیدگاه: شعقلی
    اسفند ۱۰, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۲:۵۹

    آفریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

  77. نویسنده دیدگاه: یک شهروند
    اسفند ۱۰, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۵:۳۰

    سلام.من این کامنت رو برا مدیران سایت سلام دلفان میذارم.آقایان باور کنید در افواه بعضی تحصیلکردگان داشتید آبرو و اعتبار کسب می کردید،این اعتبار که اندازه ای از درک و خیرخواهی در شما وجود داره که مجالی فراهم بیارید تا شهروندان بتونن در محیطی که فرهنگ گفتمان و بحث منطقی درونی نشده،کمی در احوال این شهرستان و آینده اون گفتگو کنن.اما متأسفانه انگار کسانی نمی خوان این اعتبار دوام بیاره.متأسفم و خدانگهدار شما.باشید تا صبح دولتتان بدمد.

  78. نویسنده دیدگاه: علیرضا
    اسفند ۱۱, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۰:۱۱

    سلام
    بنده از کسانی بودم که فکر می کردم آقای کاظمی برای حب دنیا کاندیدا می شوند اما با این حرکت ایشان متوجه شدم که اشتباه می کنم.از ایشان طلب حلالیت دارم.
    حاج آقا ثابت کردن فرزند افتخار لرستان حضرت ایت الله فرج الله کاظمی که شاید خیلی از ما شیعه بودنمان را مدیون ایشان هستیم هستند.

  79. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    اسفند ۱۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۳:۴۲

    الآن که دارم اینو مینویسم انتخابات تموم شده و سوری از الشتر برده، درود بر کاظمی که صحنه انتخابات رو به نفع مردم نورآباد ترک کرد.
    آقای محمد محمدی
    اعتلاف رو بهم زدی، دیدی چه به سر نورآباد آوردی، نورآباد را قربانی بازی از قبل باخته خودت کردی.

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار