سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 3380
تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۹۰
تعداد نظرات: ۵ نظر
خانه » اخبار برتر » نگاه مبهوت شهروندان به گرانی شب عید
Print This Post
سرویس اجتماعی-تیمورکاکائی:این روزها اگر قدمی در بازار شهر بزنی صحنه های زیادی را می شود دید؛ از آخرین تلاش های فروشندگان برای آب کردن تتمه اجناسشان گرفته تا صف همیشه ...

سرویس اجتماعی-تیمورکاکائی:این روزها اگر قدمی در بازار شهر بزنی صحنه های زیادی را می شود دید؛ از آخرین تلاش های فروشندگان برای آب کردن تتمه اجناسشان گرفته تا صف همیشه شلوغ عابربانک ها و خیلی موارد دیگر…
اما اگر با نیتی غیر از خرید سرکی به بازار شهرمان بزنیم این صحنه ها تغییر می کند و البته اگر با هدف دیدن شور و شوق مردم برای خرید باشد صحنه ها کمی عاطفی تر هم می شود، یکی از این صحنه ها که کم هم نیست اشک های جاری کودکانی است که سرشان برای خرید عید بی کلاه مانده است و فریب وعده های از سر ناچاری پدرانشان را خورده اند، پدرانی که فکر نمی کردند گرانی روزهای پایانی سال این چنین عرق شرم را بر پیشانیشان در جلو فرزندانشان بنشاند.


راستش این مشکل در گذشته هم گریبانگیر خودمان بود و برای خرید لباس های عید هزار و یک نقشه برای پدر و مادرمان بازی می کردیم تا شاید دلشان بسوزد و لباس نویی را بر تنمان کنند؛ چقدر ساده بودیم که فکر می کردیم پدرانمان پول دارند اما خسیس بازی در می آورند تا برای ما لباس نخرند؛ آخر دنیای کودکی ما از فقر و قدرت خرید و تورم چیزی نمی دانست.
از اینکه پدری مجبور باشد برای دوجین فرزند قد و نیم قد که تنها نان آورشان خودش بود، درکی نداشتیم؛ تمام عیشمان این بود که لباس نوی شب عیدمان را به رخ هم سالانمان بکشیم، حالی مان نبود که پدر با چه رنجی این پول را در می آورد و چه خون دلهایی می خورد تا بچه هایش را نونوار ببیند.
آخر همه بچه ها پدرشان را پولدارترین و زوردارترین پدر دنیا می دانند اما هنوز هم همان بچه ها نمی دانند که غول گرانی چنان دماری از پدر آنها در آورده است که دیگر حتی پدرها برای بچه ها هم اسطوره نیستند. گرانی چه بر سر پدرها که نمی آورد؟


با اینکه سال ها از آن دوران می گذرد هنوز هم این حس و این حال و هوا در شهر من وجود دارد و هنوز هم می شود صورتهای سرخ شده از خجالت پدرانی را در بازار دید که ناتوان از خرید لباس های مد نظر بچه ها هستند و ناچاراً لباسی ارزانتر و شاید هم چینی را انتخاب می کنند و با هزار و یک ترفند می خواهند بچه را راضی کنند؛ خودشان هم می دانند که این آن چیزی نیست که برای دلبندشان می خواهند اما چه کنند که توان مقابله با غول گرانی را ندارند.
با نزدیک شدن به عید و روزهای پایانی سال باز هم بازار نورآباد مکانی می شود برای خالی کردن جیب مردم، و همین مردم به جای اینکه غبار خستگی های یکساله را از دل و جان خسته خود بزدایند و این روزهای پایانی سال را با گشاده رویی به استقبال بهار بروند باید با غول گرانی دست و پنجه نرم کنند؛ گرانی ای که نه تنها در نورآباد بلکه در اکثر شهرهای استان شاهد آن هستیم و برخلاف وعده هایی که مسئولان برای نظارت بر بازار به مردم می دهند عملاً شاهد هستیم که غول گرانی در روزهای پایانی سال بیشتر برای مردم شاخ و شانه می کشد.
همه اینها در حالی است که مسئولان از روزها قبل اعلام می کنند که مردم نگران بازار آخر سال نباشند و که عملاً در این روزها چیزی که زیاد نمی بینیم نظارت است.
در اینکه مسئولان شهری تلاش می کنند تا بتوانند بازار شب عید را کنترل کنند شکی نیست اما این تلاش ها در آن حدی نیست که بتواند گرانی ها را کنترل کند، برای کنترل بازار در مواقع اضطراری مانند شب عید تمهیدات و امکاناتی لازم است که اگر چه به نظر می رسد در نورآباد این تمهیدات اندیشیده شده است اما به طور یقین تمهیداتی در این حد برای یک شهرک هم جوابگو نخواهد بود چه برسد به شهری مانند نورآباد با بیش از 400 پارچه روستا.
اگر مسئولان شهری، تمام بازار شهر در روزهای پایانی سال را در دو نمایشگاه در سطح شهر برپا کنند می بینیم که هم نظارت بر قیمت ها آسانتر خواهد شد و هم اینکه مردم راحت تر خرید شب عید خود را انجام خواهند داد و هم رقابت در بین فروشندگان برای فروش بیشتر و در نتیجه افزایش نیافتن کاذب قیمت ها ایجاد خواهد شد.


ما هر سال شاهد هستیم که در فصل بازگشایی مدارس و اواخر سال نمایشگاهی که البته کمترین شباهت را به نمایشگاه دارد در قسمتی از شهر و با وسعت بسیار کم در اختیار عده کمی از فروشندگان قرار می گیرد که آنها هم برای خالی نبودن عریضه اجناسی که کمتر از آن در بازار استقبال می شود را عرضه می کنند و در نتیجه استقبال از نمایشگاه کم می شود و مردم هم مجبور می شوند خریدهای خود را از فروشگاه های سطح شهر و پاساژها انجام دهند.
مطمئناً مسئولانی که کار برپایی نمایشگاه را بر عهده دارند به این امر واقفند که در برپایی نمایشگاه هم باید به فکر فروشنده بود و هم خریدار، معادله ای که البته در نورآباد رعایت نمی شود چرا که مطالبه نمی شود تا رعایت شود.
اگر مسئولین می خواهند به مردم کمک کنند و قدرت خرید را حداقل در روزها پایانی سال در مردم نگه دارند باید امکاناتی از قبیل مکان و فضای مناسب و نیز در اختیار گذاشتن فضای رایگان برای فروشندگان را در قالب یک نمایشگاه بزرگ در نظر داشته باشند تا آنها نیز اجناسشان را با قیمت واقعی در اختیار مردم قرار دهند و البته در این راستا هم می توان با عرضه فراوان کالا در بازار تا حد بسیار زیادی از افزایش قیمت ها و گرانی جلوگیری کرد.
اما در پایان شاید بخشی از گرانی ها نیز متوجه عملکرد خود مردم باشد چرا که با توجه به هجوم مردم برای خرید در روزهای پایانی سال باید مردم از قبل بخش هایی از خریدهای خود را انجام دهند و همه بار خرید را به روزهای پایانی موکول نکنند چرا که تجربه نشان داده است در روزهای پایانی هم اجناس بی کیفیت تری عرضه می شود و هم قیمت ها بالاتر می رود.

  1. نویسنده دیدگاه: سعید
    اسفند ۲۷, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۸:۴۹

    عالی بود با تشکر از نویسندهی عزیز

  2. نویسنده دیدگاه: حامد
    اسفند ۲۷, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۸:۵۳

    حرف دل ما رو زدی دمت گرم

  3. نویسنده دیدگاه: قاسم بگ
    اسفند ۲۷, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۹:۰۲

    very good

  4. نویسنده دیدگاه: ...وجمعی از دوستان...
    اسفند ۲۷, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۹:۰۸

    کاسبی ما رو هم خراب کرده این گرونی می گی چرا؟ اخه دی کی ازدواج می کنه تاما هم دو تومن کاسب شیم

  5. نویسنده دیدگاه: شیراوند
    اسفند ۲۷, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۰:۲۵

    دوست عزیز؛ ممنون از اینکه در مورد کودکی های برخی از افراد جامعه مطلب نوشتید. ما باید تلاش کنیم تا زبان افراد محروم جامعه باشیم.

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار