سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 50103
تاریخ انتشار: ۱۹ فروردین ۱۳۹۴
تعداد نظرات: یک نظر
خانه » آخرین عناوین » چهار روز زندگی دختر کوچک در کنار جسد پدر
Print This Post

اگر همسایه‌ها شک نمی‌کردند، این دخترک در آغوش مرگ جا می‌گرفت

دخترک دیگر نای گریه هم نداشت، چهار روز در کنار جنازه پدر در جست‌و‌جوی دستان مهربانانه بود، ای کاش در باز می‌شد و مادر او را در آغوش می‌گرفت…دختر کوچولو سه سال بیشتر ندارد، تشنه و گرسنه به چشمان جسد پدری خیره شده بود که هر لحظه رنگ و بویش عوض می‌شد و او را می‌ترساند. در خانه خاموش دخترک آنقدر گریه کرد که نیمه‌جان در گوشه‌ای افتاد، انگار سرنوشت دختر کوچولو بوی عید نمی‌داد، پشت دیوارهای این خانه همه در تکاپوی نوروز بودند و دختر کوچولو با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد. انگار همین دیروز بود که مادر، دخترک را در آغوش می‌گرفت و موهایش را نوازش می‌کرد و حالا…باور کردنش سخت است و بغض به گلوها می‌نشاند!
به گزارش ایران، سحرگاه آخرین جمعه سال گذشته اهالی خردمدشت با مراجعه به کلانتری 41 کرج ادعا کردند بوی مشمئز‌کننده‌ای از خانه یکی از همسایه‌های‌شان به مشام می‌رسد. در پی این گزارش، مأموران پلیس خود را به خانه مرموز رساندند و با شکستن در خانه به داخل آن نفوذ کردند.
سرهنگ «سید‌حسین سیدحقیقی» فرمانده پلیس کرج در مصاحبه با خبرنگار شوک گفت: مأموران با حضور در خانه با جنازه پدر 34 ساله و پیکر نیمه‌جان دختربچه سه ساله روبه‌رو شدند.دختر کوچولوی سه ساله که نزدیک به چهار روز بدون آب و غذا با جسد پدرش در خانه حبس شده بود، با کمک بموقع مردم و پلیس از کام مرگ نجات یافت.تیم ویژه‌ای از کارآگاهان دایره جنایی با بررسی بیشتر برای کشف علت مرگ مرد 34 ساله در محل حادثه حاضر شدند.
یکی از کارآگاهان کلانتری 41 خرمدشت علت مرگ عباس را مصرف بیش از اندازه مواد مخدر اعلام کرد، اگرچه هنوز به صورت رسمی مرگ مشکوک این مرد از سوی پزشکی قانونی اعلام نشده است.
سرهنگ سیدحقیقی در ادامه اظهار کرد: در بررسی تیم پلیسی مشخص شد 20 روز پیش از کشف جسد پدر خانواده، مادر دختر بچه به دلیل اختلافاتی که با وی داشته، خانه را ترک کرده و دختر سه ساله‌اش را با پدرش تنها گذاشته است.
گفت‌و‌گو با مادر دختربچه
مادر دختر بچه حرف‌هایی باورنکردنی می‌زند. مشخص نیست در چه شرایط روحی و روانی قرار دارد که مهر مادری را فراموش کرده و اصرار دارد  که دخترش را سرپرستی نکند…
چند سال داری؟
30 سال.
چند وقت است که ازدواج کرده‌ای؟
7 سال.
چرا خانه را ترک کردی؟
به دلیل اختلافاتی که با شوهرم داشتم.
علت اختلافت چه بود؟
بیکاری و اعتیاد.
چند مدت است که دخترت را ندیده‌ای؟
یک ماه.
شغل همسرت قبلاً چه بود؟
او کارگر فصلی بود، شغل خاصی نداشت.
شوهرت چند وقت بود که اعتیاد داشت؟
از ابتدای ازدواجمان.
چرا از همان ابتدا تصمیم به جدا شدن نگرفتی؟
پدر و مادرم مانع شدند.
دلتنگ دخترت نشده بودی؟
نه، اصلاً دلتنگش نبودم.
تکلیف دخترت چه می‌شود، او با چه کسی زندگی می‌کند؟
من دخترم را نمی‌خواهم و برایم مهم نیست چه می‌شود!
چه چیز باعث شد با عباس ازدواج کنی؟
به اجبار پدر و مادرم.
چرا آینده دخترت برایت مهم نیست؟ مسائل مالی یا مسأله چیز دیگری است؟
من خسته شدم، می‌خواهم تنها باشم.
آیا خسته شدن باعث می‌شود مهر و محبت مادری را هم از دست بدهی؟
بله، من دیگر هیچ مهری در دلم ندارم.
بنا بر این گزارش، این واقعیت تلخ و شوک‌برانگیز احساسات سرد مادر به دختر کوچولو جای سؤال را در ذهن ایجاد می‌کند که چرا باید آینده این دخترک گرفتار رفتار خام پدر و مادری شود که برای زندگی مسالمت‌آمیز هیچ طرحی نداشته و صاحب فرزندی می‌شوند که زندگی او هم در آینده تحت‌الشعاع این رویداد قرار گیرد.
چشمان دختر کوچولو حالا در انتظار کمک دستانی است که جای احساس سرد مادرش را بگیرد.او هم‌اکنون تا مشخص شدن پرونده مرگ پدرش تحت مراقبت عمو و زن‌عمویش قرار دارد.به گفته سوپروایزر بیمارستان مدنی، دختر کوچولو اگر تنها یک ساعت دیرتر به بیمارستان منتقل می‌شد، به خاطر سوء‌تغذیه دوام نمی‌آورد.
«زهره ندافی» روانشناس و مشاور خانواده، اعتیاد به مواد مخدر و در نهایت بیکاری را دو عامل مهم تنش‌های اخلاقی در خانواده نام برد و گفت: خود اعتیاد نیز نه تنها شخص را در برون‌رفت‌های اجتماعی دچار اختلال می‌کند، بلکه خانواده را هم تحت تأثیر این مسأله قرار می‌دهد.وی افزود: کج‌خلقی، خشونت و خونسردی در مواجهه با مسائل زندگی از جمله رفتارهای فرد معتاد به مواد مخدر است. قبل از ازدواج دختران و پسران باید حتماً با شناخت و کمک گرفتن از کارشناسان یا افراد باتجربه امر مقدس ازدواج را انجام دهند تا در نهایت با تشکیل یک خانواده مستحکم، زمینه آینده درخشان برای فرزندانشان را ایجاد کنند.
وی از والدین خواست هیچ‌وقت فرزندان خود را مجبور به ازدواج با شخصی که آنها مایل به زندگی با هم نیستند، نکنند. عشق و علاقه عاقلانه یکی از شاخه‌های مهم ازدواج ایده‌آل محسوب می‌شود.
تفاهم لازمه یک زندگی موفق در بین زوجین به شمار می‌رود که باید به آن توجه کرد.
اگر زن و شوهر بعد از ازدواج مشکلاتی با هم دارند، نباید به این موضوع فکر کرد که با آوردن فرزند حتماً مشکلاتشان حل می‌شود. درست است که فرزند باعث گرم‌تر شدن زندگی می‌شود، اما به هیچ‌وجه مشکلات اساسی زن و شوهر که با هم اختلاف دارند را حل نمی‌کند، در چنین وضعیتی تولد فرزند تنها باعث گریبانگیر شدن آن فرزند با مشکلات پدر و مادرش می‌شود.

  1. نویسنده دیدگاه: اردشیر
    فروردین ۲۰, ۱۳۹۴ در تاریخ ۱۲:۴۲

    واقعا گزارش تلخ و دردناکی بود اگه یه لحظه کوتاه خودمونو جای اون دختر بچه بی گناه بزاریم چه حالی میشیم؟؟خدا لعنت کنه اینجور مادری رو که هیچ حس مادرانه ای رو نداره مگه اون طفل معصوم چه گناهی کرده که تو این سن که محتاج مهر و محبت پدرو مادرش هست؟؟ بعضی ها هستن سالها در انتظار یه بچه هستن که خدا بهشون بده و حاضرن جونشو واسه بچه شئن بدن ولی این مادر هیچ حسی به بچه خودش نداره

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار