سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 7720
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۲
تعداد نظرات: . نظر
خانه » اخبار برتر » صوت+متن کامل/ درس اخلاق استاد نیکرو ۹۲/۳/27
Print This Post

سلسله جلسات کلاس اخلاق حاج آقا نیکرو

سلسله جلسات کلاس اخلاق حاج آقا نیکرو
زمان:یکشنبه شب های بعد از نماز مغرب و عشاء

مکان برگزاری:مسجد النبی(ص)

دانلود

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین والسلام و الصلوه علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم مصطفی محمد وعلی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله فی العالمین روحی و ارواح العالمین له الفداه و یرزقنا الله صحبته و رؤیته و خدمته و عجل الله فرجه

در مناجات شعبانیه اول و آخر دعا پیچیده شده به صلوات بر محمد و آل محمد که این یک رمز است. در روایات ما نیز آمده که این رمز را رعایت کنید که رمز گشایش دعا و حاجت همین است چون قبول می شود. اول و آخر دعا باید صلوات  باشد در مناجات شعبانیه این رمز رعایت شده، بعد از این که درود می فرستیم می گوییم: (دعوت من را بشنو وقتی تو را ندا می کنم) پیداست که این جا کسی که با خدا حرف می زند باید مقداری تأمل بکند، ببینید با کسی که هیچ شنیدنی او را از شنیدن حرف دیگر مشغول نمی کند   (لا یشغلهو سمع عن سمع) اگر همه، همزمان از خداوند در خواست بکنید، خداوند از هیچ یک از آنها غافل نیست.

اما چرا ما باید به خداوند بگوییم: (بشنو)؟ خداوند که می شنود، خداوند که اسمع ما معین است.

لابد یک پرده ای وجود دارد یک هاله ای وجود دارد که ما باید بگوییم بشنو.

این جا آدم فکر می کند، نکند یک چیزی وجود دارد که مانع می شود. خداوند نشنود حرف من را.

جملات اولیه ی مناجات شعبانیه آنقدر لذت دارد که تنها کسانی لذت آن را درک می کنند که اهل انس با خدا باشند. منتها با شلوغی های اطراف و با کثرت مشغله و این که انسان اسیر کثرات باشد و حواسش پرت باشد. چون محدث قمی فرمود: هر وقت توانایی داشتی این مناجات را بخوان، فضیلت دارد. اما نه ما که دنبال ثواب نیستیم. مامیخواهیم دوکلمه باخدا حرف بزنیم. بگوییم من فلانی ام، این کاره هستم تو کی هستی؟ چکاره ای؟ من از آن دسته هستم که تو اگر بگویی به سمت جهنم برو من غیبت تو را نمی کنم. نه. حق داری تو

خدایا من آدم بی ارزه ای هستم، نمی توانم گناهی نکنم، مگر زمانی که تو با غیبت مرا در رودربایستی قرار بدهی، من خجالت می کشم و بعد گناه نمی کنم.

وقت این حرف ها سحر است. بزرگان سحر حرف های خود را با خدا می زدند.

که فرمود: موسی دروغ می گوید کسی که مدعی می شود مرا دوست دارد. اما وقتی شب می شود خواب او را می برد. وقتی بلند می شود می بیند اذان صبح را گفته اند.

این محب نیست که من محبوب او باشم. حضرت امام(رضوان الله علیه) شبیه ایشان می فرماید که یک سحر را از دست دادند بلند شدند دیدند که اذان صبح شده، خیلی گریه کردند که خدایا چه کرده بودم که من سحر را از دست دادم لذا انسان سحر باید بگوید:(واسمع دعایی اذا دعوتک)

لقمان به فرزندش فرمود: خروس از تو کیص تر نباشد که زودتر از تو بلند شود و محافظت او بر نمازها بیشتر از تو باشد. آیا نمی بینی هر نمازی را به تو خبر می دهد. سحرها تو را صدا می کند برای نماز اما تو در خوابی

هنگام سپیده دم خروس سحری         دانی که چرا می کند نوحه گری؟

یعنی که نمودند در آیینه ی صبح        از عمر شبی گذشت و تو بی خبری

الان وقت سحر است مناجات شعبانیه وقتش وقت سحر است و در سحر چیزی به آدم می دهند. می خواهی از علم لذت ببری؟ انگیزه برای درس پیدا کنی؟ سحر

علامه طباطبایی می فرماید: مرحوم آقا سید علی آقا قاضی دست مرا گرفت کنار حرم نجف اشرف و فرمود: فلانی دنیا می خواهی، نماز شب. آخرت هم می خواهی، نماز شب.

فرزند مرحوم کاشغ الغطاء، کاشف الغطاء بزرگ که آن کتاب معروف را نوشت که مرحوم علامه امینی می فرماید که سه روز معتکف شدم در حرم حضرت امیرالمومنین(ع): گفتم یا علی کتابی نوشته شده و من می خواهم برای تکمیل این الغدیر. اما نه می دانم دست کیست و نه می دانم که کجا باید بروم. که روز سوم ضجه هم می زد. دید یک عرب وارد حرم امیرالمومنین شد. این کیسه ی داروش دستش بود، پرت کرد به سمت حرم گفت: آخرین بار است که می آیم این جا من تو را داشته باشم و دارو مصرف کنم، و کسی که با آن حالت آمده بود. چند دقیقه که ضجه زد. صحیح و سالم از حرم رفت بیرون. از این عرب فهمیدم که چگونه باید گرفت چون عرب ها در حاجت گرفتن سفت و سخت هستند ما ایرانی ها. نه. با رودربایستی با اهل بیت حرف می زنیم. گفت       یا علی این کتاب را می خواهم. بعد سیمای امیرالمومنین(ع) برای علامه امینی تجلی کرد. این خواب نبود. همین علامه امینی نان خشک برداشته بود در کتاب خانه بغداد نان خشک چون اگر نان خشک نبود کپک می زد. کتابدار کتاب خانه ی بغداد گفت ما فقط روزی 4ساعت کتاب خانه را باز می کنیم. گفت باشه پس من می روم داخل تو در را از پشت ببند هر اتفاقی هم که افتاد به گردن علامه امینی، من باید الغدیر را بنویسم. نمی خواهم بمیرم و الغدیر را ننوشته باشم. بعد خودش می گوید که نان خشک را آب می زدم می خوردم. کتاب می نوشتم، گاهی آنقدر خسته می شدم این قلم می لغزید و من چرت می زدم و سرم می رفت روی کتاب و خواب مرا می گرفت و می گفتم: یا علی کمکم کن. یک وقت نگاه می کردم می دیدم سیمای امام علی(ع)     جلوه گر شد. گفت خسته نباشی امینی که برای مظلومیت ما کتاب می نویسی این طور درس می خواندند.

خلاصه، امیرالمومنین(ع) به علامه امینی فرمود برو در فلان خانه آن جا کتاب را بگیر. علامه امینی می گوید که من آمدم هوا تاریک بود سریع نماز صبح را خواندم سریع آمدم جلوی خانه ی کاشف الغطاء گفتم این کتاب الولایه را   می خواهم.

گفت: چه کسی به تو گفته؟

گفتم: آقام فرموده

دیدم مرحوم کاشف الغطاء شروع کرد به گریه کردن گفت به خدا من این کتاب را نوشتم ولی احدی از آن خبر ندارد و کتاب را تقدیم علامه امینی کرد. حالا پسر این کاشف الغطاء می گوید: من خیلی میلی به نماز شب نداشتم پدرم مرا بیدار می کرد یک شب خلاصه مرا به تلخی بیدار می کرد. ما هم رودربایستی با پدرمان. خلاصه یک وضوی زورکی گرفتیم راه افتادیم دنبال پدرمان و پدرم فهمید که من در دل نماز شب را دوست ندارم

پدرم گفت: به این گدا نگاه کن؛ آیا این گداها که قبل از ما آمده اند و دستشان جلوی مردم دراز است در ورودی حرم نجف آیا مردم چیزی در دستشان   می اندازد یا نه؟

گفتم: بله بالاخره یک نفر 1ریال یک نفر 2ریال هم که شده به آنها می دهند

گفت مگر می شود که بنده ار بنده بخواهد و بنده  به او عنایت کند آن وقت بنده از آقا و مولا در سحر چیزی بخواهد و مولا به او عنایت نکند؟

گفت این حرف پدر چنان تأثیری بر من گذاشت که من عاشق سحر شدم.

بزرگان اهل سحر بودند شما هم اهل سحر باشید.

مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی می گفت: آنچه من از سحر گرفتم این است که عنایتی کرده خدای متعال و مولام علی بن موسی الرضا(ع) که اگر از حرمت او و شرم و خجالت  او نبود کاری می کردم که اگر مردم به در خانه ی من نگاه می کردند حاجت خود را می گرفتند.

خیلی ها نماز شب می خوانند ولی زود آن را از دست می دهند که یکی از بزرگان فرموده بود: بزرگان مثل شیخ حسنعلی کار خاصی انجام می دادند ولی آنها نگه می داشتند ما نه. ما زود از دست می دهیم.

گفت یا علی می خواهم نماز شب بخوانم هر کاری می کنم نمی شود؟

مولا فرمود: گناهان تو دست و پایت را بسته

این یک مورد. دوم این که شکم ها گاهی اوقات پر است. خوب انسان کمتر باید بخورد. سوم این که خوابش باید تنظیم شود. نمی شود آدم تا 12و1نصف شب بیدار باشد بعد از آن طرف هم می خواهد 4صبح بیدار باشه نماز شب بخواند. نمیشه. اگر این کارها را کرد انشاءالله موفق است در نماز شب و سحر و مناجات شعبانیه

این مناجات 30مورد (الهی) دارد. یعنی طلبه ای که با مناجات شعبانیه انس نداشته باشد هیچ چیز ندارد. خیلی مهم است. حداقل 1بار باید خوانده شود.

استاد ما آیت الله مجتهدی می فرمود: بعضی ها مفید هستند بعضی میوه ها را سالی یک بار هم که شده می خورند که به آن نوبر می گویند. چون می گویند در نعمت های خدا یک خواصی وجود دارد که برای بدن که مرکب روح است مفید است.

آب دریا را اگر نتوان کشید               هم به قدر تشنگی باید چشید

مناجات شعبانیه را نیز همین طور  لا اقل یک بار نوبر بکنید و شب عاشورا همه اهل سحر بودند. اصلا قرار بود تاسوعا جنگ بشود ولی امان گرفتند یک شب برای مناجات نه فقط بزرگان، بچه ها نیز نماز شب می خواندند و با بی خوابی وارد عاشورا شدند و جنگیدند.

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار