سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 8036
تاریخ انتشار: ۱۰ تیر ۱۳۹۲
تعداد نظرات: یک نظر
خانه » اخبار برتر » متن کامل+فایل صوتی:درس اخلاق استاد نیکرو/۹۲٫۴٫9
Print This Post

اعوذ بالله مِنَ الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم . الحمد لِله رب العالمین و الصلاة والسلام علی اشرف النبیإ و المرسلین، حبیب اله العالمین، ابوالقاسم المصطفی محمد. و علی اهل بیتِ الطیبینَ و الطاهرین و المعصومین سیَّ ما بقیة اله فی العالمین، روحی و ارواح العالمینَ لهو الفدا و یرزُقُاً الله صحبتهُ و خدمته و عجل الله فرجه.

دانلود

اعوذ بالله مِنَ الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم . الحمد لِله رب العالمین و الصلاة والسلام علی اشرف النبیإ و المرسلین، حبیب اله العالمین، ابوالقاسم المصطفی محمد. و علی اهل بیتِ الطیبینَ و الطاهرین و المعصومین سیَّ ما بقیة اله فی العالمین، روحی و ارواح العالمینَ لهو الفدا و یرزُقُاً الله صحبتهُ و خدمته و عجل الله فرجه.

در دهه ی آخر ماه شعبان فرموده اند زیاد این دعا را بگوید: «اللهم اِن لم تکُن غفرتَ لنا فیما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقیَ منه» یعنی ای خدا اگر تا این بیست روز گذشته از ماه شعبان ما را نبخشیده ای در این چند روز باقی مانده مارا ببخش. چون آدم باید پاک خدا را ملاقات کند در ماه مبارک رمضان. لذا این دعا را حفظ کنید یاد بگیرید کسانی هم که نمی توانند فارسی آن را یاد بگیرند.

مناجات شعبانیه درس نامه ی معرفت الله است و در جمله به جمله ی آن شما کسب معرفت می کنید. معرفت بالا ترین گنجی است که انسان می تواند به دست بیاورد.

گر معرفت دهندت مستغنی از دو کونی      ور کیمیا بیابی بی معرفت گدایی

در قرن هشتم هجری یکی از بزرگان شیعه که کتاب های او منبع عرفان شیعه اند، مرحوم آیت الله العظمی سید حیدرآملی است. و تفسیری دارد، تفسیر بحر المحیط در آن تفسیر می فرماید: تمامی معارف انسان ها به اتفاق انبیا و اولیاء الهی به سه چیز بر می گردد: « معرفت الله، معرفت العالم و معرفت النفس» و معرفت النفس و معرفت الناس در خدمت معرفت الله است. من عرف نفسه فقد عرفَ ربه.یعنی محور این عالم خدای تعالی است. لذا ما باید همه ی همت خود را جمع کنیم و در این محور هزینه بکنیم. به طلبه ها عرض بکنم که ما کار زیاد داریم، باید بدویم ، اگر دیگران راه می روند ما باید بدویم. اگر ندویم یک موقع می بینیم دیر شده است دیگر؛ کار از کار گذشته است.

« و بِیَدکَ لا بِیَدِ غَیرَک زیادتی و نقصی و نفعی و ضرّی،» بعد اولین الهی در مناجات شعبانیه شروع می شود.« الهی اِن حرمتنی فمن ذَاالَّذی یرزُقُنی» اگر تو محرومم کنی چه کسی می تواند به من روزی بدهد؟.

خوب معرفت الله مگر در چیست؟. یا باید درتوحید ذات موحّد باشی ، یا در توحید صفات موحد باشی، یا در توحید افعال.

خیلی ها در توحید ذات مشکل دارند، خیلی ها در توحید ذات مشکل حل است در توحید صفات مشکل دارند.مثلاً در رحمانیت خدا، علم خدا هنوز مشکل دارد، هنوز سولاتی می پرسد می فهمیم در توحید صفات مشرک است. بعضی ها، معمولاً طلبه ها در هردو حل اند ولی در سومی مشکل دارند. خدا را رازق نمی داند.                              از شصت سال پیش فقیه عظیم الشأنی در نجف بوده است که ما هرچه فقیه در شصت سال گذشته در عالم تشیع داشته ایم، با واسطه یا بدون واسطه شاگرد ایشان بوده اند. چون باید کفایه ایشان را بخوانند یا در درس خارج فقیه حتماً برای شاگردان بگوید. مرحوم آخوند خراسانی.

حالا در یک جلسه ی خصوصی در نجف چهار پنج نفر از این بزرگان بوده اند . مثل آقا ضیاء عراقی، مثل آیت الله ناعینی، مثل، آقا سید ابوالحسن اصفهانی و دیگران. که همه شاگرد مرحوم خراسانی بوده اند   مرحوم زین الدین ظاهراً می گوید ما نشسته بود ، آقا داشت صحبت می کرد برای ما. ظاهراً یک ماه هم شهریه عقب افتاده بود. در باز شد یک آقایی آمد بازاری بود، با یک کیسه ی پول؛ پول هارا شمارد و به آقا داد. سهم امام. ما همه به هم نگاه کردیم گفتیم شهریه جور شد. خندیدیم و پچ پچ ها شروع شد. آن آقا هم حساب کتاب کرد و رفت .   آقا پولها را گذاشت زیر پتو کنار دستش و درس را ادامه داد. بعد از مدتی یک آقای دیگری آمد در گوش آخوند ساحب کفایه چیزی گفت.   آقا گفت: عجب!!!!. بعد پتو را زد کنار و کل پول را دا د به آن آقا.

ما گفتیم چه خاکی به سرمان کنیم. تازه شهریه جور شده بود.

خلاصه من که رویم زیاد بود، آخه بعضی طلبه ها با استاد انس بیشتری دارند بعضی کمتر، بعضض ها تو دارند بعضی ها رو دارند.

خلاصه ایشون که می گوید من با استاد خودمانی تر بودم گفتم :استاد پول شهریه عقب افتاده است چرا همه ی پول را به آن آقا دادید؟                            مرحوم آخوند صاحب کفایه شروع کرد بلند، بلند مثل روز عاشورا گریه کردن. خیلی ما شرمنده شدیم مخصوصاً من که این پر رویی را کردم و این حرف را زدم. فکر کردیم جسارتی به محضر استاد کردیم. خیلی مهم است می گوید: برکت العلم فی تعظیم الاُستاد. یکی از افتخارات حوزه این است. ولی در دانشگاه زیاد از این خبرها نیست.

در روز بیست ویک ماه رمضان همه ی مقدسات را شاهد می گیریم که اگر طلبه ای کوچکترین زاویه ای از استاد بگیرد و در دل استاد را ناراحت بکند سال های سال درتحصیل او تأثیر می گذارد.

گفتم آقا جسارتی شد محضر شما؟ گفت نه من از این ناراحتم که  شما که شاگردان بیست، سی ساله ی من هستید در توحید مشکل دارید، شما هنوز مشرکید در توحید افعال. شما خدا را رزاق نمی دانید.

حالا مردم که سرو کار با امور دینی ندارند که . از ترس اینکه کم بیاورند همه اش حرص می زنند. صبح اول صبح می رود بازار، اذان ظهر هم بازار است، اذان مغرب هم بازار است، نه خمس می دهد نه چیزی. همه اش در فکر این است که کم نیاورد.

« و بِیَدکَ لا بِیَدِ غَیرَک زیادتی و نقصی و نفعی و ضرّی،»

.« الهی اِن حرمتنی فمن ذَاالَّذی یرزُقُنی» همه اش دارد توحید افعالی را به شما می گوید که همه چیز شما به دست خداست.

حال آثار این معرفت الله چیست؟ اول اینکه دید وسیع به انسان می دهد، دیگر عالم را طور دیگری می بیند، دیگر خدا را محدود در کار های خود نمی بیند. کارمند، بازاری، طلبه همه در چهار دیواری خود محدود اند ، فکر می کنند همه اش همین است. بابا غیر از« ضرب، ضربا» چیزهای دیگری هم هست. غیر لز فقه و اصول چیز های دیگری هم هست. این گوشت را باز کن. این نمره ها به دردی نمی خورد. آن آخرش که آدم می خواهد به کجا برسد ، آن مهم است.

این همه گفتی می خواهم امام زمان ببینم ، خوب حالا آدم باید رادارش را  به سمت خدا یا اولیاء خدا بگیرد. از این خرم آباد یک رادار پخش هست که تا اینجا نمی رسد چون اینجا پایین است.  دراین تپه های گاوکش چند تا را دار هست که فرکانس را می گیرد و به اینجا می دهد

پس یک وقت سنی ها کلاه سر تان نگذارند که چرا خودتان نمی روید در خانه ی خدا؟ بابا رادار ما که نمی رسد این همه گناه، این همه مشکلات، موسیقی موبایلش هم  زننده است؛ حالا با این همه گناه بیاید رادار بگیرد سمت خدا؟ اصلاً می شود تنظیم کرد؟  باید بگیرد سمت اولیاء خدا. ما از خطای هم نمی توانیم چشم پوشی کنیم. چطورمی توانیم بگوییم خدایا از خطای ما بگذر؟

اگر معرفت الله پیدا کردی آنوقت مظهر اسماء خدا می شوی. همه اش دنبال این نیستی که از یک نفر آتو بگیری ؛ دنال این هستی که رادارت را  به سمت خدا و اولیاء بگیری.

رادارت را به سمت خدا بگیر؛ از حواشی عزیز من دوری بکن. اینها اخلاق است.

مرحوم ملا آفا زنجانی که باطن افراد را تشخیص می داد. پیاده می رفت کربلا؛ یک جا از یک روستایی آب طلب کرد. روستایی گفت تو کجا می روی؟ گفتم می روم کربلا، عاشق امام حسین هستم. گفت تو عاشق امام حسینی؟ عاشقی یک رسمی دارد؛ بین عاشق و معشوق هیچ فاصله ای نیست.

 گفتم چه می خواهی بگویی مرد روستایی؟ گفت تو اگر عاشق ابا عبدلله هستی اقا را صدا بزن ببینم جوات را می دهد. گفتم عجــــب خوب تو سلام بده اول اگر راست می گویی. گفت: عیبی ندارد. آب که اینجا نیست؛ تیمم کرد سمت کربلا گفت: اسلام علیک یا اباعبدالله .

می گوید از چهار طرف صدا آمد «وعلیک سلام یا حبیبی».

    ملا آقا جان زنجانی  از هوش رفت. یک وقت بلند شد دید این روستایی دارد شانه هایش را می مالد. گفت بلند شو حالا نوبت تواست. پاشو سلام کن. گفتم خدایا آبروی ما را هم حفظ کن. او هم رو کرد سمت کربلا گفت اسلام علیک یا ابا عبدالله. اما جوابی نشنید. روستایی گفت: دلت شکست؟ همین جواب است. جواب تو را آرام می دهند جواب ما را بلند. فقط خواستم بگویم  که نگویی من عاشق حسینم. عاشقی یک رسمی دارد. امام حسین دعای عرفه اش را ببینید؛ غوغاست.

او می تواند بگوید من عاشق خدایم.

  1. فرهنگی می‌گه:

    سلام خدمت استاد اخلاق
    ازشما انتظار داریم که ازحق پایمال شده مردم ولایتمدار شهرستان نوراباد درانتخابات شورای شهر دفاع کنید واین حق را از خیانتکاران به رای مردم بگیریدونگذارید عده ای ازخدابیخبر سرنوشت شهر رابدست بگیرند

» ارسال نظرات

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار