سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 8973
تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۳۹۲
تعداد نظرات: . نظر
خانه » آخرین عناوین » سیره حسنه رهبر حکیم انقلاب هنگام پایان ماموریت دولت‌ها؛ رهبری دولت ها را چگونه بدرقه کردند؟
Print This Post

برخى از خصوصيات در شخصِ آقاى هاشمى هست كه تأثير تام و تمامى در اين موفّقيتها داشته؛ از قبيل برخوردارى ايشان از روحيه كار – پركارى – روحيه ابتكار و نوآورى… الان پيوند عاطفى و محبت‌آميزى كه بين بنده و آقاى خاتمى هست، از آنچه در هشت سال پيش بوده، بمراتب مستحكم‌تر است؛ تدين و پايبندى و نجابت و روحيه‌ى نجيب ذاتىِ ايشان…اين دولت احساس شرم از انگيزه‌هاى انقلابى و از اهداف انقلابى و از شيوه‌هاى انقلابى نكرد؛ اين خيلى كار بزرگى بود.

به گزارش سلام دلفان به نقل از فردا، بی شک اگر بخواهیم برای اخلاق اسلامی و لحاظ آن در امر حکومتداری یک نمونه منحصر به فرد معرفی کنیم، بلافاصله نام « آیت الله خامنه ای»  به ذهن خواهد رسید.مهمترین دلیل برای این امر این است که ایشان همواره در خطابه های عمومی و نصایح به مسئولان بر امری به نام «انصاف» تاکید داشته اند و در این امر خود پیشگام بوده اند.
نمونه بارز این امر را می توان در نحوه بدرقه دولت ها از سوی ایشان به عینه مشاهده کرد. علی القاعده در جامعه ما پس پایان عمر هشت ساله هر دولت، یک موج منفی بر علیه رییس جمهور و کابینه وجود دارد که نکات مثبت دولت را تحت الشعاع قرار می دهد. در میان بکه تازی این موج منفی در رسانه ها و ذهنیت جامعه،رهبر انقلاب همواره شرط انصاف را لحاظ می کنند و در پایان عمر دولت ها در جلسه خداحافظی با روسای جمهور وقت از خدمات و ویژگی های مثبت آنها تقدیر می کنند تا فضای اجتماعی به سمت تلطیف شدن حرکت کند.

برای فهم دقیق این امر گوشه هایی از بیانات رهبر انقلاب در جلسه تقدیر از روسای جمهور وقت ، آقایان هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد تقدیم می شود؛

بیانات رهبر انقلاب در آخرین دیدار با کابینه هاشمی(۱۳۷۶/۰۵/۰۹)

كشورى كه قبل از ويرانيهاى جنگ هم، حقيقتاً هيچ ميراث زيربنايىِ قابل توجّه و قابل قبولى از رژيم گذشته – كه استقلال اين ملت را نشان دهد – نداشت. بسيارى از آن‌چه را هم كه بود و در طول سالهاى متمادى به دست آمده بود، جنگ از دست ما گرفت. بعد از جنگ، ساختن و راه انداختن كشور، راه انداختن مردم و مشتعل كردن احساسِ كار و تلاش و ابتكار و نوسازى و بازسازى، همّتِ بلند و كار پرمرارتى را مى‌طلبيد، كه اين دولت، اين وظيفه را بر عهده گرفت و با موفّقيت انجام داد.

 

من به شما به خاطر اين زحمت هشت ساله، «خسته نباشيد» عرض مى‌كنم. همچنين به همه برادرانى كه در دولت شما هستند و بودند – بعضى هم بودند و در خلال اين مدّت رفته‌اند – «خسته نباشيد» عرض مى‌كنم. در همه زمينه‌ها خيلى زحمت كشيديد، خيلى كار كرديد و حقيقتاً كشور را پيش آورديد.

من نمى‌خواهم بگويم كه همه آرزوهاى ما برآورده شده است. از قبيل مسائل مربوط به عدالت اجتماعى و مسائل مربوط به قشرهاى گوناگون، كارهاى زيادى وجود دارد كه بايستى به مرور انجام گيرد و ان‌شاءاللَّه دولتهاى بعدى آنها را انجام خواهند داد؛ ولى آنچه كه بر عهده اين دولت بود و در طول هشت سال در زمينه بازسازى مى‌توانست انجام بگيرد، بحمداللَّه به بهترين وجهى انجام گرفته است. خداوند ان‌شاءاللَّه به همه شما اجر دهد و از شما راضى باشد و به اين تلاشى كه كرديد و به نتايج كارتان، بركت دهد، كه بتواند زمينه خوبى براى كارهاى بعدى باشد.

لازم مى‌دانم – بخصوص – نظر خودم را درباره بخشى از علل موفّقيت اين دولت ذكر كنم. هم اينها براى مردم نافع است، هم براى مسؤولينى كه در طول زمان – در آينده – حضور خواهند داشت، بلاشك نافع است.

بخش قابل توجّهى از اين، به خصوصيّات شخصِ آقاى هاشمى برمى‌گردد؛ يعنى واقعاً برخى از خصوصيات در ايشان هست كه تأثير تام و تمامى در اين موفّقيتها داشته؛ از قبيل برخوردارى ايشان از روحيه كار – پركارى – روحيه ابتكار و نوآورى و ورود در ميدانهاى جديد و ناپيموده، همّت بلند در امر سازندگى و نترسيدن از طرحهاى بزرگ و اقدام كردن شجاعانه در مورد كارهاى بزرگ، شيوه مديريّت باز كه در ايشان وجود داشت و اين به همكاران ايشان امكان مى‌داد كه ابتكار و تلاش خودشان را به كار بيندازند و از آن استفاده كنند.

ايمان عميق به توانايى خود نيز نقش زيادى داشت. همچنين هوشمندى در شناخت مسائل و مضايق و پيدا كردن راه حلها، بخشى از خصوصياتى است كه بلاشك مؤثّر بود.

يك مقدار هم به كابينه برمى‌گردد كه آن هم كاملاً قابل توجّه است. بخشى از آن، مربوط به لياقتهاى آقايانى است كه در مجموعه دولت حضور داشتند – اعم از وزرا، معاونين و مسؤولان سازمانهاى مختلف و وابسته به رياست جمهورى – كه آنها در حدودِ متفاوتى است.

در ضمن، يك نكته مهم در راز موفقيّتها اين بود كه اين كابينه، يك كابينه كارى بود، نه يك كابينه سياسى. معناى كابينه كارى اين نيست كه اشخاصى كه در اين كابينه‌اند، اهل سياست نيستند، يا در سياست دخالت نمى‌كنند؛ بلكه معنايش اين است كه نقطه مشترك و كارى و التقاء آنها – دور آن ميزى كه اسمش هيأت دولت است – اهتمام به انجام كارِ كشور است. اين، نقش زيادى داشت و خيلى خوب بود. خدا را شكر مى‌كنيم.

جناب آقاى هاشمى، به عنوان يك روحانى انقلابى، كارآمد، متديّن و متعبّد، براى مردم ما مطرح هستند و اين خصوصيّاتى است كه در ايشان هست.

من در تمام طول مدّت هشت سال، در جريان كارهاى شما آقايان قرار داشتم؛ هم به وسيله‌ى گزارشهاى مستقيم، هم از طرقى كه براى اطّلاع گيرى، در دسترس من بوده است. علاوه بر اين كه به طور مستمر – اقلاً هفته‌اى يك بار – جناب آقاى هاشمى با من ملاقات مى‌كردند. در اين ملاقاتها و جلسات، گزارش كارها، طرح مسائل، طرح مشكلات، نظرخواهى و مشاوره در امور گوناگون نيز بوده است. اين جلسات، جلساتِ پربركتى بود.

بنده دائماً شما را در طول اين سالهاى متمادى دعا مى‌كردم؛ شخص آقاى هاشمى را به نام و حداقل در هر شبانه‌روزى يك مرتبه – و بيش از اين – و شما را نيز همين طور، معمولاً دعا مى‌كردم. باز هم دعا خواهم كرد. اميدوارم ان‌شاءاللَّه خداوند به شما توفيق دهد، بتوانيد كارهايى را كه در آينده بر عهده‌تان است، به بهترين وجهى انجام دهيد و كسانى هم كه خواهند آمد، بتوانند دنباله اين كارها را بگيرند.
چنانچه ملاحظه شده است، بعضى اوقاتْ افرادى از بعضى از مسؤولين انتقاد مى‌كنند – نسبت به بعضى از چيزها – انتقادها نبايد به معناى نفى خدمتها و كارهاى انجام شده، باشد. انتقاد به جاى خود محفوظ است؛ بايد خدماتِ اشخاصى كه خدمت و تلاش خالصانه كرده‌اند، مورد نظر باشد. هيچ گاه انتقاد، به معناى ناديده گرفتن خدمات و كارهاى بزرگ نيست.

بیانات رهبر انقلاب در آخرین دیدار با کابینه خاتمی  (۱۳۸۴/۰۵/۱۰)

اين نكته را هم مورد تأكيد قرار بدهم. همان‌طور كه اشاره كردند، خوشبختانه دولت شما در ماه‌هاى آخر دچار ركود نشد – ما اين را شاهد هستيم – تا روزهاى آخر كار كرديد؛ و اين جاى تشكر و قدردانى دارد. علاوه بر اين‌كه لازم است از زحمات شما در طول سالهاى متمادى تشكر و قدردانى كنم، اين را هم بخصوص لازم است بگويم و ذكر كنم كه شما كار را ادامه داديد و پيش برديد. در روزهاى آخر و هفته‌هاى آخر، كارهاى خوبى در بخش‌هاى مختلف انجام گرفت،كه نشان‌دهنده‌ى زنده بودن دولت بود. اميدواريم هميشه همين‌طور باشد. اگر ما از قدرتى كه در اختيار يك مسؤول قرار مى‌گيرد، براى خدا و خدمت به مردم استفاده كنيم، اين قدرت مى‌شود نعمت؛ اما اگر براى اهداف شخصى از آن استفاده كنيم، همين قدرت مى‌شود نقمت و مايه‌ى انحطاط و سقوط ارزش‌هاى انسانى در درون خود انسان؛ انعكاس‌اش هم در جامعه و در ميان مردم ظاهر خواهد شد. قدرت، هدف نيست؛ وسيله‌يى است براى اين‌كه انسان بتواند به اهداف والا برسد. هر قدمى در راه خدمت، ما را به اين اهداف نزديك مى‌كند.

لازم است از شخص جناب آقاى خاتمى هم صميمانه تشكر كنم. اين را به شما دوستان بگويم، به خود ايشان هم شايد بارها گفته‌ام؛ در طول هشت سالى كه ما با ايشان به‌طور مستمر و مداوم در ارتباط بوديم، رفاقت و صميميت ما با ايشان روزافزون بوده؛ خدا را شكر. الان پيوند عاطفى و محبت‌آميزى كه بين بنده و آقاى خاتمى هست، از آنچه در هشت سال پيش بوده، بمراتب مستحكم‌تر است؛ و اين ناشى از خصوصياتى است كه من در اين مدت در ايشان حس كردم. تدين و پايبندى و نجابت و روحيه‌ى نجيب ذاتىِ ايشان واقعاً جزو امتيازات و خصال برجسته در ايشان است. ايشان در اين مدت تلاش متراكمى انجام دادند؛ ما شاهد بوديم و مى‌ديديم. در مقاطع زمانى مختلف، كشور و دولت و مسؤولان با حوادثى مواجه شدند، و ايشان در يكى از حساس‌ترين مراكز اين مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل كردند؛ ان‌شاءاللَّه خداى متعال اجر اين صبر و تحمل را خواهد داد.

در ميان خصوصيات ايشان، اگر من بخواهم روى يكى از آنها تكيه كنم، اين است كه ايشان در همه‌ى اين مدت، دشمنانى را كه كمين كرده و خيز برداشته بودند، نااميد كردند. خيلى‌ها از سال 76 – از اول تشكيل اين دولت – مى‌خواستند آقاى خاتمى را در موضع مقابله و مواجهه‌ى با نظام قرار دهند؛ خيلى هم تلاش كردند؛ ما شاهد بوديم. البته ريشه و مبنا و سلسله‌جنبان اين تلاشها در بيرون از اين مرزهاست؛ منتها كسانى هم متأسفانه همان انگيزه‌هاى فاسد و پليد را در داخل انعكاس مى‌دادند. خيلى تلاش كردند، اما آقاى خاتمى حقيقتاً مقاومت كردند. آن روزى كه ايشان اعلام كردند وقتى مى‌گويم «جامعه‌ى مدنى»، مراد من مدينةالنبى است – كه اتفاقاً ديروز يا پريروز در يكى از صحبتهاى ايشان من اين را خواندم – خيلى خلاف انتظار بعضى‌ها شد؛ لذا به ايشان حمله كردند و فشار آوردند.

اينها مواضعِ خيلى باارزشى است. ما كه قصور داريم و ديدمان اينقدر كوتاه است، مى‌فهميم و مى‌بينيم؛ كاتبانِ نامه‌ى اعمال ما – كه مأموران الهى هستند – به طريق اولى‌ مى‌بينند؛ و خداى متعال هم كه «من ورائهم محيط» است، همه چيز را مى‌بيند. اينها پيش خداى متعال اجر دارد. ان‌شاءاللَّه در آينده هم بايد همين‌طور باشد.

از تجربه و توان شماها بايد استفاده شود. مسؤولان و كسانى كه مأموريت‌هايى را بر عهده مى‌گيرند، بايد از محصول كار و از نظرات شما بهره ببرند و استفاده كنند. شما هم حقيقتاً خود را به معناى واقعى كلمه در اختيار نظام و متعلق به نظام بدانيد. يك روز انسان در اين نقطه مأموريتى را انجام مى‌دهد؛ يك روز در اين نقطه نيست و يك جاى ديگر است. همان‌طور كه عرض كرديم، مسؤوليت‌هاى دينى و انقلابىِ من و شما تمام نمى‌شود. ما هر جا باشيم، بالاخره يك عنصر مسلمانِ انقلابى هستيم و مسؤوليت‌هايى بر عهده داريم. اميدواريم ان‌شاءاللَّه بتوانيد اين مسؤوليت را به بهترين وجه انجام دهيد.

من هميشه در اين مدت شماها را دعا كرده‌ام. آقاى خاتمى را حداقل در هر شبانه‌روز يك بار دعا كرده‌ام؛ يعنى در تمام اين مدت شايد هيچ شب و روزى نبوده كه من شخص ايشان را دعا نكنم. بقيه‌ى مسؤولان و ديگران را هم هميشه دعا كرده‌ام و باز هم دعا خواهم كرد. دعا كنيم كه خداى متعال اين كشور و اين ملت و اين نظام را روزبه‌روز به اهداف خودش نزديكتر كند و اقتدارى را كه شايسته‌ى اين كشور و اين ملت است، به او ارزانى بدارد؛ و همين‌طور هم خواهد شد؛ اين را من ترديد ندارم.

بیانات رهبر انقلاب در آخرین دیدار با کابینه احمدی نژاد  

آنچه كه من امروز بايد به دوستان عرض كنم، در درجه‌ى اول خداقوّتى است؛ ان‌شاءالله كه خسته نباشيد. هشت سال كار كرديد، تلاش كرديد، كارهاى خوبى انجام گرفت، تحمل زحمات كار شبانه‌روزى را شماها نشان داديد؛ يعنى ديده شد، احساس شد، همه فهميدند كه رئيس جمهور محترم و همكارانشان در دولت حجم كارشان بسيار بالا و پرشتاب نسبت به همه‌ى دوره‌هاى ديگر بود و هست؛ اين نقطه‌ى برجسته‌اى است كه نبايد اين را ناديده گرفت. همه‌ى كسانى كه ميخواهند درباره‌ى دولتها، درباره‌ى كابينه‌ها، درباره‌ى رؤساى جمهور قضاوت كنند – چه پيش خودشان، چه در منظر عموم – و نظرى بدهند، خوب است به اين نكته هم توجه كنند: حجم كار بالا و تلاش خستگى‌ناپذير و اعراض از آسايشها و آسودگى‌ها و امتيازاتى كه معمولاً مسئولان كشورها در دنيا دارند؛ استراحت ميكنند، تفريح ميروند، امتياز ميگيرند؛ اينها را نخواستن، نديدن، طلب نكردن، امتياز بزرگى است كه اين دولت بحمدالله از اين امتياز برخوردار بود.

يك نكته‌ى ديگر هم كه در مورد اين دولت در طول اين هشت سال مورد نظرم بود و بارها هم به آن اشاره كردم، اين است كه اين دولت بحمدالله توانست شعارهاى انقلاب را سر دست بگيرد و به آنها افتخار كند و آنها را در جامعه مطرح كند….

اين دولت اين شعارها را مطرح كرد، برجسته كرد، سر دست گرفت، به آنها افتخار كرد؛ در مجامع جهانى، احساس شرم از انگيزه‌هاى انقلابى و از اهداف انقلابى و از شيوه‌هاى انقلابى نكرد؛ اين خيلى كار بزرگى بود.
آنچه كه براى خدا كرديد، خداى متعال آنها را در نامه‌ى عمل شما ثبت كرده و كرام‌الكاتبين آنها را نگه داشته‌اند و بلاشك به درد شما خواهد خورد. آنچه را كه شما عمل كرديد، چه حالا بنده و امثال بنده ببينيم، بدانيم و تشكر كنيم، چه نبينيم، ندانيم و تشكر نكنيم، «انّ الله شاكر عليم»؛(۱) خدا، هم ميداند – عليم است – هم سپاسگزار است. اميدواريم ان‌شاءالله خداى متعال به شماها توفيق دهد.
كارى كه بايد بر آن همت بگماريد، اين است كه رشته‌ى خدمت را رها نكنيد. همه‌ى تلاشها منحصر نيست در فلان وزارتخانه يا فلان مسئوليت در دولت؛ نه، صحنه‌ى كشور صحنه‌ى تلاش است، صحنه‌ى كار است، صحنه‌ى فعاليت است؛ و اين كار، دو جور ميتواند انجام بگيرد: متوجه اهداف انقلابى، و غيرمتوجه به اهداف انقلابى. شما چه در دولت آينده و در دولتهاى آينده حضور داشته باشيد، چه نداشته باشيد، كارى كه انجام ميدهيد و مسئوليتى كه برعهده ميگيريد – كه طبعاً امثال شماها، مديران شايسته و كارآمد، در هر بخشى از بخشها خالى از مسئوليت نميمانند – سعى كنيد آن را با توجه به اهداف انقلاب و با رويكرد هدفهاى انقلاب ان‌شاءالله انجام دهيد. خداى متعال شماها را مأجور خواهد داشت، ما هم در حد خودمان و به قدر خودمان تشكر ميكنيم.

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار