سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 2626
تاریخ انتشار: ۳ اسفند ۱۳۹۰
تعداد نظرات: ۲۴ نظر
خانه » اخبار برتر » از ماست که بر ماست!
Print This Post
درد دلهای یک جوان با سلام دلفان:
جوانی بیست و چند ساله که دردهایم در اوایل درد نان و پول تو جیبی مدرسه و دعوای زنگ آخر مدرسه بود ولی حالا پس از سال‌ها از آن دوره، ...

جوانی بیست و چند ساله که دردهایم در اوایل درد نان و پول تو جیبی مدرسه و دعوای زنگ آخر مدرسه بود ولی حالا پس از سال‌ها از آن دوره، دردی سنگین‌تر از دعوای زنگ آخر مدرسه و درد جور کردن پول اردو و … و دردی مشابه درد محرومیت در وجودم ریشه زده است، درمانش نکردند، درمانش نکردم، و اکنون ده، دوازده، پانزده سالی است که این درد ریشه‌هایش را محکم‌تر، شاخ و برگش را پربارتر کرده است، چه کنم که دیارم و شهرم دلسوزی نداشت و ندارد حتی، شاید خدا هم از وجود دلفان …. .
از پیشرفت و آبادانی شهرهایی که در نزدیکی شهرم بودند حرصم گرفته بود نه به خاطر پیشرفتشان به خاطر بی‌صاحب بودن شهرمان.
دلم برای سینما سعید برای این که یک بار دیگر بی پلا مار را روی صندلی‌هایش ببینم، می‌سوزد که دیگر نمی‌تواند گرمای وجود نورآبادی‌ها را روی صندلی‌هایش حس کند، دلم برای پارکی که وسایل بازی‌اش دارد زنگ می‌زند می‌سوزد، دلم برای سرمایه‌هایی که دارند از شهرم می‌روند می‌سوزد، دلم برای بی‌کسی شهرم می‌سوزد، از محروم ماندن مردمانش در عذابم، از متروکه ماندن راه‌هایش، دلم برای زمین فوتبالی که اگر نباشد بهتر است می‌سوزد، دلم برای دختر و پسرانش که بزرگترین آرزویشان قبولی در دانشگاهی دو سه ساعت دورتر از شهرشان است می‌سوزد، به تنگ آمده اند از این همه خالی بودن شهر از هر چیز از ، از ، از … اما چه شد ؟
های نورآباد!!!
دلسوزهای تو کجا هستند؟؟؟
های نورآباد!!!
چه دل‌هایی برای محرومیت تو و فرزندان تو نمی‌تپد!!!؟؟؟
…. از این واضح تر چه بگویم ؟! اگر مسوولین در قبال مسوولیت‌شان حرکتی از خود نشان داده بودند اینگونه نبودیم ، بودیم؟!
اگر مسوولی خودش را مسوول این همه کاستی‌ها و کمی‌ها می‌دانست، هرگز سر آسوده بر زمین نمی‌نهاد، می‌نهاد؟! هرگز شب خواب راحت نداشت و اگر مردم همت داشتند‌، اگر هم دل بودند …. چه بگویم ؟ از چه بنالم ؟
چون نیک نگه کرد پر خویش در آن دید ، گفت : از چه بنالیم که از ماست که بر ماست.
نورآبادی‌های عزیز بیایید بربای یک‌بار هم شده دلمان برای شهرمان بسوزد باور کنید می‌توانیم این تغییر را به نام خودمان سند بزنیم و در تاریخ سلسله و دلفان ماندگار شویم و مانند گذشتگان معاصرمان انتخابی از روی احساسات نداشته باشیم.
به امید روزی که نورآباد آباد تر از همیشه شود.

امیرحافظ

  1. نویسنده دیدگاه: من
    اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۹:۴۶

    وقتی … داشته باشیم که هیچ سخنرانی نمی تواند بکند اینگونه می شود

  2. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۹:۵۳

    متن زیبایی بود . . . اما در پس زمینه ی ان جانبداری نهفته است . . .

  3. نویسنده دیدگاه: یوحنا
    اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۱۳

    ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه و لهم عذاب عظیم
    خداوند بر دلها و گوشها و چشمهای آنان مهر نهاد و آنها را عذابی دردناک است

    صم بکم عمی فهم لا یرجعون
    کر و لال و کورند و از ضلالت خود برنمیگردند

    دوست خوبم. از متن قشنگت تحت تاثیر قرار گرفتم ولی…

    دیگر امید هرچه فرج را به گور باید برد
    بیهوده میبری دل ما را ستون ستون

  4. نویسنده دیدگاه: يار دبستاني
    اسفند ۳, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۳:۲۴

    امير جان سلام ! منم همان يار دبستاني ! همان ياري كه درد هايمان مشترك است و اما چندي پيش به خاطر اختلاف عقيده مقداري ميانمان شكر آب شده بود ! اما اين را بدانيد كه اين ديار متروك و اين سرزميني كه از دوران نوسنگي و اشكانيان از خود تمدني به جا گذاشته از كشور هاي نو بنيادي چون امريكا كه قصد دارد امپراطور جهان شود عقب افتاده تر است پدران و نيكان من تو با مفرغ و مس و برنز و آهن تمدني را بنا نهادند كه الان آثار آن را موزه هاي لوور فرانسه و ديگر كشور ها مي بينيم ! حال چه ؟ من و تو بايد براي احقاق حق طبيعي مان گدايي كنيم و …كه ساليان سال بر اريكه ي … تكيه داده است ، اين جور شما و همه ي ما را انگشت به دهان ديگر شهر هاي آباد كشور كرده و هر از چند گاهي با پخش ليست كارهايي كه انجام داده (كه انجام ندان آن بهتر بود ) منت آن را بر مردمي ميگذارد كه نا آگاهانه او را روانه ي…كرده اند؟ حال با چند رقيب ديگر به ميدان آمده و هيچكدام از آن ها راضي به كناره گيري به خاطر مردم نشدند ! و چه ساده لوحانه خواهد بود كه من و شما (با عرض پوزش ) انتظار ساختن اين شهر و ديار را داشته باشيم ! تمام كانديداها به خاطر خودخواهي شان كنار نكشيدند! بدرود!

    • نویسنده دیدگاه: امیرحافظ
      اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۷:۴۱

      سلام از این که حوصله کردی و متن ناموزونم را خواندی ممنومنم.
      آتینا جون امید برای ماست چرا که یکی از پایه های فکری دین اسلام امید به آینده است و امید داشته باش که تغییر صورت خواهد گرفت اگرنه با دست ما با گذر زمان ولی در این بین نباید امیدمان را از دست بدهیم حضرت علی (ع) می فرمایند شکست عدم موفقیت نیست تدخیر در پیروزی است پس ما شاید بارها در تغییر سرنوشتمان شکست بخوریم اما مطمئناً موفق خواهیم شد.
      به امید ان روز …

      • نویسنده دیدگاه: آتينا
        اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۱:۰۳

        امير جان سلام ! شكسته نفسي مي كنيد مطالبتان شيوا و چه دل تنگ كننده غم هاي اين ديار را نشانه گرفته اي ، اما نياز به كشيدن ماشه شليك را نه در يك نفر، بلكه در تمام مردم اين ديار به خصوص جوانان پر شور ميبينم ! اما چگونه؟ جوابش ساده است با مطالعه و تحقيق و نيز همين نظرات و صحبت هايي از اين قبيل بين افراد كم سواد و كم آگاه و ديگر همشهريان موجي از آگاهي به وجود خواهد آمد كه حتي باور آن براي خودمان هم سخت باشد ! پس نياز به كمي ايثار دارد كه انشاءالله همه از آن بي بهره نيستند ! بدرود اي دوست آگاهم!

  5. نویسنده دیدگاه: همدرد
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۰:۱۳

    دوست عزيز نگراني نداره شماها الحمداله سي ساله نماينده ازخودتان داريد چراناراحتي چرا بيخوابي .براي ماگريه كن داريم ازشهرستان به دهستان تبديل ميشيم ناراحت نباش عزيزم نهايتا” شهرستان شما امكاناتش درحد يك بخش باقي ميماند

  6. نویسنده دیدگاه: شریف
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۰:۲۱

    سلام،جانا سخن از زبان مامیگویی جالبه با اکثر اقوام که صحبت میکنم یا حرف هایشان را می شنوم همین نظر رو دارند ولی زمان های حساس که پیش میاد مثل همین انتخابات نمیدونم که حرفشون با عملشون یکی نیست

  7. نویسنده دیدگاه: دلفان یار
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۲۷

    سلام ، تحولی درراه است بیایید باورکنیم که می توانیم . تا نخواهی نمی توانی . بخواه ، می توانی . … می تواند تحول گر باشد ! برنامه هایش شهرستان های سلسله و دلفان را متحول خواهد کرد .باید انتخابش کرد تا ثابت کند تحول یعنی چه ؟

  8. نویسنده دیدگاه: محدی نسب
    اسفند ۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۳۶

    درود و دوصد بدرود بر دلفانیان دیار باستان، کاش منظره دل آزار چهره های غم گرفته کارگران دور میدان امام را نمایندگان سابق می دیدند تا دیگر عرق شرم به آنان اجازه نمیداد که بار دیگر در صحنه انتخابات ظاهر شوند . ای کاش قدری قدرت درکشان و آستانه دردشان ….. چه نیکوست اگردر این دوره یکی از کاندیداهای جوان ، خوشفکر و مدیر دارای برنامه کاربردی در حوزه عمرانی و اقتصادی را برگزینیم تا مفهوم علم و درایت و مدیریت را می فهمیدیم . این جوان ممکن است … یا … یا… باشد .ممکن است … قدری قوی تر باشد ! الله اعلم

  9. نویسنده دیدگاه: مرادی
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۰:۵۳

    عزیزان من چرا اینقدر مأیوس هستید چرا خودتان رابه نفهمی می زنید وقتی دمکراسی را نوشیدید مزه تلخ آن را احساس نکردید چرا اینقدر به مردم اهانت می کنید
    چرا همه چیز را سیاه می بینید واقعاًدلفان این همه از فرهنگ وعمران دور است
    چرا تعدادی کارگر را نماینده محرومیت همه مردم دلفان می دانید همه جا محرومیت وجود دارد اما مسئولین در صدد رفع آن هستند به فرموده رهبر معظم انقلاب چرا مردم را مأیوس می کنیدچرا خدمات دولت را نمی خواهید ببینید
    یقین داشته باشید خودمان (یا شما که خودتان را نماینده روشنفکران می دانید ) بایدابتدا سطح فرهنگ جامعه را بالا ببریم وبه مردم بفمانیم که فرهنگ هم قابل ارتقا است
    دلفان روزی به آنجا می رسد که شهرهای دیگر حسرت آن را بخورند
    چرا جاده ها را متروکه می دانید جاده های دلفان از خیلی از شهرهای اطراف آن بهتر است وبهتر هم خواهد شد
    آیا صنعت گردشگری به زودی در دلفان رونق نمی گیرد با ایجاد چهر سد بزرگ
    دوست ندارم به جانبداری از دولت یا نماینده ای خاص متهم شوم البته کم کاری ها بوده اما این لیوان نیمه پر هم دارد
    وسخن آخر خطاب به مسئولین سایت وظیفه شما روشنگری وبیان حقایق است نه جانبداری از کاندیدی خاص با این کارها طرفداری پیدا نکرده هیچ ولگردان اینترنتی را هم از دست خواهید داد
    امیدواربودم شما هم مثل میر ملاس عمل کنید که همه را به یک چشم وعادلانه می بیند وببینید که چگونه در بین تمام مردم ایران زمین طرفدار پیدا کرده است
    مردم مطالب میر ملاس را در باره دلفان باور دارند نه تعصب یک جانبه سلام دلفان را امید است این نظر را حذف نکنید زیرا عین این مطلب را در چند سایت دیگر هم خواهم گذاشت وآدرس آن را به همه شاگردانم خواهم داد
    زنده باد دلفان آباد دلفان زیبا نگین دامنه گرین کوه استوار

    • نویسنده دیدگاه: یوحنا
      اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۱۹

      تو از همون مرفهان بی دردی هستی که با ظلم و بی عدالتی و سوء استفاده از امکاناتی که به ناحق در اختیارت قرار گرفته و پایمال کردن حق من و امثال من به نون و نوایی رسیدی و حالا با بی شرمی تمام ما رو نفهم و ولگرد اینترنتی خطاب می کنی؟ چه خوش گفته حضرت حافظ که:
      در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
      یارب مباد آنکه گدا معتبر شود
      عین یه کبک چاق و چله سرتو زیر برف کردی و محرومیت های شهرمون رو نمیبینی. آخه تو از محرومیت چی دیدی و چی کشیدی که اومدی این حرف ها رو میزنی. همین تو و امثال تو هستید که باعث عقب ماندگی فرهنگی شهرمون شدید اونوقت میگی باید اول سطح فرهنگ جامعه رو بالا ببریم؟ تو این شهر اگه کسی بخواد از حق خودش دفاع کنه بهش انگ دهاتی و نفهم و بی سواد میزنید و رسواش میکنید اونوقت انتظار داری فرهنگ مردم بالا بره؟ ادب داشته باش

    • نویسنده دیدگاه: آتينا
      اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۰:۴۹

      سلام مرادي هم وطن عزيز ! يادتان نرود كه وقتي عصباني هستيد از امام اول مان علي (ع) ياد بگيريد كه خشم خود را فرو ببريد.
      و نيز از ياد نبريد آن حكايت را كه : به لقمان گفتند ادب را از كه آموختي و لقمان در جواب چه گفته بود ؟
      از ياد نبريد كه كلمه ي «نفهمي» نه در شان يك انسان است كه مطلبي را مثل مطلب شما مي نگارد و نه برازنده ي تمامي انسان هاي اين كره ِ خاكي آن هم كساني كه از يك آب و خاك و تمدني هستيم !
      از ياد نبريد كه :« بنشين و بفرما و بتمرگ » همه يك معني را مي رسانند، پس نيك ينديشد و بعد ايراد سخن كنيد چرا گفته اند اول انديشه وانگهي گفتار !
      از ياد نبريد كه كه اگر كسي اينترنتي نظري داد ولو اين كه نظرش بد باشد نبايستي به او انگ «ولگرد » بزنيد اگر اين طور است در مورد خودتان چه نظري داريد و به خود چه برچسبي ميزنيد!
      و اما در آخر اين حكومت (با توجه به اسم آن : چمهوري اسلامي ايران )
      متعلق است به مردم و به قول امام راحل كه مي فرمود : «من خدمتگزار اين ملتم » خدمتگزار مردم است و بايستي تا جان دارد در خدمت مردم باشد و هر خدمتي كه انجام داده و بايد انجام بدهد وظيفه اش است چرا كه اگر اين مردم نباشند حكومت معني ندارد! شما هم اگر مي خواهيد پاچه خواري كنيد اين جا جايش نيست و بايستي جايي ديگر براي خودتان پيدا كنيد اينجا نسل جوان و روشنفكر چنان بر شما مي تازند كه تا ابد فراموش نكنيد البته اگر سانسوري در كار نباشد تمام نظرات بي كم و كاست نگاشته شود !

    • نویسنده دیدگاه: امیرحافظ
      اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۴:۲۳

      سلام مرادی عزیز؛
      ما حداقل سعی می‌کنیم خودمان را به نفهمی نزنیم چرا که دیدن این همه محرومیت در شهرستانی مثل نورآباد هر مسافر یک روزه‌ای را نیز در حیرت فرو می‌برد چه برسد به این که ما سال‌ها در نورآباد زندگی کرده‌ایم و محرومیت را یکی از اعضای خانواده خودمان می‌دانیم.
      مرادی عزیز تعریف شما از محرومیت چیست و انتظار دارید که وضع شهرمان چه جوری باشد تا بگویییم محروم است.
      همشهری عزیزم چرا سخت‌تان است که بگوییم نورآباد محروم است، نکند تو همین‌که خیابان‌های آسفالت شده شهر را می‌بینی فکر می‌کنی که همه چیز مرتب است…
      مرادی جان وقتش را که داشتی سری به ده کوره‌های اطراف بابابزرگ و جاهای دیگر نورآباد بزن مطمئنم که محرومیت را با تمام وجود و تا عمق جان حس خواهی کرد.
      مرادی جان قبول داشته باش که هوای محرومیت قالب‌ترین هوای شهرمان است و در این مورد حتی یک لحظه هم شک نکن، عزیزم محرومیت ما از همه نوع است از محرومیت اقتصادی و بهداشتی و اجتماعی و غیره و غیره بگیر تا محرومیت از هر نوع و هر تعریف جدیدی که بتوان ارائه داد.

    • نویسنده دیدگاه: خر مگس
      اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۶:۲۷

      ای بی ادب ؛ ما را ولگرد های اینترنتی می شمارید ، حالا من که هیچ نظر شما بی ادب را خواندم بدون من شاید هزاران هزاران نفر دیگر نظر شما را بخواند که سن و سالشان از من و تو بیشتر است و تو می شود به آنها بگویی ولگرد های اینترنتی ؛ و این که تو گفته ای که شهرمان به جایی می رسد که دیگر شهر های آن حسرت آن را بخورند ؛ وقتی به مردم شهرمان ولگرد اینترنتی می گویی چگونه باید شهرمان آباد شود . و در آخر هم چه خوش گفته سعدی برای ادب آموختن و از این حکایت جناب آقای مرادی ادب را بیاموز : لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان! از انجام دادن آنچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، پرهیز کردم.

    • نویسنده دیدگاه: آتينا
      اسفند ۸, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۰:۱۶

      بعد از سلام مجدد مطلبي كه يادم آمد اين است كه حرف هايتان آنقدر زننده و مهوع و قبيح بود كه يادم رفت بگويم كه آيا شما كه معلم ، مدرس و يا استاد دانشگاه هستيد با اين نوع ادبيات تند و لبريز از عصبانيت مي خواهيد نسلي را مثل خودتان تند خو و پرخاشگر تحويل جامعه دهيد!؟ اگر چنين است واي به حال جامعه اي كه شما دغدغه يِ آن را در سر داريد باور كنيد ما هم اگر پيشرفتي و گامي به جلو داشته باشيم شما با اين نوع بينش و تفكر آن يك قدم را كه با هزاران زحمت برداشته ايم صد گام به عقب خواهيد كشاندش ! و اما از احداث چهار سد احداثي سخن به ميان آورده ايد آيا اين جانبداري از اين نماينده فعلي نيست!؟ اگر نيست پس چيسيت؟
      سخن آخر اين كه از قديم گفته اند : بدبخت ترين افراد قانع ترين ها هستند ! بدرود اي معلم تند خو!

    • نویسنده دیدگاه: chris de burgh
      اسفند ۸, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۸:۱۳

      جواب تو را همین یک بیت کفایت می کند:

      معرفت در گرانی است به هرکس ندهندش
      پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهندش

      • نویسنده دیدگاه: یکی
        اسفند ۹, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۴:۵۸

        گل گفتی آقای chris de burgh همین که گفتی بستشه .

  10. نویسنده دیدگاه: محمد
    اسفند ۵, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۵:۱۰

    با سلام دوست عزیزماکه شاغل در شهرهای دیگری هستیم مشکل مادی ومالی نداریم ولی بیشتر از انهایی که در داخل شهر نوراباد هستنند می سوزهما تجر به مسولیت این عزیزان راداریم وبه فکر نوراباد نبوده ونیستنند وحالا هم نیستند صحبتهای جناب عالی دل نشین است واین درد دل همه ماست که دران شهر درس خوانده ایم چرا باید مسولسن شهر ما عجنبی باشند وچرا از این جوانان تحصیل کرده شهر خودمان استفاده نکنیم چرا مانباید با هم وحدت داشته باشیم وبا هم لج می کنیم متاسفانه یک جو بسیار بدی در سیستم اداری نوراباد راه افتاده اگه یک کاندید رای بیاره طرفداران ان کاندید سعی می کنند که دیگران را اعدام ویا حداقل بر کنار کننده عزیزان نماینده کار خودش می کنه ما باید باهم خوب باشیم احترام هم دیگر داشته باشیم برای هم دیگر نزنیم به فکر ابادانی شهر باشیم به امید روزی که نوراباد عاری از غریبه باشد از فرمانداری گرفته تا یک ابدار چی باید نورابادی باشد

  11. نویسنده دیدگاه: علی
    اسفند ۶, ۱۳۹۰ در تاریخ ۰۹:۴۵

    سلام
    من جوان الشتری هستم. درد دل شما جوانان نورآبادی را شنیدم ، یک درخواستی از شما داشتم باور کنید این اختلافات که بین مردم سلسله و دلفان انداخته اند عده ای هستند که به خاطر منافع شان این کار را میکنند . چرا ما نیاییم و بر اساس عقلانیت به این موضوع بنگریم مگر به غیر از این است که هر کدام از نمایندگان به فکر خودشان هستند. شما را به قرآن قسم میدهم که این افکار قدیمی را کنار بگذارید انتخاب یک نماینده معرف شعور سیاسی و فرهنگی یک منطقه است اجازه ندهید به این سادگی و با انتخاب فردی که شایستگی ندارد شعور و آگاهی سیاسیتان زیر سوال رود. تعصبات قومی و منطقه ای را کنار بگذارید .

  12. نویسنده دیدگاه: مهرداد
    اسفند ۱۰, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۲۹

    سلام
    با تشکر از نوشته زیبایتان
    من در الشتر زندگی می کنم و کاملا از نزدیک با این موارد اشنایی دارم؟
    با کلامت موافقم اما باور کن همینه که هست کاریش نمیشه کرد؟
    ما باید از خودمون شروع کنیم؟
    کار سختیه با فرهنگ شدن.و………..؟

  13. نویسنده دیدگاه: علی
    اسفند ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۱۱:۲۶

    واقعاً از ماست که بر ماست

  14. نویسنده دیدگاه: نام حجت اللهشما...
    اسفند ۱۴, ۱۳۹۰ در تاریخ ۲۲:۲۰

    ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد…

  15. نویسنده دیدگاه: یکی
    فروردین ۲, ۱۳۹۱ در تاریخ ۲۰:۵۷

    می دونم چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار