سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 4063
تاریخ انتشار: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
تعداد نظرات: ۱۲ نظر
خانه » اخبار برتر » درد و دل های یک دلفانی مقیم تهران
Print This Post
امین اسکندری؛ رئیس دفتر وزیر راه و شهرسازی
امين اسكندري؛ رئيس دفتر وزير راه و شهرسازي و از دلفانی های مقیم تهران مطلبی را به سلام دلفان ارسال نموده که از این قرار است: سالهاست از شهرم و ديار ...

امين اسكندري؛ رئيس دفتر وزير راه و شهرسازي و از دلفانی های مقیم تهران مطلبی را به سلام دلفان ارسال نموده که از این قرار است:

سالهاست از شهرم و ديار نازنينم دور هستم.البته نه بدلخواه و از روي اختيار، بلكه به اجبار.پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه بدلايل متعدد كه همه ميدانيم امكان خدمت مستقيم به مردم نازنين شهرم نصيبم نشد.لذا اجبارا در تهران مشغول به كار شدم. بگذريم. در تمام اين سالها تمام فكر و ذكرم معطوف خدمت به ديارم بود. دياري كه انسانهاي وارسته ، تحصيلكرده ، توانمند و داراي مراتب بالاي شغلي و اداري بسياري دارد. اما صحبت من بيشتر با همشهريانيست كه در پستهاي مهم ، كليدي و تاثير گذاري درتهران مشغول به فعاليت هستند.چند سال قبل در جلسه اي بوديم كه اتفاقا يكي از همشهريانمان نيز حضور داشت.بنده ايشان را شناختم ولي ايشان شناختي از من نداشت. پس از پايان جلسه به سمت ايشان رفتم تا صحبتي داشته باشيم. در همين حال يكي از اعضا جلسه اصليت شهري ايشان راپرسيد. از جوابش خشكم زد.فلاني هستم از كرمانشاه ! عطاي صحبت با ايشان را به لقايش بخشيدم. بارها از خودم پرسيدم مگر اهل دلفان بودن مايع كسر شان آدم است. متاسفانه از اين نمونه انسانها بسيار ديده ام. نميدانم چرا دست به دست هم نمي دهيم تا از فقر و محروميت شهرمان اندكي بكاهيم. الان كه اين مطلب را مينويسم در آستانه برگزاري نمايشگاه بين المللي كتاب هستيم. جايي كه سالهاست از آن بازديد نميكنم. چون از ديدن همشهريان جواني كه كارشان جابجايي كتابهاي خريداري شده ديگران است به شدت متاثر ميشوم.متاسفانه مسئولان منطقه نيز پيگير جدي مطالبات بحق مردم نيستند. بنده بارها ديده ام بدليل پيگيري مسئولان مناطق مختلف بسياري از مشكلاتشان حل شده است.با ظرفيتهاي منطقه اي و انساني كه داريم به راحتي ميتوان كارهاي بزرگي انجام داد. پس بياييم با اتحاد و همدلي و پرهيز از تفكرات قبيله اي و عشيره اي و انتخاباتي در راه آباداني و آسايش مردم شريف و قهرمان دلفان تلاش كنيم.انشاءالله

  1. نویسنده دیدگاه: علی
    اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۱ در تاریخ ۰۹:۲۴

    جناب آقای اسکندری دلنوشته زیبای شمارا خواندیم از اینکه هنوز خودرا از این دیار میدانی و اصالت گم نکرده ای خوشحال شدیم .
    دست مریزاد و کلکت خوش مشرب باد
    انتظار بود شما که به اون بالا وصلی یه آدرس میدادی ویا تلفنی که بشه با شما تماس گرفت . مشکلات این شهرستان خصوصا روستاها که با کار شما مرتبط باشه خیلی هست . در پناه امام زمان( عج) موفق موید و منصور باشید

  2. نویسنده دیدگاه: دلسوز دلفان
    اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۱:۳۷

    حرفات خیلی قشنگ بود اما خودت هم میدونی باید از یک جایی شروع بشه
    شروع کننده این کار خودت باش مطمئن باش همه جوانان تحصیلکرده دیار دلفان پشتیبان تو هستند

  3. نویسنده دیدگاه: محک .الف
    اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۰:۵۴

    سلام
    با تشکر از آقای اسکندری برای فتح بابی لازم و مناسب
    آنکه ریشه در این خاک دارد با دوری چند ساله بی هویت نمی‌شود. وجود احساسات پاک شما و سایر عزیزان همشهری به شهر و دیارمان قابل ستایش است. اما در عین حال ملال آور نیز هست؛ تحلیل‌های جدید اقتصادی نشان می‌دهد در دنیای پیش رو آنچه ملاک قدرت ملت‌هاست فقط سرمایه انسانی است و نه هیچ منبع و ذخیره‌ای، به همین دلیل است که آینده‌ی روشنی برای کشوری مثل تایوان انتظار می‌رود. شاید با دیدن چند مغازه و آسمان خراشک در دلفان توهم پیشرفت داریم. اما وقتی شاهدیم ارزشمندترین سرمایه شهرمان که جوانان مستعد آن است امید و جایگاهی در این شهر ندارند و مجبورند بیرون کشند از این ورطه رخت خویش، باید نگران بود. به امید آینده‌ای بهتر برای نورآباد. باشد تا…

  4. نویسنده دیدگاه: فردین
    اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۵:۰۷

    لطفا پیاممو حذف نکنید تشکر
    واقعا ….. به حال اون کسانی که به لک بودن و دلفانی بودن خودشون افتخار نمیکنن باید گریه کرد
    درسته من هم اینو دیدم تمام میدان های تهران مملو از نورآبادیاست.کار عار نیست
    ولی من به عنوان یک جوان دلفانی در اون دنیا ناراحتی خودمو از تموم مسئولان شهرم و گلایه هایم را پیش خدا خواهم برد که چرا با این جوان های ما بازی کردند تا برای پیدا کردن کار به شهرهای دور بریم و بعضی هاشون هم دچار اعتیاد یا به فروش مواد روی میارن
    وای به حال شما مسئولین. یا علی

  5. نویسنده دیدگاه: لک
    اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۱ در تاریخ ۰۰:۵۰

    مشکل از لک بودن نیست ، مشکل از این است که ما در استانی زندگی می کنیم که دارای پیشوند لر است ؛ بنده خودم هم هروقت می خواهم در استان دیگری هویت خود را معرفی کنم از بردن نام این کلمه اجتناب می کنم و خود را کرمانشاهی معرفی می کنم ، ای کاش استانی داشتیم بنام لکستان تا این پنهان کاری ها پیش نمی آمد .

  6. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۱ در تاریخ ۲۲:۲۰

    سلام ودرود بر همه دلسوزان شهرستان اسطوره ای دلفان. درود بر آقای اسکندری و طرز تفکر درست وشایسته ایشان. به امید شهرستانی در خور و لایق مردمان بزرگ این دیار

  7. نویسنده دیدگاه: ش.ق
    اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۴:۵۹

    می گه
    من خرم آبادی هستم و همسرم نورآبادی است و یکی از نخبگان استان لرستان و به جرات یکی از نخبگان کشور و افتخار می کنم که از دیار دلفان است و اعتقاد بنده این است که دیار دلفان با صداقت ترین مردمان استان هستند.

  8. نویسنده دیدگاه: دلفانم آرزوست
    اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۱ در تاریخ ۲۰:۴۴

    با سلام
    به همتون دورود وسلام.
    من خودم رو مدیون شهرم دلفان و همشهریام میدونم با اینکه چند سللیه که که در تهران مشغول فراگیری علوم مختلف میباشم
    اگر دعای خیر مادرم و مردمم همرام باشه سال اینده برای تحصیلات عالیه میرم کانادا که برای خدمت به شما بپیوندم.
    “دوستون دارم”
    برام دعا کنین

  9. نویسنده دیدگاه: لك
    اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۳:۱۰

    سلام بر تمامي عاشقان سرزمين بلوط هاي سبز و مردمان استوار دلفان. بسيار خوشحال شدم كه جوانان شهرم به چنين مقامهايي رسيده و همچنان دلشون با مردمان ديارشونه. به اميد شهرستاني سبز و استوار همچون بلوطهايش.

  10. نویسنده دیدگاه: یادگار دلفان
    دی ۱۸, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۴:۴۰

    از دستم این برآمد پایان نامه را در مورد کوه گروین باشد برای شناسایی این سرزمین اهورایی

  11. نویسنده دیدگاه: یادگار دلفان
    دی ۱۸, ۱۳۹۲ در تاریخ ۱۴:۴۷

    از دلفان دل شادم که دلم برایش می تپد ا زسرزمین دور درودی می فرستم براین سرزمین صدق و صفا. بکوشیم تا دلفان پسند دلها شود همه سرزمین های آباد را مردمانش آباد کرده اند البته با توجه به تاریخ این سرزیمن آینده ای درخشان دارد در مقایسه با شهر های همجوار ولی باید ماهم بکوشیم وبرای پشرفتش چشم اندازهای تعریف کنیم

  12. نویسنده دیدگاه: سجا د آقاپور
    اردیبهشت ۹, ۱۳۹۳ در تاریخ ۱۵:۳۸

    با سلام
    عزیزدل و همشهری فهیم من؛ خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم وای بر آدمی که خدا هیبتش را از او و طایفه اش بگیرد و دچار کمتربینی بشود شاید فردای آن روز، او پدر و مادر خود را انکار کند و راضی نشود با پدر و مادر خود در خیابانی که همه غریبند و نا آشنا و کسی آنها را نشناسد پیاده روی کند من از موقعی که زن گرفتم همشهری شما شدم شناختی از لرستان و دلفان و کوهدشت و درود نداشتم باور دارم که ازکمترین فرصتها جهت اعتلای ذره ذره خاک مادری و وطن و کشور باید همت کرد و استفاده برد من فوقم را گرفتم خدا را شکر حقوقی هم دارم ولی گاها ما به قول معروف از دور بر خودمان غافلیم خودمان را اصلاح نکردیم چه رسد به خانواده و محله و روستا و شهر و شهرستان و کشور پس باید از خودمان و فامیلمان که غافلیم پرس و جو بکنیم شاید این نزدیکی کسی صدایت می زند و فریادش دل غریبا را به درد می آورد بوسه بر آن دست خواهم زد که دست کسی بگیرد بقول پیامبر فامیل اگر همش بهت بدی و ظلم بکنه واجب است که اول به او بعد به دیگران کمک کنی مخلص شما برادر باغیرتم

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار