سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 5255
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۱
تعداد نظرات: ۸ نظر
خانه » اخبار برتر » بی مهری میزبان بر مهمان
Print This Post
سلام دلفان-نزدیک به یک سال از مهمانی شهدای گمنام  بر شهرمان می گذرد ، در طول این یکسال  آنچه که ازمیزبانی این مهمانان غریب و گمنام  بر سفره ی ما ...

سلام دلفان-نزدیک به یک سال از مهمانی شهدای گمنام  بر شهرمان می گذرد ، در طول این یکسال  آنچه که ازمیزبانی این مهمانان غریب و گمنام  بر سفره ی ما نقش بسته است ؛ بی مهری  و روگردانی از این سینه سرخان عاشق بوده است ، سینه سرخانی  که زندگی ، امنیت و آرامش امروز ما ، مرهون جان فشانی و شهادت طلبی دیروز این عزیزان بوده است ، و از خود گذشتگی آنان ، چراغ راهی است برای آینده که هر متجاوزی قصد تعرض به این آب و خاک را داشته باشد ، با تأسی از مولایمان حسین (ع) تا پای جان در برابر او خواهیم ایستاد . در طول قریب به یکسال از میزبانی این قهرمانان ملی ، بجز محدود فعالیت هایی که در زمان مدیریت فرماندار و شهردار سابق برای احداث تپه ی  شهدای دلفان صورت گرفت ، ، شاهد فعالیت خاصی در جهت عمران و آبادانی این تپه،  از زمان انقضای مدیریت این دو نفر نبوده ایم ؛  تپه ای که می تواند به عنوان ابزاری فرهنگی ، تربیتی و تندرستی از آن بهره برد . ضمن اینکه  نماد غرور ملی ، شجاعت  ، شهامت وآزادی و  آزادگی  مردم این سرزمین است  . اما متأسفانه کارها و خدماتی که در شأن این نماد می بایست انجام بگیرد و یا تکمیل شود هنوز انجام نشده  است و یا شاید هم به باد فراموشی سپرده شده باشد .

دلیل این مدعا آن است که جاده ای که برای این تپه با امکانات محدود و زحمات شبانه روزی و طاقت فرسای بعضی از ارگانها در آن زمان احداث شد در حال تخریب ونابودی است بدون اینکه خم به ابرو بیاوریم . نظر نگارنده بر این است که نکند مسئولین محترمی که در این رابطه مسئولیت دارند تحت تأثیر جو سازی ها و گفته های افراد مُغرض و نا آگاه که از همان ابتدا منتقد این کار مقدس بودند ، قرار گرفته باشند.

شهدای گمنام نورآباد لرستان

افرادی که تمام ناکامی های زندگی خود را متوجه نظام مقدس جمهوری اسلامی  می دانند . البته نوع تفکر این افراد که متأسفانه حتی دربین افراد تحصیلکرده  به گوش می رسد ، دستمایه ی مشتریان کوره راهی شده است  که چشم از جاده ی اصلی برگرفته اند و بی وقفه به پیش می تازند و هیچ مفری برای تأمل و اندیشه قائل نیستند . اینان گوساله سازانی  هنرمند و چیره دستند که در قوم هر پیامبری وجود داشته اند ، در قوم ما نیز هست . گوساله سازانی که خوب بلدند از پیکره ی  منجمد صدا درآورند و جماعتی را به تحسین و اعجاب و رقص و پایکوبی متمایل کنند . در حماقت این بندگان خدا همین بس که از شگفتی خلقت گوساله ی واقعی به خالق آن توجه نمی کنند ، اما پیکره ی نیم بند و منجمد همان گوساله را تا خدایی بالا می برند و به پایش قربانی می کنند و به فسق خود می پردازند . در مرام اینگونه آدمیان هیچ آدابی در کار نیست و برای حلال ، حرام ، بهشت ، دوزخ ، آسمان ، زمین ، شهید و شهادت ، غرور ملی ، هیچ ملا حظه ای ندارند و از گفتن هیچ سخنی شرم نمی کنند . بگذاریم و بگذریم ، نتیجه ی سخن اینکه مبادا من و تو که مسئولیتی در قبال این مهمانان عزیز و گمنام داریم ، خدای ناکرده تحت تأثیر گفته های این سامری های گوساله ساز قرار گرفته باشیم و در انجام آنچه که وظیفه ی مان بوده است کوتاهی کرده باشیم و یا از انجام کار برای آبادانی این کار فرهنگی  تربیتی ، بواسطه ی تأمین نظر این جماعت ، از ادامه ی کار عرق شرم بر جبین داشته باشیم و دست از کار کشیده باشیم . اگر امروز با این ابزار که نوعی ابزار تربیت هست ، بر تباهی و لا ابالی گری ها بشوریم ، روسفید و سرافرازیم ، اگر نه ، مسئولیت های حتمی فردی و اجتماعی خود را به شانه ی دیگران حواله دهیم ، آنچنان از فوران زشتی ها،  در خود خواهیم شکست که تا قیام قیامت ، کسی از خدا و ارزش های الهی دم بر نخواهد آورد . می خواهم به همه ی کسانی که به همه ی ارزش های انقلاب پشت پازده و با عینک بد بینی به همه ی ارزش های این نظام نگاه می کنند بگویم : که  دست یابی به استقلال  ، حسرت دیرینه ی مردم ما بوده است ، چرا که با آمد و شد هر اجنبی  ، جراحتی برآن می نشست  و مهم تر اینکه هیئت حاکمه ی کشورمان در آن سال های تلخ ، خود به استقلال کشورش اعتقادی نداشت و ترقی و تمدن را در سایه نشینی کشورهای مطرح و قدرتمند جهان می دانست و به آن عمل می کرد ، حالا به جرأت می توان گفت که به برکت خون همین شهدا ، کشور ما مستقل ترین کشور دنیاست و این پرچم همیشه باید در اهتزاز باشد ، پس بیایید نگذاریم بیشتر ازاین  ، غبار غربت بر تربت پاک این عزیزان بنشیند .

علی ابراهیمی

  1. نویسنده دیدگاه: Chris De Burgh
    مرداد ۳۱, ۱۳۹۱ در تاریخ ۲۲:۲۷

    شکی نیست که ایثار و گذشتن از زندگی خود به خاطر دیگران، ارزشمندترین کار دنیا است و شهدا شاهکار خلقت بوده و مطمئن باشید هیچ “انسانی” با شهید و فرهنگ شهادت مخالف نیست. اما به نویسنده ی محترم توصیه می کنم حتماً کتاب “مزرعه ی حیوانات” اثر “جرج اوروِل” را مطالعه نمایند. حکایت ما حکایت حیوانات مزرعه در برابر خوک ها است. با مطالعه ی این کتاب قطعاً درخواهید یافت، این عده که به آن ها اشاره نمودید تنها با “خوک ها” و “هرآنچه که به دست خوک ها آفریده شده باشد” مخالف اند، نه شهید و شهادت

    • نویسنده دیدگاه: کمیل
      شهریور ۲, ۱۳۹۱ در تاریخ ۰۲:۱۸

      بهتره برای اظهار نظردراین موردازسوادنداشته ات استفاده نکنی واز عنوان کردن مسائل نامربوط برای روشنفکر جلوه دادن خودت بهره نبری

      • نویسنده دیدگاه: Chris De Burgh
        شهریور ۲, ۱۳۹۱ در تاریخ ۲۱:۳۸

        بنده آدم چندان با سوادی نیستم و خودمو روشنفکر جلوه ندادم و تنها کتابی که در ده سال اخیر خوندم همین مزرعه ی حیوانات بوده. البته هر روز حداقل سه ساعت رو به خوندن اخبار و مطالب مختلف از اینترنت میگذرونم. بهتره خود شما هم این کتاب رو بخونید و مصداق خودتون رو تو کتاب پیدا کنین که از دو حالت خارج نیست. به دلیل این که ممکنه نظرم درج نشه از ذکر مصادیق معذورم

    • نویسنده دیدگاه: علی ابراهیمی
      شهریور ۳, ۱۳۹۱ در تاریخ ۰۱:۳۱

      جنای آقای کریس دیبورگ خواننده ی ایرلندی موسیقی پاپ :
      از انتخاب نام مستعارتان پیداست که شما مصداق بارز کسانی هستید که در این یادداشت به عنوان افراد مُغرض و ناآگاه از آنها یاد شده است ؛ زیرا باید نام شما را در رقاصه خانه های اروپا و آمریکا و در کاباره های لوس آنجلس جستجو کرد نه در تپه ی شهدای دلفان . ضمن اینکه نظام مقدس جمهوری اسلامی را به رُمان “جرج اورول ” تشبیه نموده اید که منظور جرج اورول از این رمان ، نحوه ی حکومت حاکمانی مانند استالین ، تروتسکی، چرچیل ، روزولت و هیتلر بوده است که برای کسب قدرت و بقای آن ، ارزش های انسانی را نادیده گرفته و از هر جنایتی برای رسیدن به قدرت و حفظ آن فروگذار نکرده اند . با این نوع نگاه و تفکر ریشه ی ضدیت شما و امثال شما با این نظام ، را باید در مکتب های الحادی اومانیسم ، لیبرالیسم و سکولاریسم جستجو کرد که از اساس با مکتب اسلام به عنوان یک مکتب آسمانی مخالف و در تضاد و تقابل هستند. تفکر شما که به بهانه ی روشنفکری در تضاد با تفکرات اسلامی است ؛ متأثر از مکتب اومانیسم سرکش و لجام گسیخته است که هر چیزی که در برابر بی بند وباری ، لذت پرستی ، و کامجویی بی حد ومرز انسان بایستد ، متهم به خودکامگی و استبداد می شود ولو اینکه آسمانی و ربانی باشد . در این نوع تفکر هیچ پدیده ای حتی ” خدا ” بدون گذر از فیلتر آزمایشگاه ، در قلمرو وجود پذیرفته نمی شود و اعتقاد به غیب و عالم پس از مرگ ، نشانه ی آشکاری از عقب ماندگی و ارتجاع تلقی می شود . بنا براین تا زمانی که عقل شما در سیطره ی چنین تفکری گرفتار است ، اساساً پذیرش حکومتی به نام حکومت دینی و اسلامی برایتان غیر قابل تحمل و محال است . و از آنجا که از اساس چنین حکومتی را باور و قبول ندارید ، طبیعی است که خود را مصداق حیواناتی بپندارید که دیگران از شما بهره کشی می کنند . از طرف دیگر، چون آموزه های دین مبین اسلام برایتان جاذبه ای ندارد ، و جاذبه های خود را در کشور های لائیک و غیر دینی می بینید چاره ای جز این ندارید که برای رهایی از این ماتمکده ، به سکر الکل ، تخدیر افیون ، هیاهوی کلوپ های ماهواره ای ، و پایکوبی مستانه و جنون آمیز و دانسینگ های دود گرفته و نیمه تاریک آنها روی بیاورید . برای همین است که نام مستعار خود را کریس دیبورگ انتخاب نموده اید ، نامی که برگرفته ازنام خواننده ی مشهور ایرلندی موسیقی پاپ می باشد . نکته ی دیگری که باید به آن اشاره نمود این است که یکی ازقوانین مزرعه ی حیوانات آن است که ” هرآنکس روی دوپا راه می‌رود دشمن است ” که در اینجا بدون شک شما خود را مصداق این قانون می پندارید ، یعنی اینکه حاکمیت ، شما و امثال شما را دشمن می پندارد ، که صد البته دشمنی شما با این نظام باستناد فتنه ی 88 و فتنه ی18 تیر 78، برای ساقط کردن این نظام قابل کتمان نیست . البته حق پلیس سایبری برای تعقیب شما به اتهام توهین به سران نظام مقدس جمهوری اسلامی محفوظ است

      • نویسنده دیدگاه: Chris De Burgh
        شهریور ۳, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۶:۱۰

        از قدرت قلم و اطلاعات عمومی شما تحت تأثیر قرار گرفتم. با توجه به سخنان شما لازم است مواردی را ذکر کنم:
        1. روحیه ی پرخاشگرانه و تهاجمی شما مرا از ادامه ی بحث ناامید کرد. چون نه تنها امیدی به پذیرفتن حرف های خود از سوی شما ندارم، بلکه انتظار تفکر بر روی آن ها نیز بیهوده است. لکن به منظور تنویر افکار سایر بازدید کنندگان محترم سایت، ناگزیر به پاسخ هستم.
        2. زدن انگ ضد نظام، ضد انقلاب یا ضد ولایت فقیه به گوینده ی کوچک ترین سخن مخالف صحیح نیست. حتماً یادتان هست که رهبر عزیز و غریبمان در دیدار با دانشجویان فرمودند حتی مخالفت با نظر شخص ایشان، مخالفت با ولایت و نظام اسلامی نیست. نکند گمان می کنید جامعه ی ما دارای کوچک ترین مشکلی نبوده و جای هیچ گونه اعتراض و مخالفتی نیست؟
        3. آقای کریس دی برگ هنرمندی بزرگ و محبوب نزد تمام مردم دنیا و از جمله هم میهنان خودمان بوده و بر خلاف گفته ی شما، خواننده ای مطربی و لهو و لعب باز نیست. البته با توجه به مخالفت شما و امثال شما با ذات هنر و حتی هنرمندانی چون هوشنگ ابتهاج (شاعر) و حسین علیزاده (آهنگ ساز) این موضوع قابل درک است.
        4. بنده از مصداق های مورد نظر نویسنده ی مذکور مطلع نیستم. اشخاص سیاسی را که ذکر کردید نمیشناسم و با مفهوم اصطلاحاتی که بیان کردید (ایسم ها) آشنایی ندارم. اما هنگام مطالعه ی کتاب، ناخودآگاه مصداق تک تک شخصیت های آن را در جامعه ی خود دیدم.
        5. بی شک خبر دارید که شغل غالب مردم شهرستان دلفان کارگری است. کارگرانی که از کم ترین امکاناتی در محل کار برخوردار نبوده و در طول سال مجموعاً یک ماه را نزد خانه و خانواده ی خود به سر نمی برند. این در حالی است که بار اصلی فعالیت های تولیدی و عمرانی کشور بر دوش این عزیزان بوده و متأسفانه به مرور زمان وضعیت حال حاظر را به عنوان حالت ایده آل زندگی خود پذیرفته اند. جوابگوی ناکامی ایشان کیست؟ امام خمینی (ره) فرمودند: مستضعفان ولی نعمتان انقلاب اند. به راستی پس از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی، باید وضعیت مردم منطقه ی ما به گونه ای باشد که برای دریافت 45000 تومان یارانه، شب را تا به صبح در صف عابربانک بایستند؟
        6. همان گونه که رهبر معظم انقلاب فرموده اند نباید تنها انتقاد کرد و کارهای انجام شده را ندید. بله! در طول این سی سال در اکثر بخش ها آنچنان پیشرفت شگرفی داشته ایم که جهانیان را انگشت به دهان کرده است (البته با کمی اغراق). کافی است گوشه به گوشه ی کشور را گشته و اوضاع امور را ببینید. اما در منطقه ی دلفان چه؟ “تپه ی شهدای گمنام”! با افتتاح این پروژه ی عظیم چند هزار نفر از مردم شهرستان مشغول به کار شده اند؟ البته همان گونه که قبلاً ذکر شد کسی با شهید و شهادت مخالف نیست و کار انجام شده بسیار با ارزش است، کما آن که به وضوح تأثیر آن را بر معنویت، اخلاق و حتی سلامتی جسمانی مردم می بینیم.
        7. با عرض پوزش، منظور بنده از خوک ها، بعضی از مدیران و مسئولین بی وجدان سابق و حال حاضر شهرستان و استان است که از فرصتی که برای خدمت به مردم محروم منطقه در اختیارشان قرار گرفته، تنها برای افزودن طبقات ساختمان های اشرافی خود بهره برده اند. نه سران نظام مقدس اسلامی.
        8. هفت مورد قبل (من باب مزاح)
        9. سلام مرا به پلیس سایبری برسانید. در صورت توهین آمیز بودن سخنان بنده (که نیست)، باید مدیر سایت وزین و درپیت سلام دلفان نیز به خاطر درج آن ها مورد مؤاخذه قرار گیرد.
        در ضمن من خود خود کریس دی برگ هستم… خیلی بی مزه شد دیگه! روز خوش

        • نویسنده دیدگاه: علی ابراهیمی
          شهریور ۴, ۱۳۹۱ در تاریخ ۰۳:۲۷

          اگر چه خود را ملزم به پاسخگویی نمی دانستم اما بقول خودتان جهت تنویرافکار کاربران محترم و قضاوت آنان در این رابطه، لازم دانستم چند نکته ای را مجدداً متذکر شوم :
          1 – مرا متهم به روحیه ی پرخاشگری و تهاجمی نموده اید ، این اتهام در صورتی وارد است که ابتدا تعریف دقیقی از تهاجم و پرخاش داشته باشیم و این تعریف مورد توافق طرفین دعوا قرار گرفته باشد ؛ آنگاه مصادیق پرخاش و تهاجم بیان شده باشد تا عناوینی که مصداق پرخاش و تهاجم هستند مشخص شوند سپس توسط یک ناظر بی طرف با قضاوت در مورد عناوین بکار رفته ، مشخص کند که آیا پرخاش و تهاجمی صورت گرفته است یا خیر ؟ بنا براین متهم نمودن بنده به پرخاش و تهاجم به دلایلی که ذکر شده قابل قبول نیست .
          2 – گفته اید انگ ضد نظام و ضد ولایت فقیه به شما زده ایم ، بنده اصلاً نامی از ولایت فقیه به میان نیاورده ام ، هرچند که مشکل این نوع قماش با خود سوزن نیست بلکه با سر سوزن است ؛ دوستداران ولایت هنوز تاختن همفکران شما علیه ولایت فقیه با پاره نمودن عکس امام خمینی (ره) و به آتش کشیدن آن و همچنین شعار دادن علیه اصل مترقی ولایت فقیه را در فتنه ی 88 از یاد نبرده اند . اما انگ ضدیت با نظام را می پذیرم ، البته نه تحت عنوان انگ ؛ بلکه محکوم به ضدیت با نظام هستید آن هم باستناد گفته ی خودتان که در اولین اعلام نظر ابراز داشته اید . آنجا که گفته اید : « حکایت ما حکایت حیوانات مزرعه دربرابر خوک هاست ». در اینجا جهت قضاوت کاربران محترم خلاصه ای از این رمان آورده می شود تا مشخص شود که آیا تعمیم این رُمان بر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مصداق بارز اهانت به مردم و مسئولان و ضدیت با نظام هست یا نه ؟ ضمن اینکه ادبیات اسطوره ای و داستانی غنی کشور ما مانند شاهنامه ، مرزبان نامه ، کلیله و دمنه و مثنوی معنوی ، لبریز از اینگونه داستانهاست ، اما برای اینکه ما پُز چیزی دانستن را به خود بگیریم ، سراغ رمان های غربی می رویم ، شاید هم نرفته باشیم ، از زبان دیگری چیزهایی شنیده باشیم .
          « این رمان دربارهٔ گروهی از حیوانات است که در اثر ظلم وفشار زیادی که به آنها روا می شود، در یک عملیات کاملا ناگهانی و بدون برنامه ریزی قبلی، انسان‌ها را از مزرعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند بیرون می‌کنند و خود ادارهٔ مزرعه را به دست می‌گیرند.پس ازپیروزی همگی متفق القول قوانین لایتغیری وضع می کنند که پایه ی جامعه ی حیوانی آنان را تشکیل می دهد که شامل بندهای زیر است:
          • هرآنکس روی دوپا راه می‌رود، دشمن است.
          • هرآنکس چهارپای دارد ویا بال، دوست است.
          • حیوانات لباس نمی‌پوشند.
          • حیوانات درتخت نمیخوابند
          • حیوانات الکل نمی‌خورند.
          • حیوانات همدیگر را نمی‌کشند.
          • همه حیوانات برابرند.
          چنانچه به قوانین خوب توجه شود، به سادگی درک می شود که این قوانین همگی ویژگی های حکومت خودکامه و استبدادی است و در واقع این قوانین ماهیت آرمان گرایانه ی قیام حیوانات(مردم) را به خوبی مشخص می کند.همان طور که در داستان نیز اشاره می شود، در ابتدا همه چیز خوب است تا اینکه نوبت به انتخاب رهبر و حاکم می رسد، و در واقع منشا تمامی تغییرات و نابرابری ها و بی عدالتی ها از همین جا آغاز می شود. خوک ها به علت زیرکی بیش تر خواه ناخواه، به عنوان طبقه ی حاکم برگزیده می شوند و از اینجاست که اندیشه های توتالیته مآبانه ی گروه حاکم یکی پس از دیگری رخ برمی نمایاند و ما به وضوح شاهد یک نظام توتالیتر با تمامی ویژگی های آن می باشیم. نظام اجتماعي توتاليتاريسم (Soial system totalitarianism) از دهشت ناكترين نظامات اجتماعي است كه بشر معاصر آن را تجربه كرده است. نظمي به مراتب هولناك تر از استبداد سياسي و ديكتاتوري يك عنصر مستبد و خودراي مي‌باشد » .
          با توجه به این گفته ی شما” حکایت ما ( یعنی مردم ) حکایت حیوانات مزرعه در برابر خوک ها (یعنی ………. ) است” ؛ و با توجه به خلاصه ی این رُمان ، که توهین آشکار به مردم و مسئولان است ، و پرتوی از شعله های سرکش کینه توز درون شماست چگونه قابل دفاع و توجیه است ؟
          3 – موضوع مورد بحث ، در ارتباط با مشکلات جامعه نبوده است که بخواهیم همه چیز را خوب و مطلوب جلوه دهیم ، اما شما با سفسطه گری خود خواسته اید موضوع بحث را به انحراف بکشید ضمن اینکه هیچ کس نمی تواند مشکلات موجود را انکار و یا لاپوشانی کند ، بلکه ما هم در عمق این مشکلات داریم دست و پا می زنیم و ناله ی وامصیبت مردم را به گوش می شنویم ، اما گره دادن این رشته به کلاف مشکلات ، مغالطه ای بیش نیست .
          4 – بنده در هیچ جمله ای نگفته ام که هنرمند محبوب شما ، هنرمندی مطربی و لهو و لعب باز است ؛ بلکه از انتخاب نام مستعار خودتان که نام یک خواننده ی غربی هست ، تمام آمال و آرزوهایتان را حدس زدم .
          5 – گفته اید با ذات هنر و هنرمند مخالفید ، بر اساس کدام مستندات ما را متهم به مخالفت با ذات هنر می کنید ، جز اینکه استناد شما به آوردن نام این هنرمند غربی است ؟! باید گفت که ما نه تنها با هنر و هنرمند مخالف نیستیم بلکه هنر را جلوه ای باشکوه از فرهنگ با شکوه ملت ایران می دانیم ؛ که اگر چنین نبود ، چیزی جز تلخی روان و تشویش روح آدمی باقی نمی ماند و حلاوت و ارزش فرهنگ به تلخی و بی ارزشی مبدل می شد . البته ما با هنری که مانند گوساله ی سامری که در یادداشت به آن اشاره شد جماعتی اجنبی و تشنه به خون ملت را به رقص و پایکوبی و تحسین درآورد مُخالفیم. ما با هنری که دشمنان نام و نشان داراین نظام با توسل به آن ، این ملت را توبیخ و سرزنش کند مخالفیم . ما با هنری که سفره ی اطوار فساد و فحشا را پهن کند مخالفیم و ما با هنری که صورت جامعه ی اسلامی را مخدوش کند و آن را خون آلود جلوه دهد مخالفیم .
          6 – در بند 4 پاسخ تان ، باز هم از عنوان توهین آمیز تان نسبت به مردم و مسئولان دفاع نموده اید و برآن تأکید کرده اید ، آنجا که گفته اید « مصداق تک تک شخصیت های آن را در جامعه ی خود دیدم » که خود این گفته مصداق بارز اهانت به مردم و مسئولان می باشد ولو اینکه منظور شما مردم این منطقه و مسئولان محلی باشد .
          7 – در بند 5 گفته اید شغل مردم شهرستان دلفان کارگری است و جوابگوی نا کامی ایشان کیست ؟ همانطور که قبلاً اشاره شد ، اول اینکه طرح این موضوع یک مغالطه ی آشکار نسبت به مبحث اصلی بوده و ارتباطی بین موضوع مورد بحث و کارگری مردم دلفان وجود ندارد هرچند سایت سلام دلفان در این رابطه به وظیفه ی خود عمل نموده است اما اینکه مسئولان به آنچه که خواست این رسانه بوده است عمل کرده اند یا خیر جای بحث دیگری است . دوم اینکه ما عادت کرده ایم که علت العلل تمام ناکامی ها را به طور عام ، حاکمیت جلوه دهیم حتی اگر پایمان روی پوست موزی بلغزد و آسیب ببیند ؛ در صورتی که اولاً تمام مردم از ناکامی و کارگری رنج نمی برند،( کافی است به برج و بارو های مجللی که در همین شهرساخته شده است و یا ساخته می شود نگاهی بیاندازید) ثانیاً استعدادها و توانایی خود مردم را در کسب مهارت های زندگی و تصاحب کار و شغل نمی توان نادیده گرفت .
          8 – در بند 6 گویا تیر یادداشت ما به مصداق فردی از افراد مُغرض و نا آگاه که به آنها اشاره نموده ایم اصابت کرده است که این چنین صدای انعکاس برخورد آن به گوش می رسد . و اتفاقاً روی سخن ما ، بیشتر با زمزمه های مخالفی بود که در زمان احداث این تپه به گوش می رسید ، شما با تمسخرگفته اید ” افتتاح پروژه ی عظیم اشتغال چند هزار نفری مردم دلفان ” که باز هم ورق دیگری از عمق کینه ی خود نسبت به شهید و شهادت و ارزش های فرهنگی جامعه را رقم زده اید ، در صورتی که ایجاد این تپه یک کار فرهنگی مانند سایر کارها بوده است و قیاس آن با پروژه های ایجاد اشتغال ، قیاس سوفسطایی و مع الفارق است و حتی اگر هزینه ی تپه ی شهدای دلفان در ایجاد اشتغال به کار گرفته می شد ، تغییر محسوسی در کاهش بیکاری ایجاد نمی کرد . البته تفصیل این موضوع را باید در جای دیگری شرح داد.
          9 – در بند 7 مجدداً به اهانت و جسارت خود به مدیران و مسئولان حال و سابق اعتراف نموده اید ، خود مسئولان باید شمارا به اتهام این عناوین توهین آمیز شناسایی و محاکمه نمایند . 10 – در بند 9 اشاره نموده اید سلام مرا به پلیس سایبری برسانید، که بنده هم باب مزاح گفته بودم حق پلیس سایبری برای تعقیب شما محفوظ است ؛ چون می دانم که اولاً ردیابی شما بسیار دشوار است البته نه به این معنا که دست یافتنی نیستی ، بلکه بدین معنا که ارزش رد یابی نداری ، ثالثاً مسئولانی که مورد هدف نیش زهر آلود شما قرار گرفته اند باید اقدام کنند .

    • نویسنده دیدگاه: موافق
      شهریور ۱۰, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۰:۵۹

      بنده با نظر شما موافقم

  2. نویسنده دیدگاه: ساکت
    شهریور ۳, ۱۳۹۱ در تاریخ ۱۷:۴۴

    همه روزاول فکرمی کردن ظرف یه هفته جاده آسفالت می شه ولی متاسفانه اون جاده اولی هم آرزوشده

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار