سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 62785
تاریخ انتشار: ۸ مهر ۱۳۹۴
تعداد نظرات: ۲ نظر
خانه » اخبار برتر » از رزمنده ای که پیش چشمانش برادرش شهید شد تا وقت شناسی شهیدان و حضور خانوادگی رزمندگان دلفانی در جنگ
Print This Post
روایتگری رزمنده حاج حشمت رحمانی از عملیات بیت المقدس 4

شهید کرمخدا رضایی و کرمرضا رضایی دو برادری بودند که در این عملیات حضور داشتند و وقتی برادر بزرگتر به شهادت رسید برادر دیگر حاضر نشد منطقه را ترک کند و به ادامه جنگ در برابر نیروهای دشمن پرداخت .

به گزارش سلام دلفان، سلسله همایش های گنج جنگ که به همت موسسه فرهنگی نسیم حیات و بمناسبت هفته دفاع مقدس در مساجد سطح شهر برگزار می گردد شب گذشته به میزبانی مسجد جامع با روایتگری برادر رزمنده حاج حشمت رحمانی برگزار شد در این مراسم “رحمانی” ضمن گرامیداشت هفته دفاع مقدس و تبریک فرارسیدن دهه ولایت و همچنین عرض تسلیت به خانواده های داغدار قربانیان حادثه منا به بیان خاطراتی از عملیات “بیت المقدس 4” پرداخت که به شرح ذیل می باشد.DSC00455

همانگونه که می دانیم هشت سال جنگ نابرابر توسط استکبار و ایادی آن بر ملت تازه انقلاب کرده ایران تحمیل شد، هر چند استکبار در هیچ لحظه ای بیکار ننشسته و نخواهد نشست و در هر فصل و زمانی یک توطئه بزرگ را برای انقلاب اسلامی ایران تدارک دیده و میبیند و یکی از آنها تحمیل جنگ نابرابر مردم کشور ما بود که از ارتش و نیروی منسجمی برخوردار نبود ولی فرماندهی امام (ره) به عنوان فرمانده کل قوا و سلحشوری و ایثارگری مردم ایران باعث شد در این توطئه استکبار جهانی با تمام قوا و تجهیزاتش در برابر اسلام انقلاب نو بنیان رسوا و سرکشته شود.

یکی از عملیاتی که بنده در آن حضور داشتم و شاهد رشادت های شهدا و ایثارگران و رزمندگان بودم عملیات بیت المقدس 4 یا همان شاخ شمیران بود.

دراسفند ماه سال 1366و نزدیکی ایام عید سال 1367  ایران در منطقه کردنشین حلبچه طی عملیات والفجر 10 شهر بزرگ حلبچه زا به تصرف خود درآورده بود به گونه ای که رژیم بعث ناچار شد برای سد کردن پیشروی ایرانیان، منطقه و شهر حلبچه و حتی مردم این شهر را را بوسیله بمب و گلوله های شیمیایی مورد حمله قرار دهد و یک فاجعه تازیخی و عظیم انسانی را بوجورد آورد، به همین دلیل قرارگاه فتح سپاه مصوب نمود جهت کم کردن فشار دشمن بعثی و تسلط بر ارتفاعات مشرف بر منطقه و تاسیسات سد در بندیخان عملیات بیت المقدس 4 را که طی آن می بایست ارتفاعات سوق الجیشی و استراتژیک شاخ شمیران، برددکان و شاخ سورمر و بال های متصل به این ارتفاعات را به تصرف در آورند انجام گیرد.DSC00435

 

در این عملیات نیروی زمینی سپاه پاسداران ماموریت اجرای عملیات را به قرارگاه فتح واگذار کرد و سازمان رزم به این شکل  طراحی شد: لشکر 27 محمدرسول‌الله(ص) تهران با 6 گردان پیاده، لشکر 57 ابوالفضل(ع)لرستان با 5 گردان پیاده، لشکر 10 سیدالشهدا(ع) با 9 گردان پیاده و تیپ مستقل 18 الغدیر یزد با 3 گردان پیاده.

در مورخ 1367/1/6 نیروهای تیپ 57 لرستان با رمز یا اباعبدالله(ع) در یک عملیات پیروز مندانه در کمترین زمان ممکن ارتفاع مورد ماموریت شاخ شمیران را به تصرف خود درآورند و لطمات سنگینی را به دشمن وارد کردند، گردان حمزه سیدالشهدا(ع) یکی از اصلی ترین گردان های عمل کننده تیپ 57 و تثبیت کننده مناطق به تصرف در آمده بود ، چون تثبیت موقعیت فتح شده به مراتب مهمتر از تصرف آن است ، گردان حمزه سیدالشهدا(ع) تنها گردانی بود که حدود 11 روز را در منطقه حضور داشت، عراقی ها وقت و بی وقت مبادرت به حمله مینمودند ولی هر بار با مقاومت جانانه نیروهای ما شکست می خوردند ، در این عملیات می دیدیم که برخی از رزمندگان به صورت خانوادگی حضور داشتند از جمله مرحوم حاج شیخ فتح الله موسوی و فرزندشان سید ابوالقاسم موسوی که سمت فرماندهی گردان حمزه سیدالشهدا(ع) را نیز بر عهده داشتند، شهید کرمخدا رضایی و کرمرضا رضایی نیز دو برادری بودند که در این عملیات حضور داشتند که وقتی برادر بزرگتر به شهادت رسید برادر دیگر حاضر نشد منطقه را ترک کند و به ادامه جنگ در برابر نیروهای دشمن پرداخت  که این روحیه ایثارگری با هیچج ابزار مادی قابل مقایسه نیست . مورد مشابه همین ایثارگری ها را در عملیات کربلای 5 با شهادت دو برادر سرتیپ نیا و برادر کوچکترشان دیدم .

یکی از خاطراتی که شدیداً مرا مورد تاثیر قرار داد اینگونه بود که، در غروب یکی از روزها عراقی ها مبادرت به تک نموده و تا صد متری سنگرهای ما پیش آمدند ، برادران به شدت به گلوله، نارنجک و آرپیچی نیاز داشتند، تصمیم گرفتیم که به یکی از سنگرهای عراقی ها که پشت سر ما بود و پر از مهمات برویم ، تعدادی از همرزمان را به همراه خود بردم که ناگهان متوجه شدم یک نوجوان  کم سن و سال را دیدم که مجروح روی زمین افتاده بود ، جلوتر که رفتم  دیدم گلوله یا تراشی به ناف شکمش برخورد کرده و از بدنش خارج نشده وقتی خواستم او را برای پانسمان ببرم گفت : آقای رحمانی تو را به جان امام (ره) برو مهمات را به بچه ها برسان من حالم خوب است ، هر کاری کردم قبول نکرد به اوکمک کنیم،با بیسیم به آقای موسی رضا رحمانی اعلام کردم  و برای آوردن مهمات رفتیم، وقتی که برگشتیم دیدم این نوجوان با چهره  ای نورانی روح بلندش از پیکر خارج شده و به درجه رفیع شهادت رسیده بود و این نوجوان علی جعفری فرزند حاج شیخ جواد جعفری جمعی گردان انصار بود که همیشه مقاومت و آگاهی و وقت شناسی این شهید بزرگوار برای بنده درسی بوده و هست.

بنده افراد زیادی را در واسپین لحضه های عمرشان دیده ام ، افرادی مومن که اهل نماز شب و به جا آوردن واجبات و مستحبات دینی بودند ، اما در آخرین لحظات مرگ نگران سفر آخرت بودند  ولی وقتی در واسپین لحظات شهادت به بالین شهدا می رسیدیم وصیت انان پاسداری و حفظ دستاوردهای انقلاب و کوتاه نیامدن در مقابل دشمنان بود.

جا دارد از همرزمان فداکارم از جمله یحیی بهرامی، علی حسن کرمعلی، ابوالقاسم موسوی، مرادعلی زمانی و سایر رزمندگان این دیار تقدیر کنیم….. 
DSC00436 DSC00439 DSC00445 DSC00449
DSC00456 DSC00463 DSC00468 DSC00473

 

  1. نویسنده دیدگاه: عبداله نوری
    مهر ۸, ۱۳۹۴ در تاریخ ۱۷:۰۱

    دلاور رزمند ه حاج آقا رحمانی عزیز
    باسلام وعرض ارادت میدانی که شهید علی جعفری پسر دایی بنده است ومدتی نیزباهم جبهه بودیم در عملیات نصر 8بی باکی وشجاعتش ونترس بودنش حرسم رادر می آورد ولی خاطره شما از ایشان بسیار جالب بود.خدا خیرت دهد وشهداازت راضی باشند

  2. نویسنده دیدگاه: مجتبی کریمیان
    بهمن ۱۴, ۱۳۹۴ در تاریخ ۰۲:۱۲

    با سلام خدمت دوستان…بنده فرزند شهید مراد کریمیان هستم .خواستم اگه کسی از بابام و لحظه شهادتش اطلاع داره لطفا بنویسه اگه عکس یا فیلم هم باشه ممنون میشم.اگه میشه واسم به این شماره بفرسته…09166988575

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار