سلام دلفان
سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان سلام دلفان
سلام دلفان
سلام دلفان
کد خبر: 71951
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۴
تعداد نظرات: ۶ نظر
خانه » اخبار برتر » ما و انتخاب هایمان( به بهانه ی نزدیکی انتخابات مجلس )
Print This Post
قسمت اول: عیار معیار

آیا ایراد در نمایندگانی است که سالیان سال بر کرسی خود نشسته و به هر دلیل توفیق رفیق راهشان نبوده ؟ یا ساختار کار معیوب و بستر رفتار مناسب نبوده ؟ یا شاید کم توجهی بالادستان و مطالبه ی ناکافی فرودستان عامل اصلی است

سرویس سیاسی سلام دلفان – جهانگیر یوسفی، سالها پیش در عهد نوجوانی روزی در معیت عوامل صندوق اخذ رای به روستایی کوچک و کم جمعیت رفته بودیم . میانه سال مردی که به گمانم بزرگ ده بود ، اول کسی بود که رای خود را به صندوق می افکند . حین رای دادن با صدایی رسا خطاب به جمع این گونه خبر داد که اهالی این روستا همگی به فلانی رای می دهند چرا که تنها کسی که برایمان پوستر آورده همو بوده است ! به زعم مرد آوردن اعلان تبلیغاتی احترامی بود که فلانی نهاده و دیگران به هر روی از آن استنکاف ورزیده بودند . از قضا چنین نیز شد و همه ی اهل ده به رای بزرگشان تمکین نموده ، آرای خود را به همان سیاق در صندوق ریختند . استدلال مرد روستایی از نظر نوجوانی نورس که گرچه محروم از حق رای اما به غایت کنجکاو و پیگیر بود سخت غریب می نمود . طبیعت بی آلایش نوجوانانه ی من در پی حجت شرعی و انتخاب اصلح بود و ذهن خام اندیش و کم تجربه ام چه بسا بر احوال مردمان ساده ی روزگارم تاسف می خورد .سالها گذشت و من در تجربه ی گرانسنگ انتخابات متعدد چندان ملاکهای رنگ به رنگ و متغیر و معیارهای عجیب و غریب و متنوع رای دهندگان روزگارمان را به خود دیدم که البته در میانشان دلیل مرد روستایی ماجرا محترم ترین و مقبول ترین و موجه ترین آنها بود .

قریب یکصد و اندی سال از آن روزی که شاه بیمار قاجار فرمان مشروطه را صادر کرد می گذرد . مجلس شورایی که از پی آن فرمان زاده شد جز معدود اوقاتی حیاتی مستمر داشته است . در طول این سالیان گرچه کیفیت و شکل انتخاب شوندگان مدام در تغییر و تحول بوده چنانچه روزی بر کرسی های مجلس منتخبینی صنفی، روزگاری برگزیدگانی از طبقه الیگارشی و زمانی وکلایی از سطوح فرودست اقتصادی و اجتماعی تکیه زده اند اما به عقیده ی من کیفیت و نحوه انتخاب انتخاب کنندگان با گذر زمان چندان دگرگونی نیافته است .

سالیانی چند و روزگارانی اند ما بودیم و شهری و انتخاباتی که هرچند سال یک بار برگزار می شد . منتخبین محترمینی بودند در کسوتی محترم تر . یک مرتبه این و یک بار آن . ملت نیز قانع بودند و خرسند . نه سوالی و نه جوابی و طبعاً نه تغییری و نه تغیری . روزگار خاموشی و وادی خاموشان و معیار انتخاب …بماند !

سالیانی چند و روزگارانی اند گذشت . روزی از خواب بیدار شدیم و دیدیم ای دل غافل ! از قطار ترقی جا مانده ایم و بیجا مانده ایم . شهرمان کلان دهی شده بد شکل و شهرکی بد قواره . تازه چند صباحی است که آه و افغانمان در فراز شده در جستجوی علت العلل ادبارمان باره در وادی تحقیق می رانیم و قلم در صفحه تفحص می فرساییم . در نهایت به یک واژه می رسیم و ریشه ی بیشتر کمبودها را در یک نام می یابیم : نماینده مجلس .

گمان می کنیم اگر نماینده ای می داشتیم فاضل و محتشم و کاردان و متنفذ، به دست تدبیر ناداشته هایمان را به بالادست برده و به حکم تدبر بر داشته هایمان می افزود . در باورهایمان نماینده دائرمدار همه ی بدیها و خوبی ها ، کمبودها و افزونی ها و عقب ماندگی ها و توسعه یافتگی هاست . به شرط کفایت منشا اقبال و به شرط بی کفایتی مایه ی ادبار . در این پندار سیاست دولت نیز چنانچه با تدبیر نماینده همراه نشود ناقص و نارساست . نه از منظر نظر که از نگاه عمل این سخن چندان گزافه نیست . دست کم قیاس حال ما با احوال دیگران این گونه می گوید . اما پرسش اساسی این است که با وجود این پتانسیل قوی و کارآمد چرا ما اکنون درمانده ایم ؟ آیا ایراد در نمایندگانی است که سالیان سال بر کرسی خود نشسته و به هر دلیل توفیق رفیق راهشان نبوده ؟ یا ساختار کار معیوب و بستر رفتار مناسب نبوده ؟ یا شاید کم توجهی بالادستان و مطالبه ی ناکافی فرودستان عامل اصلی است ؟ ویا هر عامل دیگر . اصل و فرع ماجرا هر آن چه هست و پاسخ پرسش هر آن چه باشد پرسشی دیگر همچنان لاینحل باقی می ماند . اجازه بفرمایید در ضمن حکایتی دیگر و نمونه ای مکرر بپرسیم به راستی ما نمایندگانمان را چگونه ساخته ایم ؟ دقت کنیم پرسش این نیست که نمایندگانمان شهرمان را چگونه ساخته اند که از منظر ما البته فرع است . اما اصل اینست که ما مردمان چگونه چهارچوبی برای نمایندگی ساخته ایم و چه سان ساختاری پرداخته ایم که هرکس ولو در نهایت کفایت و غایت درایت در این چهارچوب و ساختار جز ناکامی و ناتوانی سرنوشتی در پیش نخواهد داشت .

یکی از دوستان که از قضا روزگاری کوتاه بر مسند مدیریت یکی از ادارات شهرمان جلوس کرده و البته ناصواب کشیده و تلخی چشیده در نهایت عطای آن را به لقایش بخشیده و هم اکنون کنج عزلت برگزیده روزی از سر لطف حکایتی بازگفت که بازگوییش خالی از لطف نیست . آن چه می خوانید روایت اوست :

شبی در ایام مسوولیت به خواست نماینده وقت مجلس به مجلسی فراخوانده شدم . بارعامی بود تا وکیل بزرگوار با موکلانش از نزدیک صحبت کرده و نیازهایشان را رفع و رجوع نماید. خانه از آن مهندسی جوان و محجوب بود که با چشمانی نگران به پذیرایی مشغول بود . مطابق معمول خوان طعامی گسترانیده بودند و ریز و درشت بر گرداگرد آن به تناول مشغول . بیشتر نا آشنا . احساس غریبی بود یا احتیاط در هم سفرگی ، به بهانه ای از نشستن بر کنار سفره کناره گرفته در گوشه ای منتظر ماندم . بساط شام که برچیده شد ، جناب نماینده بر صدر مجلس تکیه زد و باقی میهمانان مودبانه دور تا دور منزل جای گرفتند . دفتر و دستکی گشوده شد و کار آغاز شد . به ایما و اشاره ای، عاقله مردی از میان جمع برخاست. به رسم ادب به روی دست و زانو ، افتان و خیزان خود را به محضر بزرگ حاضر رساند و عریضه ی خود بازگو نمود . مشکل مالی داشت و ایضاً مشکل در اخذ وام از بانکی بنام . به چشم برهم زدنی تماس تلفنی برقرار شد و به ظاهر مشکل به صورت ضربتی و فوری حل و فصل شد . نوبت به دیگری رسید . میانه سال مردی که با همان اسلوب پیش آمد . او نیز موافقت اصولی می خواست به گمانم از برای خرید تراکتور یا چیزی شبیه آن . به طریق اولی مکالمه ی تلفنی با دستگاه ذی ربط راهگشا شد . سومی پدر دانشجویی بود که در دانشگاه ÷واحد جابلقا ! تحصیل می کرد و از حضرت نماینده تقاضای انتقال به واحد جابلسا ! می کرد . شماره ی رییس کل دانشگاه را گرفتند و موافقت ضمنی را نیز .

چهارمی سپید مویی بود که با پسر جوانش که دانش آموخته ی کاردانی ادبیات پارسی بود به حضور شرفیاب شد . پسر بیکار بود و جویای کار . از میان دفتر و دستک برگه ای نوشتند و به دستش دادند خطاب به مسوول اداره ای غیر مرتبط با مضمون ” جهت اخذ مجوز به کارگیری ” . بندگان خدا امیدوار و شادمان ، دعاگویان و دست بوسان از خدمت مرخص شدند . و این قصه همچنان ادامه داشت و مدعوین یکی از پس دیگری می آمدند و می رفتند با درخواست هایی مشابه . آن یکی کود شیمیایی می خواست و این یک بیل مکانیکی . یکی مساعده و وام و یکی پست و مقام . از همه غریب تر گزارش فلان کس بود از گرایش فلان مسوول به فلان جناح و روایت فلان دردمند بود از فعالیت فلان کارمند به نفع فلان نامزد احتمالی انتخابات . نتیجه ی کار نبود مگر غیظ اطرافیان و غضب این و آن و تصمیمات مقتضی در لحظه و آن ! القصه تا پاسی از شب این مجلس بر دوام بود و این محمل برقرار . اما دریغ از مطالبه ای به حق و نقدی به سزا و درخواستی عام المنفعه و پیشنهادی دندان گیر و سخنی منطقی . هرچه بود فرد بود و فرد بود و فرد . لحظه ای صاحب خانه را دیدم که همچنان با چشمانی نگران در جستجوی فرصتی بود تا عریضه اش را معروض بدارد … .

بیش از آن ماندن جایز نبود. به بهانه ای دیگر عذر تقصیر خواسته و مجلس را به اهلش واگذاشته ، بیرون رفتم و با خود اندیشیدم تا زمانی که مطالبه ی ما این باشد و عیار معیارمان آن ، وضعمان همین خواهد بود و اوضاعمان همان … .

ادامه دارد

  1. نویسنده دیدگاه: نام شما...
    بهمن ۱۰, ۱۳۹۴ در تاریخ ۱۲:۲۲

    like

  2. نویسنده دیدگاه: حاج حسین
    بهمن ۱۰, ۱۳۹۴ در تاریخ ۱۲:۵۳

    سلام بر جناب یوسفی عزیز،
    قلم توانایت را می ستایم و دغدغه های گرانت را در مدار جگر سوخته از جور ظالمان و خائنین به دیارم قرار داده و جوهر مقدس خودکارت را توتیای چشمان کم سویم می کنم.
    حضور پر مهرت را در سایت مردمی سلام دلفان به فال نیک گرفته و ادامه ی راه را با رمزگشایی از ناگفته ها و نانوشته ها، به انتظار می نشینیم.
    موفق به توفیقات و موید به تآییدات خاص حضرت دوست باشید.

  3. نویسنده دیدگاه: علی
    بهمن ۱۰, ۱۳۹۴ در تاریخ ۱۴:۰۰

    با سلام فیلم نطق تاریخی دکتر ایمانی در مجلس جهت اخذ بودجه سالیانه برای آزادسازی عرصه قلعه فلک الافلاک که از سال 87 تاکنون به خرم آباد تعلق گرفته است،
    با حجم کم چیزی حدود 6 مگابایت در کانال تلگرامی @imani94 قرار گرفته است
    برای بازدید از این فیلم تاریخی از شما دعوت میشود.
    ببینید و قضاوت کنید.

  4. نویسنده دیدگاه: علی
    بهمن ۱۰, ۱۳۹۴ در تاریخ ۱۸:۱۴

    بیان حال ماست ان هم به زبانی بسیاز زیبا

  5. نویسنده دیدگاه: HIRSAAAAAAA
    بهمن ۱۰, ۱۳۹۴ در تاریخ ۲۱:۲۱

    ازماست ک برماست……..

  6. نویسنده دیدگاه: سام
    بهمن ۱۲, ۱۳۹۴ در تاریخ ۱۳:۳۰

    خدایا چه کنیم از این همه عقب ماندگی

ارسال دیدگاه

زمان ورود کد امنیتی تمام شده. مجددا بارگزاری کنید

سلام دلفان
سلام دلفان
رفتن به نوارابزار